نقد و بررسی
نقد بربرها (Barbarians) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشت درباره هویت اثر «Barbarians» محصول سال ۲۰۲۰ یک مجموعهٔ تلویزیونی آلمانی است، نه فیلمی با بازی مارک رایلنس. داستان آن در آستانهٔ نبرد جنگل تویتوبورگ میگذرد و بر سرنوشت آرمینیوس، توسنلدا و فولکوین تمرکز دارد. بنابراین نکاتی مانند بازی رایلنس در نقش قاضی و تصویرپردازی بیابانها، به اثر دیگری تعلق دارند و در این بررسی وارد نمیشوند.
«Barbarians» روایتی داستانی از اشغال ژرمانیا به دست روم و شکلگیری شورش قبایل ژرمنی است. تاریخ، افسانه و درام بخش مهمی از کشش مجموعه از آگاهی مخاطب نسبت به مقصد تاریخی روایت میآید: تنشها در نهایت به نبردی مشهور ختم خواهند شد. بااینحال، «Barbarians» صرفاً بازسازی یک واقعهٔ نظامی نیست؛ میکوشد مسیر رسیدن به آن را به داستانی دربارهٔ وفاداری، هویت و سلطه بدل کند.
در این مسیر، تاریخ رسمی و شخصیتهای شناختهشده با عناصر تخیلی درهم میآمیزند و نتیجه بیش از آنکه بازگویی مستند باشد، درامی تاریخی با تکیه بر واقعیتهای کلی آن دوره است. این انتخاب برای مجموعه دو پیامد دارد. از یک سو، آزادی داستانپردازی به سازندگان امکان میدهد رابطهها و کشمکشهای شخصی را در مرکز قرار دهند.
« داستان آن در آستانهٔ نبرد جنگل تویتوبورگ میگذرد و بر سرنوشت آرمینیوس، توسنلدا و فولکوین تمرکز دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از سوی دیگر، گاه شخصیتها بیش از آنکه همچون انسانهایی پیچیده در زمینهٔ تاریخی خود عمل کنند، به نمایندگان روشنِ دو سوی نبرد تبدیل میشوند. تقابل روم و قبایل ژرمنی برای پیشبرد درام مؤثر است، اما همین وضوح گاهی از ظرافت و چندلایگی داستان میکاهد. هویت میان دو جهان آرمینیوس قلب مفهومی مجموعه است: مردی زادهٔ ژرمانیا که در ساختار نظامی روم رشد کرده و میان دو تعلق گرفتار مانده است.
کشمکش او فقط انتخاب میان دو سپاه نیست؛ پرسشی دربارهٔ این است که هویت را زادگاه میسازد، تربیت، زبان، یا تجربهٔ زیستن زیر سلطه. مجموعه از موقعیت او برای نمایش تناقضهای قدرت بهره میگیرد: کسی که از درون امپراتوری با قواعد آن آشنا شده، میتواند همان شناخت را علیه آن به کار گیرد. بااینحال، ظرفیت درونی این ایده همیشه به اندازهٔ اهمیتش بسط نمییابد.
تردیدهای آرمینیوس گاه بیشتر در خدمت حرکت داستاناند تا کاوشی پیوسته در روان او. مجموعه بهخوبی ایدهٔ شکاف میان تعلق و تربیت را طرح میکند، اما فرصت نمییابد همهٔ پیامدهای عاطفی و اخلاقی این شکاف را با عمق یک درام شخصیتمحور دنبال کند. توسنلدا و فولکوین نیز صرفاً همراهان قهرمان نیستند؛ رابطههایشان به کشمکش سیاسی و اجتماعی گره میخورد.
« تقابل روم و قبایل ژرمنی برای پیشبرد درام مؤثر است، اما همین وضوح گاهی از ظرافت و چندلایگی داستان میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
در اینجا زندگی خصوصی از تاریخ جدا نمیماند: پیوندهای شخصی میتوانند اتحاد بسازند، شکاف بیندازند یا به ابزار مصلحت سیاسی بدل شوند. بااینهمه، برخی شخصیتهای پیرامونی کمتر از آنچه جایگاهشان در طرح داستان وعده میدهد، مجال رشد پیدا میکنند. قدرت، سلطه و وجدان یکی از محورهای تأملبرانگیز مجموعه، شیوهای است که سلطه را از خلال امور روزمره نشان میدهد.
مالیات، فرمانبرداری، تحقیر و اجبار، تنها جزئیات پسزمینه نیستند؛ آنها سازوکارهاییاند که امپراتوری با آنها زندگی مردمان مغلوب را تنظیم میکند. در برابرشان، شورش هم پاسخی ساده و پاکیزه نیست: اتحاد قبایل به تصمیمهای دشوار و کنارگذاشتن اختلافهای داخلی نیاز دارد، و مقاومت نیز میتواند خشونت و مصلحتجویی خود را به همراه آورد.
این نگاه به «وجدان» کمک میکند تا از شعار صرف فاصله بگیرد. مجموعه میپرسد فرد در برابر فرمان ناعادلانه چه مسئولیتی دارد و سکوت در برابر زور تا کجا نوعی همدستی است. بااینحال، تصویر کلی از روم و ژرمانیا گاهی بیش از اندازه دوگانه میشود: یک سوی قدرت متجاوز و سوی دیگر مردمان ستمدیدهای که در راه رهایی متحد میشوند.
