نقد و بررسی
نقد عطر (Perfume) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی فانتزی برای زخمی واقعی «Perfume» با ایدهای آشنا اما اثرگذار آغاز میشود: زنی که سالها خواستههای خود را به سود خانواده کنار گذاشته، در میانهسالی درمییابد که زندگی مشترکش از بنیان ترک برداشته و تصویری که از آینده داشته، فروپاشیده است. مین جههی در برابر این شکست فقط با اندوه روبهرو نیست؛ خشم، فرسودگی و احساس ازدسترفتن فرصتها نیز در او انباشته شدهاند.
ورود عطری اسرارآمیز که ظاهر او را به جوانی بازمیگرداند، مسیر داستان را به قلمرو فانتزی میبرد، اما مسئلهٔ اصلی سریال نه جادو، بلکه امکان دوباره خواستن است: آیا کسی که سالها خود را از یاد برده، میتواند بار دیگر برای زندگی خودش تصمیم بگیرد؟ این فرض خیالانگیز، در ظاهر راهی برای تحقق آرزویی ساده فراهم میکند: جوانشدن و بازگشت به رؤیای مدلشدن.
بااینحال، جذابیت بالقوهٔ آن در پرسشی دشوارتر نهفته است؛ اینکه چرا ارزش و امکان دیدهشدن یک زن تا این اندازه به ظاهر و جوانیاش وابسته است. سریال گاه به این پرسش نزدیک میشود و گاه از کنار آن میگذرد. همین رفتوآمد میان خیالِ رهایی و محدودیتهای جهان واقعی، هم منبع کشش اثر است و هم نشاندهندهٔ مرزهای نگاه آن.
زن واحد، دو چهره تغییر ظاهر جههی به شکل جوانترش، روایت را به بازی دو بازیگر میسپارد. این انتخاب به داستان امکان میدهد تضاد میان گذشته و اکنون را بهروشنی تصویر کند، اما چالشی جدی نیز پدید میآورد: تماشاگر باید باور کند که دو چهرهٔ متفاوت، یک شخصیت واحد را نمایندگی میکنند. «Perfume» در لحظههای عاطفی بهتر از لحظههای توضیحی از پس این پیوند برمیآید؛ خاطرهها، دلبستگیها و آرزوهای مشترک گاه دو صورت را به یک هویت نزدیک میکنند، اما اختلاف لحن و رفتار همیشه بهآسانی از میان نمیرود.
« این فرض خیالانگیز، در ظاهر راهی برای تحقق آرزویی ساده فراهم میکند: جوانشدن و بازگشت به رؤیای مدلشدن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوت، فقط مسئلهای اجرایی نیست. دگرگونی جههی میتوانست فرصتی باشد برای بررسی اینکه انسان با تغییر چهره چه چیزهایی را از خود بازمییابد و چه چیزهایی را از دست میدهد. سریال به این امکان اشاره میکند، اما پیگیری پیوستهای ندارد. در نتیجه، هویت تازهٔ جههی گاهی بیشتر ابزار پیشبرد ماجراست تا زمینهای برای واکاوی عمیقترِ رابطهٔ او با بدن، سن و گذشتهاش.
دوستی در مرکز روایت گرمترین نیروی سریال در رابطهٔ میان جههی و سو ییدو شکل میگیرد. ییدو طراح مدی موفق، تندخو و گرفتار ترسها و حساسیتهای متعدد است؛ جههی نیز زنی است که بعد از ضربههای زندگی، بار دیگر میکوشد جایی برای خواستههایش باز کند. تفاوت خلقوخو و جهانبینی این دو، زمینهٔ برخوردهای طنزآمیز را فراهم میکند، اما رابطهشان به شوخی و اصطکاک محدود نمیماند.
بهتدریج میان آنها نوعی شناخت و اعتماد شکل میگیرد که از مهمترین بخشهای عاطفی مجموعه است. سریال در این مسیر، بهجای آنکه همهچیز را بر کشش عاشقانه بنا کند، گاهی بر ارزش همراهی و پذیرش تأکید میگذارد. این انتخاب به رابطهٔ دو شخصیت عمق دلپذیری میدهد؛ هر یک در دیگری چیزی را میبیند که خود از آن محروم بوده است.
