نقد و بررسی
نقد گردش دونگ دانگ (Riding Dongdang) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوچرخه بهمثابه مسیر رشد «Riding Dongdang» مجموعهای کوتاه کرهای در ژانرهای کمدی، جوانانه و ورزشی است که دوچرخهسواری را بهانهای برای روایت تجربههای نوجوانی قرار میدهد. داستان در مسیر تمرین و رقابت شکل میگیرد؛ اما اهمیتش تنها به مسابقه و مهارت ورزشی محدود نمیماند. دوچرخه در اینجا وسیلهای است برای آزمودن تواناییها، سنجیدن حدومرزهای فردی و روبهروشدن با دشواریهایی که بخشی از بلوغاند.
مجموعه شش قسمت کوتاه دارد و هر قسمت حدود سیزده دقیقه است؛ ساختاری که از همان ابتدا نشان میدهد با روایتی فشرده و سبک روبهرو هستیم، نه درامی بلند با فرصت فراوان برای گسترش جهان داستان. ریتم جوانی و انرژی ورزش یکی از امتیازهای اثر، پیوند دادن تحرک جسمانی با بیقراری عاطفی نوجوانان است.
تمرین، رقابت و تلاش برای بهترشدن، ضرباهنگی پرانرژی به روایت میدهند و زمینهای طبیعی برای نمایش امید، خستگی، ناکامی و دوباره برخاستن فراهم میکنند. جذابیت ورزش در این مجموعه نه از پیچیدگی فنون دوچرخهسواری، بلکه از معنایی میآید که شخصیتها به آن میبخشند: هر حرکت رو به جلو، میتواند نشانهای از تلاش برای عبور از تردید و یافتن جایگاه خویش باشد.
« داستان در مسیر تمرین و رقابت شکل میگیرد؛ اما اهمیتش تنها به مسابقه و مهارت ورزشی محدود نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لحن کمدی نیز به این فضا سبکی دلپذیر میدهد. شوخیها و موقعیتهای جوانانه اجازه نمیدهند روایت بیش از اندازه جدی یا سنگین شود و در کنار رقابت، فضایی صمیمی میسازند. بااینحال، کمدی و ورزش همیشه به یک اندازه در خدمت داستان نیستند. گاه لحظههایی که باید شور مسابقه یا احساس نزدیکی میان شخصیتها را تشدید کنند، بیشتر کارکردی گذرا دارند و اثر پس از عبور از آنها بهسرعت به بخش بعدی میرسد.
دوستی و معنای همراهی در مرکز عاطفی مجموعه، رابطه نوجوانان با یکدیگر قرار دارد؛ رابطهای که در میدان تمرین و رقابت شکل میگیرد و میتواند هم پشتیبان باشد و هم منشأ فشار. همراهی در این جهان صرفاً تشویقکردن نیست: گاهی به معنای پذیرفتن تفاوت تواناییها، تحمل اشتباه دیگری یا ادامهدادن مسیر در کنار کسی است که هنوز خودش را نمیشناسد.
از این منظر، داستان دوچرخهسواری را به استعارهای ساده اما مؤثر از زندگی گروهی تبدیل میکند؛ مسیری که در آن پیشرفت فردی و همدلی جمعی ناگزیر به هم گره میخورند. نقطه ضعف اثر آن است که این ظرفیت گاه بیش از آنکه به صحنههایی ماندگار بدل شود، در سطح مضمون باقی میماند. دوستی و پشتکار مفاهیمی روشناند، اما برای آنکه تأثیر عاطفی عمیقی بگذارند، باید در انتخابها و رفتارهای شخصیتها بهتدریج شکل بگیرند.
« لحن کمدی نیز به این فضا سبکی دلپذیر میدهد. »
شخصیتها و اجرا
مجموعه در بعضی لحظهها این مسیر را فشرده میکند و بهجای آنکه دگرگونی رابطهها را با جزئیات کافی نشان دهد، نتیجه را زودتر از موعد پیش چشم میآورد. نوجوانی، رقابت و خودشناسی دوران بلوغ معمولاً مرحلهای آمیخته با اشتیاق و آشفتگی است: نوجوان میخواهد تواناییاش را ثابت کند، اما هنوز نمیداند دقیقاً چه چیزی را باید به خود یا دیگران اثبات کند.
«Riding Dongdang» از بستر ورزش برای طرح همین کشمکش استفاده میکند. رقابت، معیارهای بیرونی موفقیت را پیش میکشد؛ تمرین، در مقابل، یادآور آن است که رشد واقعی در تکرار، صبر و پذیرفتن ناکامی شکل میگیرد. این تقابل به مجموعه امکان میدهد درباره پشتکار حرف بزند بیآنکه آن را به پیامی کاملاً انتزاعی و جدا از کنش داستان بدل کند.
