نقد و بررسی
نقد Up Close & Personal | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی در قاب خبر «Up Close & Personal» ساختهٔ Jon Avnet، در ظاهر داستان زنی جوان است که میخواهد از گمنامی به جایگاهی بلند در روزنامهنگاری تلویزیونی برسد؛ اما در عمق، فیلم دربارهٔ کشاکش میان رؤیای فردی و سازوکارهای حرفهای است که چهرهها را میسازد، میآراید و گاه از آنِ خود میکند.
تَلی اَتووتر با نوار آزمایشیِ دستسازش وارد دنیایی میشود که در آن، استعداد بهتنهایی کافی نیست: باید آموخت چگونه دیده شد، چگونه اعتماد دیگران را جلب کرد و چگونه میان صداقت حرفهای و نمایش تلویزیونی تعادل برقرار ساخت. فیلم از همان آغاز میکوشد مسیر پیشرفت تَلی را به روایتی پرکشش بدل کند؛ مسیری که در آن هر تجربهٔ کاری، هم فرصتی برای رشد است و هم آزمونی برای سنجش شخصیت.
بااینحال، آغاز این مسیر اندکی ناگهانی به نظر میرسد. تَلی هنوز خام و کمتجربه است، اما خیلی زود توجه وارن جاستیس را جلب میکند؛ تصمیمی که برای تماشاگر میتواند بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی باشد، نتیجهٔ نیاز فیلمنامه به راهاندازی سریع داستان جلوه کند. همین شتاب، در نخستین گامها اندکی از باورپذیری فیلم میکاهد.
« بااینحال، آغاز این مسیر اندکی ناگهانی به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دو بازیگر، دو نیروی مکمل بخش بزرگی از جاذبهٔ فیلم به حضور Michelle Pfeiffer و Robert Redford وابسته است؛ دو بازیگری که رابطهٔ میان شخصیتهایشان را با آسودگی و مهارتی دلنشین شکل میدهند. فایفر در نقش تَلی، ترکیبی از شور، آسیبپذیری و جاهطلبی را به نمایش میگذارد. او شخصیتی را بازی میکند که هم مشتاق پیشرفت است و هم از داوری دیگران اثر میپذیرد؛ کسی که میخواهد جدی گرفته شود، اما هنوز باید بیاموزد چگونه به جای تکیه بر جذابیت و اعتمادبهنفس خام، مهارت و قضاوت حرفهای خود را پرورش دهد.
ردفورد نیز برای وارن، وقار و خستگی مردی را به همراه میآورد که سالها در محیطی بیرحم کار کرده است. او نه مربیای بینقص است و نه قهرمانی دور از دسترس؛ سختگیریاش گاهی از تجربه میآید و گاهی از عادتی که در برابر تغییر مقاومت میکند. این دو کیفیت در بازی ردفورد کنار هم قرار میگیرند و به وارن حضوری قابلقبول میبخشند.
همراهی او و فایفر، حتی زمانی که فیلم از ظرافت روایی فاصله میگیرد، به صحنهها گرما میدهد. عاشقانهای که بر شیمی بازیگران تکیه دارد رابطهٔ تَلی و وارن از دل پیوند حرفهایشان پدید میآید: یکی در پی فرصت و اعتماد است و دیگری، با دیدن استعداد او، نقشی راهنما را بر عهده میگیرد. فیلم از این موقعیت هم برای ساختن صمیمیت بهره میبرد و هم برای نشاندادن دشواریِ تفکیک احساس شخصی از قدرت و نفوذ حرفهای.
« فایفر در نقش تَلی، ترکیبی از شور، آسیبپذیری و جاهطلبی را به نمایش میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
وارن بر مسیر کاری تَلی اثر میگذارد؛ بنابراین رابطهٔ آنها صرفاً عاشقانهای میان دو همکار نیست، بلکه ناگزیر با مسئلهٔ استقلال و برابری نیز روبهرو میشود. بااینهمه، فیلم این تنش را بیش از آنکه واکاوی کند، در پوششی رمانتیک و دلپذیر نگه میدارد. تماشاگر عمدتاً به لطف حضور بازیگران، رابطه را باور میکند: نگاهها، مکثها و نرمیِ برخوردشان بیش از پیچیدگیهای نوشتهشده، به این پیوند جان میدهد.
از همین رو، عاشقانهٔ فیلم شیرین و تماشایی است، اما همیشه به عمق عاطفیای نمیرسد که موضوعش وعده میدهد. جذابیت زوج اصلی گاه جای پرداخت دقیقتر به نابرابری موقعیتهایشان را میگیرد. تلویزیون؛ صحنهٔ خبر و صحنهٔ نمایش فیلم در لحظاتی که به اتاق خبر، گزارشگری و سازوکار انتخاب خبر میپردازد، امکان مییابد از قالب عاشقانه فراتر برود.
تلویزیون در اینجا فقط محل کار شخصیتها نیست؛ صحنهای است که در آن واقعیت به تصویر تبدیل میشود و تصویر، سرنوشت حرفهای آدمها را رقم میزند. گزارشگر باید هم به موضوع خبر نزدیک شود و هم آنقدر از آن فاصله بگیرد که بتواند روایتش کند. این دوگانگی بهویژه برای تَلی اهمیت دارد، زیرا او در کنار یادگیری فنون کار، باید دریابد دیدهشدن چه بهایی دارد و چه تفاوتی میان پوشش خبری و تبدیلشدن به بخشی از نمایش وجود دارد.
