نقد و بررسی
نقد پلیس های تازه کار (Rookie Cops) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای پلیسشدن در آستانه بزرگسالی «Rookie Cops» بیش از آنکه صرفاً روایتی درباره آموزش پلیسهای آینده باشد، داستان جوانانی است که میکوشند میان آرزوهای شخصی، فشارهای نهادی و مسئولیتهای تازه تعادل برقرار کنند. وی سونگهیون با انگیزه ادامهدادن راه پدرش وارد دانشگاه ملی پلیس کره میشود؛ اما برخورد با انضباط سخت، رقابت و اقتضائات زندگی جمعی، خیلی زود تصویر آرمانی او از این مسیر را به آزمونی واقعی بدل میکند.
در سوی دیگر، گو اونگانگ با سرسختی و نیرویی پرتحرک، نظم ذهنی سونگهیون را به چالش میکشد و رابطه میان این دو، یکی از محورهای عاطفی سریال را شکل میدهد. عنوان مجموعه به «تازهکارها» اشاره دارد، اما معنای تازهکار بودن در اینجا تنها به ناآشنایی با تمرینهای نظاممند محدود نیست. شخصیتها در شناختن خود، درک دیگران و پذیرفتن پیامد انتخابهایشان نیز مبتدیاند.
از همین رو، بخش مهمی از کشش سریال از فاصله میان تصوری که این دانشجویان از پلیسشدن دارند و واقعیتی که در دانشگاه تجربه میکنند پدید میآید. دانشکده پلیس بهمثابه جهان کوچک فضای دانشکده، نقطه قوت روایی مجموعه است. این مکان نه فقط محل آموزش، بلکه جهانی بسته و فشرده است که در آن رقابت، دوستی، حسادت، انضباط و همبستگی روزمره در هم میآمیزند.
دانشجویان ناچارند در کنار کسانی زندگی و تمرین کنند که شاید بیرون از این محیط هرگز با آنان هممسیر نمیشدند. همین نزدیکی، فرصت مناسبی برای شکلگیری لحظههای صمیمانه و طنزآمیز فراهم میآورد. سریال در بهترین لحظاتش، به جای آنکه صرفاً بر مأموریتها یا آموزشهای رسمی تکیه کند، از جزئیات زندگی جمعی نیرو میگیرد: سازگاری با قواعد، روبهروشدن با شکست، رقابت برای اثبات توانایی و آموختن اینکه موفقیت فردی در چنین محیطی همیشه کافی نیست.
« شخصیتها در شناختن خود، درک دیگران و پذیرفتن پیامد انتخابهایشان نیز مبتدیاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، داستان را از یک روایت صرفاً عاشقانه یا پلیسی فراتر میبرد و آن را به قصهای درباره شکلگیری یک گروه بدل میکند. با این حال، جهان دانشکده گاه بیش از اندازه کارکردی به نظر میرسد. برخی موقعیتها بهسرعت بهانهای برای نزدیکترکردن شخصیتها یا پیشبردن گرههای داستانی میشوند و کمتر فرصت مییابند تا تأثیر واقعی آموزش طاقتفرسا و فشار روانی این محیط را نشان دهند.
در نتیجه، فضای دانشگاه در بخشهایی زنده و ملموس است و در بخشهایی دیگر بیشتر شبیه پسزمینهای مناسب برای ماجراها باقی میماند. شخصیتها و مسیر رشد سونگهیون با انگیزهای روشن وارد دانشگاه میشود، اما مسیر رشد او از جایی معنا پیدا میکند که درمییابد اراده و توانایی فردی، پاسخ همه پرسشها نیستند.
رابطه او با میراث خانوادگی و تصویری که از پلیسشدن در ذهن دارد، زمینهای برای بررسی تفاوت میان انتخاب شخصی و انتظارات دیگران فراهم میکند. شخصیت او در آغاز با نوعی جدیت و خودانضباطی شناخته میشود؛ ویژگیهایی که در برخورد با دیگران گاهی به استواری و گاهی به انعطافناپذیری تبدیل میشوند.