بااینحال، بعضی دگرگونیهای عاطفی سریعتر از آن رخ میدهند که زمینهچینی داستان اقتضا میکند. رابطه در بهترین لحظههایش باورپذیر و صمیمی است، اما در بخشهایی نیز به الگوهای آشنای ملودرام تکیه میکند. بازیها و شخصیتپردازی بازی بازیگران اصلی از نقاط قوت روشن «Perfume» است. اجرای هه جهسوک به جههی وزنی انسانی میدهد؛ اندوه و خستگی شخصیت را به تصویری یکدست از قربانیبودن تقلیل نمیدهد و در کنار آسیبپذیری، رگههایی از سرسختی و اراده را نیز آشکار میکند.
« سریال به این امکان اشاره میکند، اما پیگیری پیوستهای ندارد. »
شخصیتها و اجرا
گو وونهی در چهرهٔ جوانتر شخصیت، انرژی متفاوتی وارد روایت میکند و میکوشد پیوندی میان دو مرحلهٔ زندگی او برقرار سازد. این پیوند همیشه کامل نیست، اما در لحظههایی که شخصیت با رؤیاها و زخمهای قدیمیاش روبهرو میشود، تأثیرگذار است. شین سونگ-روک نیز از بدخلقی ییدو تنها یک خصلت آزاردهنده نمیسازد؛ اغراق رفتاری شخصیت را به منبعی برای کمدی بدل میکند و در عین حال اجازه میدهد لایهٔ حساستر او نمایان شود.
این ترکیب گاه عمداً نمایشی و پررنگ است، اما با فضای فانتزی و کمدی اثر هماهنگی دارد. بازیهای طبیعی و متناسب با لحن مجموعه، بهویژه در صحنههای مشترک دو شخصیت اصلی، مانع میشوند که روایت به مجموعهای از ایدههای عجیب و موقعیتهای تصادفی فروکاسته شود. جهان عطر و مد عطر در این مجموعه صرفاً وسیلهای جادویی نیست؛ استعارهای است از میل به تغییر، امکان بازگشت و وسوسهٔ پاککردن گذشته.
رایحه، برخلاف تصویر، حضوری نامرئی دارد و از همین رو میتواند پیوندی میان خاطره و هویت بسازد. سریال از این ظرفیت به شکلی لطیف بهره میبرد، هرچند معنای نمادین عطر را تا پایان به کاوشی پیچیده تبدیل نمیکند. ایدهای که میتوانست دربارهٔ حافظه، میل و بدن تأملی ژرفتر بسازد، بیشتر در خدمت حرکت قصه باقی میماند.
فضای مد و مدلینگ نیز به اثر رنگ بصری خوشایندی میدهد و برای پیشبرد رؤیای قدیمی جههی زمینه فراهم میکند. تماشای ورود او به جهانی تازه، جایی که باید دوباره خود را بشناسد و جایگاهی برایش پیدا کند، از بخشهای سرگرمکنندهٔ داستان است. بااینحال، این جهان بیشتر پسزمینهای دلنشین است تا موضوعی که مناسبات، فشارها و معیارهای زیبایی آن با دقت بررسی شود.
« این ترکیب گاه عمداً نمایشی و پررنگ است، اما با فضای فانتزی و کمدی اثر هماهنگی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، سریال از جذابیت تصویری مد بهره میبرد، اما کمتر به پرسشهای اجتماعی نهفته در آن میدان میدهد. ریتم، طنز و محدودیتهای روایت «Perfume» لحنی ملایم و دلنشین دارد و بخش مهمی از سرگرمیاش از تضاد میان شخصیتها و واکنشهای اغراقآمیز ییدو سرچشمه میگیرد. طنز معمولاً در دل موقعیتها جای میگیرد و با فضای فانتزی داستان تناسب دارد؛ بااینحال، گاهی تکرار شوخیها یا تأکید بیش از اندازه بر رفتارهای نمایشی، از تازگی آنها میکاهد.
