نقد و بررسی
نقد جنگ واکسن 2023 (The Vaccine War) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبیِ روایت یک بحران «The Vaccine War» ساختهٔ Vivek Agnihotri در پی آن است که داستان تولید واکسن بومی هند در روزگار همهگیری کرونا را از دل آزمایشگاهها و نهادهای علمی بیرون بکشد و به درامی دربارهٔ کوشش جمعی، فشار زمان و رقابت ملی تبدیل کند. فیلم بهجای آنکه بر یک قهرمان منفرد تکیه کند، گروهی از دانشمندان و پژوهشگران را در مرکز توجه قرار میدهد؛ کسانی که باید در شرایط کمبود امکانات و زیر سایهٔ اضطراب عمومی، مسیر دشوار پژوهش و آزمون را پیش ببرند.
این انتخاب بالقوه امتیاز مهمی است: سینما کمتر به کار علمیِ گروهی و روند کند، خطاپذیر و پیچیدهٔ آن میپردازد. اما جاهطلبی موضوعی، بهتنهایی ضامن موفقیت دراماتیک نیست. فیلم میخواهد هم ادای دینی به دانشمندان باشد، هم گزارشی از رقابتی تاریخی، هم تریلری پرتنش و هم بیانیهای دربارهٔ جایگاه کشور در جهان.
این خواستههای متعدد بهجای آنکه به روایتی چندلایه برسند، گاه در برابر یکدیگر قرار میگیرند. نتیجه اثری است که اهمیت موضوعش از انسجام رواییاش بیشتر است. علم در آزمایشگاه و بر پرده یکی از بخشهای قابل توجه فیلم، توجه به فرایند تولید واکسن است. اثر میکوشد کار پژوهشگران را به مجموعهای از مراحل ملموس بدل کند: مشاهده، آزمایش، ارزیابی و تصمیمگیری در وضعیتی که زمان و منابع محدودند.
همین تمرکز، فرصتی فراهم میکند تا تماشاگر با بخشی از سازوکار علم آشنا شود؛ سازوکاری که برخلاف روایتهای قهرمانمحور، نه با یک کشف ناگهانی، بلکه با انباشت تلاش، تکرار و همکاری پیش میرود. بااینحال، توضیح علمی زمانی دراماتیک میشود که از دل شخصیت و کنش بیرون بیاید. در «The Vaccine War»، اطلاعات گاهی چنان مستقیم و پیدرپی عرضه میشوند که بهجای آنکه در بافت داستان حل شوند، به سخنرانی یا گزارشی آموزشی شباهت پیدا میکنند.
« این انتخاب بالقوه امتیاز مهمی است: سینما کمتر به کار علمیِ گروهی و روند کند، خطاپذیر و پیچیدهٔ آن میپردازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این لحظات بیش از آنکه تجربهٔ دشوار پژوهش را به تماشاگر منتقل کند، میکوشد اطلاعات را به او برساند. تفاوت این دو مهم است: آگاهی از یک مرحلهٔ علمی لزوماً به معنای احساسکردن فشار، تردید یا مسئولیت کسانی نیست که آن مرحله را پشت سر میگذارند. روایت؛ میان گزارش و درام ساختار روایت در مرز میان بازسازی مستندگونه و درام سینمایی حرکت میکند، اما همیشه این مرز را به شکلی ثمربخش طی نمیکند.
فیلم از چندین چهره و موقعیت عبور میکند و رخدادها را در مسیری گسترده دنبال میکند؛ با این حال، پیوند میان بخشها گاه سست به نظر میرسد. جابهجاییهای روایی بهجای آنکه پیوسته بر تنش بیفزایند، ممکن است تمرکز تماشاگر را پراکنده کنند. برای همین، برخی اطلاعات به یاد میمانند، اما مسیر عاطفیای که باید آنها را به تجربهای واحد بدل کند، بهاندازهٔ کافی استوار نیست.
