نقد و بررسی
نقد The Girl King | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ملکهای که فرمانروایی را به پرسش میگیرد «The Girl King» ساختهٔ Mika Kaurismäki، درامی تاریخی دربارهٔ کریستینا، ملکهٔ سوئد در سدهٔ هفدهم است؛ زنی که از کودکی برای ایفای نقشی مردانه در دستگاه سلطنت پرورش مییابد، اما در بزرگسالی از حدود همان نقش نیز فراتر میرود. فیلم، بهجای آنکه زندگی او را صرفاً در قالب شرحی از رویدادهای تاریخی عرضه کند، بر برخورد میان ارادهٔ فردی و اقتدار جمعی تمرکز دارد: کریستینا میخواهد دربارهٔ دانش، مذهب، جنگ، ازدواج و جایگاه خود تصمیم بگیرد، حال آنکه دربار از او فرمانروایی میطلبد که در نهایت به نیازهای دودمانی و سیاسیاش وفادار بماند.
این تقابل، هستهٔ دراماتیک فیلم را میسازد و به آن موضوعی فراتر از یک بازسازی تاریخی میبخشد. مسئله فقط زنی نیست که در محیطی مردسالار به قدرت رسیده؛ مسئله این است که قدرت چگونه میتواند به فرد امکان عمل بدهد و همزمان او را در قفسی از وظایف، انتظارها و قراردادها محصور کند. فیلم در بهترین لحظههایش این تناقض را بهخوبی آشکار میکند، هرچند در پرداخت کامل همهٔ ابعاد آن موفق نیست.
شخصیتی پیچیده میان دانش و سیاست کریستینای فیلم شخصیتی یکدست یا آسانفهم نیست. او کنجکاو، پرشور و شیفتهٔ کتاب و اندیشه است، اما گاه در برابر مردمی که بر آنان حکومت میکند فاصلهای سرد و اشرافی دارد. اصلاحطلبی و میل به گسترش دانش در او با غرور، بیپروایی و گاه خودمحوری همراه است. همین ترکیب، شخصیت را از تصویر سادهٔ قهرمانی آرمانخواه دور میکند و به او نیروی نمایشی میبخشد.
تربیت کریستینا در نقش جانشینی که باید همچون شاه رفتار کند، تناقضی بنیادین در هویت او پدید میآورد: درباریان از او جسارت و اقتدار میخواهند، اما وقتی این ویژگیها از محدودهٔ خواست خودشان فراتر میرود، همان رفتار را نامقبول میشمارند. فیلم این دوگانگی را بهخصوص در برخورد او با ازدواج، جانشینی و نقش زن در سیاست برجسته میکند.
« این تقابل، هستهٔ دراماتیک فیلم را میسازد و به آن موضوعی فراتر از یک بازسازی تاریخی میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، گاهی از واکاوی پیامدهای این تربیت و تجربهٔ زیستهٔ کریستینا شتابزده عبور میکند؛ انگار ایدهٔ شخصیت بهتنهایی باید خلأ تحلیل روانی او را پر کند. اجرای Malin Buska و حضور مرکزی فیلم نیرومندترین تکیهگاه فیلم، بازی Malin Buska است. او کریستینا را با آمیزهای از جسارت، بیقراری و انضباط درونی مجسم میکند و اجازه نمیدهد شخصیت به مجموعهای از ژستهای نمادین فروکاسته شود.
نگاه، طرز ایستادن و شیوهٔ سخنگفتنش نشان میدهد که ملکه همواره در حال سنجیدن اطرافیان و سنجیدهشدن از سوی آنان است. حتی در لحظههایی که متن به اندازهٔ کافی به عمق شخصیت نمیرسد، حضور بازیگر حس میشود که پشت تصمیمهای کریستینا تاریخچهای از فشار و مقاومت قرار دارد. Buska همچنین از اغراق در نمایش تفاوتهای کریستینا پرهیز میکند.
