نقد و بررسی
نقد 2025 MTV Video Music Awards | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مراسمی میان جشن و بازنگری مراسم جوایز ویدئوی موسیقی امتیوی در سال ۲۰۲۵ بیش از آنکه صرفاً صفی از برندگان و اجراکنندگان باشد، تلاشی برای بازتعریف جایگاه یک رویداد دیرپا در حافظهٔ موسیقی عامهپسند بود. برنامه با میزبانی الال کول جی، هنرمندان باسابقه و چهرههای تازهتر را در کنار یکدیگر نشاند و از همان ابتدا میان دو خواسته حرکت کرد: ساختن شبی پرجنبوجوش برای مخاطب امروز و بازگشت به میراثی که در طول سالها شکل گرفته است.
همین دوگانگی به مراسم هویت میدهد، اما گاه مانع انسجام آن نیز میشود. بخشهایی چون بزرگداشتها و اجراهای نوستالژیک، از یک سو به رویداد عمق تاریخی میبخشند و از سوی دیگر، فضای لازم را برای کشف صداها و گرایشهای تازه محدود میکنند. مراسم در نیویورک برگزار شد و اجرای زندهٔ هنرمندان گوناگون، ستون اصلی برنامه را شکل داد.
اجراهای زنده و نیروی صحنه قویترین جنبهٔ مراسم، تکیه بر اجراهای زنده و تفاوت حالوهوای آنها بود. برنامه تنها به معرفی نامزدها و اعلام برندگان بسنده نمیکرد؛ میکوشید هر بخش را به تجربهای دیداری و شنیداری تبدیل کند. حضور هنرمندانی چون دوجا کت، سابرینا کارپنتر، پست مالون، تیت مکری و جِلی رول، به برنامه امکان میداد میان پاپ، هیپهاپ و گونههای دیگر موسیقی جابهجا شود.
اجرای آغازین دوجا کت با حالوهوایی الهامگرفته از دههٔ هشتاد، نمونهای روشن از همین رویکرد بود: قطعهای شناختهشده را با طراحی صحنه و انرژی نمایشی همراه کرد تا مراسم از نخستین دقایق، ضرباهنگی تصویری پیدا کند. با این همه، تفاوت میان اجراها همیشه به معنای تنوع واقعی نبود. بسیاری از لحظههای برنامه همچنان بر ستارههای شناختهشده و جلوههای آشنای تولید تلویزیونی تکیه داشتند.
« همین دوگانگی به مراسم هویت میدهد، اما گاه مانع انسجام آن نیز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، مراسم گاه بیشتر شبیه ویترینی پرزرقوبرق از نامهای مشهور میشد تا فضایی برای معرفی گستردهٔ صداهای کمتر شنیدهشده. حضور اجراکنندگان تازهکار، از جمله کانن گری، الکس وارن و سامبر، روزنهای به سوی نسل جدید میگشود، اما وزن کلی برنامه همچنان بر دوش چهرههای تثبیتشده بود. این انتخاب از نظر جذب مخاطب قابلفهم است، ولی برای رویدادی که مدعی بازتاب فرهنگ موسیقی روز است، محافظهکارانه به نظر میرسد.
میزبانی و ریتم روایت الال کول جی میزبان مناسبی برای چنین مراسمی بود: هم سابقهٔ موسیقایی دارد و هم با زبان صحنه و تلویزیون آشناست. حضور او به برنامه نوعی پیوستگی میداد و میتوانست فاصلهٔ میان بخشهای رسمی و اجراها را کاهش دهد. بااینحال، مسئلهٔ اصلی در اینگونه برنامهها صرفاً توانایی مجری نیست؛ تدوین کل شب نیز باید ضرباهنگی بسازد که مخاطب را از یک بخش به بخش دیگر ببرد.
مراسم در لحظات پرانرژی و اجراهای محوری جان میگرفت، اما بخشهایی از آن بهدلیل شمار زیاد اهدای جوایز و طولانیشدن بعضی قسمتها کند میشد. این افت ریتم، بهویژه در برنامهای که بر هیجان زنده تکیه دارد، محسوس است. ساختار مراسم میان موسیقی، سخنرانی و تجلیل در رفتوآمد بود، اما همیشه این گذارها بهخوبی به هم متصل نمیشدند.
بخشی از برنامه میخواست تاریخ موسیقی ویدئویی را به یاد آورد و بخشی دیگر میکوشید صدای نسل تازه را عرضه کند؛ پیوند میان این دو گاه طبیعی و گاه صرفاً اجرایی به نظر میرسید. نتیجه، شبی بود که لحظههای درخشان فراوان داشت، اما در سطح کلی به انسجامی همسنگ بهترین اجراهایش دست نمییافت.
« حضور او به برنامه نوعی پیوستگی میداد و میتوانست فاصلهٔ میان بخشهای رسمی و اجراها را کاهش دهد. »
شخصیتها و اجرا
بزرگداشتها و حافظهٔ موسیقی بزرگداشتهای ویژه، بار عاطفی و تاریخی مراسم را افزایش دادند. اجرای ماریا کری و دریافت جایزهٔ پیشگام ویدئو، فرصتی بود برای مرور میراث هنرمندی که صدایش طی چند نسل در فرهنگ پاپ حضور داشته است. اجرای مجموعهای از قطعات او، بهجای آنکه صرفاً مقدمهای برای اهدای جایزه باشد، نقش نوعی بازخوانی فشردهٔ کارنامه را ایفا میکرد.
