نقد و بررسی
نقد Seven Days in May | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیاست بهمثابه میدان تعلیق «هفت روز در ماه» ساختهٔ John Frankenheimer، تریلری سیاسی است که بهجای تعقیبوگریز و رویاروییهای پرهیاهو، اضطراب را از دل گفتوگوها، تصمیمهای پشت درهای بسته و حرکت حسابشدهٔ آدمها میسازد. داستان در فضای جنگ سرد شکل میگیرد: رئیسجمهوری صلحطلب با امضای پیمانی برای کاهش تنش هستهای، خشم مخالفان و بدگمانی بخشی از جامعه را برمیانگیزد.
سرهنگ مارتین «جیگز» کیسی، با بازی Kirk Douglas، به طرحی پنهانی پی میبرد و میکوشد پیش از آنکه دیر شود، رئیسجمهور را از خطر آگاه کند. فیلم از همین نقطه، بحران را نه صرفاً مسئلهای امنیتی، بلکه آزمونی برای قانون، وفاداری و مسئولیت فردی قرار میدهد. این اثر بر رمانی به همین نام نوشتهٔ Fletcher Knebel و Charles W.
Bailey II استوار است و فیلمنامهاش را Rod Serling نوشته است. ترس از دشمن و ترس از خویشتن یکی از برجستهترین ایدههای فیلم آن است که تهدید اصلی الزاماً از بیرون مرزها نمیآید. فضای جنگ سرد، ترس از شوروی و سایهٔ نابودی هستهای را بر تمام تصمیمها سنگینی میدهد؛ اما فیلم آرامآرام توجه را به این پرسش میکشاند که جامعه برای دفاع از خود تا کجا حاضر است اصولش را زیر پا بگذارد.
مخالفت با پیمان صلح، در روایت فیلم، صرفاً اختلافی بر سر سیاست خارجی نیست؛ بهانهای میشود برای سنجیدن مرز میان نگرانی میهنپرستانه و میل به تصاحب قدرت. فیلم دربارهٔ خطر سادهلوحی نیست، بلکه دربارهٔ آن است که ترس چگونه میتواند به زبان اقتدار بدل شود و اقدامهای افراطی را معقول جلوه دهد.
« این اثر بر رمانی به همین نام نوشتهٔ Fletcher Knebel و Charles W. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اثر همهٔ شخصیتهای مخالف را به چهرههایی تکبعدی و بیفهم تقلیل نمیدهد. در قلب کشمکش، اطمینان خطرناک ژنرال جیمز متون اسکات قرار دارد؛ مردی که از جایگاه و اعتبار خود بهره میگیرد و باور دارد تشخیصش از مصلحت کشور بر رأی نهادهای قانونی برتری دارد. همین خودحقپنداری، شخصیت را از یک شرور معمولی پیچیدهتر میکند: او لزوماً خود را دشمن کشور نمیداند، بلکه احتمالاً خود را نجاتدهندهٔ آن میپندارد.
فیلم با این تناقض، پرسشی نگرانکننده پیش میکشد: آیا نیت خیر میتواند تجاوز به قانون را توجیه کند؟ بازیگران و کشمکش میان دو اراده حضور Burt Lancaster در نقش اسکات، نیروی مغناطیسی فیلم است. او شخصیت را با صلابت، خونسردی و اعتمادبهنفسی میسازد که هم میتواند تحسینبرانگیز به نظر برسد و هم هراسآور.
اسکات با فریاد و خشونت آشکار حکومت نمیکند؛ اقتدارش از شیوهٔ سخن گفتن، جایگاه نظامی و یقین خللناپذیرش میآید. همین انتخاب بازیگری، تهدید را باورپذیرتر میکند: خطر در چهرهای آشفته یا آشکارا جنایتکار پنهان نشده، بلکه در مردی آراسته و بانفوذ حضور دارد. Kirk Douglas در نقش کیسی، نقطهٔ مقابل مناسبی برای اوست.
