نقد و بررسی
نقد Jumping the Broom | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان «Jumping the Broom» کمدیـدرامی عاشقانهای است که ماجرای ازدواج سابرینا و جیسون را بهانه میکند تا دو خانواده با پیشینههای اقتصادی و فرهنگی متفاوت را در موقعیتی محدود و پرفشار کنار هم بگذارد. گردهمایی در مارتاز وینیارد، با خانههای باشکوه و فضای جشنگونهاش، در نگاه نخست تصویری از یک آخر هفتهی عروسی دلپذیر میسازد؛ اما زیر این ظاهر آراسته، فاصلهی طبقاتی، عادتهای متفاوت و حساسیتهای خانوادگی کمکم خود را نشان میدهند.
فیلم میخواهد از همین برخورد، هم کمدی بسازد و هم پرسشی جدیتر طرح کند: آیا عشق دو نفر میتواند از اختلافهایی عبور کند که خانوادههایشان با خود به مراسم آوردهاند؟ این ایده آشناست، اما ظرفیت نمایشی دارد. گردهمایی خویشاوندانی که قرار است برای یک پیوند مشترک کنار هم باشند، معمولاً خود به صحنهای از رقابت، داوری، سوءتفاهم و افشای ناخواستهی خلقوخوها تبدیل میشود.
فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدی استفاده میکند، بیآنکه کاملاً از لحن گرم و خانوادگیاش فاصله بگیرد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه به دنبال غافلگیری روایی باشد، بر جذابیت برخورد آدمها و حالوهوای یک مراسم پرتنش تکیه میکند. تضاد طبقاتی و معنای ازدواج یکی از محورهای اصلی فیلم، تفاوت میان خانوادهی مرفه سابرینا و خانوادهی جیسون است؛ تفاوتی که فقط به میزان دارایی محدود نمیماند.
سبک زندگی، شیوهی معاشرت، تصور از احترام و حتی نحوهی ابراز محبت در هر دو جمع متفاوت است. فیلم این فاصله را در رفتارهای روزمره و برخوردهای کوچک نمایان میکند: تعارفهایی که یک طرف خیرخواهانه میداند و طرف دیگر ممکن است آنها را از سر برتریجویی تلقی کند، یا شوخیهایی که برای گروهی بیضرر و برای گروهی دیگر بیادبانه به نظر میرسند.
« فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدی استفاده میکند، بیآنکه کاملاً از لحن گرم و خانوادگیاش فاصله بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به اثر اجازه میدهد تنش را از دل موقعیتهای آشنا بیرون بکشد. مسئله فقط این نیست که دو مادر با یکدیگر کنار نمیآیند؛ هر یک نمایندهی نوعی تجربه و نگاه به زندگی است و نگرانیهایش را به رابطهی فرزندانش پیوند میزند. بااینحال، فیلم گاهی این تفاوتها را بیش از حد ساده میکند و شخصیتها را به نشانههایی از طبقه و منش بدل میسازد.
در نتیجه، برخی تعارضها به جای آنکه از گذشته و پیچیدگی روانی شخصیتها بجوشند، بیشتر کارکردی داستانی پیدا میکنند: اختلافی لازم است تا صحنهی بعدی شکل بگیرد. دو مادر در مرکز میدان پررنگترین نیروی بازیگری فیلم در تقابل مادران عروس و داماد شکل میگیرد. آنجلا باست، در نقش مادر سابرینا، حضوری باوقار، محکم و کنترلشده دارد؛ شخصیتی که حتی سکوت و نگاهش میتواند بخشی از تنش را منتقل کند.
در سوی دیگر، لورتا دیواین به نقش مادر جیسون گرما و سرزندگی میبخشد و با ترکیب حساسیت، غرور و صراحت، او را از یک تیپ سادهی کمدی فراتر میبرد. تضاد میان این دو بازیگر یکی از منابع اصلی انرژی فیلم است و لحظاتی که گفتوگوهایشان به رقابتی نانوشته بدل میشود، معمولاً از سرگرمکنندهترین بخشهای اثر به شمار میآید.
بااینهمه، فیلم گاه بیش از اندازه بر نیروی این تقابل حساب میکند. شخصیتهای فرعی نیز در جای خود لحظات بانمکی دارند، اما بیشترشان فرصت کافی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند. مایک اپس به فضای شوخطبعانهی جمع رنگ میدهد و بازیگران دیگر نیز به گستردگی گروه و حس ازدحام خانوادگی کمک میکنند؛ بااینحال، روایت بار اصلی جذابیتش را بر دوش همان دو مادر میگذارد.
« این انتخاب به اثر اجازه میدهد تنش را از دل موقعیتهای آشنا بیرون بکشد. »
شخصیتها و اجرا
زوج اصلی در برخی لحظات زیر سایهی خانوادههایشان قرار میگیرند، در حالی که پیوند عاطفی آنها باید ستون احساسی داستان باشد. کمدیِ جمعی و شوخیهای نابرابر بهترین لحظات کمدی فیلم از مشاهدهی تفاوتها میآیند: از واکنشهای متفاوت به آداب معاشرت تا کلکلهای خانوادگی و تلاش هر گروه برای حفظ شأن خود.
این شوخیها وقتی موفقاند که از شخصیتها و موقعیت بیرون بیایند، نه آنکه صرفاً برای توقفی کوتاه در مسیر درام قرار گرفته باشند. فیلم در این بخشها حس آشنای دورهمیهای بزرگ را بازسازی میکند؛ جایی که یک مهمانی میتواند هم محل آشتی باشد و هم صحنهی انباشتهشدن دلخوریهای قدیمی. اما میزان موفقیت طنز یکنواخت نیست.