اونگانگ نیروی متضاد و مکمل اوست. شور، صراحت و سرسختیاش باعث میشود در برابر قواعد خشک صرفاً تسلیم نشود و مدام تعادل گروه را برهم بزند. تقابل این دو، ظرفیت کمدی و عاطفی دارد و به رابطهشان نوعی پویایی میبخشد. مهمتر آنکه هر یک دیگری را به بازنگری در برداشتهایش از مسئولیت و استقلال وامیدارد.
« با این حال، جهان دانشکده گاه بیش از اندازه کارکردی به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
البته شخصیتپردازی اونگانگ، مانند برخی چهرههای دیگر، همیشه به اندازه انرژی اجراییاش ژرف نیست؛ گاهی رفتار او بیشتر برای ایجاد موقعیت دراماتیک طراحی شده تا از گذشته و انگیزههای کاملاً پرداختشدهاش برخیزد. دوستان تازه نیز به ساختن فضای گروهی کمک میکنند، اما سهم همه آنها برابر نیست.
بعضی شخصیتها بهسرعت برای مخاطب آشنا و دوستداشتنی میشوند، در حالی که برخی دیگر در حد نشانههایی کلی از تیپهای آشنا باقی میمانند. این نابرابری، از وزن عاطفی جمع میکاهد؛ زیرا سریال از مخاطب میخواهد نسبت به گروهی بزرگ دلبستگی پیدا کند، بیآنکه همیشه زمان کافی برای بسط تکتک اعضا اختصاص دهد.
بازیها و شیمی گروهی هماهنگی بازیگران اصلی از عواملی است که بخشهای روزمره و سبکتر سریال را دلنشین میکند. سونگهیون و اونگانگ در کنار یکدیگر تضادی قابلباور میسازند: یکی سنجیدهتر و مقیدتر، دیگری بیپرواتر و پرتحرکتر. این تفاوت، به صحنههای مشترکشان انرژی میدهد و اجازه میدهد رابطه از دل مشاجرهها، سوءتفاهمها و همکاریهای ناخواسته رشد کند؛ نه آنکه تنها با اعترافهای عاطفی پیش برود.
بازیگران نقشهای مکمل نیز در ساخت حس رفاقت جمعی مؤثرند. لحظههایی که دانشجویان کنار هم میخندند یا در برابر دشواریها به یکدیگر تکیه میکنند، اغلب از صمیمیتی برخوردارند که توضیح اضافه لازم ندارد. این گرما به سریال کمک میکند تا حتی هنگام عبور از خطوط داستانی سنگینتر، پیوند مخاطب با شخصیتها کاملاً گسسته نشود.
« دوستان تازه نیز به ساختن فضای گروهی کمک میکنند، اما سهم همه آنها برابر نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، کیفیت بازی بهتنهایی نمیتواند کمبودهای متن را جبران کند. در موقعیتهایی که واکنش شخصیتها به رویدادها بیش از اندازه سریع یا ناهمخوان با آن چیزی است که پیشتر از آنان دیدهایم، بازیگران ناچارند فاصلهای را پر کنند که فیلمنامه توضیح نداده است. همین مسئله گاه مانع میشود تغییرهای عاطفی به اندازهای که باید طبیعی جلوه کنند.
عاشقانهای گرم، اما نه بینقص خط عاشقانه سریال از جنس کششی است که بهتدریج در دل برخوردهای روزمره شکل میگیرد. نزدیکی سونگهیون و اونگانگ، از تفاوت منش و جهانبینی آنها نیرو میگیرد؛ تفاوتی که هم منبع شوخی است و هم امکان شناخت متقابل. مجموعه در این بخش، بهخوبی از فضای دانشجویی بهره میبرد و عشق را در کنار دوستی و تجربههای مشترک قرار میدهد، نه بهعنوان تنها موضوع مهم زندگی شخصیتها.
بااینحال، رابطه گاهی از پرداختی که برای باورپذیری لازم دارد محروم میماند. بعضی تغییرهای عاطفی با سرعتی بیش از حد رخ میدهند و فشارهای بیرونی یا سوءتفاهمها بهجای آنکه از منطق شخصیتها برآیند، نقش اهرمهایی برای بالا بردن تنش پیدا میکنند. در نتیجه، رابطه در لحظات صمیمانهاش اثرگذار است، اما مسیر رسیدن به بعضی از آن لحظات همیشه به یک اندازه متقاعدکننده نیست.