او نه قدیسی پیشرو است و نه شورشی صرفاً برای مخالفت؛ زنی است که میخواهد اختیار خود را حفظ کند، اما همیشه از آثار سیاسی و انسانی تصمیمهایش آگاه نیست. این بازی، مرکز ثقل روایت را بهدرستی در اختیار میگیرد و بسیاری از صحنهها را از پراکندگی نجات میدهد. در مقابل، برخی شخصیتهای پیرامونی بیشتر کارکردی روایی دارند تا فردیتی مستقل؛ آنها گاه نمایندهٔ یک موضع سیاسی یا مذهبیاند و کمتر مجال مییابند از کلیشهٔ نقش خود فراتر بروند.
رابطهٔ عاطفی؛ نیرویی که مجال کافی نمییابد پیوند کریستینا و ابا اسپاره یکی از مهمترین خطوط عاطفی فیلم است. این رابطه نه فقط تجربهای عاشقانه، بلکه قلمرویی خصوصی در برابر نظمی عمومی است که حتی احساسات ملکه را نیز موضوع مصلحت و کنترل میداند. فیلم از این منظر ظرفیت چشمگیری دارد: عاطفه در آن میتواند هم پناهگاهی برای کریستینا باشد و هم نقطهای آسیبپذیر که درباریان از آن بهرهبرداری میکنند.
« اجرای Malin Buska و حضور مرکزی فیلم نیرومندترین تکیهگاه فیلم، بازی Malin Buska است. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، رابطه به اندازهٔ اهمیتش پرورده نمیشود. میان نزدیکی عاطفی دو زن و فشارهای سیاسی پیرامونشان، پیوندی بالقوه پرتنش وجود دارد، اما فیلم همیشه فرصت نمیدهد این تنش بهتدریج شکل بگیرد. برخی لحظهها اثرگذارند، ولی کلیت رابطه گاه بیشتر بهصورت نشانهای از تفاوت و جسارت کریستینا عمل میکند تا رابطهای که تماشاگر بتواند دگرگونیهایش را با جزئیات دنبال کند.
ازاینرو، آنچه میتوانست قلب احساسی فیلم باشد، در کنار کشمکشهای درباری و مذهبی گاه کمرنگ میماند. دربار، مذهب و کشمکش بر سر آیندهٔ سوئد درام سیاسی فیلم بر تقابل میان خواستهای کریستینا و منافع نهادهای پیرامون او استوار است. دربار، کلیسا و نیروهای سیاسی هر یک میخواهند ملکه را در مسیری قابلپیشبینی نگه دارند: ازدواج، تداوم دودمان، حفظ نظم مذهبی و مراقبت از جایگاه اشراف.
در برابر این خواستهها، کریستینا به دانش، گفتوگوی فکری و پایاندادن به جنگها علاقه نشان میدهد. دعوت از René Descartes و توجه او به کتابها، در این چارچوب فقط نشانهٔ ذوق شخصی نیست؛ تصویری از حکومتی است که میخواهد هویت خود را از راه فرهنگ و اندیشه بازتعریف کند. با وجود این، پیچیدگی مناسبات سیاسی همیشه بهروشنی منتقل نمیشود.
روایت گاه چند منازعهٔ مهم را در زمانی محدود پیش میبرد و جزئیات انگیزهها یا پیامدهای آنها را فشرده میکند. در نتیجه، تماشاگر میتواند جهت کلی مخالفتها را دریابد، اما نه همیشه منطق دقیق هر جناح را. فیلم بهجای آنکه سیاست را به شبکهای کاملاً ملموس از منافع بدل کند، اغلب آن را همچون دیواری در برابر آزادی کریستینا ترسیم میکند؛ انتخابی که از نظر دراماتیک روشن است، اما از ظرافت تاریخی روایت میکاهد.
