نقد و بررسی
نقد Mystery Men | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ابرقهرمانانی در حاشیه «Mystery Men» ساختهٔ Kinka Usher در سال ۱۹۹۹، از همان ایدهای نیرو میگیرد که عنوانش وعده میدهد: قهرمانانی که نه در مرکز توجهاند و نه حتی در نگاه نخست شایستهٔ عنوان قهرمان به نظر میرسند. در شهر چمپیون، جایی که کاپیتان امیزینگ به نماد اقتدار و شهرت بدل شده، سه مبارز آماتور با استعدادهایی نامعمول میکوشند سهمی در برقراری عدالت داشته باشند.
اما وقتی این قهرمان پرآوازه به دست کازانووا فرانکنشتاین گرفتار میشود، آنان ناچارند گروهی گستردهتر از آدمهای نامتعارف را گرد هم آورند و برای نجات شهر دست به کار شوند. فیلم در این مسیر، هم قواعد قصههای ابرقهرمانی را به بازی میگیرد و هم بهتدریج میپرسد قهرمانبودن واقعاً به چه معناست.
«Mystery Men» اقتباسی آزاد از شخصیتهایی در جهان کمیکهای Bob Burden است و بازیگرانی چون Ben Stiller، Janeane Garofalo، William H. Macy و Hank Azaria را در ترکیبی پرجنبوجوش کنار هم قرار میدهد. هجو ابرقهرمانی پیش از روزگار ابرقهرمانها یکی از جذابترین وجوه فیلم، زمانهای است که در آن ساخته شده است.
در سال ۱۹۹۹، ابرقهرمانها هنوز به شکل امروزین به نیروی غالب فرهنگ عامه بدل نشده بودند؛ بنابراین فیلم نه فقط با قهرمانان شنلپوش، بلکه با ایدهٔ کلیِ شهرت، برندشدن و ضرورت نمایش قدرت شوخی میکند. کاپیتان امیزینگ قهرمانی است که بیش از آنکه به نیازهای شهروندان پاسخ دهد، در مدار تصویر عمومی و حمایتهای تجاری میچرخد.
« Macy و Hank Azaria را در ترکیبی پرجنبوجوش کنار هم قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر او، قهرمانان آماتور نه لباسهایی باشکوه دارند و نه تواناییهایی خیرهکننده؛ اهمیتشان در کوشش، نیت و میل به مفیدبودن است. این تضاد، فیلم را از هجویهای صرف دربارهٔ لباسهای عجیب و اسمهای مضحک فراتر میبرد. «Mystery Men» بهطور ضمنی قهرمانی را از انحصار افراد مشهور بیرون میآورد و آن را به کسانی نسبت میدهد که کارشان دیده نمیشود.
بااینحال، مضمونِ دلنشین فیلم همیشه به همان اندازه که در ایده روشن است، در اجرا هم مؤثر نیست. گاهی اثر چنان در شوخی با کلیشهها غرق میشود که فرصت نمییابد نگاه انتقادی خود را پرورش دهد؛ پیام انسانیاش بیشتر از دلِ موقعیتها بیرون میآید تا از یک کاوش عمیق و پیوسته. کمدیِ قدرتهای بیمصرف بخش مهمی از طنز فیلم از شکاف میان عنوان قهرمانانهٔ شخصیتها و تواناییهای کمرمق یا عجیب آنان سرچشمه میگیرد.
آقای خشمگین، بیلبهدست و راجا آبی قرار نیست با جلوهای باشکوه وارد میدان شوند؛ خودِ فاصلهٔ میان ادعای قهرمانی و ابزارهای روزمرهشان منشأ شوخی است. فیلم با همین وارونگی، تصور متعارف از قدرت را دست میاندازد: توانایی خارقالعاده همیشه چیزی نیست که در نگاه اول چشمگیر باشد، و گاه ویژگیای که خندهدار به نظر میرسد، در شرایط مناسب به کار میآید.
خودمسخرهگریِ فیلم در بهترین لحظههایش واقعاً خلاقانه است. شخصیتها بهجای آنکه صرفاً نسخههای کوچکشدهٔ قهرمانان جدی باشند، به ضعفها و غرابتهای خود وفادار میمانند. همین وفاداری اجازه میدهد بعضی شوخیها از خودِ شخصیتها بجوشند، نه آنکه صرفاً به شکل لطیفههایی جدا از قصه بر فیلم سوار شوند.