بعضی شوخیها به اندازهای که فیلم انتظار دارد خندهدار از آب درنمیآیند و گاهی ضرباهنگ گفتوگوها بیش از آنکه به کمدی منتهی شود، به کشدار شدن صحنه میانجامد. همچنین اثر میان کمدی سبک و درام خانوادگی رفتوآمد میکند، اما همیشه این دو لحن را بهنرمی به هم نمیدوزد. در نتیجه، گاهی لحظهای که باید سبک و رها باشد سنگینی میگیرد و جایی که انتظار تنش عاطفی داریم، شوخی ناگهانی از اثر آن میکاهد.
روایت، رازها و ریتم ساختار «Jumping the Broom» بر انباشتهشدن سوءتفاهمها و بحرانهای خانوادگی بنا شده است. هر برخورد میتواند جرقهی مشاجرهای تازه باشد و هر راز یا نگرانی، فشار آخر هفته را بیشتر کند. این شیوه برای حفظ تحرک داستان مناسب است، اما فیلمنامه گاهی به جای آنکه تعارضها را بهتدریج از دل رابطهها پرورش دهد، آنها را با شتاب وارد ماجرا میکند.
« همچنین اثر میان کمدی سبک و درام خانوادگی رفتوآمد میکند، اما همیشه این دو لحن را بهنرمی به هم نمیدوزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، بعضی بحرانها طبیعی و برآمده از شخصیتها به نظر نمیرسند؛ گویی داستان به آنها نیاز دارد تا مراسم همچنان آشفته بماند. ریتم فیلم نیز از همین مسئله آسیب میبیند. تعدد شخصیتها و خردهروایتها فضای خانوادهی پرجمعیت را میسازد، ولی همهی این مسیرها به یک اندازه ضروری یا خوشپرداخت نیستند.
برخی بخشها بیش از ظرفیت خود ادامه مییابند و تمرکز از رابطهی مرکزی دور میشود. با وجود این، فیلم در ادامه و در لحظات پایانی، بهتر میتواند رشتههای پراکنده را به حس آشتی و صمیمیتی مشترک پیوند دهد. بیآنکه جزئیات مسیر نهایی را آشکار کنیم، میتوان گفت پایانبندی در ایجاد حس رضایت و گرمای خانوادگی موفقتر از بخشهایی است که تنش را صرفاً روی هم انباشته میکنند.
فضا و هویت فرهنگی مارتاز وینیارد در فیلم فقط پسزمینهای زیبا برای عکسهای عروسی نیست؛ مکان، به شکلی نمادین، با آسایش و امتیاز اجتماعی خانوادهی سابرینا گره میخورد و حضور خانوادهی جیسون در آن محیط، فاصلهی تجربههای دو گروه را ملموستر میکند. فضای جشن، لباسها و خانهی مجلل به فیلم جلوهای براق میدهند، در حالی که گفتوگوها و اصطکاکهای خانوادگی مدام این زیبایی را با واقعیتی کمآرامشتر روبهرو میکنند.
عنوان فیلم نیز به رسم پریدن از روی جارو در برخی مراسم ازدواج در سنت آفریقاییآمریکایی اشاره دارد؛ رسمی که در دل اثر میتواند هم نشانهای فرهنگی باشد و هم نقطهی اتصال نسلها و خانوادهها. فیلم در این زمینه به موضوعهایی چون پیوند، میراث و معنای سنت سر میزند، هرچند همیشه مجال نمییابد آنها را با عمق و دقتی که شایستهشان است بپروراند.
« ریتم فیلم نیز از همین مسئله آسیب میبیند. »
قوتها و کاستیها
همین اشارهها، بااینحال، به اثر هویتی فراتر از یک کمدی عروسی معمولی میدهند و یادآور میشوند که جشن ازدواج برای شخصیتها فقط برنامهای تشریفاتی نیست، بلکه محل مواجهه با تاریخ و تصورشان از خانواده نیز هست. جمعبندی «Jumping the Broom» فیلمی گرم و تماشایی دربارهی برخورد دو خانواده است که نقطهی قوتش را بیش از هر چیز از گروه بازیگران و انرژی تقابل میان آنها میگیرد.
آنجلا باست و لورتا دیواین به قصه وزنی میبخشند که فیلمنامه گاه در ساختن انگیزههای عمیق و پیوسته برای شخصیتها از ایجادش بازمیماند. فضای عروسی، کلکلهای خانوادگی و پایانبندی دلنشین نیز به اثر حالوهوایی خوشایند میدهند. در مقابل، شوخیها همیشه جان نمیگیرند، برخی بحرانها تصنعی جلوه میکنند و ریتم در بخشهایی از فیلم کند میشود.
بنابراین، این اثر را نباید کمدیای بیوقفه خندهآور یا درامی بسیار پیچیده دانست؛ جذابیتش بیشتر در تماشای آدمهایی است که با عادتها و حساسیتهای متفاوت، ناچارند در یک جشن مشترک جایی برای یکدیگر پیدا کنند. فیلمی سبک و صمیمی است که با وجود کاستیهایش، در پایان حس آشتی و گرمای خانوادگی را بهجا میگذارد.
« فضای عروسی، کلکلهای خانوادگی و پایانبندی دلنشین نیز به اثر حالوهوایی خوشایند میدهند. »
ثبت دیدگاه