« بااینهمه، فیلم این تنش را بیش از آنکه واکاوی کند، در پوششی رمانتیک و دلپذیر نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم کمتر از ظرفیت این موضوع بهره میبرد. روزنامهنگاری تلویزیونی گاه به پسزمینهای برای پیشبرد رابطه و ارتقای شغلی بدل میشود، نه نیرویی که واقعاً فرم روایت را دگرگون کند. بحرانها و خبرهای فوری به شخصیتها فشار وارد میکنند، ولی تأمل دربارهٔ مسئولیت رسانه، انتخاب سوژه و مرز میان همدلی و بهرهبرداری از رنج، اغلب کوتاه میماند.
در نتیجه، محیط خبر جذابیت بصری و روایی دارد، اما پیچیدگی اخلاقیاش به اندازهٔ کافی گسترش نمییابد. روایت صیقلی و کمرمق از ضعفهای اصلی «Up Close & Personal» آن است که همهچیز بیش از اندازه مرتب و صیقلی به نظر میرسد. زندگی حرفهای، عشق و بحران در مسیری قرار میگیرند که گاه بهجای آنکه از دل رفتارهای شخصیتها بجوشند، مانند ایستگاههایی از پیش تعیینشده پشت سر هم میآیند.
فیلم به احساسات فرصت بروز میدهد، اما کمتر اجازه میدهد آشفتگی و تناقض آنها باقی بماند. نتیجه، روایتی خوشساخت و قابلتماشا است که بعضی لحظاتش را با همان سرعتی پشت سر میگذارد که میتوانست به آنها عمق ببخشد. این صیقلیبودن به ریتم نیز سرایت میکند. فیلم با وجود فضای پرتحرک اتاقهای خبر، در بخشهایی کند و کمجان پیش میرود؛ گویی میان قصهٔ پیشرفت شغلی و عاشقانهاش در رفتوآمد است، بیآنکه یکی را به نیروی محرکِ دیگری تبدیل کند.
« اما فیلم کمتر از ظرفیت این موضوع بهره میبرد. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها بیشتر برای رساندن شخصیتها به موقعیت بعدی ساخته شدهاند تا برای افزودن لایهای تازه به آنها. این ناهماهنگی میتواند تجربهٔ تماشا را خوابآلود کند، بهخصوص هنگامی که جذابیت بازیگران نیز برای مدتی از بار روایت کاسته میشود. لحن، موسیقی و عاطفه فیلم میخواهد هم قصهای الهامبخش دربارهٔ دنبالکردن رؤیاها باشد و هم ملودرامی عاشقانه.
این دو مسیر گاهی بهخوبی یکدیگر را تقویت میکنند: پیشرفت تَلی فرصتی برای آزمودن رابطه میشود و رابطه نیز به او انگیزهای شخصی میدهد. اما گاهی لحن اثر بیش از حد برانگیخته و احساساتی میشود و بهجای آنکه عاطفه را از دل موقعیت بیرون بکشد، آن را به تماشاگر اعلام میکند. موسیقی پایانی نیز از همین جنس است؛ پرقدرت و صریح، اما نه کاملاً هماهنگ با ظرافتی که فیلم در برخی لحظات میجوید.
این انتخابها، اثر را به ملودرامی آشنا و کلاسیک نزدیک میکنند؛ فیلمی که ترجیح میدهد با احساس روشن و قابلفهم پیش برود، نه با ابهام یا تلخی. چنین رویکردی برای تماشاگرانی که به عاشقانههای خوشساخت و داستانهای پیشرفت علاقه دارند، میتواند دلپذیر باشد. در مقابل، کسانی که از فیلم انتظار کاوشی تندتر در مناسبات رسانهای یا تصویری پیچیدهتر از جاهطلبی دارند، احتمالاً با احتیاط و فاصله به آن نگاه خواهند کرد.
« برخی صحنهها بیشتر برای رساندن شخصیتها به موقعیت بعدی ساخته شدهاند تا برای افزودن لایهای تازه به آنها. »
جمعبندی
جمعبندی «Up Close & Personal» بیش از هر چیز فیلمی متکی بر جاذبهٔ Michelle Pfeiffer و Robert Redford است؛ جاذبهای که به رابطهٔ عاشقانه گرما میدهد و بخشهایی از ضعف روایی را میپوشاند. داستان تَلی، با محوریت آرزو، کار و یافتن جایگاه، ظرفیت یک درام پرمایه را دارد، اما روایتِ بیش از حد آراسته و ریتم کمجان مانع میشود این ظرفیت به تمامی شکوفا شود.
فیلم در پرداخت روزنامهنگاری نیز به طرح پرسشهایی مهم نزدیک میشود، بیآنکه همیشه در آنها مکث کند. بااینحال، اثر در مقام عاشقانهای قدیمی و خوشتماشا، لحظات مؤثر خود را دارد. اگر جاذبهٔ دو بازیگر و شیرینیِ رابطه برای تماشاگر اهمیت داشته باشد، فیلم میتواند تجربهای دلنشین فراهم کند؛ اگر انتظار او روایتی تیزبینانه و بیپرده از رسانه و جاهطلبی باشد، صیقلیبودن و کمرمقیِ آن بیشتر به چشم خواهد آمد.
«Up Close & Personal» در نهایت اثری است که قلبش از بازیگران نیرو میگیرد، اما قصهاش به اندازهٔ آرزوهای شخصیت اصلی جسارت نمییابد.
« فیلم در پرداخت روزنامهنگاری نیز به طرح پرسشهایی مهم نزدیک میشود، بیآنکه همیشه در آنها مکث کند. »
ثبت دیدگاه