« این تضاد، فیلم را از هجویهای صرف دربارهٔ لباسهای عجیب و اسمهای مضحک فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
اما این روش همیشه نتیجه نمیدهد. بخشی از شوخیها بر تکرار نامهای خندهدار، رفتارهای لودهوار یا موقعیتهایی متکی است که بیش از آنکه گسترش یابند، فقط ایدهٔ اولیهشان را دوباره بیان میکنند. ازاینرو، فیلم لحظههای بسیار بامزه دارد، اما خندههایش پیوسته و همسطح نیستند. گروهی که از کنار هم قرارگرفتن معنا مییابد قدرت اصلی «Mystery Men» در گروه بازیگران آن نهفته است.
هر بازیگر با انرژی و رنگ شخصی خود به جهان فیلم چیزی میافزاید و تفاوتهای اعضای گروه، هم خوراک کمدی فراهم میکند و هم امکان شکلگیری نوعی همبستگی را. Ben Stiller در نقش آقای خشمگین، میان خودبزرگبینی و ناامنی رفتوآمد میکند؛ William H. Macy به شخصیت بیلبهدست وقاری زمینی میبخشد و Hank Azaria با جدیتی ساختگی، غرابت راجا آبی را برجسته میکند.
در کنار آنان، بازی Janeane Garofalo، Kel Mitchell و دیگر اعضای گروه، به فیلم حالوهوای یک جمع ناهمگون و ناآرام میدهد. حضور نامهایی چون Geoffrey Rush، Greg Kinnear و Tom Waits نیز به جهان کمیک و اغراقشدهٔ اثر وزن و شخصیت میبخشد. بااینهمه، همین شمار زیاد شخصیتها محدودیت هم ایجاد میکند.
هرچه گروه بزرگتر میشود، فرصت تمرکز بر تجربهٔ فردی هر عضو کمتر میشود و برخی چهرهها بیشتر در حد یک خصلت یا شوخی باقی میمانند. فیلم میخواهد هم داستان گروهیِ قهرمانان را پیش ببرد، هم برای هر عضو لحظهای مستقل بسازد و هم از حضور بازیگرانش حداکثر بهره را ببرد. نتیجه گاه پرتحرک و سرزنده است و گاه پراکنده؛ در بعضی بخشها، جمع شخصیتها از آنکه نیروی دراماتیک واحدی بسازد، به ازدحامی رنگارنگ تبدیل میشود.
« ازاینرو، فیلم لحظههای بسیار بامزه دارد، اما خندههایش پیوسته و همسطح نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتمی گرفتار میان ایده و اجرا با وجود جذابیت موقعیت مرکزی، فیلم از نظر ریتم یکنواخت نیست. مقدمه و معرفی شخصیتها گاهی بیش از اندازه طول میکشد و حرکت داستان، بهخصوص میان شوخیها و لحظههای آمادهسازی، کند میشود. ایدهٔ گردآمدن قهرمانانی ناکارآمد ظرفیت بالایی برای پیشروی سریع و مرحلهبهمرحله دارد، اما فیلم همیشه نمیداند چگونه این ظرفیت را به کشش روایی بدل کند.
برخی صحنهها بهجای آنکه داستان را جلو ببرند یا شخصیتها را عمیقتر کنند، در فضای خود میمانند و حس کشآمدن را تقویت میکنند. این مشکل در کمدی بیش از ژانرهای دیگر به چشم میآید: وقتی شوخیای نمیگیرد، مکث و تکرار آن بهسرعت ریتم را مختل میکند. از سوی دیگر، فیلم گاهی میان هجو، ماجراجویی، فانتزی و کمدی فیزیکی جابهجا میشود، بیآنکه همیشه گذار میان این لحنها نرم باشد.
به همین دلیل، مخاطبی که با ایدهٔ اصلی همراه شده ممکن است همچنان از بعضی لحظهها لذت ببرد، اما در مسیر کلی با افتوخیزهای محسوس روبهرو شود. چمپیونسیتی؛ جهانی پرجزئیات و سنگین طراحی بصری فیلم از نقاط متمایز آن است. چمپیونسیتی شهری واقعگرا و روزمره نیست؛ فضایی تیره، اغراقشده و آکنده از جزئیات نامتعارف دارد که با روح کمیکبوکی داستان هماهنگ است.
