نقد و بررسی
نقد Red Joan | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان اتهام و خاطره «رد جون» با تصویری از آرامش آغاز میشود؛ آرامشی که خیلی زود با بازداشت جون استنلی سالخورده برهم میخورد. اتهام جاسوسی، زندگی روزمرهٔ او را به صحنهٔ بازجویی بدل میکند و پرسشهایی را پیش میکشد که فیلم در سراسر روایت با آنها درگیر است: وفاداری به کشور چه معنایی دارد؟
آیا نیت اخلاقی میتواند خیانت را توجیه کند؟ و چگونه باید دربارهٔ انتخابی داوری کرد که در میانهٔ جنگ و هراس از آینده گرفته شده است؟ ساختار رفتوبرگشتی فیلم میان زمان بازجویی و خاطرات جون جوان شکل میگیرد. این رفتوآمد، گذشته را نه صرفاً شرحی بر اتهامهای امروز، بلکه میدان اصلی کشمکش اخلاقی داستان میسازد.
جون در جوانی با سیاست، عشق و علم روبهرو میشود؛ در پیری نیز ناچار است معنای تصمیمهای آن دوران را در برابر مأموران، خانواده و افکار عمومی بازگو کند. فیلم از همین تقابل، نیروی دراماتیک خود را میگیرد. داستانی که از یک پرونده فراتر میرود روایت «رد جون» از پروندهای واقعی الهام گرفته شده، اما بهجای بازسازی مستندگونهٔ یک ماجرای جاسوسی، بر تجربهٔ شخصی و ذهنی شخصیت اصلی تمرکز میکند.
« آیا نیت اخلاقی میتواند خیانت را توجیه کند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جون دانشجوی بااستعداد فیزیک است؛ جوانی که بهتدریج وارد محیطی میشود که دانش علمی، رقابتهای سیاسی و آرمانهای بزرگ درهم تنیدهاند. ورود او به پروژهٔ محرمانهٔ اتمی، پرسشهای اخلاقیاش را از سطح بحثهای نظری به موقعیتی ملموس و خطرناک میکشاند. جذابیت قصه در این است که تصمیم جون از خلأ یا سودجویی ساده برنمیآید.
او به آیندهٔ جهان فکر میکند و از پیامدهای سلاحی میترسد که ساختنش را در پیش گرفته است. بااینحال، فیلم تصمیم او را بیچونوچرا ستایش نمیکند؛ فاصلهٔ میان نیت و پیامد، و نیز میان باور شخصی و مسئولیت عمومی، همچنان پابرجاست. همین ابهام، شخصیت را قابلتأمل میکند، هرچند روایت گاهی برای روشنکردن انگیزههای او بیش از اندازه به گفتوگو و توضیح متکی میشود.
سیاست، عشق و هویت در بخشهای مربوط به جوانی، جون با محیطی تازه از اندیشههای سیاسی آشنا میشود. رابطهاش با لئو فقط داستانی عاشقانه نیست؛ مجرایی است که از طریق آن با آرمانگرایی چپ و رؤیای جهانی متفاوت روبهرو میشود. در سوی دیگر، رابطهٔ او با مکس، استاد و دانشمند، پیوندی میان زندگی عاطفی و جهان کاریاش برقرار میکند.
« ورود او به پروژهٔ محرمانهٔ اتمی، پرسشهای اخلاقیاش را از سطح بحثهای نظری به موقعیتی ملموس و خطرناک میکشاند. »
شخصیتها و اجرا
این روابط به فیلم امکان میدهند نشان دهد چگونه انتخابهای سیاسی در دل تجربههای شخصی و عاطفی شکل میگیرند. بااینهمه، فیلم گاهی میان درام عاطفی و داستان جاسوسی تعادل روشنی پیدا نمیکند. تماشاگرانی که انتظار تریلری پرشتاب دارند، ممکن است از سهم روابط شخصی و گفتوگوهای طولانیتر شگفتزده شوند.
در عوض، کسانی که به شخصیتپردازی و کشمکش درونی علاقه دارند، در همین بخشها فرصتی برای فهم تدریجی جون مییابند. فیلم میکوشد او را نه مهرهای در بازی قدرت، بلکه زنی جوان و اندیشمند نشان دهد که هم تحتتأثیر دیگران است و هم آرامآرام دیدگاه مستقل خود را میسازد. بازیها و محوریت جون سوفی کوکسون در نقش جون جوان، مرکز عاطفی فیلم است.
بازی او تحول شخصیت را با ظرافت دنبال میکند: از کنجکاوی و شور جوانی تا شکلگیری اعتمادبهنفس و مواجهه با پیامدهای انتخابهای دشوار. او جون را سادهدل یا صرفاً فریبخورده نمیسازد؛ در بازیاش میتوان دید که این شخصیت میسنجد، تردید میکند و سرانجام به تصمیمی میرسد که مسئولیتش را بر عهده میگیرد.
« این روابط به فیلم امکان میدهند نشان دهد چگونه انتخابهای سیاسی در دل تجربههای شخصی و عاطفی شکل میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین کیفیت است که تصمیمهای جون را، حتی اگر با آنها موافق نباشیم، قابلفهم میکند. جودی دنچ در نقش جون سالخورده، حضوری مقتصد و سنجیده دارد. نگاه و سکوت او گاه بیش از گفتوگوهای فیلم دربارهٔ انباشت سالها و سنگینی گذشته میگویند. بااینحال، سهم محدود او از روایت ممکن است برای مخاطبی که با انتظار دیدن دنچ به تماشای فیلم نشسته، ناامیدکننده باشد.