« بااینهمه، برخی شخصیتهای پیرامونی کمتر از آنچه جایگاهشان در طرح داستان وعده میدهد، مجال رشد پیدا میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تقسیمبندی روشن، از نیروی عاطفی قصه میکاهد؛ زیرا سازوکارهای قدرت و انگیزههای انسانی معمولاً آشفتهتر از یک تقابل اخلاقی سادهاند. فضاسازی و تصویر جنگل در «Barbarians» صرفاً چشماندازی برای نبرد نیست؛ به نیرویی دراماتیک بدل میشود. پوشش انبوه درختان، گلولای و محدودیت دید، حس محاصره و بیثباتی میآفریند و فاصلهٔ میان نظم نظامی روم و سرزمینی را که میکوشد مهار کند، برجسته میسازد.
تصویرها بهجای آنکه گذشته را صیقلی و باشکوه کنند، بر زمختی و جسمانیت زندگی در آستانهٔ جنگ تکیه دارند. همچنین تقابل دیداری میان اردوگاه و میدان نبرد، میان انضباط رومی و پراکندگی قبایل، به مخاطب کمک میکند تا اختلاف دو جهان را بینیاز از توضیحهای طولانی احساس کند. مجموعه در لحظاتی که به سکوت، نگاه و حرکت در محیط اعتماد میکند، از جلوههای پرزرقوبرق فاصله میگیرد و اتمسفری متناسب با داستان میسازد.
بااینحال، چشمانداز بهتنهایی نمیتواند جای شخصیتپردازی یا پیشرفت روایی را بگیرد؛ هرگاه قصه کند میشود، زیبایی بصری نیز برای حفظ کامل توجه کافی نیست. بازیها و زبان بازی بازیگران در خدمت لحن جدی و تاریخی مجموعه است. لارنس روپ در نقش آرمینیوس باید هم پیوندش با دستگاه رومی را باورپذیر کند و هم تردید و دلبستگیاش به زادگاه را آشکار سازد.
« فضاسازی و تصویر جنگل در «Barbarians» صرفاً چشماندازی برای نبرد نیست؛ به نیرویی دراماتیک بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
ژان گورسو در نقش توسنلدا حضوری مصمم دارد و شخصیت را از حاشیهٔ تصمیمهای مردانه بیرون میآورد؛ دیوید شوتر نیز به فولکوین انرژی و بیقراری میبخشد. بااینهمه، فشردگی روایت گاه مانع میشود که بازیها به عمق عاطفی بیشتری برسند. دوگانگی زبانی اثر از انتخابهای جالب آن است: رومیها به لاتین و ژرمنیها به آلمانی سخن میگویند.
این تمهید، مرز فرهنگی و قدرت سیاسی را به تجربهای شنیداری تبدیل میکند و فضای مجموعه را از بسیاری از درامهای تاریخی انگلیسیزبان متمایز میسازد. در عین حال، این تفاوت زبانی فقط یک آرایه نیست؛ یادآور آن است که سلطه، زبان خود را نیز بر زندگی مردمان تحمیل میکند. ریتم و صحنههای درگیری آغاز مجموعه برای چیدن زمینهٔ تاریخی و رابطههای میان شخصیتها زمان زیادی صرف میکند.
این کندی میتواند برای مخاطبی که انتظار درامی پرشتاب دارد خستهکننده باشد، هرچند بخشی از آن به ساختن حس اشغال و فشار تدریجی مربوط است. مشکل زمانی پدید میآید که زمینهچینی بیش از آنکه به پیچیدگی شخصیتها بیفزاید، حرکت به سوی درگیری اصلی را عقب میاندازد. با ورود به بخشهای پرتنشتر، انتظار میرود اضطراب قدمبهقدم افزایش یابد؛ اما این تشدید همیشه پیوسته نیست.
« بااینهمه، فشردگی روایت گاه مانع میشود که بازیها به عمق عاطفی بیشتری برسند. »
جمعبندی
برخی صحنههای نبرد از نظر بصری خشن و پرتحرکاند، ولی تأثیرشان با میزان زمانی که صرف انتظار و آمادگی شده، تناسب کامل ندارد. گاهی کنشها بیشتر بر خون و آشوب تکیه میکنند تا بر فهم روشن موقعیت یا پیامد انسانی آن. در نتیجه، مجموعه در اوجهایش سرگرمکننده است، اما همیشه از نظر عاطفی تکاندهنده نمیشود.
جمعبندی «Barbarians» اثری دیدنی دربارهٔ برخورد امپراتوری روم با قبایل ژرمنی است که بهترین لحظاتش را از پیوند میان تاریخ، هویت و وجدان فردی میگیرد. فضای جنگلی، دوگانگی زبانی و موقعیت آرمینیوس به آن هویتی متمایز میبخشند؛ در سوی دیگر، آغاز کند، شخصیتپردازی نابرابر و فرازهایی از نبرد که اثرگذاریشان کمتر از انتظار است، مانع انسجام کامل آن میشوند.
حاصل، مجموعهای است که بیش از آنکه در همهٔ اجزایش به یک اندازه پخته باشد، در ایدهٔ مرکزی و فضای بصری خود جذابیت دارد: روایتی از قدرتی که میکوشد مردم را تابع سازد و مردمانی که برای رهایی ناچارند از اختلافهای درونی عبور کنند. پایان آن را بهتر است بیانتظارِ پاسخهایی کاملاً رضایتبخش دید؛ ارزش اصلیاش در پرسشهایی است که دربارهٔ وفاداری، سلطه و بهای مقاومت بر جای میگذارد.
« گاهی کنشها بیشتر بر خون و آشوب تکیه میکنند تا بر فهم روشن موقعیت یا پیامد انسانی آن. »
ثبت دیدگاه