مشکل دیگر، غلبهٔ گاهبهگاه پیام بر قصه است. فیلم از پیش میداند که میخواهد بر چه چیزی تأکید کند و شخصیتها و رخدادها را در خدمت آن تأکید قرار میدهد. در چنین وضعی، درام کمتر فرصت مییابد پرسشهای دشوار را جدی بگیرد یا تنشها را بدون پاسخهای آماده پیش ببرد. روایت بهجای آنکه مخاطب را به تأمل دعوت کند، گاهی میکوشد او را به موضعی از پیش تعیینشده برساند؛ رویکردی که در موضوعی حساس، بیش از هر چیز به کاهش اعتماد مخاطب میانجامد.
شخصیتها و بازیها فیلم از بازیگرانی چون Nana Patekar و Pallavi Joshi بهره میبرد و حضور این دو در بخشهایی از اثر جلب توجه میکند. آنان میکوشند به شخصیتهای خود وزن و وقار ببخشند، بهویژه در صحنههایی که مسئولیت علمی با فشارهای بیرونی گره میخورد. بازیهایشان در لحظات آرامتر، ظرفیت لازم را برای ایجاد تمرکز و جدیت دارد؛ اما فیلمنامه همیشه مواد کافی برای پرورش این ظرفیت فراهم نمیکند.
« فیلم در این لحظات بیش از آنکه تجربهٔ دشوار پژوهش را به تماشاگر منتقل کند، میکوشد اطلاعات را به او برساند. »
شخصیتها و اجرا
بسیاری از چهرههای دیگر بیشتر به نمایندهٔ یک نقش یا موضع شباهت دارند تا انسانی با زندگی درونی مستقل. از گذشته، مناسبات شخصی، ترسها و تناقضهایشان چیز زیادی نمیآموزیم و در نتیجه، دشواریهایی که با آن روبهرو میشوند کمتر به تجربهای شخصی و ملموس بدل میشود. وقتی شخصیتها عمدتاً برای انتقال اطلاعات یا پیشبرد پیام حضور دارند، تماشاگر ممکن است اهمیت کارشان را بفهمد، اما پیوند عاطفی عمیقی با آنها پیدا نکند.
این کمبود، بهخصوص در فیلمی که بر فداکاری و مسئولیت جمعی تکیه دارد، محسوس است. تصویر، فضا و ریتم از نظر بصری، فیلم ظاهری مرتب و صیقلی دارد و میکوشد محیطهای علمی و فضای بحرانی همهگیری را باورپذیر جلوه دهد. آزمایشگاهها، اتاقهای کار و موقعیتهای پرتنش، دستکم در سطح طراحی صحنه و قاببندی، به جهان اثر انسجامی دیداری میبخشند.
انتخاب چنین فضایی نیز مناسب است: محیطی که در آن کنشهای کوچک پژوهشی میتوانند پیامدهایی بزرگ داشته باشند. بااینهمه، ظاهر تمیز اثر همیشه با ریتم و سازمان روایی آن هماهنگ نیست. تدوین و جابهجایی میان موقعیتها گاه حس شتابزدگی ایجاد میکند؛ گویی فیلم میخواهد هرچه زودتر به نکتهٔ بعدی برسد، بیآنکه برای موقعیت پیشین فرصت کافی بگذارد.
این شتاب، در کنار طولانیبودن کلی اثر، تناقضی پدید میآورد: فیلم زمان زیادی دارد، اما همیشه نمیداند آن را چگونه میان اطلاعات، شخصیتپردازی و تنش تقسیم کند. بعضی صحنهها کش میآیند و برخی دیگر پیش از آنکه معنای عاطفیشان شکل بگیرد، پایان مییابند. سیاستِ احساس و مسئلهٔ توازن «The Vaccine War» موضوعی علمی را در بستری ملی و سیاسی روایت میکند؛ بنابراین حضور احساس غرور، نگرانی و رقابت در آن طبیعی است.
