نقد و بررسی
نقد A Fine Madness | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهٔ عنوان «A Fine Madness» ساختهٔ Irvin Kershner، کمدیدرامی از سال ۱۹۶۶ است که از رمانی به همین نام نوشتهٔ Elliott Baker اقتباس شده. فیلم با محور قرار دادن شاعری ناکام و ناسازگار، میکوشد میان هجو اجتماعی، کمدی تلخ و درام روانشناختی رفتوآمد کند؛ ترکیبی که هم سرچشمهٔ جذابیت نامتعارف آن است و هم منشأ اصلی لغزشهایش.
عنوان فیلم به جنونی اشاره دارد که ظاهراً با آفرینش هنری و سرپیچی از قواعد زندگی پیوند خورده، اما اثر پیوسته این پرسش را پیش میکشد که آیا رفتار ویرانگر قهرمان را باید نشانهٔ آزادی دانست یا صرفاً خودخواهیای که پشت نقاب نبوغ پنهان شده است. پاسخ فیلم به این پرسش، بهویژه با معیارهای امروز، هم جذاب است و هم مسئلهساز.
شاعری که سرکشی را با آزادی اشتباه میگیرد سامسون شیلیتو، با بازی شان کانری، شاعری است که در زندگی روزمره بیش از آنکه به آفرینش ادبی نزدیک باشد، گرفتار خشم، بیثباتی و تعقیب امیال شخصی است. ناتوانی او در به پایان رساندن شعر بزرگش، بهانهای میشود برای سلسلهای از برخوردها با همسر، اطرافیان و نهادهایی که از او نظم و مسئولیت میخواهند.
« پاسخ فیلم به این پرسش، بهویژه با معیارهای امروز، هم جذاب است و هم مسئلهساز. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم شخصیت او را در مرز میان شورشی جذاب و مردی آزارگر قرار میدهد، اما این مرز همیشه روشن نمیماند. گاه از تماشاگر انتظار میرود به گستاخی او بخندد و آن را نوعی استقلال روحی تلقی کند؛ گاه همان رفتارها چنان آسیبزا هستند که نگاه کمیک فیلم دیگر برای پوشاندن خشونتشان کافی نیست. بازی شان کانری و وزن گروه بازیگران کانری در نقش سامسون حضوری پرانرژی دارد و با تکیه بر جسارت بدنی و اعتمادبهنفس همیشگیاش، شخصیتی میسازد که حتی در لحظات ناخوشایند، توجه را به خود جلب میکند.
این نقش فاصلهای محسوس با تصویر قهرمانانهٔ جیمز باند دارد، هرچند رگههایی از همان کاریزمای مردانه را حفظ میکند؛ تفاوت آن است که اینجا کاریزما بارها به خودشیفتگی و خشونت آلوده میشود. بازی جوآن وودوارد در نقش رودا، همسر سامسون، به فیلم نیروی عاطفی میدهد: او خستگی، وفاداری و تلخی زنی را مجسم میکند که زندگیاش زیر سایهٔ بیمسئولیتی مردی دیگر شکل گرفته است.
ژان سبرگ نیز در نقش لیدیا، همسر روانپزشک، حضوری مؤثر دارد و به فضای رابطههای آشفتهٔ فیلم بُعدی دیگر میافزاید. بازیگران مکمل هم به جهان اثر رنگ میدهند، اما فیلمنامه همیشه مجال نمیدهد این ظرفیتها به شخصیتهایی کامل بدل شوند. طنز سیاه و نوسان لحن فیلم میخواهد از آشوب رفتاری سامسون و برخوردش با قواعد جامعه، کمدیای تلخ و بیقرار بسازد.
« فیلم شخصیت او را در مرز میان شورشی جذاب و مردی آزارگر قرار میدهد، اما این مرز همیشه روشن نمیماند. »
شخصیتها و اجرا
گاهی این انتخاب نتیجه میدهد: موقعیتها عمداً نامتعارفاند و تضاد میان ادعای روشنفکرانهٔ قهرمان و آشفتگی زندگیاش، امکان هجوی گزنده را فراهم میکند. بااینحال، اثر در تعیین فاصلهٔ خود با شخصیت اصلی موفق نیست. اگر سامسون موضوع طنز است، فیلم باید بهروشنی نشان دهد که رفتار او را نقد میکند؛ اگر او قهرمان ضدقواعد داستان است، خشونت و بیاعتناییاش به دیگران مانع همراهی آسان میشود.
جابهجایی میان این دو موضع، گاه صحنهها را از نظر احساسی نامتعادل میکند: لحظهای که میتواند تلخ یا هولناک باشد، با موسیقی یا اجرای سبکسرانه به سمت شوخی رانده میشود، بیآنکه این تغییر لحن معنای تازهای پیدا کند. روانپزشکی، قدرت و اخلاق ورود روانپزشک الیور وست، با بازی پاتریک اونیل، تقابل فیلم را از زندگی خصوصی سامسون به حوزهٔ درمان و اقتدار گسترش میدهد.
