نقد و بررسی
نقد The Girls | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی عاشقانهای در سرمای جنگل «The Girls» فیلمی شوروی به کارگردانی Yuriy Chulyukin است که در برخی منابع با سال ۱۹۶۱ و در برخی معرفیها با سال ۱۹۶۲ شناخته میشود. داستان، توسیا را دنبال میکند؛ آشپزی جوان که پس از پایان آموزش فنی، به روستایی دورافتاده در سیبری میرود. آنجا با ایلیا، جوانی خوشنام و مغرور، آشنا میشود؛ برخوردی که از همان ابتدا میانشان اصطکاک میسازد و پای شرطی کودکانه را هم به ماجرا باز میکند.
فیلم از این طرح آشنا، کمدی عاشقانهای میسازد که نیروی اصلیاش نه غافلگیریهای داستانی، بلکه شخصیت محوری، فضای جمعی و جزئیات روزمره است. توسیا؛ نیروی زنده فیلم توسیا از آن قهرمانهایی نیست که با جذابیت مرسوم و رفتار حسابشده وارد قاب شوند. سرزندگی او از کنجکاوی، رکگویی و میل سادهاش به مفید بودن میآید.
او در محیط تازه، با پرسشها و رفتارهای بیپیرایهاش نظم نانوشته جمع را بههم میزند؛ اما همین بیتکلفی است که بهتدریج او را از یک تازهوارد بامزه به مرکز عاطفی فیلم بدل میکند. بازی پرتحرک نادژدا رومیانتسوا این ویژگی را بهخوبی منتقل میکند. توسیا نه موجودی معصوم و بیخبر از جهان، بلکه جوانی است که صداقتش با نوعی سرسختی همراه است.
« داستان، توسیا را دنبال میکند؛ آشپزی جوان که پس از پایان آموزش فنی، به روستایی دورافتاده در سیبری میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او ممکن است سادهدل به نظر برسد، اما در برابر تحقیر یا بیاعتنایی، کاملاً بیاراده نیست. همین ترکیب، شخصیتش را از تیپِ دختر روستاییِ صرفاً شیرین و خندهدار فراتر میبرد. تماشاگر به او میخندد، اما فیلم نمیخواهد او را به موضوع خنده بدل کند. عشق، غرور و بازی ناعادلانه رابطه توسیا و ایلیا با جذابیتی دوگانه پیش میرود: از یکسو کشش و کلکل عاشقانه، و از سوی دیگر نابرابری آشکار در موقعیت آنها.
ایلیا به توجه دیگران خو گرفته و دعوتش را نوعی حق طبیعی میپندارد؛ توسیا اما حاضر نیست صرفاً مطابق انتظار او رفتار کند. همین برخورد نخست، امکان یک عاشقانه متعارف را پیچیدهتر میکند. بااینحال، فیلم همیشه از پیامدهای عاطفی این بازی بهاندازه کافی مکث نمیکند. شرطی که ایلیا میپذیرد، موتور کمدی و سوءتفاهمهای بعدی است، اما در عین حال مسئلهای جدی درباره صداقت و اعتماد را پیش میکشد.
اثر گاهی ترجیح میدهد این مسئله را با شوخی و موقعیتهای دلنشین سبک کند؛ در نتیجه، بخشی از رنج عاطفی توسیا زودتر از آنچه میتوان انتظار داشت در چارچوب سرگرمی مهار میشود. این محدودیت، از شیرینی فیلم نمیکاهد، اما لایه انتقادی آن را کمعمقتر میسازد. جمع؛ اردوگاه کوچک و جهان اجتماعی یکی از امتیازهای مهم فیلم، توجهش به زندگی جمعی است.
« او ممکن است سادهدل به نظر برسد، اما در برابر تحقیر یا بیاعتنایی، کاملاً بیاراده نیست. »
شخصیتها و اجرا
روستای جنگلی و محل کار جوانان، صرفاً پسزمینهای برای داستان عاشقانه نیستند؛ آنها فضایی میسازند که شخصیتها در آن دیده، قضاوت و حمایت میشوند. کار روزانه، خوراک، رقص و رفتوآمدهای ساده، حس یک اجتماع کوچک را پدید میآورند؛ اجتماعی که هم محل شایعه و رقابت است و هم جای همدلی. دوستیهای دختران و پسران، هرچند گاه با تیپسازی همراهاند، به فیلم گرمایی انسانی میبخشند.
در لحظههای دلشکستگی، حضور دوستان توسیا نشان میدهد که جهان اثر فقط به زوج اصلی محدود نیست. حتی شوخیهای مربوط به غذا و مراقبتهای کوچک، معنایی فراتر از gag کمدی پیدا میکنند: این آدمها بلدند به شکلهای ساده و روزمره از هم پشتیبانی کنند. همین کیفیت جمعی است که فیلم را از یک قصه عشقیِ دونفره به تصویری دلپذیر از جوانی و رفاقت بدل میکند.
