نقد و بررسی
نقد The Boat | 1921
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ مهندسیِ شکست «The Boat» ساختهٔ ۱۹۲۱ باستر کیتون و ادوارد اف. کلاین، فیلمی کوتاه و صامت است که ایدهای ساده را به موتور محرک مجموعهای از آشوبهای بصری بدل میکند: قایقسازی که میخواهد با خانوادهاش راهی دریا شود، با وسیلهای روبهروست که ظاهراً بیش از آنکه برای سفر مناسب باشد، برای آفریدن دردسر طراحی شده است.
قایقِ «دَمفینو» از همان ابتدا وعدهٔ ماجراجویی میدهد، اما هر گام به سوی آب، نقشهای تازه برای فاجعه میسازد. فیلم نه بر پیچیدگی قصه، بلکه بر دقتِ تبدیل یک ناکامی به ناکامی بعدی تکیه دارد؛ ناکامیهایی که با جدیت کامل رخ میدهند و همین جدیت، خنده را پررنگتر میکند. از خانه تا دریا؛ قصهای بهانهوار اما منسجم روایت «The Boat» از الگوی آشنای کمدیهای کیتون پیروی میکند: شخصیت اصلی هدفی روشن دارد، اما جهان مادی پیوسته در برابر اجرای آن هدف مقاومت میکند.
او قایقش را ساخته و میخواهد آن را به آب برساند؛ بااینحال، مسئله فقط حرکت دادن یک قایق نیست. اندازهٔ آن، نسبتش با خانه و خودرو، و سپس رفتار نامطمئنش در دریا، هرکدام مانعی تازه میآفرینند. نتیجه، سفری است که از پیش نمیتوان آن را سفری عادی دانست. سادگی داستان در عین حال امتیاز و محدودیت فیلم است.
«The Boat» شخصیتها را بهندرت از سطح نقشهای کمیک خود فراتر میبرد و برای تحول روانشناختی آنان زمان چندانی نمیگذارد. خانواده بیش از آنکه درگیر کشمکشهای درونی باشد، در میدان حادثه حضور دارد. اما همین کمعمقی با هدف اثر تناسب دارد: روایت چارچوبی فراهم میکند تا هر موقعیت، بهانهای برای آزمودن نسبت انسان با ابزار، فضا و پیشامد باشد.
« کمدیِ مهندسیِ شکست «The Boat» ساختهٔ ۱۹۲۱ باستر کیتون و ادوارد اف. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در پی ساختن درامی پیچیده نیست؛ میخواهد ببیند یک نقشهٔ بهظاهر عملی، با نخستین برخورد با واقعیت چگونه از هم میپاشد. دَمفینو؛ شیئی که فرمان نمیبرد مرکز واقعی فیلم نه شخصیتها، بلکه قایق است؛ شیئی بزرگ، پرجزئیات و سرکش که بهجای آنکه در خدمت سازندهاش باشد، او را به دنبال خود میکشاند.
دَمفینو هم حاصل مهارت و جاهطلبی است و هم تجسمی از محاسبهٔ نادرست. سازنده برای هر مشکلی راهحلی فنی در نظر گرفته، اما این راهحلها گویی با شرایط واقعی زندگی سازگار نیستند. ابزارهایی که باید کار را آسان کنند، به سرچشمهٔ گرفتاری بدل میشوند. در اینجا فیلم به یکی از مضمونهای ماندگار سینمای کیتون نزدیک میشود: برخورد انسان با ماشین و سازوکارهایی که میسازد.
شخصیت کیتون از پا نمینشیند؛ در برابر هر مانع، دست به اقدامی تازه میزند. بااینحال، ارادهٔ او الزاماً به تسلط نمیانجامد. برعکس، هر کوشش برای بازپسگرفتن کنترل ممکن است زنجیرهٔ تازهای از پیامدها را به راه اندازد. طنز از فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس سازنده و ناتوانی او در پیشبینی رفتار ساختهٔ دستش پدید میآید؛ فاصلهای که فیلم بدون توضیحهای طولانی و عمدتاً با حرکت و تصویر آشکار میکند.