این شهر، در کنار لباسها و گروههای عجیبوغریبش، به فیلم هویتی دیداری میدهد و آن را از کمدیهای ابرقهرمانی سادهتر جدا میکند. احساس میشود جهان فیلم عمداً به سوی فضاهای نمایشی و اغراقآمیز رانده شده است؛ انگار خود محیط هم در حال تقلید از افسانهٔ قهرمانان و تبهکاران باشد. اما همین انتخاب بصری میتواند آزاردهنده شود.
« ریتمی گرفتار میان ایده و اجرا با وجود جذابیت موقعیت مرکزی، فیلم از نظر ریتم یکنواخت نیست. »
قوتها و کاستیها
شلوغی قابها و تیرگی فضا گاهی نگاه را از شخصیتها و کنش اصلی دور میکند. تأکید بر ظاهر عجیب جهان، در برخی لحظات جای پرداخت روشنتر و منسجمتر را میگیرد. این ویژگی به فیلم شخصیت میدهد، اما همیشه به فهم بهتر فضای روایی یا تأثیر احساسی آن کمک نمیکند. در نتیجه، طراحی تولید همزمان بخشی از جذابیت و یکی از سرچشمههای افراط بصری فیلم است.
اکشن و ظرفیتِ ناتمام «Mystery Men» بیش از آنکه بر نبردهای نفسگیر تکیه کند، از ناتوانی و دستوپاچلفتیبودن قهرمانانش برای ساختن موقعیتهای کمیک بهره میبرد. این انتخاب با ایدهٔ اثر سازگار است، اما صحنههای اکشن همیشه از همان خلاقیتی برخوردار نیستند که در طراحی شخصیتها دیده میشود.
گاهی مبارزهها نه از نظر هیجان و نه از حیث شوخطبعی، به نقطهٔ اوج مورد انتظار نمیرسند. وقتی تواناییهای شخصیتها محدود و نامتعارف است، انتظار میرود خودِ صحنهپردازی نیز راهی تازه برای تبدیل این محدودیتها به کنش پیدا کند؛ فیلم در این زمینه موفقیتهایی دارد، اما به نتیجهای یکدست نمیرسد.
در همینجا میتوان فاصلهٔ میان ایدهٔ جذاب و پرداخت نهایی را دید. «Mystery Men» بارها به امکانهای تازه اشاره میکند، ولی هر بار آن امکان را تا نهایتش نمیپروراند. گروه بازیگران و جهان بصری میتوانند صحنهای را سرپا نگه دارند، اما همیشه جایگزین طراحی دقیقِ کنش یا ریتم نمیشوند. این ناتمامی، بخشی از دلیلی است که فیلم را هم دوستداشتنی میکند و هم گاه خستهکننده.
« شلوغی قابها و تیرگی فضا گاهی نگاه را از شخصیتها و کنش اصلی دور میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Mystery Men» کمدی ابرقهرمانیای است که بیش از آنکه بخواهد افسانهٔ قهرمان را باشکوه کند، از حاشیهها و شکستهایش لذت میبرد. ایدهٔ گروهی از قهرمانان کمتوان، بازیهای پرانرژی و لحظههای خودمسخرهکنندهٔ بهیادماندنی، به فیلم هویتی خاص میبخشند. نگاهش به شهرت و قهرمانی نیز، با وجود آنکه همیشه به کاوشی عمیق نمیرسد، از کلیشهٔ نجاتدهندهٔ بینقص فاصله میگیرد.
در برابر این امتیازها، ریتم کشدار، شوخیهای نابرابر، شلوغی بصری و اکشن کمفروغ قرار دارند. فیلم در بهترین لحظهها سرگرمکننده و خلاق است، اما انسجام لازم را برای حفظ این کیفیت در سراسر مسیر به دست نمیآورد. حاصل، اثری ناهموار اما صاحبهویت است: کمدیای که ممکن است در یک صحنه قهقهه برانگیزد و اندکی بعد حوصله را بیازماید، اما گروه نامتعارفش و نگاه بازیگوشانهاش به قهرمانی، در خاطر میماند.
« در برابر این امتیازها، ریتم کشدار، شوخیهای نابرابر، شلوغی بصری و اکشن کمفروغ قرار دارند. »
ثبت دیدگاه