نقد و بررسی
نقد L'amore e altre seghe mentali | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگی واقعی «L'amore e altre seghe mentali» ساختهٔ Giampaolo Morelli، کمدی رمانتیکی است که از تقابل خیال و واقعیت نیروی محرک خود را میگیرد. گیدو، مردی چهلوپنجساله، پس از تجربهای عاطفی که اعتمادش را فرسوده، زندگی عاشقانه را به قلمرو امن خیالهای مجازی عقب رانده است. روزمرگی او در فروشگاه حیوانات و نشستوبرخاست با دوستان، ظاهری آرام و آشنا دارد؛ اما پشت این نظم، نوعی گریز از صمیمیت پنهان شده است.
ورود جولیا، پیشخدمتی بیپرده و گرفتار دشواریهای مالی، این حصار را بهتدریج برهم میزند. فیلم با این طرح آشنا میکوشد پرسشی ساده اما انسانی را پیش بکشد: آیا میتوان از ترس آسیبدیدن گریخت، بیآنکه از خود زندگی نیز فاصله گرفت؟ کمدی در مرز صمیمیت و ابتذال عنوان صریح فیلم از همان ابتدا وعدهٔ کمدیای بیپروا و متمرکز بر میل جنسی میدهد.
فیلم نیز از این وعده عقب نمینشیند و بارها به خیالپردازیهای گیدو و رفتارهای خصوصی او بازمیگردد. در بهترین لحظهها، این شوخیها فقط برای غافلگیرکردن تماشاگر نیستند؛ آنها راهی میشوند برای نشاندادن مردی که در برابر رابطهٔ واقعی، کنترل و فاصله را به نزدیکی ترجیح میدهد. طنز، در این بخشها، از خجالت و تناقض شخصیت سرچشمه میگیرد و به همین دلیل با هستهٔ عاطفی داستان پیوند دارد.
بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این تعادل را حفظ کند. برخی موقعیتها بیش از آنکه از شناخت شخصیتها برخاسته باشند، به دنبال تولید واکنشی فوریاند. شوخیهای جنسی گاه تکرار میشوند، بیآنکه لایهٔ تازهای به گیدو یا رابطههای اطرافش بیفزایند. در نتیجه، میان جسارت ظاهری اثر و ظرافتی که برای پرداخت موضوع لازم است فاصله میافتد.
« ورود جولیا، پیشخدمتی بیپرده و گرفتار دشواریهای مالی، این حصار را بهتدریج برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میخواهد دربارهٔ ترس از صمیمیت حرف بزند، اما گاهی از ابزارهایی استفاده میکند که بحث را به سطح شوخیهای گذرا تقلیل میدهند. گیدو؛ مردی پناهگرفته در فاصله گیدو نه قهرمانی پیچیده و پرابهام، بلکه شخصیتی است که ضعفهایش بهآسانی قابلتشخیصاند. او از شکست عاطفی گذشته به این نتیجه رسیده که رابطهداشتن یعنی پذیرفتن خطر؛ پس خیال را جایگزین واقعیت میکند، زیرا در خیال میتوان میل را تجربه کرد، بیآنکه مسئولیتی در قبال دیگری پذیرفت.
این انتخاب، هرچند از بیرون مضحک به نظر میرسد، در منطق روانی او نوعی سازوکار دفاعی است. فیلم در این نکته هوشمندانه عمل میکند: انزوای گیدو را نه صرفاً نشانهای از بیتفاوتی، بلکه واکنشی به آسیبپذیری نشان میدهد. مشکل آنجاست که دگرگونی او گاه بیش از حد سرراست پیش میرود. داستان روشن میکند که گیدو باید دوباره خطر کند، اما کمتر درنگ میکند تا لایههای گوناگون این انتخاب را بکاود.
زخم گذشته بیشتر نقش توضیحی دارد تا تجربهای زنده که در لحظههای فیلم حضور داشته باشد. بنابراین، مسیر شخصیت از پناهگرفتن در تنهایی به رویارویی با احساسات، قابلفهم است؛ اما همیشه عمق درونی لازم را پیدا نمیکند. جولیا و مسئلهٔ شخصیتپردازی جولیا با صراحت، آشفتگی و بیپیرایگیاش نقطهٔ مقابل انضباط دفاعی گیدو است.
او وارد جهان داستان میشود و نظم خودساختهٔ مرد را مختل میکند؛ نه از راه موعظه، بلکه با حضور روزمره و واکنشهای بیواسطه. رابطهٔ این دو ظرفیت ایجاد موقعیتهای کمیک و عاطفی را دارد، زیرا هرکدام به شیوهای متفاوت با ناامنی روبهرو میشوند. گیدو میکوشد فاصله را حفظ کند و جولیا، با گرفتاریهای واقعی زندگیاش، ناخواسته او را از خیال به جهان ملموس بازمیگرداند.
« این انتخاب، هرچند از بیرون مضحک به نظر میرسد، در منطق روانی او نوعی سازوکار دفاعی است. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، جولیا در برخی لحظهها بیشتر کارکرد روایی دارد تا استقلال کامل شخصیتی. صراحت و سرزندگی او بهسرعت به ابزار تغییر گیدو بدل میشود و فیلم فرصت کافی نمییابد تا تناقضها، خواستهها و آسیبپذیریهایش را با همان دقتی بپردازد که برای خط عاطفی مرد اصلی صرف میکند. گرفتاری مالی و اخراج او زمینهای برای نزدیکشدن دو شخصیت میسازد، اما این دشواریها گاه بهسرعت وارد داستان میشوند و به همان سرعت نیز از مرکز توجه کنار میروند.
