نقد و بررسی
نقد Gods of Egypt | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اسطورهای در هیئتِ نمایش «خدایان مصر» ساختهٔ الکس پرویاس، اسطورهٔ باستانی را نه بازسازی تاریخی، بلکه مادهٔ خامی برای یک فانتزی پرزرقوبرق میبیند. در جهان فیلم، خدایان در کنار انسانها زندگی میکنند؛ موجوداتی عظیمالجثه که میتوانند به پیکرهایی زرهپوش و هیولاوار بدل شوند و سرنوشت سرزمین را با نبردهای خود زیرورو کنند.
از همین نقطه، فیلم آشکارا قراردادهای واقعگرایی را کنار میگذارد و به سوی افسانهای پرتحرک، رنگین و گاه عامدانه نامحتمل میرود. داستان با همراهی بک، دزدی جوان و زیرک، و هوروس، خدایی شکستخورده، سفری پرخطر را در سرزمینی آشفته آغاز میکند. مقصد و موانع مسیر بهسرعت شکل میگیرند، اما فیلم بیش از آنکه به ظرافت روایت اهمیت بدهد، به ساختن چشماندازها و موقعیتهای تازه دل میبندد.
این انتخاب گاه به ماجراجویی حسی خوشایند میدهد و گاه سبب میشود داستان از پیوندی محکم میان بخشهایش محروم بماند. جهانی خیالانگیز و بیقرار مهمترین امتیاز فیلم، نیروی تخیل بصری آن است. مصرِ این اثر، تصویر آشنای سرزمین تاریخی نیست؛ فضایی افسانهای است که در آن اهرام، معابد، بیابانها و قلمروهای فراطبیعی به صحنههایی برای نمایش قدرت و شگفتی بدل میشوند.
تفاوت اندازهٔ خدایان و انسانها از همان ابتدا بخشی از زبان تصویری فیلم میشود و به جهانش کیفیتی نمایشی میبخشد. این مقیاس اغراقآمیز، تنها یک جلوهٔ تزئینی نیست؛ رابطهٔ نابرابر میان موجودات الهی و انسانهای عادی را نیز در قاب دیدنی میکند. طراحی موجودات و دگرگونیهای خدایان، فیلم را به مجموعهای از تصاویر پرتحرک و گاه غریب تبدیل میکند.
« داستان با همراهی بک، دزدی جوان و زیرک، و هوروس، خدایی شکستخورده، سفری پرخطر را در سرزمینی آشفته آغاز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بعضی از این ایدهها بهاندازهای نامتعارفاند که بهجای باورپذیری، نوعی شگفتی کودکانه برمیانگیزند. فیلم از این جنبه، بیشتر به قصهگویی تصویری تکیه دارد تا بازسازی دقیق اسطورهها. برای تماشاگرانی که از تخیل بیپروا و صحنههای پرجزئیات استقبال میکنند، همین آزادی میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد.
شکوهی که همیشه جان نمیگیرد با این همه، بزرگی تصویر با عمق جهانسازی یکی نیست. «خدایان مصر» جزئیات فراوانی پیش چشم میگذارد، اما همهٔ آنها به نظامی روشن و منسجم تبدیل نمیشوند. قواعد قدرت، محدودیتهای جادویی و منطق برخی رخدادها گاهی چنان سریع معرفی میشوند که تماشاگر فرصت نمییابد نسبتشان را با یکدیگر بفهمد.
فیلم در هر بخش ایدهای تازه عرضه میکند، ولی کمتر میایستد تا پیامدهای آن را بکاود. این شتاب در روایت، بهویژه هنگامی که ماجراجویی از مکانی به مکان دیگر میجهد، محسوس میشود. صحنهها اغلب با هدف حفظ حرکت طراحی شدهاند، اما اتصالشان به یکدیگر همیشه طبیعی نیست. در نتیجه، جهان فیلم از نظر بصری پرمایه و از نظر روایی پراکنده جلوه میکند؛ گویی عناصر اسطورهای و فانتزی بسیاری در آن گرد آمدهاند، بیآنکه همگی در خدمت مسیری واحد قرار گیرند.
اکشن؛ موتور سرگرمی و منبع آشفتگی بخش بزرگی از انرژی فیلم از صحنههای اکشن میآید. تعقیبوگریزها، رویاروییهای تنبهتن و نبردهای فراطبیعی با سرعت و تحرک فراوان اجرا میشوند و برای فیلم ریتمی سرگرمکننده فراهم میکنند. طراحی این صحنهها بهجای خشونت زمینی، بر حرکتهای بزرگ، تغییر شکلها و نمایش تواناییهای خارقالعاده تکیه دارد.
« بعضی از این ایدهها بهاندازهای نامتعارفاند که بهجای باورپذیری، نوعی شگفتی کودکانه برمیانگیزند. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل، اکشن فیلم بیش از آنکه حس خطر ملموس ایجاد کند، نوعی نمایش پرزرقوبرق است. اما همین نمایش گاه به مانعی بدل میشود. جلوههای ویژه، بهخصوص در نبردهای بزرگ، آنقدر صیقلی و آشکارا ساختهشدهاند که صحنهها به تصاویر یک بازی ویدئویی نزدیک میشوند. این ظاهر مصنوعی همیشه به معنای شکست نیست؛ در بخشهایی با لحن افسانهای اثر هماهنگ میشود و بر غیرواقعیبودن جهان تأکید میگذارد.