بااینهمه، پرداخت شخصیتها از ظرفیت ایدهاش عقب میماند. کوتاهی قالب به روایت چابکی میبخشد، اما همزمان مجال چندانی برای مکث بر انگیزهها، ترسها و تغییرات درونی باقی نمیگذارد. در نتیجه، مخاطب میتواند جهت کلی رشد نوجوانان را تشخیص دهد، ولی همیشه فرصت نمییابد با تمام جزئیات عاطفی آن همراه شود.
« Riding Dongdang» از بستر ورزش برای طرح همین کشمکش استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی بیش از آنکه از ضعف موضوع سرچشمه بگیرد، نتیجه محدودیت زمانی و شتاب برخی گذارهای روایی است. رابطه عاطفی و دشواری اقناع بخش عاطفی داستان میخواهد در کنار دوستی و رقابت، کششی رمانتیک نیز بسازد؛ اما این خط داستانی بهاندازه ورزش و رفاقت استوار نیست. برای آنکه رابطهای باورپذیر شود، تماشاگر باید در طول روایت نشانههای نزدیکی، سوءتفاهم، اعتماد و تحول را ببیند.
اینجا پیوند میان شخصیتها گاه کمرمق به نظر میرسد و شیمی عاطفیشان بهاندازهای پرورده نمیشود که لحظههای مهم رابطه، وزن لازم را پیدا کنند. به همین دلیل، برخی نقاط عطف عاطفی ممکن است ناگهانی جلوه کنند. اعتراف عاشقانه، هنگامی که زمینهچینی کافی نداشته باشد، بهجای آنکه نتیجه طبیعی مسیر شخصیتها باشد، بیشتر شبیه راهحلی سریع برای جمعکردن خط داستانی احساس میشود.
این نقد به معنای بیاهمیتبودن وجه رمانتیک اثر نیست؛ برعکس، نشان میدهد مجموعه میتوانست با زمان بیشتر و توجه دقیقتر به تغییر رفتارها، این بخش را به یکی از نقاط قوت خود بدل کند. قالب کوتاه؛ امتیاز و محدودیت ساختار کوتاه مجموعه یکی از ویژگیهای تعیینکننده آن است. شش قسمت کمزمان، تماشای اثر را آسان میکند و برای مخاطبی که بهدنبال روایتی سبک و جمعوجور است، مزیتی روشن به شمار میآید.
« این کاستی بیش از آنکه از ضعف موضوع سرچشمه بگیرد، نتیجه محدودیت زمانی و شتاب برخی گذارهای روایی است. »
قوتها و کاستیها
داستان ناچار نیست برای حفظ توجه تماشاگر به مسیرهای فرعی طولانی متوسل شود و فضای ورزشی و جوانانه نیز به حفظ حرکت روایت کمک میکند. اما فشردگی بهتنهایی معادل ریتم مناسب نیست. بعضی بخشها، با وجود کوتاهی کلی مجموعه، کند یا کماثر احساس میشوند؛ در مقابل، برخی تغییرهای عاطفی چنان شتابزدهاند که مجال جاافتادن پیدا نمیکنند.
بنابراین مسئله اصلی نه صرفاً تعداد قسمتها، بلکه نحوه توزیع زمان میان تمرین، رقابت، دوستی و رابطه عاطفی است. اگر زمان روایت میان این عناصر متوازنتر میشد، اثر میتوانست هم از مکثهای کمثمر بکاهد و هم برای تحول شخصیتها فضای بیشتری باز کند. جمعبندی «Riding Dongdang» مجموعهای جوانانه و خوشنیت است که با دوچرخهسواری، کمدی و رقابت ورزشی، روایتی درباره دوستی، پشتکار و قدمگذاشتن بهسوی خودشناسی میسازد.
انرژی فضای ورزشی و قالب کوتاه آن تماشایش را ساده و دلپذیر میکند؛ بااینحال، نوسان ریتم، کمپرداختبودن برخی رابطهها و شتاب در شکلگیری لحظههای عاطفی مانع از آن میشود که همه ظرفیتهای داستان بهطور کامل شکوفا شوند. این اثر بیش از آنکه در پی پیچیدگی یا درام سنگین باشد، به سرزندگی و گرمای روابط تکیه میکند.
« اما فشردگی بهتنهایی معادل ریتم مناسب نیست. »
جمعبندی
برای تماشاگر علاقهمند به مجموعههای کوتاه بلوغ و ورزش، تجربهای سبک و صمیمی فراهم میآورد؛ تجربهای که ایده مرکزیاش از اجرای عاطفیاش گاه پیشی میگیرد، اما همچنان تصویری دلنشین از تلاش برای حرکتکردن—در مسیر مسابقه و در مسیر رشد—بر جای میگذارد.
ثبت دیدگاه