برف، قاب و حس مکان فضای زمستانی فیلم از عناصر تزئینی فراتر میرود. جنگل، برف و سکون محیط دورافتاده، تضادی زیبا با جنبوجوش شخصیتها ایجاد میکنند. در دل منظرهای سرد و گسترده، گفتوگوها و شوخیها گرمایی ملموس میسازند؛ گویی خودِ محیط، ضرورت همنشینی و نزدیکی آدمها را بیشتر میکند.
« دوستیهای دختران و پسران، هرچند گاه با تیپسازی همراهاند، به فیلم گرمایی انسانی میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قاببندیها نیز به این حس کمک میکنند: طبیعت گاه شخصیتها را در پهنهای بزرگ و خاموش قرار میدهد و گاه با فضاهای داخلی صمیمی، آنها را به هم نزدیک میسازد. ریتم بصری فیلم در بخشهایی چشمنواز و زنده است، بهویژه وقتی جمع جوانان در فضاهای کاری یا محل رقص کنار هم قرار میگیرند. با این همه، زیبایی محیط بهتنهایی نمیتواند همه مکثهای طولانی داستان را جبران کند.
بعضی صحنههای سوءتفاهم یا شوخی، بیش از اندازه ادامه مییابند و فیلم در این بخشها بهجای پیشبرد رابطه، بر تکرار همان حالوهوا تکیه میکند. کمدیِ گرم، اما نه همیشه سنجیده طنز «The Girls» از مشاهده رفتار آدمها میآید: خودنمایی ایلیا، غرور جوانانه، کنجکاوی توسیا و واکنش اطرافیان به آن دو.
بهترین لحظههای کمدی، آنهاییاند که از اختلاف شخصیتها زاده میشوند، نه از تأکید مکرر بر یک شوخی. توسیا با صراحتش، قواعد معاشرت را به هم میریزد و همین برخوردِ بیواسطه با عرف جمع، موقعیتهای بامزهای میسازد. اما توازن میان کمدی و احساس همیشه یکدست نیست. برخی سوءتفاهمها طولانی میشوند و بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی مشخص دارند تا پیچیدگی مستقل.
« با این همه، زیبایی محیط بهتنهایی نمیتواند همه مکثهای طولانی داستان را جبران کند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، جهان فیلم گاهی به مجموعهای از تیپهای آشنا نزدیک میشود: جوان مغرور، دختر مستقل، دوستان ناظر و جمعی که برای رابطه اصلی زمینه فراهم میکنند. این سادگی، بخشی از لحن افسانهوار و سبک فیلم است، اما مانع از آن میشود که همه روابط عاطفیاش عمق یکسانی پیدا کنند. تصویری از جوانی و اعتماد در زیر لایه شوخطبعانه، فیلم پرسشی ساده اما مهم دارد: آیا میتوان عشق را با پیروزی در یک بازی آغاز کرد؟
ایلیا رابطه را ابتدا در قالب رقابت میبیند، حال آنکه توسیا به صداقت و معنای واقعی رفتارها اهمیت میدهد. همین تفاوت، قلب اخلاقی قصه است. فیلم در پرداخت آن گاه سادهانگار میشود، اما با قرار دادن توسیا در مرکز روایت، معیار سنجش رابطه را از موفقیت مرد در جلب توجه، به شأن و انتخاب زن منتقل میکند.
این جابهجایی برای کمدی عاشقانهای چنین سبک، ارزشمند است. توسیا صرفاً جایزهای نیست که ایلیا برای بردنش شرط ببندد؛ خواستهها و مرزهای خودش را دارد و حضورش نگاه جمع را تغییر میدهد. فیلم البته بهطور کامل از کلیشههای زمانهاش فاصله نمیگیرد، اما نیروی بازی و شخصیتپردازی توسیا اجازه نمیدهد قصه به یک تعقیب عاشقانه معمولی فروکاسته شود.
« ایلیا رابطه را ابتدا در قالب رقابت میبیند، حال آنکه توسیا به صداقت و معنای واقعی رفتارها اهمیت میدهد. »
جمعبندی
جمعبندی «The Girls» با تکیه بر قهرمانی پرجنبوجوش، فضای جنگلیِ برفی و حس گرم رفاقت، کمدی عاشقانهای دلنشین و انسانی میسازد. فیلم در شوخیهای کشدار، ریتم کند و پرداخت ساده برخی روابط ضعف دارد؛ همچنین گاه اجازه میدهد شیرینی موقعیتها جای مواجهه جدیتر با احساسات را بگیرد. بااینحال، بازی دوستداشتنی توسیا و تصویری که از اجتماع کوچک جوانان ارائه میکند، اثر را زنده نگه میدارد.
حاصل، فیلمی است که شاید بیش از آنکه در پیچیدگی داستانی بدرخشد، در گرمای آدمهایش و در تضاد دلپذیر میان سرمای منظره و صمیمیت جمع به یاد بماند.
« بااینحال، بازی دوستداشتنی توسیا و تصویری که از اجتماع کوچک جوانان ارائه میکند، اثر را زنده نگه میدارد. »
ثبت دیدگاه