بخش عمدهٔ دگرگونی شخصیت در خاطرات جون جوان رخ میدهد و بازیگر جوان بار اصلی آن را بر دوش دارد. بازیگران دیگر نیز به ساخت فضای روابط کمک میکنند، اما فیلم بهندرت مجال مییابد تا به همهٔ آنها عمق یکسانی ببخشد. تعلیقی که مجال کامل نمییابد مواد اولیهٔ داستان ظرفیت ساخت یک تریلر جاسوسی پرتنش را دارد: اسرار هستهای، مراقبت و بازجویی، خطر افشا و تصمیمی که میتواند توازن قدرت را تغییر دهد.
اما «رد جون» بیش از آنکه بر سازوکار جاسوسی و خطر عملیاتی آن مکث کند، بر انگیزههای شخصی و سیاسی شخصیت اصلی تمرکز میکند. در نتیجه، تعلیق وجود دارد، اما معمولاً در حاشیهٔ درام باقی میماند و به اوج پیوستهای که از چنین موضوعی انتظار میرود تبدیل نمیشود. فیلم همچنین در بعضی بخشها بیش از نیاز روایت مکث میکند.
« همین کیفیت است که تصمیمهای جون را، حتی اگر با آنها موافق نباشیم، قابلفهم میکند. »
قوتها و کاستیها
بازگشتهای مکرر میان گذشته و زمان بازجویی، گاهی بهجای افزودن لایهای تازه، ضرباهنگ را کند میکند. آنچه میتوانست تنشی فزاینده بسازد، در چند مقطع به توضیح دوبارهٔ موقعیتها یا امتداد یافتن روابط عاطفی میانجامد. این کندی برای برخی مخاطبان فرصت تأمل فراهم میکند، اما برای کسانی که در انتظار کشفهای پیدرپی و غافلگیریاند، ممکن است خستهکننده باشد.
صورتبندی اخلاقی و محدودیتهای آن نقطهٔ قوت فکری فیلم، پرهیز نسبی از داوری آسان دربارهٔ جون است. او نه قهرمانی بینقص است و نه خائنی که با یک برچسب بتوان همهٔ انگیزههایش را کنار گذاشت. فیلم از ما میخواهد میان نیت او، پیامدهای رفتارش و وظیفهاش در برابر جامعه تفاوت بگذاریم. از این منظر، عنوان «خائن» نه پاسخ نهایی، بلکه آغاز یک بحث است: آیا جلوگیری از انحصار قدرت هستهای میتواند توجیهی برای افشای اسرار کشور باشد؟
و آیا باور شخصی به صلح، پیامدهای ناخواستهٔ چنین اقدامی را از میان میبرد؟ بااینحال، پرداخت فیلم همیشه به پیچیدگی پرسشهایش نمیرسد. انگیزهٔ جون روشن و همدلانه عرضه میشود، اما پیامدهای سیاسی و اخلاقی تصمیم او کمتر از آنچه ظرفیت موضوع اقتضا میکند واکاوی میشوند. فیلم میتوانست تعارض میان نیت انسانی و مسئولیت عمومی را سختتر و چندجانبهتر بپروراند.
« بازگشتهای مکرر میان گذشته و زمان بازجویی، گاهی بهجای افزودن لایهای تازه، ضرباهنگ را کند میکند. »
جمعبندی
در عوض، گاه راهی هموارتر برای همدلی با شخصیت انتخاب میکند؛ راهی که از نظر احساسی مؤثر است، اما از قدرت مناقشهبرانگیز موضوع میکاهد. جمعبندی «رد جون» بیش از آنکه یک فیلم جاسوسی پرحادثه باشد، درامی تاریخی دربارهٔ زنی است که باورهای سیاسی، روابط شخصی و دانش علمی او را به انتخابی سرنوشتساز میکشانند.
روایتِ الهامگرفته از واقعیت، قصهای جذاب و اخلاقاً مبهم فراهم میکند و بازی سوفی کوکسون به شخصیت اصلی جان میبخشد؛ جودی دنچ نیز با حضوری کوتاه اما معنادار، سایهٔ گذشته را بر زمان حال میاندازد. در برابر این قوتها، ریتم کند، تعلیق ناکافی و امتداد یافتن بعضی بخشها از تأثیر فیلم میکاهند.
«رد جون» آن تریلر پرتنشی نیست که موضوع جاسوسی هستهای ممکن است نویدش را بدهد؛ ارزشش بیشتر در مکث بر انگیزهها و داوریهای دشوار است. فیلم در بهترین لحظاتش ما را وادار میکند میان قانون، وجدان و وفاداری فاصله بگذاریم، اما در پرداخت این فاصله همیشه به اندازهٔ پرسشهایش جسور و عمیق نمیشود.
« در برابر این قوتها، ریتم کند، تعلیق ناکافی و امتداد یافتن بعضی بخشها از تأثیر فیلم میکاهند. »
ثبت دیدگاه