همچنین حضور آریانا گرانده در مقام اهدای جایزه، پیوندی نمادین میان نسلهای مختلف خوانندگان زن ایجاد میکرد؛ پیوندی که وقتی با یادآوری تأثیر موسیقی کری بر مخاطبان همراه شد، از تشریفات صرف فاصله گرفت. بخش یادبود ازی آزبورن نیز از منظر احساسی اهمیت داشت. همراهی استیون تایلر و جو پری از گروه ائروسمیت، یانگبلاد و نونو بتانکورت، ترکیبی از نسلها و تجربههای متفاوت را گرد هم آورد.
ارزش چنین ادایی در آن است که سوگواری را با زبان موسیقی بیان میکند؛ نه با شرحی طولانی، بلکه با حضور صداها و اجراهایی که بار عاطفی خود را حمل میکنند. البته طولانیشدن بخشهای تجلیل میتواند از سهم اجراهای دیگر بکاهد. در این مراسم نیز همین دوگانگی دیده میشد: لحظههایی که از نظر احساسی تأثیرگذار بودند، اما همزمان زمان قابلتوجهی از برنامه را به خود اختصاص میدادند.
جوایز و تصویر ستارهمحور مراسم جوایز اصلی شب تصویری روشن از تمرکز مراسم بر ستارههای بزرگ ارائه میکردند. آریانا گرانده جایزهٔ ویدئوی سال را برای «روزهای روشنتر در پیش است» دریافت کرد و لیدی گاگا عنوان هنرمند سال را به دست آورد. این انتخابها از نظر روایت تلویزیونی کارکردی مؤثر داشتند: نامهای شناختهشده، لحظات قابلانتظار و سخنرانیهایی که بهسرعت در فضای عمومی بازتاب مییابند.
« بزرگداشتها و حافظهٔ موسیقی بزرگداشتهای ویژه، بار عاطفی و تاریخی مراسم را افزایش دادند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، چنین تمرکزی پرسشی دربارهٔ نسبت میان شهرت و کشف هنری پیش میکشد. آیا مراسم توانست میدان را برای هنرمندان تازهتر به همان اندازه باز کند که برای ستارههای تثبیتشده فراهم کرد؟ پاسخ چندان قاطع نیست. حضور هنرمندانی چون ریکی مارتین و باستا رایمز در بخشهای ویژه، دامنهٔ تاریخی برنامه را گستردهتر میکرد و نشان میداد که مراسم به دنبال نمایش پیوند میان گذشته و اکنون است.
اما گوناگونی سبکها و هنرمندان کمترشناختهشده، در مقایسه با جایگاه ستارههای بزرگ محدود باقی میماند. از این رو، مراسم در معرفی استعدادهای تازه موفقیتی نسبی داشت: نامهای نو در صحنه حضور یافتند، اما روایت کلی شب بیش از آنکه بر کشف آنها بنا شود، بر بازگشت چهرههای محبوب و تأیید جایگاه ستارگان تکیه میکرد.
زبان بصری و تجربهٔ تماشاگر جوایز ویدئوی موسیقی ناگزیر باید چیزی فراتر از پخش آهنگ ارائه کنند؛ تصویر، طراحی صحنه، نور، لباس و حرکت، بخشی از معنای هر اجرا هستند. برنامهٔ ۲۰۲۵ در لحظات موفق خود این اصل را بهخوبی به کار میگرفت. اجراها ظرفیت متفاوت هنرمندان را برای ساختن جهانی بصری آشکار میکردند: از فضای رنگارنگ و پرتحرک دوجا کت تا جلوههای نمایشی اجراهای لیدی گاگا.
این تفاوتها باعث میشد مخاطب صرفاً شنونده نباشد و هر قطعه را در قالب یک تجربهٔ کوتاه نمایشی دریافت کند. اما نمایش بصری گاهی بر خود موسیقی سایه میانداخت. وقتی هر بخش باید لحظهای چشمگیر و آمادهٔ بازتاب در شبکههای اجتماعی بسازد، خطر آن وجود دارد که اجرا به مجموعهای از تصاویر برجسته فروکاسته شود.
« بااینحال، چنین تمرکزی پرسشی دربارهٔ نسبت میان شهرت و کشف هنری پیش میکشد. »
قوتها و کاستیها
این مراسم نیز همیشه میان نمایش و بیان هنری تعادل برقرار نمیکرد. بهترین اجراها آنهایی بودند که جلوههای صحنه را در خدمت شخصیت موسیقی قرار میدادند، نه آنهایی که فقط بر بزرگی و پرزرقوبرقی تأکید داشتند. همین معیار، تفاوت میان یک اجرای بهیادماندنی و بخشی صرفاً پرهیاهو را آشکار میکند.
جمعبندی مراسم جوایز ویدئوی موسیقی امتیوی در سال ۲۰۲۵ شبی پرتحرک و متکی بر نامهای بزرگ بود که با اجراهای زنده، بزرگداشتهای اثرگذار و رفتوآمد میان نسلهای گوناگون موسیقی، لحظات جذابی پدید آورد. ماریا کری و یادبود ازی آزبورن به برنامه بُعدی فراتر از رقابت و تشریفات بخشیدند؛ در مقابل، کندی بعضی بخشها و محدودماندن فرصت هنرمندان کمترشناختهشده، از انسجام و گسترهٔ آن کاست.
مراسم در نمایش قدرت ستارهها و بازآفرینی خاطرههای موسیقایی موفقتر بود تا در ترسیم تصویری فراگیر از همهٔ صداهای معاصر. حاصل، رویدادی پرزرقوبرق و گاه تأثیرگذار است که بهترین لحظاتش در اجراها و ادای احترامها شکل میگیرد، اما برای حفظ ریتم و گشودن فضا به روی تنوعی گستردهتر، هنوز جای پیشرفت دارد.
« این مراسم نیز همیشه میان نمایش و بیان هنری تعادل برقرار نمیکرد. »
ثبت دیدگاه