نقد و بررسی
نقد A Guide for the Married Man | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جایگاه فیلم «راهنمای مرد متأهل» ساختهٔ جین کلی، کمدیای است که از یک تناقض ساده نیرو میگیرد: پل منینگ، مردی برخوردار از زندگی خانوادگی باثبات، به فکر خیانت میافتد، اما نه از سر عشقی بزرگ یا بحرانی عمیق؛ کنجکاوی و وسوسهٔ گذرا او را به این مسیر میکشاند. دوستش اِد، که خود را در پنهانکاری خبره میداند، میکوشد راهورسم این کار را به او بیاموزد.
فیلم از همین آموزشهای پیدرپی، حکایتکهایی کمیک میسازد و به جای پیشبرد یک داستان خطی، بر نمایش موقعیتهای گوناگون تکیه میکند. این قالب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ ضعف آن. هر درس تازه فرصتی برای ورود شخصیتی جدید و ساختن یک شوخی مستقل فراهم میکند؛ اما پیوند میان این خردهروایتها همیشه محکم نیست.
فیلم بیشتر به رشتهای از طرحهای کوتاه شباهت دارد تا روایتی که گامبهگام بر کشمکش اصلی بیفزاید. بنابراین تماشاگر ممکن است از هر بخش جداگانه لذت ببرد، بیآنکه حس کند مجموعهٔ بخشها به وحدتی کامل رسیده است. والتر ماتائو و نیروی بازیگری والتر ماتائو در نقش پل، مرکز ثقل فیلم است؛ حضوری که به شخصیتش بیش از آنچه در متن نوشته شده، گرما و طنز میبخشد.
« دوستش اِد، که خود را در پنهانکاری خبره میداند، میکوشد راهورسم این کار را به او بیاموزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چهرهٔ خسته اما مهربان، مکثهای حسابشده و لبخندهای ناگهانی او، تردیدهای پل را به سرچشمهٔ کمدی بدل میکنند. ماتائو لازم نیست با شوخیهای پرصدا صحنه را تصاحب کند؛ اغلب واکنش او به حرفهای اِد، یا تلاش ناموفقش برای جدی گرفتن توصیهها، بهتنهایی موقعیت را بامزه میکند. رابرت مورس در نقش اِد، در برابر آرامش و دودلی ماتائو، انرژی و اعتمادبهنفس نمایشیتری میآورد.
رابطهٔ این دو در بهترین لحظات فیلم بر تضاد میان نظریهپردازِ مطمئن و شاگردِ مردد استوار است. بااینحال، فیلم گاه از مورس و ماتائو بیشتر بهعنوان پیونددهندهٔ بخشها استفاده میکند تا شخصیتهایی با مسیر دراماتیک پرورشیافته. در نتیجه، تماشاگر از حضور آنها لذت میبرد، اما ممکن است خواهان صحنههای بیشتری باشد که رابطهشان را فراتر از چارچوب «درس و مثال» ببرند.
کمدیِ فریب و عذاب وجدان منبع اصلی شوخی، فاصلهٔ میان نقشههای دقیق اِد و آشفتگی واقعی پل است. هرچه توصیهها حسابشدهتر و مطمئنتر به نظر میرسند، اجرای آنها در عمل مضحکتر میشود. پل نه آنقدر بیپرواست که بتواند نقش یک فریبکار حرفهای را بازی کند و نه آنقدر بیاعتنا به زندگی مشترکش که پیامدهای رفتارش را نادیده بگیرد.
« چهرهٔ خسته اما مهربان، مکثهای حسابشده و لبخندهای ناگهانی او، تردیدهای پل را به سرچشمهٔ کمدی بدل میکنند. »
شخصیتها و اجرا
عذاب وجدان و دلبستگی او به همسرش، موقعیتهایی میسازند که از دل تناقض شخصیت برمیآیند، نه صرفاً از شوخیهای کلامی. این سازوکار در لحظات موفق، فیلم را سرزنده میکند: نقشهای که باید بیدردسر پیش برود، با جزئی کوچک از هم میپاشد و پل را به واکنشهایی وامیدارد که خودِ او نیز پیشبینی نمیکند.
اما شوخیها همیشه به یک اندازه ظریف نیستند. گاهی فیلم به جای آنکه تناقض اخلاقی ماجرا را بکاود، به ترفندهای فریب و سوءتفاهم بسنده میکند. ازاینرو، کمدی بیش از آنکه نگاه ژرفی به ازدواج داشته باشد، سرگرمیای موقعیتمحور باقی میماند. نگاه به زنان و فاصلهٔ تاریخی بزرگترین مانع برای تماشاگر امروز، تصور فیلم از زنان و رابطهٔ زناشویی است.
زنان غالباً در چارچوب نقشهایی محدود تصویر میشوند: همسرانی که باید فریبشان داد یا زنانی که بهعنوان هدف وسوسه و ماجراجویی مردان وارد قصه میشوند. حتی وقتی فیلم از رفتار مردان خرده میگیرد، جهانبینیاش همچنان حول میل و نقشهکشی آنها میچرخد و به زنان کمتر فرصت میدهد شخصیتهایی مستقل و پیچیده باشند.
