نقد و بررسی
نقد 1: Nenokkadine | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «1: Nenokkadine» ساختهٔ Sukumar، فیلمی تلگو در ژانر دلهرهآور روانشناختی و اکشن است که در سال ۲۰۱۴ اکران شد. Mahesh Babu نقش گوتام را بازی میکند؛ ستارهای موسیقیدان که درگیر خاطراتی آشفته از گذشته و جستوجوی قاتلان والدینش است. سمیرا، خبرنگاری که به ماجرای او علاقهمند میشود، در این مسیر همراهش است.
فیلم از همان ایدهٔ مرکزی، پرسشی فراتر از معمایی جنایی میسازد: اگر ذهن انسان نتواند به آنچه میبیند اعتماد کند، چگونه میتواند گذشتهاش را بازسازی کند؟ ذهنی که به واقعیت اعتماد ندارد مهمترین امتیاز فیلم، تبدیل وضعیت روانی قهرمان به بخشی از زبان روایت است. تردید گوتام فقط موضوعی برای گفتوگو نیست؛ در تدوین، میزانسن و نحوهٔ چیدن اطلاعات نیز حضور دارد.
تماشاگر، مانند خود او، ناچار است میان نشانههایی پراکنده حرکت کند و پیوسته احتمال دهد که برداشتش از یک موقعیت کامل یا درست نباشد. این همسویی میان تجربهٔ شخصیت و تجربهٔ مخاطب، تعلیق مؤثری میآفریند و قصه را از یک تعقیبوگریز معمولی فراتر میبرد. بااینحال، فیلم میان ابهامِ سازنده و پیچیدگیِ خستهکننده همیشه مرز روشنی نمیگذارد.
« سمیرا، خبرنگاری که به ماجرای او علاقهمند میشود، در این مسیر همراهش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پنهانکردن اطلاعات میتواند کنجکاوی برانگیزد، اما هنگامی که جزئیات بیش از اندازه روی هم انباشته شوند، مخاطب ممکن است بهجای مشارکت در حل معما، از پیگیری منطق آن بازبماند. «1: Nenokkadine» گاهی چنان به غافلگیریهای پیاپی دل میبندد که رشتهٔ عاطفی و علّی ماجرا زیر فشار آنها کمرنگ میشود.
این مشکل، بیش از آنکه از دشواربودن ایده ناشی شود، به چگونگی توزیع اطلاعات در طول فیلم مربوط است. بازی محوری و شخصیتپردازی Mahesh Babu بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد و در بهترین لحظهها، آسیبپذیری گوتام را از پشت ظاهر چهرهای مشهور و مطمئن آشکار میکند. شخصیت او از یک سو با ارادهای سرسخت پیش میرود و از سوی دیگر در برابر آنچه ذهنش به او نشان میدهد شکننده است.
بازیگر این دوگانگی را با تغییرات رفتاری و واکنشهای عصبی ملموس میکند؛ بهویژه وقتی گوتام میکوشد اعتماد دیگران را جلب کند، اما خودش هنوز از اعتبار ادراک خویش مطمئن نیست. همین تضاد، قهرمان را به حضوری جذاب بدل میسازد. با وجود این، فیلم همیشه فرصت کافی برای پرورش لایههای درونی او فراهم نمیکند.
« این مشکل، بیش از آنکه از دشواربودن ایده ناشی شود، به چگونگی توزیع اطلاعات در طول فیلم مربوط است. »
شخصیتها و اجرا
گاه روایت بیش از آنکه مکث کند و پیامدهای روانی تجربههای گوتام را بکاود، به سوی رخداد بعدی میشتابد. نتیجه آن است که برخی لحظههای احساسی بیشتر به نشانههایی از رنج شخصیت شباهت دارند تا کاوشی کامل در آن. این شتاب، بهخصوص در بخشهایی که رابطهها باید عمق بیشتری پیدا کنند، از تأثیر بالقوهٔ بازی میکاهد.
رابطهٔ گوتام و سمیرا سمیرا نقش مهمی در پیشبرد قصه دارد: حضور او راهی برای پیوندزدن جستوجوی شخصی گوتام با نگاه عمومی و رسانهای فراهم میکند. او فقط همراهی عاشقانه نیست؛ خبرنگاربودنش به داستان بُعدی دربارهٔ مشاهده، ثبت و تفسیر واقعیت میبخشد. دوربین و گزارش، در چنین قصهای، میتوانند هم وسیلهٔ افشا باشند و هم سرچشمهٔ سوءبرداشت؛ بنابراین حرفهٔ سمیرا با دغدغهٔ محوری فیلم هماهنگ است.