معما و نوسان میان لحنها یکی از انتخابهای مهم «Rookie Cops» حرکت میان کمدی جوانانه، عاشقانه و معمایی است. این تنوع، در آغاز به روایت تازگی میدهد: داستان از یک تمرین یا مشاجره دانشجویی میتواند به تعارضی جدیتر برسد و فضای مجموعه را از یکنواختی دور نگه دارد. جابهجایی میان لحنها همچنین تصویری از زندگی جوانان میسازد که در آن شادی و نگرانی، سبکبالی و مسئولیت، همزمان حضور دارند.
« با وجود این، کیفیت بازی بهتنهایی نمیتواند کمبودهای متن را جبران کند. »
قوتها و کاستیها
اما همین چندگانگی گاه به ناپیوستگی میانجامد. خط اصلی معما در بخشهایی انسجامی را که برای ایجاد تعلیق لازم است از دست میدهد و پیوند میان سرنخها، تصمیمها و پیامدها به اندازه کافی روشن نیست. وقتی روایت میخواهد همزمان بر رشد شخصیتها، رابطه عاشقانه و پیشبردن تعارضی بزرگتر تمرکز کند، وزن این مسیرها همیشه متعادل نمیماند.
به همین دلیل، برخی گرهگشاییها شتابزده جلوه میکنند و تماشاگر ممکن است احساس کند داستان از یک مرحله به مرحله دیگر میپرد، بیآنکه همه مقدمات عاطفی و منطقی را فراهم کرده باشد. ریتم و ساختار روایت ریتم سریال در بخشهای مربوط به زندگی دانشجویی روانتر است. تمرینها، رقابتها و تعاملهای روزانه فضای مناسبی برای رشد تدریجی شخصیتها ایجاد میکنند و تماشاگر میتواند به گروه نزدیک شود.
در این قسمتها، روایت از لحظههای کوچک بهره میگیرد و لازم نیست برای حفظ توجه مخاطب پیوسته بر اتفاقی بزرگ تکیه کند. در مقابل، بخشهای معمایی و تعارضآمیز گاه از همین پیوستگی محروماند. تعلیق زمانی اثر میگذارد که اطلاعات بهدقت توزیع شوند و کنش شخصیتها از منطق قابلردیابی پیروی کند؛ اما هرگاه روایت برای رسیدن به نقطهای پرتنش میانبُر میزند، اثرگذاری آن کاهش مییابد.
نتیجه، نوسانی است میان قسمتهایی که با سهولت تماشا میشوند و بخشهایی که برای پیشبردن داستان به توضیح یا فشردهسازی بیش از اندازه متکیاند. جمعبندی «Rookie Cops» در تصویرکردن دوستی، بلوغ و امیدهای جوانی در محیطی رقابتی و منضبط، اثری گرم و سرگرمکننده است. جذابیت اصلی آن در کنار هم قرار دادن گروهی از دانشجویان است که هر یک به شیوهای با رؤیای پلیسشدن و واقعیتهای زندگی روبهرو میشوند.
« اما همین چندگانگی گاه به ناپیوستگی میانجامد. »
جمعبندی
شیمی بازیگران، شوخیهای صمیمانه و رابطه پرکشمکش دو شخصیت مرکزی، به مجموعه نیرویی عاطفی میبخشد که در بهترین لحظات، تماشاگر را با خود همراه میکند. در برابر این امتیازها، ضعف در پیوستگی خط معمایی، تفاوت سطح پرداخت شخصیتها و شتاب بعضی گرهگشاییها قرار دارد. سریال گاه میان لحنهای متفاوت خود تعادل کامل پیدا نمیکند و مسیر تعارض اصلی به اندازه دوستیها و لحظههای دانشجویی قانعکننده نیست.
بااینهمه، اگر مخاطب بیش از پیچیدگی بینقص معما به رابطهها، شور جوانی و تجربه رشد جمعی علاقهمند باشد، این مجموعه میتواند تماشایی دلپذیر و ماندگار در خاطره باشد.
« در برابر این امتیازها، ضعف در پیوستگی خط معمایی، تفاوت سطح پرداخت شخصیتها و شتاب بعضی گرهگشاییها قرار دارد. »
ثبت دیدگاه