نقد و بررسی
نقد Amateur Night | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ دستوپاچلفتی در آستانهٔ پدر شدن «Amateur Night» فیلمی کمدی از سال ۲۰۱۶ به کارگردانی و نویسندگی Lisa Addario و Joe Syracuse است؛ اثری که از برخورد دو جهان ناهماهنگ نیرو میگیرد: اضطرابهای روزمرهٔ مردی که در آستانهٔ پدر شدن است و شبی پرآشوب در لسآنجلس که او را به موقعیتهایی کاملاً بیگانه با زندگی معمولش میکشاند.
Jason Biggs نقش گای کارتر را بازی میکند؛ معماری بیکار و کماعتمادبهنفسی که برای تأمین هزینههای زندگی، کاری را میپذیرد که تصور دیگری از آن داشته است. آنچه در ادامه میآید، کمدی موقعیت است؛ اما فیلم میکوشد زیر لایهٔ شوخیهای نامتعارف، داستانی دربارهٔ مسئولیتپذیری و ترس از ناکافی بودن بسازد.
کمدی بر پایهٔ تضاد موتور اصلی فیلم تضاد میان شخصیت گای و محیطی است که ناگهان در آن گرفتار میشود. او نه قهرمانی زیرک است و نه مردی که برای هر بحران پاسخی آماده داشته باشد؛ بیشتر اوقات واکنشهایش از هراس، سردرگمی و بدفهمی موقعیتها سرچشمه میگیرد. همین ویژگی، زمینهٔ برخی از خندهدارترین لحظههای فیلم را فراهم میکند: گای در فضایی قدم میگذارد که قواعدش را نمیشناسد و با همان منطق سادهدلانهٔ خودش میکوشد اوضاع را سر و سامان دهد.
« کمدی بر پایهٔ تضاد موتور اصلی فیلم تضاد میان شخصیت گای و محیطی است که ناگهان در آن گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این الگو گاه بهخوبی جواب میدهد. دستوپا زدن او در برابر موقعیتهای نامعمول، بهویژه وقتی فاصلهٔ میان نیت خیرش و نتیجهٔ ناخواستهٔ رفتارش آشکار میشود، کمدی ملموسی میسازد. بااینحال، فیلم بیش از اندازه به همین سازوکار تکیه میکند. پس از چند بار تکرار، غافلگیری کمرنگ میشود و تماشاگر میتواند شکل کلی شوخی بعدی را حدس بزند؛ بیآنکه الزاماً خود شوخی برایش خندهآور باشد.
جیسون بیگز و هنرِ باورپذیر ماندن Jason Biggs در نقش گای بهخوبی از مهارت همیشگیاش در بازی با دستپاچگی و آسیبپذیری بهره میگیرد. او شخصیت را به مردی صرفاً خنگ یا مضحک تقلیل نمیدهد؛ زیر رفتارهای آشفتهاش نگرانیِ کسی دیده میشود که میخواهد به همسر و فرزند آیندهاش تکیهگاه باشد، اما خودش هنوز از تواناییهایش مطمئن نیست.
این وجه انسانی کمک میکند حتی زمانی که فیلم به شوخیهای پرسروصدا رو میآورد، شخصیت اصلی کاملاً به وسیلهای برای تولید موقعیتهای کمیک تبدیل نشود. Janet Montgomery نیز در نقش نیکی برای گای همصحبت و نیروی مقابل مناسبی است. او به شخصیتش نوعی تسلط و استقلال میبخشد که در برابر درماندگی گای تضاد ایجاد میکند.
« بااینحال، فیلم بیش از اندازه به همین سازوکار تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
Ashley Tisdale در نقش فالون هم حضوری پررنگ و نمایشی دارد و میکوشد فاصلهای با تصویر آشناتر خود بسازد. در سوی دیگر، رابطهٔ گای با همسرش اَن، با بازی Jenny Mollen، به فیلم نقطهٔ اتکایی عاطفی میدهد. این رابطه هرچند مجال گسترش چندانی پیدا نمیکند، یادآور میشود که اضطرابهای گای از خلأ نیامدهاند: او برای آیندهٔ خانوادهاش نگران است.
روایتی که در پیچوخمها گم میشود ساختار فیلم بیش از آنکه بر پیشرفت تدریجی یک بحران یا تحول منسجم استوار باشد، به رشتهای از برخوردها و دردسرهای پیدرپی شباهت دارد. هر موقعیت، بالقوه میتواند زمینهٔ شوخی تازهای باشد، اما اتصال میان این بخشها همیشه محکم نیست. نتیجه آن است که شبِ گای گاهی به مجموعهای از طرحهای کمیک تبدیل میشود که کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه هرکدام الزاماً شخصیتها را عمیقتر یا داستان را معنادارتر کنند.
این پراکندگی، مهمترین فرصت ازدسترفتهٔ فیلم است. فشار مالی خانواده و نگرانی گای دربارهٔ پدر شدن میتوانستند ستونهای یک کمدی تلخوشیرین باشند؛ عناصری که موقعیتهای عجیب را نه فقط برای خنده، بلکه برای پیشبردن انتخابها و تغییرات شخصیت به کار گیرند. فیلم به این مسیر نزدیک میشود، اما اغلب دوباره به سراغ حادثهای تازه میرود.