وست در آغاز مدعی است که میتواند به گرفتاری نویسنده کمک کند، اما مسیر روایت به مسئلهای جدیتر میرسد: چه کسی حق دارد دیگری را «اصلاح» کند، و مرز درمان با کنترل کجاست؟ حضور پزشکان و آسایشگاه، فضایی میسازد که در آن رفتار سامسون نهفقط مسئلهای شخصی، بلکه موضوعی برای مداخلهٔ نهادی است.
« بااینحال، اثر در تعیین فاصلهٔ خود با شخصیت اصلی موفق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خط داستانی بالقوه میتوانست هجوی نیرومند دربارهٔ اعتمادبهنفس متخصصان و شکنندگی اخلاق حرفهای باشد. بااینحال، انبوه اتفاقات فرعی و تغییرهای ناگهانی در روابط، فرصت پرداخت دقیق این پرسشها را کاهش میدهد؛ مضمون مهم مطرح میشود، اما همیشه به اندازهٔ کافی پرورده نمیگردد. خشونت جنسیتی؛ نقطهٔ کور فیلم مهمترین مانع برای تماشای بیدغدغهٔ «A Fine Madness» شیوهای است که آزار و خشونت علیه زنان را به بخشی از سازوکار شوخی بدل میکند.
رفتار سامسون با رودا و دیگر زنان، بارها در قالبی سبک و کمیک عرضه میشود؛ گویی پرخاشگری بخشی از جذابیت مردی است که خود را هنرمند میداند. این انتخاب صرفاً نشانهٔ کهنگی یک اثر نیست؛ به قلب نگاه آن به قهرمان و رابطههای انسانی مربوط میشود. فیلم میتوانست همین رفتار را موضوع نقد قرار دهد و از تناقض میان ادعای آزادی و سلطهگری پرده بردارد، اما در بسیاری از لحظات چنین فاصلهگذاری روشنی شکل نمیگیرد.
در نتیجه، تماشاگر امروز ممکن است بهجای خندیدن به سامسون، از اینکه اثر او را تا چه اندازه میبخشد یا عادی جلوه میدهد، احساس ناراحتی کند. روایت پراکنده و فرصتهای ازدسترفته ساختار داستانی فیلم پیوسته از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میجهد: گرفتاریهای مالی و شغلی، روابط عاشقانه، کوشش برای درمان، تنشهای زناشویی و ماجراهای مربوط به اطرافیان، همگی برای جلب توجه رقابت میکنند.
« این خط داستانی بالقوه میتوانست هجوی نیرومند دربارهٔ اعتمادبهنفس متخصصان و شکنندگی اخلاق حرفهای باشد. »
قوتها و کاستیها
بعضی از این شاخهها ظرفیت دارند؛ بهویژه تقابل سامسون با روانپزشک و پرسش از نسبت خلاقیت با بینظمی. اما چون فیلم خط مرکزی خود را محکم نمیکند، ماجراهای فرعی گاهی بیشتر شبیه رشتهای از اتفاقات پراکندهاند تا اجزای ضروری یک قوس دراماتیک. ریتم پرتحرک و بازیهای پرشور، این پراکندگی را برای مدتی میپوشانند، ولی نمیتوانند جای انسجام را بگیرند.
حاصل، اثری است که لحظههای بهیادماندنی دارد، اما بهسختی آنها را در تصویری یکپارچه از شخصیت و مضمون جمع میکند. جمعبندی «A Fine Madness» فیلمی نامتعارف و پرتناقض است؛ اثری که با بازی پرانرژی شان کانری، حضور مؤثر جوآن وودوارد و ژان سبرگ و جسارت در آمیختن کمدی سیاه با درام، از کمدیهای متعارف فاصله میگیرد.
در عین حال، طرح پراکنده، نوسان لحن و برخورد سبکسرانه با خشونت علیه زنان، مانع میشود تجربهٔ آن به هجوی کاملاً سنجیده یا درامی منسجم بدل شود. ارزش دیدن فیلم بیش از آنکه در کامیابی کاملش باشد، در همین کشمکش میان نیت و نتیجه نهفته است: میخواهد شورش را ستایش کند و همزمان پیامدهایش را نشان دهد، اما همیشه نمیداند کدام سوی این تناقض را جدی بگیرد.
« بعضی از این شاخهها ظرفیت دارند؛ بهویژه تقابل سامسون با روانپزشک و پرسش از نسبت خلاقیت با بینظمی. »
جمعبندی
تماشای آن برای علاقهمندان به سینمای دههٔ شصت و نقشآفرینیهای متفاوت کانری میتواند جذاب باشد، هرچند بهتر است اثر را با آگاهی از نگاه مسئلهدارش به روابط و خشونت دنبال کرد.
ثبت دیدگاه