نقد و بررسی
نقد بیحد و مرز (No Limit) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان عشق و خطر «No Limit» با تصویری فریبنده از رهایی آغاز میشود: روکسانا اوبری از زندگی روزمره و مسیر تحصیلیاش فاصله میگیرد و به جنوب فرانسه میرود تا غواصی آزاد را بیاموزد. در آنجا، برخورد با پاسکال گوتیه، غواص نامآور و مربی کاریزماتیک، مسیر تازهای پیش روی او میگذارد؛ مسیری که هم به کشف تواناییهایش میانجامد و هم او را وارد رابطهای میکند که مرز میان شیفتگی، وابستگی و سلطه در آن بهتدریج محو میشود.
فیلم در آغاز وعدهٔ یک عاشقانهٔ پرحرارت را میدهد، اما خیلی زود روشن میکند که علاقهٔ میان این دو، داستانی ساده دربارهٔ پیوند دو آدم همدل نیست. غواصی آزاد، با سکوت و فشار سهمگین اعماق، استعارهای مناسب برای رابطهٔ آنهاست: هرچه روکسانا بیشتر در جهان پاسکال فرو میرود، بیرونآمدن از آن دشوارتر میشود.
این ایده جذاب است، هرچند فیلم همیشه نمیتواند آن را با ظرافتی یکدست بپروراند. اقیانوس؛ جلوهگاه و استعاره یکی از امتیازهای روشن فیلم، فضای نامتعارف آن است. آب در اینجا صرفاً پسزمینهای دیدنی نیست؛ نیرویی هم آرامشبخش و هم تهدیدکننده است. نماهای زیر آب، شناوری بدنها و فاصلهٔ خاموش میان سطح و عمق، حس انزوا و خطر را تقویت میکنند.
هر فرود، لحظهای از تعلیق میسازد: غواص باید بر اضطراب و واکنشهای جسمانیاش چیره شود، حال آنکه کوچکترین خطا میتواند پیامدی جبرانناپذیر داشته باشد. این تصاویر به فیلم هویتی بصری میدهند که از درام عاشقانهٔ متعارف فاصله میگیرد. بااینحال، زیبایی بصری گاه از نیروی روایی جلو میزند.
« این ایده جذاب است، هرچند فیلم همیشه نمیتواند آن را با ظرافتی یکدست بپروراند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بارها به جذابیت محیط و خطر ورزش تکیه میکند، اما همیشه جزئیات کافی برای تبدیل این موقعیتها به تجربهای عمیق و ماندگار فراهم نمیآورد. در نتیجه، اقیانوس گاهی بیش از آنکه جهان درونی شخصیتها را آشکار کند، به منظرهای چشمنواز بدل میشود. روایتی برگرفته از واقعیت، با فاصلهای داستانی جاذبهٔ دیگر اثر، الهامگرفتن آن از ماجرایی واقعی است.
همین زمینه از ابتدا پرسشی ناآرامکننده در ذهن مخاطب میکارد: در دل رقابت حرفهای، رابطهٔ عاشقانه و خطرهای ورزش افراطی، چه چیزی واقعاً در جریان است؟ فیلم از این کنجکاوی بهره میبرد و بهجای آنکه تنها بر مسابقهها متمرکز بماند، موفقیت ورزشی را به میدان کشمکش قدرت و خودخواهی تبدیل میکند.
اما فیلم میان واقعیت و بازسازی دراماتیک فاصله میگذارد و شخصیتها را در قالبهایی داستانی شکل میدهد. برای تماشاگر، این انتخاب هم فرصت است و هم محدودیت: روایت میتواند بر تنش روانی تمرکز کند، ولی گاه پیچیدگی ماجرای الهامبخش را به تقابلهایی نسبتاً ساده فرو میکاهد. کنجکاوی دربارهٔ سرنوشت شخصیتها بهخوبی حفظ میشود، اما پرداختن به پیامدهای اخلاقی و انسانی ماجرا همیشه به همان اندازه جدی نیست.
روکسانا؛ میان خودیابی و وابستگی روکسانا در آغاز شخصیتی است که میخواهد از زندگی پیشینش فاصله بگیرد و تجربهای تازه را بیازماید. غواصی برای او فقط مهارتی ورزشی نیست؛ راهی است برای احساسکردن چیزی که در زندگی عادی از دسترسش دور مانده است. ورودش به این جهان، فرصتی برای شکلگیری هویتی مستقل به نظر میرسد.
« در نتیجه، اقیانوس گاهی بیش از آنکه جهان درونی شخصیتها را آشکار کند، به منظرهای چشمنواز بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم استقلال او را بارها با دلبستگیاش به پاسکال گره میزند؛ گویی هر موفقیت شخصی باید در نسبت با تأیید یا حضور او معنا پیدا کند. این وابستگی، زمینهٔ مهمی برای درام فراهم میکند، اما شخصیتپردازی روکسانا همیشه به اندازهٔ ظرفیت موضوع پیش نمیرود. فیلم اشارههایی به گذشته و زخمهای عاطفی او دارد، ولی گاه این اشارهها بیشتر کارکرد توضیحی دارند تا آنکه در شخصیتسازی ارگانیک ادغام شوند.
از همین رو، تماشاگر ممکن است انگیزهٔ او را بفهمد، اما در همهٔ لحظهها نتواند آن را از نزدیک حس کند. با وجود این، مسیر او از شاگردی مشتاق تا ورزشکاری که به موفقیت مستقل میرسد، یکی از خطوط جذاب روایت است. پاسکال؛ کاریزما در خدمت کنترل پاسکال در آغاز با اعتمادبهنفس و مهارتی چشمگیر معرفی میشود؛ کسی که ظاهراً توانایی تسلط بر بدن و ترس را دارد.
