نقد و بررسی
نقد وقتی دایناسورها بر زمین فرمانروایی میکردند (When Dinosaurs Ruled the Earth) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و افق تماشای آن «When Dinosaurs Ruled the Earth» ساختهٔ Val Guest، محصول ۱۹۷۰ است؛ ماجراجوییِ پیشاتاریخیِ Hammer که بیش از آنکه بخواهد بازسازیای واقعگرا از جهانی گمشده باشد، تماشاگر را به قلمرویی خیالپردازانه میبرد: جایی که قبیلهها، مناسک ابتدایی و جانوران عظیم در کنار هم قرار میگیرند.
فیلم از همان ابتدا قواعد خود را اعلام میکند؛ قرار نیست با روایتی تاریخی یا علمی روبهرو باشیم، بلکه باید به منطق افسانهایِ جهانی تن بدهیم که در آن ترس از ناشناخته، باورهای جمعی و خطر طبیعت نیروی محرک داستاناند. این انتخاب، هم مایهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیتش. اثر با شورِ فیلمهای ماجراجویانهٔ قدیمی ساخته شده، اما برای مخاطبی که به روایت پرشتاب یا شخصیتپردازی پیچیده خو گرفته، ممکن است ساده و کهنهنما جلوه کند.
بهترین راه تماشای آن، پذیرش همین لحن قصهوار و توجه به تصویرها و جلوههایش است؛ نه انتظار یک درام پرلایه یا بازخوانی علمیِ دوران پیشاتاریخ. قصهای افسانهای با نیروی دراماتیک محدود طرح داستان روشن و بیپیرایه است: سانا، زنی که قبیلهاش او را برای خدای خورشید قربانی میکند، میگریزد و تارا، جوانی از قبیلهای دیگر، نجاتش میدهد.
« این انتخاب، هم مایهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از آنجا به بعد، بقای آن دو با تنشهای میان قبیلهها و رویارویی با جانوران پیشاتاریخی گره میخورد. این الگوی آشنای فرار، پناهجویی و خطر، برای ساختن موقعیتهای پرهیجان مناسب است؛ بااینحال، فیلم در پیوند دادن این موقعیتها به یک قوس داستانی محکم چندان کامیاب نیست. رخدادها بیشتر بهصورت زنجیرهای از تهدیدها و گریزها پیش میروند تا فصلهای رواییِ کاملاً بههمپیوسته.
رابطهٔ سانا و تارا نیز بیش از آنکه از گفتوگو و شناخت متقابل جان بگیرد، در چارچوبی ساده و فوری شکل میگیرد. در نتیجه، خطرهای بیرونی معمولاً از احساسات و انتخابهای شخصیتها مهمتر میشوند. فیلم با هر برخورد تازه، بهانهای برای نمایش دایناسورها و خطرهای محیطی پیدا میکند، اما کمتر میکوشد پیامدهای روانی این تجربهها را در شخصیتها بپروراند.
دایناسورها؛ نیروی زندهٔ فیلم مهمترین برگ برندهٔ اثر، جلوههای استاپموشن دایناسورهاست. حرکت مدلها ممکن است در نگاه امروزی گسسته یا آشکارا ساختهوپرداخته به نظر برسد، اما همین ویژگی بخشی از جذابیت آن است: هر جانور حاصل کار دستی، طراحی و زمانبندی دقیق است و حضورش بر پرده کیفیتی ملموس و مادی دارد.
« از آنجا به بعد، بقای آن دو با تنشهای میان قبیلهها و رویارویی با جانوران پیشاتاریخی گره میخورد. »
شخصیتها و اجرا
برخلاف جلوههای دیجیتالیِ یکپارچه، استاپموشن به حرکتها اندکی ناهمواری میبخشد؛ ناهمواریای که نهتنها از هیجان صحنهها نمیکاهد، بلکه یادآور مهارت و تخیل سازندگان است. این موجودات در فیلم فقط تزئین پسزمینه نیستند. هر بار که وارد قاب میشوند، مقیاس جهان تغییر میکند و انسانها ناگهان کوچک، آسیبپذیر و ناگزیر از واکنش به نیرویی بزرگتر از خود جلوه میکنند.
برخی صحنهها بیشتر بر نمایش و تعلیق متکیاند تا بر منطق دقیقِ کنش، اما همین صحنهها فیلم را از رخوت کامل نجات میدهند. تماشاگرانی که با شکیبایی روایت همراهی نمیکنند، احتمالاً لحظههای مربوط به دایناسورها را نقطههای اصلیِ لذت خود خواهند یافت. منظرهها و طراحی جهان چشماندازهای فیلم نقشی اساسی در ساخت فضای آن دارند.
سواحل، صخرهها و پهنههای باز، حس جهانی بیپناه و رامنشده را تقویت میکنند؛ جهانی که در آن انسان هنوز بر طبیعت تسلط ندارد و هر مسیر ممکن است به خطر تازهای ختم شود. این تصاویر گاه از خود داستان گویاترند: گستردگی محیط، کوچکی پناهگاههای انسانی را برجسته میکند و به فیلم حالوهوای سفر و سرگردانی میبخشد.