« اما شوخیها همیشه به یک اندازه ظریف نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد را میتوان در متن زمانهٔ ساخت فیلم فهمید، اما فهم تاریخی با نادیده گرفتن اثر آن یکی نیست. بسیاری از شوخیهایی که احتمالاً در سال ۱۹۶۷ بهعنوان بازیگوشی بزرگسالانه عرضه میشدند، اکنون کلیشهای یا ناخوشایند به نظر میرسند. فیلم گاهی میخواهد رفتار مردانه را دستمایهٔ طنز کند، اما مرز میان تمسخر آن رفتار و عادیسازیاش را روشن نمیسازد.
همین ابهام سبب میشود برخی صحنهها به جای آنکه تیز و انتقادی باشند، صرفاً کهنه جلوه کنند. مهمانان مشهور و ساختار اپیزودیک یکی از جاذبههای آشکار فیلم، حضور گروه بزرگی از چهرههای شناختهشده در نقشهای کوتاه است؛ از جمله لوسیل بال، جک بنی، سید سیزر، آرت کارنی، کارل راینر و جین منسفیلد.
این حضورها به فیلم تنوع میبخشند و هر حکایت را با رنگ اجرایی متفاوتی همراه میکنند. برای دوستداران کمدی کلاسیک، دیدن چهرههای آشنا در موقعیتهایی کوتاه میتواند خود به بخشی از لذت تماشا تبدیل شود. بااینهمه، مهمانان مشهور گاهی بیش از آنکه به داستان خدمت کنند، توجه را از آن میربایند.
« این رویکرد را میتوان در متن زمانهٔ ساخت فیلم فهمید، اما فهم تاریخی با نادیده گرفتن اثر آن یکی نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم آشکارا از جذابیتِ «چه کسی در صحنهٔ بعد ظاهر میشود؟» بهره میگیرد؛ اما این انتظار همیشه با شوخیای همسنگ پاسخ داده نمیشود. بعضی خردهداستانها بهسرعت میآیند و میروند و بیشتر حکم سکویی برای اجرای کوتاه یک بازیگر را دارند تا قطعهای ضروری از ساختار کلی. نتیجه، اثری است که لحظات دلپذیر فراوان دارد، اما ریتمش گاه از انباشت حضورها و طرحهای پراکنده آسیب میبیند.
کارگردانی، ضرباهنگ و شکل اجرا جین کلی، که شهرتش بیش از هر چیز با بازیگری و موزیکالهای پرتحرک پیوند خورده، اینجا با ساختاری قطعهقطعه روبهروست. فیلم در بهترین بخشها از ضرباهنگی سبک و سریع برخوردار است: مقدمهای کوتاه، شکلگیری یک نقشه و سپس آشفتگیای که آن را به کمدی بدل میکند.
این نظم ساده برای سرگرمیِ مقطعی مناسب است و اجازه میدهد فیلم بیدرنگ از موقعیتی به موقعیت دیگر برود. اما همین شتاب گاهی مانع شکلگیری تعلیق یا شخصیتپردازی میشود. چون بسیاری از بخشها بهسرعت جای خود را به بخش بعد میدهند، بعضی شوخیها فرصت بسط پیدا نمیکنند و برخی شخصیتها پیش از آنکه حضوری بهیادماندنی بیابند، از قاب خارج میشوند.
« نتیجه، اثری است که لحظات دلپذیر فراوان دارد، اما ریتمش گاه از انباشت حضورها و طرحهای پراکنده آسیب میبیند. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه بر انسجام روایی یا تحول شخصیتها سرمایهگذاری کند، به وفور ایده و چهره متکی است. این انتخاب برای تماشایی سبک و پراکنده کارآمد است، اما برای اثری که بخواهد پس از پایان در ذهن بماند، محدودیت ایجاد میکند. جمعبندی «راهنمای مرد متأهل» بیش از هر چیز فیلمی متکی بر جذابیت والتر ماتائو، شوخیهای موقعیتی و مجموعهای از حضورهای کوتاه است.
ماتائو به پل آسیبپذیری و طنزی میبخشد که فیلم در متن خود همیشه از آن برخوردار نیست؛ در کنار او، مورس و بازیگران مهمان لحظاتی سرگرمکننده میسازند. در مقابل، پراکندگی خردهداستانها، وابستگی بیش از اندازه به چهرههای آشنا و نگاه کهنه به زنان و خیانت، مانع میشود فیلم به کمدیای یکدست و ماندگار بدل شود.
تماشای آن برای علاقهمندان به بازیگران و کمدیهای استودیویی دههٔ شصت میتواند لذتبخش باشد، بهویژه اگر انتظار روایتی منسجم یا طنزی امروزی در میان نباشد. فیلم در لحظاتش زنده است، اما در کلیت خود نامتوازن؛ اثری که شوخطبعی ماتائو را بهخوبی به نمایش میگذارد و همزمان، با گذشت زمان، محدودیتهای نگرش و ساختارش را آشکارتر میکند.
« فیلم بیش از آنکه بر انسجام روایی یا تحول شخصیتها سرمایهگذاری کند، به وفور ایده و چهره متکی است. »
ثبت دیدگاه