اما اقتدار حرفهای او بهتدریج با میل به کنترل در رابطه درمیآمیزد. آنچه ابتدا میتواند حمایت مربی از شاگرد به نظر برسد، کمکم رنگ دیگری میگیرد: تشویقهای او همیشه از نگرانی برای روکسانا جدا نیستند، اما گاه چنان به تصمیمگیری بهجای او نزدیک میشوند که مرز میان مراقبت و سلطه را مخدوش میکنند.
این تغییر، هستهٔ تاریک فیلم است و از جهت مفهومی اهمیت دارد؛ اثر نشان میدهد که رابطهای پرشور لزوماً رابطهای سالم نیست. بااینهمه، پاسکال در بخشهایی چنان خودمحور و آزاردهنده تصویر میشود که از پیچیدگی لازم فاصله میگیرد. او اغلب رفتاری دارد که گویی مسئولیت خطاها متوجه دیگران است، و فیلم کمتر میکوشد تناقضهای درونیاش را با عمق کافی بکاود.
« از همین رو، تماشاگر ممکن است انگیزهٔ او را بفهمد، اما در همهٔ لحظهها نتواند آن را از نزدیک حس کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب میتواند خشم مخاطب را برانگیزد، اما همزمان باعث میشود شخصیت بیشتر به نشانهای از کنترلگری بدل شود تا انسانی چندلایه. عاشقانهای که به درام روانشناختی بدل میشود اگر انتظار تماشاگر از عنوان و آغاز فیلم، عاشقانهای پرشور باشد، تغییر تدریجی لحن میتواند غافلگیرکننده باشد.
رابطهٔ روکسانا و پاسکال بهمرور زیر سایهٔ حسادت، رقابت و نابرابری قدرت قرار میگیرد. موفقیت روکسانا، که باید نشانهٔ رشد و رهایی او باشد، برای پاسکال به تهدیدی علیه جایگاهش تبدیل میشود. بدینترتیب، فیلم بهجای ستایش بیقیدوشرط عشق، سویهٔ نگرانکنندهٔ وابستگی را پیش میکشد. این دگرگونی از نظر مضمونی قابلتوجه است، ولی گذار میان شور عاشقانه و رابطهٔ سمی همیشه بهقدر کافی تدریجی و متقاعدکننده نیست.
بعضی تصمیمها چنان ناگهانی به نظر میرسند که پیوند روانی میان آنها و رفتار شخصیتها کامل شکل نمیگیرد. همین ناهماهنگی ممکن است برای مخاطبی که انتظار عاشقانه داشته، نه فقط تغییر ژانر، بلکه نوعی جابهجایی ناپخته در حالوهوای اثر باشد. فیلم میخواهد هم جذابیت رابطه را نشان دهد و هم هشدارهای نهفته در آن را؛ اما در توازن این دو سویه موفقیت کامل ندارد.
ریتم، بازیها و لحظههای مؤثر «No Limit» از نظر ریتم افتوخیز دارد. بخشهایی که به تمرین، مسابقه و خطر فرو رفتن در اعماق میپردازند، کشش و حس تعلیق دارند؛ مخاطب میخواهد بداند شخصیتها تا کجا پیش خواهند رفت و چه بهایی برای جاهطلبی خود میپردازند. در مقابل، برخی صحنههای رابطهای تکراری یا کمجان به نظر میرسند و بهجای افزودن لایهای تازه، همان تنشهای قبلی را بازمیگویند.
« رابطهٔ روکسانا و پاسکال بهمرور زیر سایهٔ حسادت، رقابت و نابرابری قدرت قرار میگیرد. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، فیلم در لحظاتی سرگرمکننده و در لحظاتی کسلکننده است. Camille Rowe در نقش روکسانا حضور بصری برجستهای دارد و به شخصیت نوعی کشش و حساسیت میبخشد. Sofiane Zermani نیز در نقش پاسکال، کاریزمای اولیه و خشونت پنهان او را به نمایش میگذارد، هرچند کیفیت بازی نمیتواند همهٔ کاستیهای شخصیتپردازی را جبران کند.
تصاویر دریا و فضاسازی، بار عاطفی صحنهها را تقویت میکنند؛ اما تدوین و فشردگی روایت همیشه اجازه نمیدهند تأثیر این لحظهها پایدار بماند. جمعبندی «No Limit» فیلمی است که ایدههای جذابی در اختیار دارد: غواصی آزاد بهعنوان تجربهای جسمانی و روانی، رابطهای عاشقانه که به کنترل و حسادت آلوده میشود، و داستانی الهامگرفته از واقعیت که کنجکاوی برمیانگیزد.
فضای دریایی و چند لحظهٔ پرتنش، اثر را از یک درام رابطهای معمولی متمایز میکنند. در عین حال، شخصیتپردازی نابرابر، ریتم نامتوازن و تکرار برخی کشمکشها مانع میشوند که فیلم به اندازهٔ موضوعش عمیق و تأثیرگذار باشد. این اثر بیش از آنکه عاشقانهای آرامشبخش باشد، درامی تلخ دربارهٔ وابستگی، جاهطلبی و میل به تسلط است؛ تغییری که میتواند برای برخی مخاطبان غافلگیرکننده و برای برخی دیگر آزاردهنده باشد.
اگر نقطهٔ قوت فیلم را در فضای نامتعارف و پرسشهای ناراحتکنندهاش بجوییم، ضعفش در آن است که پاسخهای دراماتیک را همیشه با ظرافت و پیچیدگی کافی شکل نمیدهد.
« به همین دلیل، فیلم در لحظاتی سرگرمکننده و در لحظاتی کسلکننده است. »
ثبت دیدگاه