نقد و بررسی
نقد Come September | 1961
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک کمدی تابستانی بر مدار انتظار «Come September» ساختهٔ Robert Mulligan، کمدی رمانتیکی است که از یک جابهجایی ساده نیرو میگیرد: رابرت تالبوت، آمریکایی ثروتمند، برخلاف عادت هر سالهاش زودتر از موعد به ویلای خود در ساحل ایتالیا میرسد و درمییابد که اقامتگاهش در غیاب او به هتلی غیررسمی بدل شده است.
همزمان، رابطهٔ دیرپایش با لیزا به نقطهای حساس رسیده؛ او از دیدارهای کوتاه و فصلی خسته شده و در آستانهٔ ازدواج با مردی دیگر قرار دارد. این دو آشفتگی، یکی خانگی و دیگری عاطفی، نوید برخوردی سرزنده و پرموقعیت را میدهند. فیلم در آغاز بهخوبی از همین فاصله میان انتظار و واقعیت بهره میبرد.
رابرت گمان میکند همهچیز مطابق روال پیش خواهد رفت؛ اما ورود ناگهانی او، نظم ساختگی موریس و برنامههای عاطفی لیزا را بههم میریزد. موقعیت مرکزی، ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد: مالک خانهای که در خانهٔ خودش غریبه شده، مهمانانی که از حقیقت بیخبرند، و مردی که باید همزمان از اقتدارش دفاع کند و با پیامدهای بیتوجهی عاطفیاش روبهرو شود.
« این دو آشفتگی، یکی خانگی و دیگری عاطفی، نوید برخوردی سرزنده و پرموقعیت را میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ویلایی که به صحنه بدل میشود مهمترین امتیاز فیلم، بهرهگیری از فضای ایتالیاست. ویلا، باغها، ساحل و چشماندازهای ساحلی فقط پسزمینهای زیبا نیستند؛ آنها به فیلم کیفیت تعطیلاتی میدهند که تماشاگر را به جهانی آفتابی، آسوده و اندکی رؤیایی میبرد. رنگها، لباسها و معماری، در کنار فیلمبرداری در محل، به اثر طراوت بصری بخشیدهاند؛ جذابیتی که حتی وقتی روایت از حرکت بازمیماند، همچنان تماشایی است.
این فضا با منطق کمدی فیلم نیز تناسب دارد. در جهانی که همهچیز زیر آفتاب و در هوای تعطیلات جریان دارد، بحرانها بهجای آنکه سنگین و تلخ شوند، اغلب به سوءتفاهمهایی دلنشین تبدیل میشوند. «Come September» نه میخواهد تصویری واقعگرایانه از روابط ارائه دهد و نه قرار است تنشهایش را تا مرز تراژدی پیش ببرد.
ایتالیا در اینجا همچون وعدهای از آسودگی و خوشگذرانی عمل میکند؛ وعدهای که فیلم بارها به آن بازمیگردد. هادسن و لولوبریجیدا؛ کشش اصلی فیلم راک هادسن و جینا لولوبریجیدا مرکز ثقل عاطفی و اجرایی فیلماند. هادسن با حضوری آرام و آراسته، رابرت را مردی میسازد که بهسادگی از جایگاه و جذابیتش مطمئن است، اما همین اطمینان گاه او را از دیدن نیازهای طرف مقابل بازمیدارد.
« ویلایی که به صحنه بدل میشود مهمترین امتیاز فیلم، بهرهگیری از فضای ایتالیاست. »
شخصیتها و اجرا
لولوبریجیدا، در نقش لیزا، در برابر این خونسردی نیرویی زنده و شوخطبع قرار میدهد. نگاهها، مکثها و جدلهایشان بیش از خود داستان به فیلم جان میبخشد. جذابیت این زوج در آن است که رابطهشان یکسره بر دلباختگی بیدردسر استوار نیست. لیزا بهدرستی از وضعیتی ناراضی است که در آن رابرت، زمان و شکل رابطه را تعیین میکند؛ رابرت نیز باید با این واقعیت روبهرو شود که دلنشینی و ثروت، بهتنهایی جای تعهد را نمیگیرند.
با اینهمه، فیلم این مسئله را با سبکی کموبیش بازیگوشانه پیش میبرد. نتیجه، رابطهای است که نه از پیچیدگی عاطفی عمیق برخوردار میشود و نه به کلیشهای بیرمق فرو میافتد؛ بخش بزرگی از موفقیتش را مدیون هماهنگی دو بازیگر است. نسل جوان و پراکندگی روایت ورود گروه دختران جوان و سپس مردان جوان، مسیر داستان را گسترش میدهد.
در کنار ماجرای رابرت و لیزا، رابطهٔ سندی و تونی و رقابتهای نسل جوانتر شکل میگیرد. این خط فرعی میتوانست آینهای برای رابطهٔ زوج اصلی باشد: عشقی تازه و پرشتاب در برابر رابطهای قدیمی که به تعویق و انتظار خو گرفته است. فیلم گاه از این تقابل برای شوخی با تفاوت نسلها و شیوههای ابراز علاقه استفاده میکند.