در نتیجه، رابطه جذابیت اولیه دارد، اما همهٔ ظرفیت عاطفی خود را بالفعل نمیکند. دوستان و کمدیِ روابط فرعی دوستان گیدو به فیلم امکان میدهند که مسئلهٔ رابطه را از زاویههایی دیگر نیز ببیند. هرکدام تصویری از گرفتاریهای عاطفی، وابستگیها یا تصورات نادرست دربارهٔ عشق به دست میدهند و در گفتوگوها و موقعیتهای جمعی، ریتمی سبکتر به روایت میبخشند.
حضور آنان جهان فیلم را از یک قصهٔ دونفره فراتر میبرد و نشان میدهد که تردید در عشق فقط به گیدو محدود نیست. اما این خطهای فرعی نیز همیشه به اندازهٔ کافی بسط نمییابند. گاهی شخصیتها بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، برای ساختن شوخی یا تأکید بر موضوع اصلی به کار گرفته میشوند.
موقعیتهایی که از تضاد رفتار دوستان با گیدو شکل میگیرند، میتوانند بامزه و آشنا باشند؛ بااینحال، تکرار همان ایدهها مانع میشود که روابط فرعی به عمق دراماتیک بیشتری برسند. این محدودیت به ریتم فیلم نیز سرایت میکند: صحنهها سرزندهاند، اما همه به پیشرفت معنادار داستان کمک نمیکنند.
« بااینهمه، جولیا در برخی لحظهها بیشتر کارکرد روایی دارد تا استقلال کامل شخصیتی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رم؛ شهری زنده در پسزمینه یکی از دلنشینترین جنبههای فیلم، حضور رم است؛ شهری که صرفاً پسزمینهای برای اتفاقها نیست و به روایت گرما و حرکت میدهد. محلههای پرجنبوجوش و فضای روزمرهٔ شهری، جهان شخصیتها را ملموس میکنند و به کمدی حالوهوایی محلی میبخشند. در برابر فضای بسته و ذهنی گیدو، خیابانها و مکانهای عمومی یادآور زندگیای هستند که بیرون از عادتهای او همچنان جریان دارد.
فیلم از این ظرفیت بیشتر برای فضاسازی بهره میگیرد تا معناپردازی تصویری پیچیده. شهر در قابها حضوری خوشایند دارد، اما بهندرت به عنصری تبدیل میشود که زبان بصری اثر را دگرگون کند. بااینحال، همین سرزندگی روزمره کافی است تا فیلم از حسوحال کاملاً استودیویی فاصله بگیرد و رابطهٔ آدمها را در محیطی اجتماعی و قابللمس قرار دهد.
رم در اینجا بیش از آنکه استعارهای بزرگ باشد، نیرویی برای زنده نگهداشتن صحنههاست. ریتم، لحن و محدودیتهای روایت فیلم لحنی سبک و متکی بر کمدی موقعیت دارد و از دشواریهای عاطفی با جدیتی کنترلشده سخن میگوید. این انتخاب سبب میشود تماشای آن سنگین نشود؛ اما بهایش آن است که برخی تعارضها پیش از آنکه به نقطهٔ بحرانی برسند، با راهحلهایی آشنا و کمخطر جمع میشوند.
ساختار روایت به الگوی شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک نزدیک است: شخصیتی که از عشق کناره گرفته، با فردی متفاوت روبهرو میشود و ناچار است در برداشت خود از رابطه تجدیدنظر کند. آشنایی این الگو لزوماً ایراد نیست، ولی فیلم برای تازهکردن آن به پرداختی دقیقتر نیاز دارد. ریتم در بخشهایی روان و خوشتماشا است، بهویژه هنگامی که برخورد شخصیتها از تفاوت خلقوخوهایشان نیرو میگیرد.
« محلههای پرجنبوجوش و فضای روزمرهٔ شهری، جهان شخصیتها را ملموس میکنند و به کمدی حالوهوایی محلی میبخشند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، شوخیهای زورکی و تأکید مکرر بر سکس میتوانند کشش را کاهش دهند. اگر هر شوخی به شناختی تازه از شخصیتها یا تحول رابطه منتهی میشد، تکرار آنها معنای بیشتری پیدا میکرد؛ اما فیلم گاه همان ایده را بدون تغییر کافی بازمیگرداند. از این رو، تماشاگر ممکن است پیش از آنکه داستان به جمعبندی احساسی خود برسد، از تکرار لحن و موقعیتها خسته شود.
جمعبندی «L'amore e altre seghe mentali» کمدی رمانتیکی خوشنیت و گاه سرگرمکننده است که از دل شوخیهای بیپروا، موضوعی جدیتر را دنبال میکند: هراس از دوباره اعتمادکردن و هزینهٔ پناهبردن به تنهایی. حضور رم، موقعیتهای آشنا و تقابل گیدو و جولیا به فیلم گرما میبخشند؛ بااینحال، روایت در شخصیتپردازی و گسترش ایدههایش محافظهکار میماند.
فیلم حرف کاملاً تازهای دربارهٔ عشق عرضه نمیکند و شوخیهای جنسیاش نیز همیشه به ظرافت لازم نمیرسند. ارزش اصلیاش در لحظههایی است که طنز را به آشکارکردن آسیبپذیری پیوند میزند؛ لحظههایی که یادآور میشوند گاهی پشت میل به دوریگزیدن، نه بینیازی، بلکه ترس از دوباره رنجکشیدن پنهان است.
« در مقابل، شوخیهای زورکی و تأکید مکرر بر سکس میتوانند کشش را کاهش دهند. »
ثبت دیدگاه