اما رابطهٔ میان این دو بهاندازهٔ معمای اصلی قوام نمیگیرد. احساساتشان گاهی بیشتر تابع نیازهای پیرنگ است تا نتیجهٔ آشنایی تدریجی و تغییرات متقابل. به همین دلیل، بخش عاشقانه در برخی لحظهها از پیوندی باورپذیر فاصله میگیرد و به عنصری فرعی در کنار تعقیب و راز تبدیل میشود. Kriti Sanon در نقش سمیرا حضوری روشن و مؤثر دارد، ولی شخصیتپردازی او مجال چندانی برای رسیدن به پیچیدگی قهرمان داستان پیدا نمیکند.
« گاه روایت بیش از آنکه مکث کند و پیامدهای روانی تجربههای گوتام را بکاود، به سوی رخداد بعدی میشتابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر، موسیقی و حرکت فیلم از نظر بصری جاهطلب است. فیلمبرداری R. Rathnavelu به قصه مقیاسی بینالمللی و جلوهای چشمنواز میدهد و قابها در بسیاری از صحنهها حس حرکت، خطر و بیثباتی را تقویت میکنند. جابهجایی میان فضاهای گوناگون نیز به جهان فیلم وسعت میبخشد، هرچند گاهی این جلوهٔ پرخرج، بیش از آنکه به حالوهوای روانی قصه خدمت کند، بر نمایش شکوه تولید تأکید دارد.
موسیقی و طراحی صوتی نیز به انرژی صحنهها میافزایند و حضور گوتام بهعنوان ستارهٔ راک را در بافت فیلم جا میاندازند. اکشنها پرتحرک و پرانرژیاند، اما همواره با وجه روانشناختی اثر همخوانی ندارند. برخی لحظهها چنان اغراقشده طراحی شدهاند که تنش واقعگرایانه و شکنندهٔ قصه جای خود را به هیجان تجاری میدهد.
این دوگانگی میتوانست به تضادی خلاقانه بدل شود، اما فیلم همیشه آن را مهار نمیکند. در نتیجه، بخشهایی از اکشن بهجای آنکه مخاطب را بیشتر در بحران ذهنی قهرمان فرو ببرند، او را موقتاً از آن بحران بیرون میکشند. ساختار روایی و ضرباهنگ ساختار فیلم بر انباشت سرنخها، جابهجایی زمانی و ایجاد شک بنا شده است.
« تصویر، موسیقی و حرکت فیلم از نظر بصری جاهطلب است. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، در آغاز، بسیار ثمربخش است: مخاطب نهتنها میخواهد بداند چه اتفاقی افتاده، بلکه میکوشد بفهمد چه چیزی را میتوان باور کرد. همین ویژگی باعث میشود فیلم در بخشهایی تجربهای متفاوت از یک فیلم اکشن متعارف ارائه دهد. Sukumar بهجای آنکه همهچیز را از ابتدا شفاف کند، روایت را به میدان آزمودن اعتماد تبدیل میکند.
بااینهمه، زمان طولانی فیلم و تراکم پیچشها به ضرباهنگ آن آسیب میزند. در بعضی مقاطع، تکرار تعقیبها و افشاهای تازه، حس پیشروی را کند میکند. نیمهٔ دوم نیز بهجای آنکه همواره پیچیدگی را به سوی انسجام بیشتر ببرد، گاه بر آشفتگی میافزاید. مشکل این نیست که فیلم پرسشهای فراوانی مطرح میکند؛ مسئله آن است که همهٔ این پرسشها با نیرویی برابر و در زمانی مناسب پرداخت نمیشوند.
ازاینرو، تأثیر بخشهایی از روایت کمتر از ظرفیت ایدهٔ اصلی باقی میماند. جمعبندی «1: Nenokkadine» تجربهای نامتعارف و جاهطلبانه است که قوت اصلیاش در پیوند دادن معمای جنایی با بیثباتی ادراک قرار دارد. بازی Mahesh Babu، تصویرپردازی چشمنواز و تعلیق آغازین، فیلم را به اثری بهیادماندنی بدل میکنند؛ در مقابل، پیچیدگی افراطی، طولانیشدن روایت، ناهمخوانی بعضی صحنههای اکشن با فضای روانشناختی و رابطهٔ عاشقانهٔ کمپرداخت، از انسجام کلی آن میکاهند.
« همین ویژگی باعث میشود فیلم در بخشهایی تجربهای متفاوت از یک فیلم اکشن متعارف ارائه دهد. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه در همهٔ اجزایش به تعادل برسد، با جسارت ایدههایش جلب توجه میکند: اثری که ممکن است مخاطب را همزمان مجذوب و سردرگم سازد، اما دستکم او را وادار میکند دربارهٔ مرز میان حافظه، ترس و واقعیت بیندیشد.
ثبت دیدگاه