کیسی در آغاز، بخشی از همان ساختار نظامی است که اسکات در آن نفوذ دارد؛ بنابراین تصمیمش برای هشدار دادن، صرفاً حرکتی از بیرون نظام نیست، بلکه انتخابی دشوار درون آن است. رابطهٔ دو مرد از کشش و فاصلهای همزمان برخوردار است: میانشان سابقه، احترام حرفهای و اختلافی بنیادین دربارهٔ معنای وفاداری وجود دارد.
« بااینحال، اثر همهٔ شخصیتهای مخالف را به چهرههایی تکبعدی و بیفهم تقلیل نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگوهایشان به همین سبب فقط جدال دو شخصیت نیست؛ نزاع دو برداشت از خدمت به کشور است. Fredric March نیز در نقش رئیسجمهور، وقاری سنجیده به داستان میبخشد و گروه بازیگران، از جمله Ava Gardner، Edmond O’Brien و Martin Balsam، جهان سیاسی فیلم را از حضورهای مکملِ مؤثر پر میکند. گفتوگو؛ سلاح اصلی فیلم فیلمنامهٔ Rod Serling به واژهها نقشی مرکزی میدهد.
شخصیتها از راه سخن گفتن، اطلاعات را آشکار یا پنهان میکنند، اعتماد میسازند و مواضع خود را میآزمایند. گفتوگوها در بهترین لحظات، تیز و چندلایهاند: یک جمله میتواند هم استدلال سیاسی باشد و هم آزمونی برای سنجش وفاداری طرف مقابل. بهویژه رویاروییهای میان لنکستر و داگلاس، از آنرو بهیادماندنیاند که هر دو بازیگر از سکوت، مکث و نگاه نیز بهره میبرند؛ جدال تنها در متن دیالوگها رخ نمیدهد.
اما همین ویژگی، محدودیت فیلم را هم پدید میآورد. بخش چشمگیری از پیشروی داستان به توضیح نقشهها، تحلیل اوضاع و گفتوگوهای رسمی وابسته است. برای تماشاگرانی که از تریلر انتظار تحرک جسمانی فراوان دارند، این حجم از سخن ممکن است سنگین یا کند جلوه کند. فیلم بهندرت میکوشد با کنشهای پرشتاب مخاطب را سرگرم کند؛ تعلیقش بیشتر از دانستنِ تدریجی، پنهانکاری و انتظار برمیخیزد.
در نتیجه، ریتم اثر صبورانه و حسابشده است، نه پرشتاب و حادثهمحور. میزانسن، فضا و موسیقی Frankenheimer برای ساختن تنش، به فضاهای اداری و نظامی، راهروها و اتاقهای تصمیمگیری تکیه میکند. این مکانها در ظاهر منظم و بیطرفاند، اما هر کدام به صحنهای برای رقابت بر سر اختیار و اطلاعات تبدیل میشوند.
« گفتوگوهایشان به همین سبب فقط جدال دو شخصیت نیست؛ نزاع دو برداشت از خدمت به کشور است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرکت میان محلهای گوناگون، از جمله پایگاه نظامی و محیط کاخ سفید، به فیلم دامنهای فراتر از یک گفتوگوی واحد میدهد و حس میآفریند که بحران در نقاط مختلفی از دستگاه حکومتی در حال گسترش است. فیلمبرداری سیاهوسفید نیز با حالوهوای سرد و رسمی روایت هماهنگ است. قابها کمتر به جلوهگری تصویری رو میآورند و بیشتر بر چهرهها، فاصلهها و موقعیت افراد در فضا تأکید میکنند.
موسیقی Jerry Goldsmith، با ضرباهنگی کوبنده و متناسب، به لحظات انتظار نیرویی افزوده میدهد؛ گویی حتی سکون صحنهها نیز زیر فشار شمارش معکوس قرار گرفته است. موسیقی بهتنهایی جایگزین کنش نمیشود، اما کمک میکند سکوتها و جابهجاییهای کوچک، وزن تعلیقی پیدا کنند. سیاست، اجرا و پیامدهای امروزی «هفت روز در ماه» محصول دورهای است که نگرانی از جنگ هستهای و رقابت قدرتهای بزرگ، تخیل عمومی را بهشدت شکل میداد.
