نقد و بررسی
نقد Thirty-Nine | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: آستانهای میان دو دهه «Thirty-Nine» در ظاهر دربارهٔ سه زن است که در آستانهٔ چهلسالگی با عشق، کار، خانواده و دگرگونیهای زندگی روبهرو میشوند؛ اما در لایهٔ عمیقتر، سریال میپرسد آدمی چگونه با ناپایداریِ زمان کنار میآید و چه چیزهایی در روزمرگی به خاطره بدل میشوند. این درام کرهای دوازدهقسمتی، با تکیه بر دوستی دیرپای سه شخصیت اصلی، قصهای میسازد که نیروی محرکهاش نه رازگشاییهای پیاپی، بلکه واکنش آدمها به موقعیتهای عاطفی دشوار است.
از همان آغاز، لحن اثر نوید یک کمدی عاشقانهٔ سبک را نمیدهد؛ بااینحال، گرمای رابطهها مانع میشود اندوه بر تمام فضای آن سایه بیندازد. دوستی بهمثابه ستون روایت مهمترین دستاورد «Thirty-Nine» ترسیم دوستیای است که از جنس حضور عملی و روزانه است. سه زن فقط در لحظههای بحرانی کنار هم نیستند؛ شوخیهای خصوصی، عادتهای مشترک و شیوهٔ بیتکلف گفتوگو با یکدیگر نیز تاریخچهٔ رابطهشان را آشکار میکند.
سریال میفهمد که صمیمیت الزاماً به اعترافهای بزرگ وابسته نیست؛ گاهی در سکوت مشترک، در مراقبتهای کوچک یا در تواناییِ تحملِ خلقوخوی دیگری نمایان میشود. بااینهمه، این سهگانه همیشه به یک اندازه متوازن نیست. روایت گاه بیش از دو شخصیت دیگر بر یکی از زنان تمرکز میکند و در نتیجه، «دوستیِ سهنفره» در بعضی مقاطع بیشتر شبیه پیوند دو نفر با حضور دوست سوم به نظر میرسد.
همین انتخاب، از یکسو به شخصیت محوری فرصت بیشتری برای تحول میدهد و از سوی دیگر، مجال شناخت مستقل و برابر هر سه زن را محدود میکند. ضعف در توازن، هستهٔ عاطفی اثر را از میان نمیبرد، اما اندکی از پیچیدگیِ رابطهای میکاهد که بناست مرکز جهان سریال باشد. سه زن و تجربههای متفاوت بلوغ عنوان اثر به سن شخصیتها اشاره دارد، اما سریال بلوغ را صرفاً با عددی روی شناسنامه تعریف نمیکند.
« دوستی بهمثابه ستون روایت مهمترین دستاورد «Thirty-Nine» ترسیم دوستیای است که از جنس حضور عملی و روزانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکشدن به چهلسالگی برای این زنان، مواجهه با انتخابهایی است که دیگر نمیتوان آنها را به آیندهای نامعلوم واگذار کرد: تصمیم دربارهٔ عشق، کار، خانواده و تصویری که هرکدام از زندگی مطلوب خود ساختهاند. جذابیت این رویکرد در آن است که بحران میانسالی را نه به شکل فروپاشی پرهیاهو، بلکه در قالب پرسشهایی آرام و ملموس تصویر میکند.
چندخطیبودن داستان گاهی به غنای جهان اثر میافزاید، زیرا زندگی شخصیتها به یک مسئله فروکاسته نمیشود. در عین حال، همین پراکندگی مانع پرداخت کامل بعضی موضوعهاست. برخی مسیرها پس از طرحشدن، بهاندازهای که ظرفیت دارند ادامه نمییابند و بعضی موقعیتها بیش از آنکه به دگرگونی تازهای برسند، تکرار احساسیِ مضمونهای پیشیناند.
نتیجه، روایتی است که از نظر عاطفی پیوسته میماند، اما از نظر پیشبرد داستان همیشه به همان اندازه منسجم نیست. بازیگری و نیروی عاطفی بازیهای اصلی از امتیازهای پررنگ مجموعهاند. Son Ye-jin، Jeon Mi-do و Kim Ji-hyun هرکدام به شخصیت خود کیفیتی متمایز میبخشند و تفاوت در خلقوخو را بهجای آنکه صرفاً از طریق دیالوگ توضیح دهند، در مکثها، واکنشها و شیوهٔ حضورشان در کنار یکدیگر نشان میدهند.
هماهنگی بازیگران سبب میشود پیوند قدیمی سه دوست باورپذیر باشد؛ تماشاگر حس میکند این صمیمیت پیش از آغاز روایت شکل گرفته و سریال فقط پنجرهای کوتاه به آن گشوده است. در لحظههای دشوار، بازیها عموماً از اغراق فاصله میگیرند و بهجای نمایش پرصدای اندوه، بر جزئیات رفتاری تکیه میکنند.
« چندخطیبودن داستان گاهی به غنای جهان اثر میافزاید، زیرا زندگی شخصیتها به یک مسئله فروکاسته نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این خویشتنداری به عاطفه مجال میدهد طبیعیتر بنشیند. البته همهٔ شخصیتها از فرصت یکسانی برای رشد برخوردار نیستند و بهویژه یکی از سه دوست گاه در حاشیهٔ مسیر اصلی قرار میگیرد. در نتیجه، بازی خوب او همیشه با پرداخت رواییِ متناسب همراه نمیشود؛ گویی ظرفیت شخصیتی هست، اما قصه کمتر به سراغش میرود.