سریال در لحظههای آرامتر نیز فرصت میدهد رابطهها و زخمهای شخصیتها دیده شوند، اما این مکثها همیشه به عمق بیشتر نمیانجامند. روایت در مجموع مستقیم و قابلپیشبینی است. مسیر کلی تحولات، بهخصوص برای تماشاگر آشنا با ملودرامهای عاشقانه، غافلگیری چندانی ندارد. مسئله فقط پیشبینیپذیری نیست؛ برخی موقعیتهای دراماتیک ظرفیت آن را دارند که به پیچیدگی اخلاقی یا عاطفی بیشتری برسند، اما داستان از کنارشان میگذرد یا آنها را زود جمع میکند.
از سوی دیگر، ریتم در بعضی بخشها بیش از اندازه آرام میشود و کشش میان نقاط عطف کاهش مییابد. این کندی ممکن است برای تماشاگر مشتاق پیشروی سریع، خستهکننده باشد. نگاه سریال به خودپذیری هستهٔ احساسی اثر، بازیابی عزتنفس و بازگشت به خواستههای شخصی است. جههی فقط به دنبال فرصتی برای جوانشدن نیست؛ او نیاز دارد باور کند که زندگیاش هنوز میتواند معنایی مستقل از خدمت به دیگران داشته باشد.
در این معنا، عطر بیشتر از آنکه راهحلی جادویی باشد، محرکی برای بیدارشدن میل به زندگی است. لحظههایی که شخصیت به خود، رؤیاهای قدیمی و حق انتخابش توجه میکند، از صادقانهترین لحظههای سریالاند. بااینهمه، اثر در پرداخت این مضمون گاهی دوگانه عمل میکند. از یک سو میکوشد پذیرش خود و ارزش درونی را برجسته کند؛ از سوی دیگر، راه بازگشت جههی به آرزوهایش را با تغییر چشمگیر ظاهر او پیوند میزند.
« بنابراین، سریال از جذابیت تصویری مد بهره میبرد، اما کمتر به پرسشهای اجتماعی نهفته در آن میدان میدهد. »
قوتها و کاستیها
این تناقض، نکتهای مهم در ارزیابی سریال است: «Perfume» میخواهد از محدودکردن ارزش انسان به چهره فاصله بگیرد، اما طرح اصلیاش ناگزیر همان چهره را به کلید ورود شخصیت به فرصتهای تازه بدل میکند. اثر این تنش را حل نمیکند، ولی همین ناتمامی میتواند بحثبرانگیزترین لایهٔ آن باشد. جمعبندی «Perfume» مجموعهای فانتزی و رمانتیک با قلبی گرم است که بیش از پیچیدگی داستان، بر شخصیتهای دوستداشتنی و رابطهٔ تدریجی آنها تکیه دارد.
بازیهای اصلی، فضای لطیف، ایدهٔ جذاب عطر اسرارآمیز و دوستی میان دو آدم متفاوت، تماشای آن را دلپذیر میکنند. در مقابل، روایت ساده و پیشبینیپذیر میماند، برخی بخشها کند پیش میروند و موضوعهایی چون خودپذیری، فشار معیارهای زیبایی و بازسازی هویت به عمقی که وعده میدهند نمیرسند. با وجود این محدودیتها، سریال در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که بازگشت به زندگی لزوماً به معنای پاککردن گذشته نیست؛ گاهی به معنای دیدن دوبارهٔ خواستههایی است که زیر بار مسئولیت و ناامیدی خاموش شدهاند.
«Perfume» برای تماشاگرانی مناسب است که از داستانهای فانتزیِ شخصیتمحور، طنز ملایم و روابطی آرامآرام شکلگیرنده لذت میبرند و بیش از غافلگیری، به دنبال لحنی صمیمی و امیدبخش هستند.
« اثر این تنش را حل نمیکند، ولی همین ناتمامی میتواند بحثبرانگیزترین لایهٔ آن باشد. »
ثبت دیدگاه