با وجود این زمینهٔ تاریخی، فیلم در بحث خود به یک بحران خاص محدود نمیماند. مسئلهٔ اصلی، رابطهٔ قدرت نظامی با حکومت منتخب و معنای وفاداری به قانون است. اثر از تماشاگر نمیخواهد اختلاف سیاسی را کنار بگذارد؛ برعکس، نشان میدهد که اختلاف و مخالفت میتوانند در نظامی آزاد وجود داشته باشند، اما نباید به مجوزی برای دور زدن سازوکارهای قانونی بدل شوند.
در عین حال، پیام سیاسی فیلم گاه بیپرده و خطابی میشود. بعضی دیالوگها بیش از آنکه بگذارند مخاطب نتیجهگیری را خودش بسازد، موضع اخلاقی اثر را آشکارا اعلام میکنند. این صراحت ممکن است برای برخی تماشاگران تأثیرگذار باشد و برای برخی دیگر اندکی موعظهگرانه جلوه کند. بااینهمه، همین موضعگیری روشن بخشی از هویت فیلم است: اثر بیطرفی مصنوعی اختیار نمیکند، بلکه از نهادهای قانونی و پاسخگویی در برابر قدرت دفاع میکند.
« فیلمبرداری سیاهوسفید نیز با حالوهوای سرد و رسمی روایت هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
تنش و مرزهای ژانر عنوان فیلم وعدهٔ بحرانی محدود و زمانمند میدهد و روایت نیز بر همین انتظار بنا میشود. بااینحال، تنش آن از شمار درگیریهای فیزیکی نمیآید، بلکه از این پرسش نیرو میگیرد که چه کسی چه چیزی میداند و آیا فرصت کافی برای جلوگیری از فاجعه وجود دارد یا نه. این شیوه در بسیاری از صحنهها مؤثر است، زیرا اطلاعات هرگز یکباره در اختیار همه قرار نمیگیرد.
تماشاگر، مانند شخصیتها، ناچار است نشانهها را کنار هم بگذارد. در مقابل، کسانی که برای تریلری سیاسی به دنبال اکشن فراواناند، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از اندازه در اتاقهای مذاکره و گفتوگو باقی میماند. اثر نه قصد دارد هیجان را با نمایش خشونت جایگزین کند و نه از قالب درام سیاسی بیرون میرود.
بنابراین میزان لذت از آن تا حد زیادی به علاقهٔ تماشاگر به بازیگری، جدال فکری و تعلیق مبتنی بر اطلاعات وابسته است. پایانبندیِ امیدوارکننده نیز ممکن است برای بعضیها در برابر فضای تیره و پراضطراب فیلم کمی آرامشبخش یا کمتنش به نظر برسد؛ بااینحال، میتوان آن را امتداد باور اثر به دوام نهادهای دموکراتیک دانست، نه صرفاً تلاشی برای زدودن تلخی روایت.
جمعبندی «هفت روز در ماه» تریلری سیاسی است که بهجای آنکه هیجان را از انفجار و تعقیبوگریز بگیرد، آن را از برخورد شخصیتها و شکنندگی اعتماد میسازد. بازی قدرتمند Burt Lancaster و Kirk Douglas، حضور سنجیدهٔ Fredric March، فیلمنامهٔ پرگفتوگوی Rod Serling و کارگردانی منضبط Frankenheimer، اثری پدید آوردهاند که پرسشهای سیاسیاش را در دل یک بحران پرکشش مینشاند.
« تنش و مرزهای ژانر عنوان فیلم وعدهٔ بحرانی محدود و زمانمند میدهد و روایت نیز بر همین انتظار بنا میشود. »
جمعبندی
کندی نسبی ریتم، گفتوگوهای پرتعداد و کمبود اکشن، محدودیتهایی واقعیاند؛ اما همین خویشتنداری به فیلم امکان میدهد دربارهٔ وسوسهٔ اقتدار و خطرِ بیاعتنایی به قانون تأمل کند. فیلمی است که بیش از آنکه با حادثههایش در ذهن بماند، با این پرسش باقی میماند: چه کسی حق دارد به نام نجات کشور، از قواعد آن عبور کند؟
ثبت دیدگاه