فقدان، مراقبت و معنای روزمرگی سریال در برخورد با فقدان، بیش از آنکه دنبال شوک یا ملودرام ناگهانی باشد، به پیامدهای انسانیِ آن علاقهمند است: ترس، خشم، انکار، احساس ناتوانی و تلاش برای ادامهدادن در کنار کسی که دوستش دارند. این تمرکز، «Thirty-Nine» را از درامی صرفاً دربارهٔ بیماری یا اندوه جدا میکند.
پرسش اصلی فقط این نیست که آدمها با پایان احتمالی چه میکنند؛ بلکه این است که در زمان محدود، چگونه برای یکدیگر حضور مییابند و چه چیزهایی را میتوان هنوز گفت یا انجام داد. لطافت اثر از همین جا میآید. لحظههای سبکتر و صمیمی، اندوه را خنثی نمیکنند، بلکه به آن زمینه میدهند؛ زیرا زندگی شخصیتها به بحران واحدی محدود نیست.
بااینحال، گاه تکرار واکنشهای مشابه، شدت احساسیِ صحنهها را کاهش میدهد. سریال در بعضی بخشها به جای آنکه از یک موقعیت به مرحلهٔ تازهای برسد، بار دیگر همان حس را با صورتبندی دیگری بازمیگرداند. این انتخاب ممکن است برای تماشاگرِ همراه با فضای آهستهٔ اثر کارساز باشد، اما برای مخاطبی که انتظار پیشروی روایی بیشتری دارد، کشدار جلوه میکند.
« این خویشتنداری به عاطفه مجال میدهد طبیعیتر بنشیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
عشقهای کمجانتر از دوستی روابط عاشقانه در سریال نقش مهمی دارند، اما اغلب در سایهٔ پیوند سه دوست قرار میگیرند. این تقدم، از نظر مضمونی منطقی است: اثر میخواهد نشان دهد عشق رمانتیک تنها شکلِ صمیمیت یا تنها پاسخ به تنهایی نیست. بااینحال، چند رابطهٔ عاشقانه بهاندازهٔ دوستی مرکزی پرداخت نمیشوند.
برخی از آنها بیشتر کارکردی برای همراهی با مسیر شخصیتها دارند تا آنکه به رابطههایی با کشمکش و تحول مستقل تبدیل شوند. در مواردی نیز شدت عاطفیِ رابطهها با میزان زمینهسازی داستان همخوان نیست و به همین دلیل، واکنشها اندکی اغراقآمیز یا کمرمق به نظر میرسند. این نابرابری، یکی از فاصلههای میان نیت و اجرای سریال است: اثر از یکسو میخواهد عشق و فقدان را در کنار هم ببیند، اما از سوی دیگر برای همهٔ خطوط عاشقانه فرصت کافی فراهم نمیکند.
اگر این بخشها با جزئیات بیشتری بسط مییافتند، جهان عاطفی مجموعه متوازنتر میشد. ریتم و ساختار روایی «Thirty-Nine» ریتمی آرام دارد و این کندی تا حدی با حالوهوای تأملی و اندوهبار آن سازگار است. سریال برای گفتگوها و لحظههای روزمره وقت میگذارد و از شتابزدگیِ معمول در بعضی درامهای پرحادثه دوری میکند.
اما آرامش روایی همیشه به معنای عمق نیست. در بخشهایی، بازگشت به موقعیتها یا احساسهای مشابه، بهجای افزودن لایهای تازه، داستان را متوقف میکند. ساختار چندمسیره نیز گاهی انسجام را تضعیف میکند. خطوط مربوط به زندگی شغلی، خانواده، عشق و دوستی در کنار هم قرار میگیرند، ولی وزن و بسط یکسانی ندارند.
« بااینحال، چند رابطهٔ عاشقانه بهاندازهٔ دوستی مرکزی پرداخت نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
بعضی موضوعها بهسرعت مطرح میشوند و پیش از آنکه پیامدهایشان بهطور کامل روشن شود، روایت به سوی محور دیگری میرود. این مسئله بهخصوص برای شخصیتی که سهم کمتری از تمرکز دارد، محسوس است. با وجود این، لحن سریال در سراسر مسیر نسبتاً یکپارچه میماند و پیوند عاطفیِ میان سه دوست همچون رشتهای است که بخشهای پراکنده را به هم متصل میکند.
جمعبندی «Thirty-Nine» در بهترین لحظههایش دربارهٔ ارزش حضور است: ماندن کنار دوستان، شنیدنِ بیقضاوت و ساختن خاطره در دلِ روزهای عادی. بازیهای باورپذیر و تصویر انسانیِ دوستی، فقدان و مراقبت، به اثر گرمایی میبخشند که از فضای اندوهبارش فراتر میرود. در مقابل، ریتم کند، تکرار برخی موقعیتها، پراکندگی خطوط روایی و پرداخت نابرابر شخصیتها مانع میشود همهٔ ظرفیتهای داستان بهتمامی شکوفا شوند.
این مجموعه بیش از آنکه با غافلگیریهای داستانی به یاد بماند، با حالوهوای لطیف و عاطفهٔ آرامش اثر میگذارد. برای تماشاگرانی که از درامهای شخصیتمحور و تأملبرانگیز لذت میبرند، تجربهای صمیمی و اندوهآمیز فراهم میکند؛ اما کسانی که از روایت پرشتاب یا روابط عاشقانهٔ پرکشمکش انتظار دارند، ممکن است با فاصلههایی در پرداخت روبهرو شوند.
توان اصلی سریال در یادآوری این نکته است که گذر زمان، هرچند گریزناپذیر، معنای پیوندهای انسانی را کمرنگ نمیکند.
« این مسئله بهخصوص برای شخصیتی که سهم کمتری از تمرکز دارد، محسوس است. »
ثبت دیدگاه