بدن کیتون و خونسردی در دل آشوب اجرای باستر کیتون ستون اصلی این کمدی است. چهرهٔ آرام و کمتغییر او در برابر اتفاقهایی قرار میگیرد که هر لحظه پرهیاهوتر میشوند. این تضاد، شخصیت را به تماشاگرِ خاموشِ بداقبالی خودش تبدیل نمیکند؛ او همچنان فعال است، تصمیم میگیرد و برای حل مشکل میکوشد، اما صورتش کمتر از بدنش واکنش نشان میدهد.
« دَمفینو هم حاصل مهارت و جاهطلبی است و هم تجسمی از محاسبهٔ نادرست. »
شخصیتها و اجرا
خونسردیاش از جنس بیاعتنایی محض نیست؛ بیشتر چنین به نظر میرسد که جهان هرقدر هم نامعقول شود، باید با همان جدیت همیشگی با آن روبهرو شد. کمدی فیزیکی فیلم نیز فقط به زمینخوردن یا برخوردهای ناگهانی متکی نیست. بدن کیتون در نسبت با اشیا معنا پیدا میکند: قایق، طناب، ابزارها، دیوارهها و فضای محدود، همگی در طراحی شوخیها سهم دارند.
حرکتها اغلب از منطق یک کنش روزمره آغاز میشوند و سپس، با اختلالی کوچک، به وضعیتی نامنتظر میرسند. خنده از همین تغییر مسیر میآید؛ از آنکه کاری ساده، با حفظ ظاهر جدی و عملیاش، به نتیجهای آشکارا نامعقول ختم میشود. دکور و حرکت؛ صحنهای که خودش بازیگر است جذابیت بصری «The Boat» در این است که دکور صرفاً پسزمینهٔ کنش نیست.
فضاها و وسایل، بخشی از منطق شوخیاند و گاه چنان رفتار میکنند که انگار بازیگرانی مستقل هستند. قایق بهویژه به صحنهای متحرک بدل میشود: فضای داخلی آن میتواند نظم و جهت معمول را به هم بزند و تماشاگر را با تصویری روبهرو کند که هم خندهدار است و هم از نظر اجرایی چشمگیر. فیلم در استفاده از حرکت، اندازه و نسبتهای فضایی هوشمندانه عمل میکند.
آنچه در قاب دیده میشود، غالباً بهروشنی قابلفهم است؛ تماشاگر میتواند مسیر کنش را دنبال کند و ببیند چگونه یک حرکت، حرکت بعدی را ناگزیر میسازد. این وضوح برای کمدی فیزیکی اهمیت حیاتی دارد: اگر علت و معلول در تصویر گم شود، شوخی نیز اثرش را از دست میدهد. «The Boat» در بهترین لحظههایش، آشوب را چنان دقیق سازمان میدهد که انگار هر حادثه از پیش در دل حادثهٔ قبلی پنهان بوده است.
« کمدی فیزیکی فیلم نیز فقط به زمینخوردن یا برخوردهای ناگهانی متکی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و تکرار؛ میان انباشت شوخی و فرسودگی فیلم با انباشتن دردسرها انرژی خود را حفظ میکند. هر مرحله به تماشاگر میفهماند که آسودگی هنوز در کار نیست و سازوکار بعدی، احتمالاً گرفتاری تازهای در آستین دارد. این ساختار برای یک کمدی کوتاه و صامت مناسب است: کنشها سریع و قابلفهماند و فیلم نیاز ندارد برای هر پیشامد توضیحی کلامی فراهم کند.
عنوان قایق نیز ظرفیت شوخی زبانی و بصری دارد و به فیلم نوعی پیوند درونی میبخشد. بااینحال، انباشت پیدرپی همیشه به معنای شتاب یکدست نیست. بعضی موقعیتها طولانیتر از اندازهٔ لازم باقی میمانند و تکرار یک الگوی بدنی، پس از آنکه قاعدهاش روشن شده، از تازگی نخستین برخورد میکاهد. این کندی نسبی بهویژه زمانی محسوس میشود که شوخی بهجای گسترش یا تغییر شکل، چند بار با صورتی نزدیک به پیش تکرار میشود.
