نقد و بررسی
نقد The Gingerbread Man | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان: تریلر حقوقی و کابوس جنوبی «The Gingerbread Man» به کارگردانی Robert Altman، تریلری جنایی است که از همان آغاز میان دو قلمرو در رفتوآمد میماند: جهان آشنای وکیلها، پروندهها و سازوکار قانون، و قلمرو تیرهترِ خانوادهای ازهمگسیخته که خشونت در آن به بخشی از زندگی روزمره بدل شده است.
فیلم بر پایهٔ طرحی از John Grisham شکل گرفته، اما بیش از آنکه بخواهد یک معمای حقوقی منظم و بیوقفه باشد، به فضای جنوب آمریکا و آدمهای غریب و لغزانی دل میبندد که Altman در حاشیهٔ روایت جای میدهد. حاصل، اثری است که جذابیتش نه فقط در این است که «چه اتفاقی میافتد»، بلکه در حس ناپایداری و بدگمانیای است که پیرامون شخصیتها میسازد.
ساوانا؛ شهری زیر فشار توفان ساوانای فیلم صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ انگار خود شهر نیز شخصیتی مستقل دارد. باران، رطوبت، تیرگی آسمان و توفانی که در پسزمینه نزدیک میشود، به صحنهها حسی از اضطراب میدهند؛ گویی طبیعت پیشاپیش میداند نظمی که شخصیتها به آن تکیه کردهاند، دوام نخواهد آورد.
این انتخاب بصری، فضای نئونوآر فیلم را تقویت میکند، بیآنکه آن را به تقلیدی صرف از الگوهای کلاسیک بدل سازد. قابها اغلب محیط را به اندازهٔ آدمها مهم میکنند و در دل مهمانیها، خانهها و فضاهای کاری، گوشههایی برای سوءظن باقی میگذارند. توفان، افزون بر جلوهٔ دیداری، وسیلهای برای فشردهکردن تنش است.
« ساوانا؛ شهری زیر فشار توفان ساوانای فیلم صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ انگار خود شهر نیز شخصیتی مستقل دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی در لحظههایی که اتفاقی آشکار رخ نمیدهد، احساس میکنیم چیزی در راه است. از همین رو، فیلم در بخشهای نخست خود تعلیقی خوشساخت میآفریند: نه با شتابدادن پیوسته به حادثه، بلکه با قراردادن شخصیتها در محیطی که آرامش ظاهریاش باورپذیر نیست. ریک مگروادر؛ وکیلی با داوریهای سست Kenneth Branagh در نقش ریک مگروادر، وکیلی موفق و خودرأی، تصویری از مردی میسازد که به هوش و نفوذش بیش از اندازه اعتماد دارد.
ریک در حرفهٔ خود به پیروزی خو گرفته و همین عادت، مرز میان کمککردن و دخالتکردن را برایش کمرنگ کرده است. او گمان میکند میتواند با ابزارهای حقوقی و قدرت شخصیاش اوضاع را مهار کند؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که تسلط او بر دادگاه، تضمینی برای فهم آدمها یا پیامدهای انتخابهایش نیست.
بازی Branagh به شخصیت انرژی میدهد، اما این انرژی همواره دلپذیر نیست. ریک میتواند جذاب، زیرک و در عین حال آزارنده باشد؛ مردی که در رفتارهایش خودخواهی و میل به قهرمانبودن در هم تنیدهاند. این ناهمواری از نقاط قوت شخصیتپردازی است، زیرا او را به قهرمانی بیعیبونقص تبدیل نمیکند.
بااینحال، فیلم گاه میان نقد این خودبزرگبینی و استفاده از آن برای پیشبردن ماجرا مردد میماند؛ همین تردید، قضاوت نهایی دربارهٔ او را پیچیدهتر میکند. مالوری و نیروی ابهام Embeth Davidtz در نقش مالوری دوس، شخصیتی میآفریند که رازآلودگیاش هم موتور تعلیق است و هم سرچشمهٔ بدگمانی.
« حتی در لحظههایی که اتفاقی آشکار رخ نمیدهد، احساس میکنیم چیزی در راه است. »
شخصیتها و اجرا
هراس او از پدرش، دیکسون، ریک را به مداخله میکشاند؛ اما فیلم از همان ابتدا اجازه نمیدهد این موقعیت را بهسادگی در قالب داستانی روشن دربارهٔ قربانی و نجاتدهنده خلاصه کنیم. مالوری هم آسیبپذیر به نظر میرسد و هم برخوردهایش پرسشهایی برمیانگیزد. ابهام او بهخودیخود ارزشمند است، زیرا تماشاگر را وادار میکند از اعتماد شتابزده بپرهیزد.
بااینهمه، شخصیتپردازی مالوری همیشه به عمق وعدهدادهشده نمیرسد. گاهی رازآلودگی بهجای آنکه از جزئیات رفتاری و انگیزههای روشننشده بجوشد، به ابزاری برای نگهداشتن اطلاعات تبدیل میشود. در نتیجه، رابطهٔ او با ریک بیش از آنکه به کاوشی کامل در اعتماد، میل و سوءاستفاده بدل شود، به قطعهای از ماشین تعلیق میماند.
این کاستی از جذابیت بازی Davidtz نمیکاهد، اما مانع میشود شخصیت به همان اندازه که حضورش بر روایت اثر میگذارد، از درون نیز گسترش یابد. گروه بازیگران و لذتِ تماشای حاشیهها یکی از امتیازهای فیلم، گروه بازیگری پرچهره و متنوع آن است. Robert Duvall در نقش دیکسون، با ظاهری آشفته و حضوری تهدیدآمیز، نیرویی ناآرام به داستان میبخشد.