« بسیاری از چهرههای دیگر بیشتر به نمایندهٔ یک نقش یا موضع شباهت دارند تا انسانی با زندگی درونی مستقل. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله این نیست که فیلم موضع دارد، بلکه این است که آیا موضعش را از راه پیچیدگی و شواهد دراماتیک میسازد یا با تقسیم جهان به دو سوی سادهٔ خیر و شر. هرجا فیلم از نمایش دشواریهای واقعی کار علمی فاصله میگیرد و اختلافنظر را بیشتر به مانعی اخلاقی یا خصمانه فرو میکاهد، اعتبار درونیاش آسیب میبیند.
در نتیجه، اثر گاهی بهجای آنکه مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ شفافیت، مسئولیت و عدمقطعیت در علم روبهرو کند، به سمت نتیجهای از پیش آماده سوق میدهد. این رویکرد نهتنها دامنهٔ بحث را محدود میکند، بلکه ممکن است همان حس اقناعی را که فیلم در پی آن است تضعیف کند. در یک درام علمی، تردید الزاماً نشانهٔ ضعف نیست؛ میتواند بخشی از صداقت روایت باشد.
فیلم هرچه بیشتر به این تردیدها مجال میداد، احتمالاً دستاورد دانشمندان نیز باورپذیرتر و تأثیرگذارتر میشد. نسبت فیلم با تماشاگر تماشاگر علاقهمند به روایتهایی دربارهٔ پژوهش، کار گروهی و تاریخ معاصر، مواد اولیهٔ جذابی در این فیلم خواهد یافت. دیدن تلاش علمی در مرکز یک درام سینمایی، بهخودیخود تجربهای کمتکرار است و اثر در برخی لحظات از همین ظرفیت بهره میگیرد.
همچنین توجه به نقش دانشمندانی که معمولاً در روایتهای عمومی کمتر دیده میشوند، انتخابی ارزشمند است. اما تماشاگر منتظر یک درام شخصیتمحور و متوازن، احتمالاً با اثری روبهرو میشود که میان آموزش، ستایش و هیجانسازی در نوسان است. اطلاعات فراوان جای رشد تدریجی شخصیتها را میگیرد و تأکیدهای عاطفی، گاه جای پرسشگری را.
« این رویکرد نهتنها دامنهٔ بحث را محدود میکند، بلکه ممکن است همان حس اقناعی را که فیلم در پی آن است تضعیف کند. »
قوتها و کاستیها
به همین سبب، فیلم ممکن است برای برخی مخاطبان الهامبخش باشد و برای برخی دیگر، بیش از اندازه جهتدار و پراکنده جلوه کند. این دو واکنش از شکافی میآیند که در خود اثر وجود دارد: شکاف میان اهمیت موضوع و شیوهٔ روایت آن. جمعبندی «The Vaccine War» از موضوعی مهم و کمترروایتشده آغاز میکند و میکوشد کوشش گروهی از دانشمندان را در متن یک بحران جهانی به تصویر بکشد.
توجه به روند علمی، فضای بصری مرتب و حضور بازیگرانی چون Nana Patekar و Pallavi Joshi از نقاط قوت آن است. بااینحال، فیلمنامه در پیوند دادن اطلاعات به درام، پرورش شخصیتها و حفظ پیوستگی روایت کامیاب نیست. افزون بر این، تأکید یکسویه و دوگانهسازی اخلاقی، مجال گفتوگوی پیچیدهتر را محدود میکند.
حاصل، فیلمی است که موضوعش از اجرای سینماییاش نیرومندتر به نظر میرسد: اثری ارزشمند از حیث انتخاب سوژه، اما نابرابر در تبدیل آن به تجربهای منسجم و چندلایه. فیلم یادآور میشود که روایت دستاورد علمی تنها با نمایش کوشش و غرور کامل نمیشود؛ برای آنکه تماشاگر واقعاً قانع و درگیر شود، باید به پیچیدگی، تردید و انسانهای پشت آزمایشگاه نیز به همان اندازه مجال داد.
« این دو واکنش از شکافی میآیند که در خود اثر وجود دارد: شکاف میان اهمیت موضوع و شیوهٔ روایت آن. »



ثبت دیدگاه