البته تکرار در کمدی کیتون میتواند خودِ شوخی باشد؛ بااینهمه، همهٔ لحظهها به یک اندازه از این روش نیرو نمیگیرند. خانواده در دل فاجعه حضور همسر و فرزندان، دامنهٔ کمدی را از ماجرای یک مخترع تنها فراتر میبرد. سفر قرار است تجربهای خانوادگی باشد، اما خانواده ناخواسته وارد جهانی میشود که در آن هیچ چیز بهآسانی سر جای خود نمیماند.
نکتهٔ دلنشین آن است که اعضای خانواده صرفاً ناظرِ دردسرهای پدر نیستند؛ آنان نیز در فضای پرتحرک فیلم حضور دارند و بخشی از ریتم آن را شکل میدهند. شباهت ظاهری کودکان به پدر، از جمله کلاههای همسان، به این خانواده حالوهوایی بازیگوش و یکپارچه میبخشد. با وجود این، فیلم خانواده را بیشتر بهعنوان گروهی گرفتار در ماجراجویی به کار میگیرد تا مجموعهای از شخصیتهای مستقل.
« ریتم و تکرار؛ میان انباشت شوخی و فرسودگی فیلم با انباشتن دردسرها انرژی خود را حفظ میکند. »
قوتها و کاستیها
همسر و بچهها فرصت چندانی برای ساختن مسیر روایی جداگانه ندارند؛ کارکرد اصلی آنان مشارکت در آشوب و گسترش میدان کمدی است. اما در همین چارچوب محدود، حضورشان به فیلم گرما میدهد. حادثهها هرقدر بیرحمانه و اغراقآمیز باشند، جمع خانوادگی مانع میشود اثر به نمایش صرفِ تخریب تبدیل شود. میراث کمدی صامت «The Boat» یادآور ظرفیتی است که سینمای صامت برای روایت با حرکت داشت.
در غیاب گفتوگوی پیوسته، جزئیات اجرا، چیدمان بدنها و وسایل و وضوح کنش اهمیت ویژهای پیدا میکنند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که چگونه یک ایدهٔ ساده میتواند از راه تصویر گسترش یابد و شوخیهای تازه تولید کند. این تجربه برای مخاطب امروز نیز قابلدسترس است، زیرا بنیان خنده نه وابسته به ارجاعهای زمانه، بلکه متکی بر تناقضی همیشگی است: انسان میخواهد اوضاع را اداره کند، اما ابزار و محیط بهآسانی تابع خواست او نمیشوند.
اثر در مقایسه با کمدیهایی که بر پیچیدگی داستان یا گفتار تکیه دارند، کمحرف و سرراست است؛ اما سرراستیاش را نباید با بیفکری اشتباه گرفت. پشت هر شوخی موفق، زمانبندی و طراحی دقیق قرار دارد. ضعفهای روایی و افتوخیز ریتم همچنان دیده میشوند، ولی اختراع بصری و حضور خونسرد کیتون به فیلم هویتی روشن میدهند؛ هویتی که آن را به نمونهای دلپذیر از کمدیِ مبتنی بر بدن و ماشین بدل میکند.
جمعبندی «The Boat» قصهای ساده را به آزمایشی کمدی دربارهٔ اعتماد انسان به ساختههای خودش تبدیل میکند. قایقِ دَمفینو، با آنکه باید وسیلهٔ سفر باشد، بیشتر نیرویی برای برهمزدن نظم است؛ و سازندهاش، با خونسردی و اصرار، پیوسته میکوشد از دل فاجعه راهی برای ادامه پیدا کند. بهترین لحظههای فیلم از پیوند میان اجرای دقیق، دکور خلاقانه و شوخیهای فیزیکی شکل میگیرند، هرچند تکرار بعضی الگوها و سادگی روایت گاه از اثر میکاهد.
« اما در همین چارچوب محدود، حضورشان به فیلم گرما میدهد. »
جمعبندی
حاصل، کمدیای پرتحرک و خوشساخت است که جذابیتش نه در پیچیدگی پیرنگ، بلکه در دیدنِ چگونگیِ فروپاشیِ نقشهای بهظاهر معقول نهفته است.



ثبت دیدگاه