« این موجودات در فیلم فقط تزئین پسزمینه نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته منظرهها همیشه به جهان پیشاتاریخیِ باورپذیری بدل نمیشوند. برخی قابها بیش از آنکه زمینی ناشناخته را تداعی کنند، یادآور محل فیلمبرداریاند؛ اما زیبایی طبیعیشان همچنان چشمنواز است. فیلم در اینجا بیشتر بر شکوه بصری تکیه دارد تا بر ساخت جزئیات دقیق یک زیستبوم. نتیجه، فضایی است که شاید از نظر واقعنمایی قانعکننده نباشد، اما برای قصهای افسانهای و ماجرایی، جذابیت تصویری خود را حفظ میکند.
بازیها، زبان و رفتار شخصیتها بازیگران در محدودهٔ سبکی عمل میکنند که فیلم برایشان تعیین کرده است: شخصیتها بیشتر با حرکت، نگاه و واکنشهای مستقیم شناخته میشوند تا با گفتوگوهای پیچیده. ویکتوریا وتری در نقش سانا حضوری متمرکز و سرزنده دارد و رابین هاودن نیز تارا را در قالب قهرمانی ساده و عملگرا پیش میبرد.
بااینحال، چون شخصیتها فرصت چندانی برای تحول یا بیان درونی نمییابند، اجراها بهندرت از کارکرد رواییِ فوری خود فراتر میروند. زبان ساختگی و تکرار واژهها نیز بخشی از هویت فیلم است، اما همیشه به سود آن عمل نمیکند. این شیوه قرار است حس فاصله از جهان امروز را ایجاد کند؛ در عمل، گاهی گفتوگوها را یکنواخت و نامأنوس میسازد.
« البته منظرهها همیشه به جهان پیشاتاریخیِ باورپذیری بدل نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
تکرارها ممکن است در ابتدا سرگرمکننده باشند، ولی با گذشت زمان به مانعی برای پیوند عاطفی با شخصیتها بدل شوند. بازیها و گفتار، بنابراین، بیشتر در خدمت حالوهوای بدوی فیلماند تا پرداخت روانشناختیِ آدمهایش. ریتم و کاستیهای روایت ضعف اصلی فیلم، ریتم کند و کشدار آن است. داستان در چند مقطع بر موقعیتی واحد بیش از اندازه مکث میکند و پس از هر گریز یا رویارویی، همیشه به مرحلهٔ تازهای از تحول نمیرسد.
گاه احساس میشود فیلم برای رسیدن به صحنهٔ بعدیِ نمایش دایناسورها، مسیر روایی را طولانی میکند؛ درحالیکه خود صحنههای ماجراجویانه هم لزوماً با شدت یا تنوع کافی از یکدیگر متمایز نمیشوند. کمرمقی داستان این مسئله را تشدید میکند. تعارضهای قبیلهای و عاطفی مطرح میشوند، اما اغلب در حد انگیزههایی ابتدایی باقی میمانند و فرصت نمییابند به لایههای پیچیدهتری برسند.
از اینرو، فیلم برای بخشی از مخاطبان ممکن است مجموعهای از تصاویر و خطرهای پراکنده به نظر آید، نه روایتی که با نیرویی فزاینده به پیش میرود. بااینهمه، کندی اثر کاملاً بیجبران نیست: در لحظههایی که قاب بر منظره یا حرکت جانوری مکث میکند، فضای تماشایی فیلم فرصت بروز مییابد. ارزش دیدن امروز امروز «When Dinosaurs Ruled the Earth» بیش از هر چیز بهعنوان نمونهای از سینمای ماجراجوییِ پیش از فراگیری جلوههای رایانهای ارزش تماشا دارد.
« تکرارها ممکن است در ابتدا سرگرمکننده باشند، ولی با گذشت زمان به مانعی برای پیوند عاطفی با شخصیتها بدل شوند. »
جمعبندی
جذابیتش در ترکیب دستساختهٔ مدلها، مناظر طبیعی و تخیلِ بیپردهٔ فیلمسازی نهفته است. دایناسورها همچنان میتوانند کنجکاوی و هیجان برانگیزند، و سادگی جهان اثر نیز برای تماشاگرانی که به سینمای ژانریِ قدیمی علاقه دارند، بخشی از لذت آن خواهد بود. در مقابل، کسانی که به قصهای پرکشش، دیالوگهای طبیعی و شخصیتهایی چندوجهی نیاز دارند، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو میشوند.
برخی نمودهای ظاهری و بازیگریِ اثر نیز آشکارا به زمانهٔ خود تعلق دارند و ممکن است امروز تصنعی جلوه کنند. فیلم بیش از آنکه در روایت یا شخصیتپردازی ماندگار شود، با جلوههای جانوری و فضای تصویریاش در ذهن میماند. جمعبندی «When Dinosaurs Ruled the Earth» اثری ناهموار اما دیدنی است: قصهای ساده و گاه کمجان که با منظرههای چشمنواز و استاپموشنِ دایناسورها جان میگیرد.
کندی ریتم و تکرارهای گفتاری، تماشای آن را برای مخاطب امروزی دشوار میکنند، اما دستساختگیِ جلوهها هنوز حس شگفتی و سرگرمی دارد. فیلم را باید نه بهعنوان درامی پیشاتاریخیِ پرمایه، بلکه بهمثابه ماجرایی افسانهگون و محصول دورانی خاص دید؛ اثری که ضعفهایش را پنهان نمیکند، اما در لحظههای نمایشی و تصویری همچنان چیزی برای عرضه دارد.
« جذابیتش در ترکیب دستساختهٔ مدلها، مناظر طبیعی و تخیلِ بیپردهٔ فیلمسازی نهفته است. »
ثبت دیدگاه