با این حال، وقتی فیلم میخواهد لحظهای را باشکوه یا تکاندهنده جلوه دهد، همان فاصلهٔ میان تماشاگر و تصویر میتواند از شدت اثر بکاهد. شخصیتهایی در سایهٔ رویدادها بک و هوروس در مرکز داستان قرار دارند، اما فیلم مجال کافی برای پرورش درونی آنها فراهم نمیکند. بک با زیرکی و چابکی، نیروی انسانی ماجراست؛ شخصیتی که تواناییاش در موقعیتهای دشوار، تضادی جذاب با قدرت فراطبیعی خدایان میسازد.
هوروس نیز باید از غرور و آسودگی پیشین فاصله بگیرد و در برابر مسئولیتی سنگینتر قرار گیرد. این تقابل ظرفیت یک رابطهٔ پرمعنا را دارد، ولی فیلمنامه بیشتر به پیشبردن ماجرا علاقهمند است تا نشاندادن تغییرات تدریجی شخصیتها. در نتیجه، رابطهٔ میان این دو گاهی از دل موقعیتهای هیجانانگیز عبور میکند، بیآنکه وزن عاطفی آنها بهاندازهٔ کافی انباشته شود.
شخصیتهای پیرامونی نیز اغلب بیش از آنکه فردیت مستقل پیدا کنند، کارکردی روایی دارند: راهنما، همراه، مانع یا انگیزهای برای حرکت قهرمانان. چند بازیگر با حضور پرانرژی میکوشند به نقشهایشان جان بدهند، اما دیالوگهای کمرمق و شخصیتپردازی محدود دستوپایشان را میبندد. لحن، بازیگری و فاصلهٔ عاطفی لحن فیلم میان جدیت اسطورهای و سرگرمی سبکبال نوسان دارد.
« به همین دلیل، اکشن فیلم بیش از آنکه حس خطر ملموس ایجاد کند، نوعی نمایش پرزرقوبرق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برخی لحظهها، روایت میخواهد شکوهی حماسی و سرنوشتی بزرگ را القا کند؛ در لحظههایی دیگر، رفتار شخصیتها و اغراق تصویری به فضای ماجراجویی عامهپسند نزدیک میشود. این دوگانگی میتوانست به فیلم هویتی متمایز بدهد، اما چون لحن در سراسر اثر بهروشنی تثبیت نمیشود، بعضی صحنهها نه بهاندازهٔ کافی جدیاند و نه بهاندازهٔ کافی بازیگوش.
بازیها نیز در همین فضای ناپایدار قرار میگیرند. گروه بازیگران برای ایفای نقشهایی بزرگتر از زندگی به کار گرفته شدهاند، ولی متن اغلب به آنها فرصت نمیدهد از تیپهای آشنا فراتر بروند. دیالوگها اطلاعات و انگیزهها را مستقیم بیان میکنند و کمتر به سکوت، زیرمتن یا کشمکش درونی مجال میدهند.
از این رو، درگیریهای احساسی که باید به سفر قهرمانان وزن ببخشند، معمولاً بیش از آنکه تجربه شوند، گزارش میشوند. اسطوره در خدمت فانتزی فیلم از اسطورههای مصر الهام میگیرد، اما هدفش بازگویی وفادارانهٔ روایتهای کهن نیست. عناصر اسطورهای در آن به مواد سازندهٔ یک جهان فانتزی سینمایی تبدیل میشوند؛ جهانی که قواعدش را برای نیازهای نمایش، نبرد و ماجراجویی بازآرایی میکند.
چنین رویکردی میتواند برای مخاطبی که انتظار اقتباسی آزاد دارد جذاب باشد، اما ممکن است برای کسی که در پی روایتی دقیقتر از باورها و داستانهای مصر باستان است، ناامیدکننده باشد. این آزادی، به فیلم امکان میدهد تصاویر و ایدههایی جسورانه بیافریند، اما در عین حال آن را از ریشههای فرهنگی و تاریخیاش دور میکند.
« بازیها نیز در همین فضای ناپایدار قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
مسئله تنها میزان دقت نیست؛ مهمتر آن است که فیلم گاهی میان استفاده از نامها و نشانههای اسطورهای و ساختن معنایی تازه برای آنها پیوندی محکم برقرار نمیکند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه دربارهٔ اسطوره بیندیشد، از اسطوره برای آراستن یک ماجراجویی بزرگ بهره میگیرد. جمعبندی «خدایان مصر» فیلمی است با تخیلی بصری آشکار، طراحیهای پرجنبوجوش و اکشنی که میتواند برای علاقهمندان به فانتزی پرزرقوبرق سرگرمکننده باشد.
جهان نامتعارفش گاه تصاویری بهیادماندنی میآفریند و تفاوت میان انسان و خدا را به عنصری دیدنی بدل میکند. با این حال، روایت پراکنده، قواعد نامشخص، شخصیتهای کمعمق و دیالوگهای کماثر اجازه نمیدهند این جلوهها به تجربهای عاطفی و منسجم تبدیل شوند. ارزش فیلم، بیش از آنکه در استحکام داستان یا دقت اسطورهشناختیاش باشد، در جسارت تصویری و میلش به ساختن جهانی عجیب و بزرگمقیاس نهفته است.
تماشاگرانی که انسجام روایی و شخصیتپردازی ظریف را در اولویت میگذارند، احتمالاً با کاستیهای آن روبهرو خواهند شد؛ اما کسانی که از ماجراجویی فانتزیِ پرتحرک و تماشایی لذت میبرند، ممکن است در آشفتگیهایش نیز جاذبهای سرگرمکننده پیدا کنند.
« حاصل، اثری است که بیش از آنکه دربارهٔ اسطوره بیندیشد، از اسطوره برای آراستن یک ماجراجویی بزرگ بهره میگیرد. »
ثبت دیدگاه