نقد و بررسی
نقد Anti-Squat | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مسئلهای اجتماعی در قالب یک درام شخصی «آنتیاسکوات» ساختهٔ نیکولا سیهول، درامی اجتماعی است که بحران مسکن و ناامنی شغلی را نه از فاصلهٔ امنِ یک بحث نظری، بلکه از درون زندگی زنی دنبال میکند که فرصت چندانی برای انتخاب ندارد. اینس، مادری تنها که با خطر از دست دادن خانهاش روبهروست، به شغلی موقت در شرکتی تن میدهد که ساختمانهای اداری خالی را به سکونتگاههایی موقت بدل میکند.
آنچه ابتدا راهی برای نجات به نظر میرسد، بهتدریج او را در جایگاهی پیچیده قرار میدهد: هم باید از شغلش مراقبت کند و هم ناظر بر زندگی کسانی باشد که خود در وضعیتی ناامن به سر میبرند. فیلم از همان نقطهٔ آغاز، رابطهٔ میان کار و سرپناه را به موضوع اصلی خود بدل میکند. خانه در این جهان نه حقی بدیهی، بلکه امتیازی مشروط است؛ شغل نیز نه تضمینی برای آسودگی، بلکه قراردادی شکننده است که میتواند هر لحظه از میان برود.
پیوند این دو بحران، موقعیت اینس را به نمونهای فشرده از فشارهای اقتصادی بدل میکند: برای ساختن آیندهای باثبات، باید در سازوکاری مشارکت کند که بیثباتی را بازتولید میکند. اینس؛ مادری میان ضرورت و وجدان بار عاطفی فیلم بیش از هر چیز بر دوش شخصیت اینس است. او نه قهرمانی آرمانی است و نه قربانیای که تنها به ترحم نیاز داشته باشد؛ زنی است که در شرایط محدود، پیوسته میان گزینههای نامطلوب حرکت میکند.
نیاز به حفظ شغل و فراهم کردن سقفی برای آدام، تصمیمهایش را از معنای سادهٔ درست و غلط بیرون میآورد. مسئله این نیست که او ارزشهایش را نمیشناسد؛ مسئله آن است که هر بار برای پایبندی به آنها باید بهای ملموسی بپردازد. بازی لوئیز بورگوئن این کشمکش را با خویشتنداری و دقت منتقل میکند.
« فیلم از همان نقطهٔ آغاز، رابطهٔ میان کار و سرپناه را به موضوع اصلی خود بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او درماندگی اینس را به انفجارهای احساسی پیاپی فرو نمیکاهد؛ فشار را در مکثها، نگاههای سنجیده و تغییرهای کوچک رفتارش آشکار میسازد. همین مهارشدگی با جهان فیلم تناسب دارد: در محیطی که هر لغزش ممکن است به از دسترفتن شغل یا خانه بینجامد، احساسات نیز گویی باید کنترل شوند. رابطهٔ او با آدام، در عین حال، وجهی انسانی به مسئلهٔ اخلاقی میدهد.
اینس فقط دربارهٔ قواعد یک محل کار تصمیم نمیگیرد؛ انتخابهایش بر تصویری که فرزندش از عدالت و مسئولیت میسازد نیز اثر میگذارد. ساختمان خالی و سازوکار نظارت فضای فیلم یکی از ابزارهای اصلی روایت است. ساختمان اداریِ وسیع و کمروح، با راهروها و اتاقهایی که برای کار طراحی شدهاند اما اکنون نقش خانه را گرفتهاند، از همان ابتدا حس موقتیبودن را در خود دارد.
ساکنان در فضایی زندگی میکنند که به آن تعلق ندارند و قواعد آن، آسایش را به امتیازی محدود و قابلپسگرفتن تبدیل میکند. این مکان صرفاً پسزمینهٔ داستان نیست؛ صورت کالبدی همان وضعیت اقتصادی است که شخصیتها را درون خود محصور کرده است. نظارت نیز در این فضا معنایی فراتر از اجرای مقررات مییابد.
اینس باید مراقب ساکنان باشد، اما خود نیز زیر نگاه سازمان و مدیرانش قرار دارد. بنابراین قدرت در فیلم یکسویه نیست: زنی که از او خواسته شده دیگران را کنترل کند، همزمان در معرض کنترل بالادستان است. این ساختار، تضاد میان فرد و نظام را ملموس میکند، بیآنکه لازم باشد فیلم برای توضیح آن به گفتارهای نظری متوسل شود.
« رابطهٔ او با آدام، در عین حال، وجهی انسانی به مسئلهٔ اخلاقی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
هر در بسته، هر منع و هر مراقبت روزمره، بخشی از منطق نظم موجود را آشکار میکند. اخلاقی که زیر فشار سنجیده میشود هستهٔ دراماتیک اثر در پرسشی نهفته است: وقتی امنیت خود و خانواده در گرو اجرای قواعدی ناعادلانه است، تا کجا میتوان با آن قواعد همراه شد؟ فیلم پاسخ آسانی نمیدهد و همین ویژگی از امتیازهای آن است.