« لولوبریجیدا، در نقش لیزا، در برابر این خونسردی نیرویی زنده و شوخطبع قرار میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین گسترش، به نقطهضعف ساختاری اثر هم تبدیل میشود. فیلم بهجای آنکه همهٔ خطوط داستانی را به یک محور روشن پیوند دهد، بارها از ماجرایی به ماجرای دیگر میپرد. سوءتفاهمهای مربوط به هتل، مراقبت از دختران، رقابتهای عاشقانه و کشمکشهای رابرت و لیزا همگی مجال حضور مییابند، اما همیشه در خدمت یک حرکت واحد نیستند.
به همین سبب، بعضی بخشها بیشتر شبیه طرحهایی مستقل به نظر میرسند که کنار هم قرار گرفتهاند تا یک روایت یکپارچه. ریتمی که زیر آفتاب کند میشود ریتم فیلم، با حالوهوای تفریحیاش هماهنگ است؛ اما این انتخاب همیشه به سود اثر تمام نمیشود. در بخشهایی، مکثها و تکرار موقعیتهای کمدی فرصت میدهند تماشاگر از فضای خوشمنظره لذت ببرد.
در بخشهایی دیگر، همین مکثها به کشآمدن روایت میانجامند و انرژی داستان را کاهش میدهند. فیلم گاه پس از آنکه شوخی یا موقعیتی کارکرد خود را انجام داده، باز هم آن را ادامه میدهد؛ ازاینرو بعضی صحنهها بهجای افزودن بر خنده، فقط زمان میخرند. این مشکل بهویژه در نیمهٔ میانی آشکار میشود؛ جایی که مسیر عاطفی رابرت و لیزا برای مدتی از مرکز توجه کنار میرود و رقابتها و ماجراهای دیگر سهم بیشتری پیدا میکنند.
« اما همین گسترش، به نقطهضعف ساختاری اثر هم تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
چنین تغییری بهخودیخود ناموجه نیست، اما چون فیلم برای همهٔ خطوطش وزن یکسان و پیوندی محکم فراهم نمیکند، تمرکز اثر نوسان مییابد. طولانیشدن بخش پایانی نیز این احساس را تشدید میکند: فیلم گویی پس از رسیدن به لحظههایی که میتوانستند پایانبخش باشند، باز به سراغ دور دیگری از تکرار و تأکید میرود.
کمدیِ سبک و داوریِ امروز «Come September» از آن کمدیهایی است که بیش از تیزی شوخی یا ظرافت فیلمنامه، بر جذابیت بازیگران، موقعیتهای ساده و لذت تماشای یک تعطیلات سینمایی تکیه دارد. طنز آن گاه از آشفتگی خانه و پنهانکاری موریس میآید و گاه از تفاوت نگاه نسلها به عشق و آزادی. شخصیت موریس، با زیرکی و منفعتطلبیاش، موتور بسیاری از سوءتفاهمهاست؛ اما فیلم کمتر میکوشد او را از قالب خدمتکار فرصتطلب فراتر ببرد.
نگاه امروزی ممکن است در برخی از شوخیها یا شیوهٔ پرداخت روابط، فاصلهای با حساسیتهای امروز احساس کند. بااینحال، اثر را بهتر است در چارچوب کمدی رمانتیک پرزرقوبرق اوایل دههٔ شصت دید: فیلمی که مسئلههایش را جدی آغاز میکند، اما معمولاً از سنگینی آنها میگریزد و به سوی سرگرمی، معاشقه و آشتی حرکت میکند.
« طنز آن گاه از آشفتگی خانه و پنهانکاری موریس میآید و گاه از تفاوت نگاه نسلها به عشق و آزادی. »
جمعبندی
همین سبکوزنی برای بعضی تماشاگران دلپذیر است و برای برخی دیگر، نشانهٔ سطحیبودن و کممایگی دراماتیک. جمعبندی «Come September» فیلمی استوار بر جذابیت و فضاست، نه بر انسجام کامل داستان. مناظر ایتالیا، لباسهای چشمنواز و بهویژه هماهنگی راک هادسن و جینا لولوبریجیدا، تجربهای خوشایند و دلنشین میسازند؛ حضوری که حتی در لحظههای کمرمق، تماشای فیلم را آسان میکند.
در مقابل، تعدد ماجراها، ریتم نابرابر و پایانبندیِ طولانی، مانع از آن میشوند که فیلم به کمدیای واقعاً منسجم و بهیادماندنی بدل شود. برای تماشاگرانی که از کمدیهای عاشقانهٔ کلاسیک، فضای تعطیلاتی و بازیگران کاریزماتیک لذت میبرند، فیلم هنوز جاذبه دارد؛ نه به این دلیل که داستانی بینقص تعریف میکند، بلکه چون لحظههایی از شوخطبعی و سرزندگی را در بستری دیدنی فراهم میآورد.
بهترین راه مواجهه با آن، انتظار یک قصهٔ پرشتاب و دقیق نیست؛ «Come September» بیشتر دعوتی است به اقامتی کوتاه در سینمایی آفتابی، پرزرقوبرق و گاه بیش از اندازه آسودهخیال.
« همین سبکوزنی برای بعضی تماشاگران دلپذیر است و برای برخی دیگر، نشانهٔ سطحیبودن و کممایگی دراماتیک. »
ثبت دیدگاه