او شخصیت را به هیولایی یکبعدی تقلیل نمیدهد؛ بلکه نوعی بیثباتی و پیشبینیناپذیری در او مینشاند که گاه از خشونت آشکار ترسناکتر است. Robert Downey Jr. نیز در نقش کارآگاه خصوصیِ همکار ریک، لحن دیگری وارد فیلم میکند: نامتعارف، سبکبال و اندکی مضحک، بیآنکه کاملاً از فضای تیرهٔ داستان جدا شود.
« مالوری هم آسیبپذیر به نظر میرسد و هم برخوردهایش پرسشهایی برمیانگیزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Daryl Hannah و Famke Janssen نیز بهعنوان دو زن نزدیک به زندگی حرفهای و خانوادگی ریک، بافت اجتماعی روایت را غنی میکنند. در شیوهٔ Altman، شخصیتهای پیرامونی گاه حیات مستقل خود را دارند؛ گفتوگوها و رفتارهای کوچکشان حس میدهد جهان فیلم بیرون از مسیر اصلی ماجرا نیز ادامه دارد. این ویژگی به اثر سرزندگی میبخشد، هرچند ممکن است تمرکز روایی را نیز پراکنده کند.
بازیگران در مجموع با جسارت به سراغ شخصیتهایی میروند که بیش از آنکه نمونههای واقعگرایانهٔ روزمره باشند، در مرز میان واقعیت و اغراق حرکت میکنند. سبک کارگردانی و فاصله از تریلر متعارف Altman در اینجا بیشتر از آنکه معماری داستان را از نو بسازد، آن را با حساسیتهای خود رنگآمیزی میکند.
توجه به لحن گفتوگوها، رفتارهای حاشیهای و فضای جمعی، فیلم را از بسیاری از تریلرهای حقوقی همدورهاش متمایز میسازد. دوربین و میزانسن، گاهی بهجای آنکه صرفاً اطلاعات لازم برای حل معما را عرضه کنند، بر آشفتگی محیط و گسست میان آدمها تأکید میگذارند. نتیجه، اثری است که در آن صحنهها همیشه به کارکرد داستانی مستقیم محدود نمیمانند.
این رویکرد در بهترین لحظهها فضای غریبی میسازد؛ در لحظههای ضعیفتر، به پراکندگی میانجامد. فیلم میان یک تریلر پرکشش و یک مطالعهٔ طنازانه و تیره دربارهٔ آدمهای جنوب آمریکا در نوسان است، اما همیشه این دو وجه را به تعادلی پایدار نمیرساند. همین دوگانگی، هم بخشی از هویت فیلم است و هم منشأ ناتمامی آن.
« این ویژگی به اثر سرزندگی میبخشد، هرچند ممکن است تمرکز روایی را نیز پراکنده کند. »
قوتها و کاستیها
روایت و لغزشهای پردهٔ پایانی نیمهٔ نخست، با تکیه بر راز، فضا و ورود تدریجی ریک به بحرانی خانوادگی، ریتمی گیرا دارد. اطلاعات بهاندازهای داده میشود که کنجکاوی برانگیزد، اما نه آنقدر که همهچیز روشن شود. با پیشرفتن داستان، شماری از گرهها قابلحدستر میشوند و بعضی از تمهیدهای آشنا در تریلرهای جنایی، از قدرت غافلگیری میکاهند.
فیلم بهجای آنکه همیشه از ابهامهایش نتیجهای تازه بگیرد، گاه به راهحلهایی متوسل میشود که پیشتر در آثار مشابه دیدهایم. در پردهٔ پایانی، این مشکل آشکارتر میشود: روایت شتاب میگیرد، پیوند برخی رخدادها کمتر قانعکننده به نظر میرسد و ضرباهنگی که با حوصله شکل گرفته بود، از انسجام فاصله میگیرد.
این لغزش، لزوماً همهٔ تجربهٔ تماشا را از میان نمیبرد؛ فضای بصری و بازیها همچنان جذاباند. اما فیلم در جمعبندی روایی به اندازهٔ مقدمهچینیاش مطمئن نیست و همین فاصله، حس ناتمامی برجای میگذارد. جمعبندی «The Gingerbread Man» بیش از آنکه تریلری بینقص و حسابشده باشد، تجربهای دیدنی از برخورد میان داستانی جنایی و نگاه نامتعارف Robert Altman است.
فضای توفانی ساوانا، بازیهای پرانرژی، شخصیتهای لغزان و لحظههای نئونوآر، به فیلم هویتی متمایز میدهند. در مقابل، روایت در بخش پایانی از انسجام و ضرباهنگ اولیه فاصله میگیرد و برخی گرهها نیز بیش از اندازه آشنا به نظر میرسند. ارزش اثر در همین ناهمواریهایش نهفته است: فیلم گاهی بهاندازهٔ کافی منظم نیست، اما بهندرت بیروح میشود.
« اطلاعات بهاندازهای داده میشود که کنجکاوی برانگیزد، اما نه آنقدر که همهچیز روشن شود. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از تریلرهای کاملاً صیقلی و معماییِ دقیق انتظار دارند، ممکن است از پراکندگی آن دلسرد شوند؛ اما برای کسانی که به فضای جنوبیِ کابوسوار، شخصیتهای اخلاقاً مبهم و بازیگرانی علاقهمندند که از اغراق نمیهراسند، این اثر همچنان کنجکاویبرانگیز و بهیادماندنی است.
ثبت دیدگاه