اینس در موقعیتی نیست که بتواند بیهزینه مخالفت کند؛ اما اطاعت نیز آرامش نمیآورد، زیرا او بهتدریج با پیامدهای انسانی تصمیمهای شغلیاش روبهرو میشود. ساکنان ساختمان نیز صرفاً ابزار نمایش دشواریهای اینس نیستند. هر یک نشانهای از صورتهای گوناگون ناامنیاند و حضورشان نشان میدهد که بحران به یک خانواده یا طبقهٔ خاص محدود نیست.
با این حال، فیلم گاهی آنها را بیشتر در مقام نمایندهٔ یک مسئلهٔ اجتماعی به کار میگیرد تا شخصیتهایی با زندگی درونیِ کامل. در نتیجه، برخی موقعیتها بیش از آنکه از دل شناخت تدریجی آدمها پدید آیند، برای پیشبرد استدلال فیلم چیده شدهاند. این کاستی، از نیروی ایدهٔ مرکزی نمیکاهد، اما مانع میشود همهٔ روابط انسانی به یک اندازه عمق پیدا کنند.
روایت میان درام و بیانیه «آنتیاسکوات» آشکارا دغدغهٔ اجتماعی دارد و از پنهانکردن موضع خود پرهیز نمیکند. سازوکار شرکت و پیامدهایش بهگونهای ترسیم میشوند که تماشاگر بتواند دربارهٔ مرز میان راهحل موقت و بهرهکشی تأمل کند. این صراحت گاه سودمند است: موضوع پیچیدهٔ مسکن را قابلفهم میکند و توجه را از شعارهای کلی به تجربهٔ روزمرهٔ کسانی میبرد که ناچارند با شروط سخت کنار بیایند.
« هر در بسته، هر منع و هر مراقبت روزمره، بخشی از منطق نظم موجود را آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین رویکرد، در بخشهایی روایت را به سوی توضیح مستقیم میکشاند. بعضی صحنهها چنان روشن بر معنای اخلاقی یا اجتماعی خود تأکید میکنند که مجال چندانی برای سکوت، ابهام یا کشف تدریجی باقی نمیماند. فیلم در این لحظهها بیشتر میخواهد موضعش را بیان کند تا آنکه به تماشاگر فرصت دهد از دل رفتار شخصیتها به آن برسد.
حاصل، اثری است که از نظر فکری روشن و هدفمند است، اما گاهی از ظرافت دراماتیک فاصله میگیرد. ریتم و دامنهٔ موضوعات ریتم آرام فیلم با فضای سرد و فرسایندهٔ آن هماهنگ است. انتظار، مراقبت و تکرار مقررات بخشی از تجربهٔ زندگی شخصیتهاست و کندی روایت میتواند این فرسایش را به حس تماشاگر منتقل کند.
با این همه، این انتخاب همیشه به انباشت معنا نمیانجامد. در برخی بخشها، مکثها و صحنههای مشابه بیش از آنکه تنش را افزایش دهند، حرکت داستان را کند میکنند؛ بهویژه هنگامی که مسئلهای پیشتر بهاندازهٔ کافی روشن شده است. فیلم همزمان به مسکن، اشتغال، مادری، نظارت و مسئولیت اجتماعی میپردازد.
گستردگی این موضوعات با جهان اثر سازگار است، زیرا بحرانهای اجتماعی در زندگی واقعی از یکدیگر جدا نیستند. با این حال، حجم مضمونها گاه از مجال شخصیتپردازی و گسترش موقعیتها پیشی میگیرد. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی نمادین دارند و شماری از تقابلها نیز به الگوهای آشنای درام اجتماعی نزدیک میشوند.
« اما همین رویکرد، در بخشهایی روایت را به سوی توضیح مستقیم میکشاند. »
قوتها و کاستیها
اگر روایت در بعضی خطوط فرعی گزیدهتر بود، شاید میتوانست بر رابطهٔ مادر و پسر و فرسایش اخلاقی اینس تمرکز بیشتری بگذارد. جمعبندی «آنتیاسکوات» فیلمی تأملبرانگیز دربارهٔ پیوند میان ناامنی اقتصادی و سازش اخلاقی است. قوت اصلیاش در ساختن موقعیتی است که در آن هیچ انتخابی کاملاً بیهزینه نیست: اینس برای حفظ آیندهٔ خانوادهاش به شغلی نیاز دارد که از او میخواهد بر دیگران سختگیری کند.
بازی متقاعدکنندهٔ لوئیز بورگوئن و فضای سرد و خفقانآور ساختمان، این دوراهی را به تجربهای ملموس تبدیل میکنند، نه صرفاً ایدهای انتزاعی. در سوی دیگر، روایت گاه بیش از اندازه توضیحگر میشود و کندی ریتم، همراه با پرداخت محدود برخی شخصیتها، از قدرت دراماتیک فیلم میکاهد. با وجود این نارساییها، اثر در طرح پرسشی مهم موفق است: وقتی امنیت به امتیازی مشروط بدل میشود، فرد برای زندهماندن چه چیزهایی را حاضر است بپذیرد و چه چیزهایی را نمیتواند از دست بدهد؟
«آنتیاسکوات» پاسخی قطعی عرضه نمیکند؛ ارزشش بیشتر در آن است که تماشاگر را وامیدارد این پرسش را تا پایان با خود حمل کند.
« جمعبندی «آنتیاسکوات» فیلمی تأملبرانگیز دربارهٔ پیوند میان ناامنی اقتصادی و سازش اخلاقی است. »
ثبت دیدگاه