« Ashley Tisdale در نقش فالون هم حضوری پررنگ و نمایشی دارد و میکوشد فاصلهای با تصویر آشناتر خود بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، بخشهایی از ماجرا بیشتر از آنکه نتیجهٔ طبیعی شخصیتها باشند، شبیه تدارکی برای شوخی بعدی به نظر میرسند. شوخیهای مرزی و مسئلهٔ نگاه فیلم طنز «Amateur Night» بر بیپروایی و شوخیهای مربوط به بدن و رابطهٔ جنسی تکیه دارد. چنین رویکردی بهخودیخود ایرادی ندارد؛ کمدی میتواند بیتعارف و حتی زننده باشد، اگر شوخیهایش دقیق، هوشمندانه یا دستکم متناسب با شخصیتها باشند.
مشکل اینجاست که فیلم گاهی زنندگی را جایگزین ظرافت میکند. برخی لحظهها بهجای آنکه از تناقض شخصیتها یا نقد یک وضعیت اجتماعی خنده بسازند، صرفاً میخواهند واکنش شوکآمیز بگیرند. نگاه فیلم به زنان تنفروش نیز دوگانه است. از یکسو، شخصیتهایی چون نیکی از اراده و توان تصمیمگیری برخوردارند و صرفاً سایهای در زندگی قهرمان مرد نیستند.
از سوی دیگر، در بخشهایی از فیلم، آنان بیش از آنکه انسانهایی با انگیزهها و پیچیدگیهای مستقل باشند، ابزارِ موقعیتهای عجیب و شوخیهای سطحیاند. همین نابرابری گاهی تماشاگر را از کمدی بیرون میکشد و متوجه محدودیت نگاه اثر میکند. شوخیای که قرار است جسور باشد، اگر شخصیتهایش را به تیپ تقلیل دهد، بهسادگی به ابتذال یا رفتار زنستیزانه نزدیک میشود.
« مشکل اینجاست که فیلم گاهی زنندگی را جایگزین ظرافت میکند. »
قوتها و کاستیها
عاطفهای که فیلم را سرپا نگه میدارد در برابر شلوغی موقعیتها، رابطهٔ گای و اَن سادهترین و مؤثرترین بخش فیلم است. این رابطه، دستکم در سطح ایده، امکان میدهد فیلم دربارهٔ معنای حمایت متقابل در دورهای از بیثباتی حرف بزند. اَن فقط بهانهای برای فرستادن گای به ماجرا نیست؛ حضور او یادآور زندگیای است که گای میکوشد حفظ کند.
هرچه آشوب بیرونی بیشتر میشود، اهمیت این پیوند روشنتر میگردد. فیلم در لحظههای عاطفیاش بهتر از زمانی عمل میکند که میکوشد با شوخیهای پیدرپی تماشاگر را غافلگیر کند. پایانبندیِ دلگرمکنندهاش نیز، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش آشکار شود، به داستان لحنی انسانی میبخشد. البته تأثیر این بخشها تا حدی به زمینهسازی محدود فیلم وابسته است: چون رابطهٔ گای و اَن فرصت کافی برای بسط پیدا نمیکند، گرمای آن بیشتر از صداقت بازیها و موقعیت خانوادگی سرچشمه میگیرد تا از پیچیدگی دراماتیک.
جمعبندی «Amateur Night» فیلمی نامتوازن است که توانایی سرگرمکردن دارد، اما بهندرت به تمام ظرفیت ایدهاش میرسد. بازی Jason Biggs به آشفتگی گای جان میدهد؛ برخی خرابکاریهای او واقعاً خندهدارند و رابطهاش با اَن به اثر گرمایی لازم میبخشد. در مقابل، قصه میان موقعیتهای پراکنده حرکت میکند، شماری از شوخیها بهجای هوشمندی بر زنندگی تکیه دارند و شخصیتهای فرعی گاهی به ابزار پیشبردن دردسرها فروکاسته میشوند.
« این رابطه، دستکم در سطح ایده، امکان میدهد فیلم دربارهٔ معنای حمایت متقابل در دورهای از بیثباتی حرف بزند. »
جمعبندی
تماشای فیلم میتواند برای یک شب و با انتظار کمدیای سبک و بیپروا قابلقبول باشد، بهخصوص برای مخاطبی که از طنز دستوپاچلفتی Jason Biggs لذت میبرد. اما اثر نه انسجام کافی دارد و نه آنقدر شوخیهای موفق که آشفتگیاش را کاملاً جبران کند. بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که در میان هیاهو، به ترس ساده و آشنای گای از ناکافی بودن برای خانوادهاش نزدیک میشود؛ و ضعیفترین بخشهایش زمانی که تصور میکند هر موقعیت عجیب، خودبهخود خندهدار خواهد بود.
« اما اثر نه انسجام کافی دارد و نه آنقدر شوخیهای موفق که آشفتگیاش را کاملاً جبران کند. »
ثبت دیدگاه