« بااینهمه، رابطه به اندازهٔ اهمیتش پرورده نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی تاریخی و جهان بصری فیلم با لباسها، فضاهای درباری و آیینهای رسمی میکوشد جهانی متعلق به گذشته بسازد؛ جهانی که در آن بدن، پوشش و رفتار اجتماعی همگی حامل معنا هستند. ظاهر و شیوهٔ حضور کریستینا در برابر قواعد زنانهٔ زمانه قرار میگیرد و همین تضاد، بدون نیاز به توضیحهای مکرر، بخشی از کشمکش هویتی او را منتقل میکند.
کتابها نیز در جهان فیلم جایگاهی فراتر از وسایل صحنه دارند: آنها تصویر ملموس میل کریستینا به دانستن و ساختن نظمی متفاوتاند. بااینحال، بازسازی تاریخی همیشه از نظر مقیاس و جزئیات یکدست نیست. گاهی طراحی صحنه و میزانسن، حس تجمل و عظمت دربار را منتقل میکند و گاهی محدودیت اجرایی به چشم میآید.
فیلم در نتیجه بیش از آنکه بر شکوه تصویری متکی باشد، از حضور بازیگران و تقابلهای گفتاری نیرو میگیرد. زبان انگلیسی و چندزبانگی فضای داستان نیز انتخابی قابلتوجه است: برای بخشی از مخاطبان دسترسیپذیرتر میشود، اما ممکن است از حس بومی و تاریخی محیط بکاهد. ریتم و محدودیتهای روایت «The Girl King» ایدهای نیرومند و شخصیت مرکزی جذابی دارد، اما اجرای داستان همیشه همپای ظرفیت آن نیست.
بخشهایی از زندگی کریستینا و تحولهای سیاسی پیرامونش با سرعتی پیش میروند که مانع انباشت تدریجی تعلیق میشود. فیلم در آغاز، با معرفی پیشینهٔ شخصیت و ویژگیهای نامتعارف او، نوید روایتی گسترده و چندلایه میدهد؛ اما سپس بخشی از مسیر را فشرده میکند و برخی خطوط عاطفی یا سیاسی را پیش از آنکه کاملاً به بلوغ برسند، به مرحلهٔ بعد میبرد.
« بااینحال، بازسازی تاریخی همیشه از نظر مقیاس و جزئیات یکدست نیست. »
قوتها و کاستیها
همین فشردگی باعث میشود مسیر کلی داستان برای بسیاری از مخاطبان زود قابلحدس شود. مسئله صرفاً دانستن سرنوشت تاریخی شخصیت نیست؛ حتی مستقل از آگاهی تاریخی نیز روایت گاه چنان نشانههای خود را آشکار میکند که کششِ مبتنی بر انتظار کاهش مییابد. درعینحال، فیلم لحظههایی دارد که از طریق گفتوگو، بازی Buska یا برخوردهای قدرت، دوباره انرژی میگیرد.
مشکل آن است که این لحظههای موفق بهاندازهٔ کافی در یک ساختار منسجم و رو به اوج به هم پیوند نمیخورند. جمعبندی «The Girl King» فیلمی است با موضوعی جذاب و شخصیتی که بهتنهایی توان برانگیختن کنجکاوی دارد. کریستینا در روایت، هم فرمانرواست و هم انسانی گرفتار در انتظاراتی که دیگران برای او ساختهاند؛ هم به دانش و صلح گرایش دارد و هم گاه از فاصلهٔ طبقاتی و امتیاز سلطنتی خود جدا نمیشود.
این تضادها، همراه با بازی قدرتمند Malin Buska، به فیلم کیفیتی متمایز میبخشند. در سوی دیگر، رابطهٔ کریستینا و ابا بیش از آنکه گسترش یابد، به ظرفیت برآوردهنشدهٔ داستان بدل میشود؛ کشمکشهای سیاسی نیز گاه فشرده و کمجزئیاتاند و ریتم، فرصت کافی برای تعمیق عاطفی و تاریخی فراهم نمیکند.
بنابراین، فیلم نه در همهٔ بخشها به اندازهٔ ایدهاش موفق است و نه از نقصهای اجراییاش رهایی مییابد. بااینحال، تصویر زنی که میکوشد دانش، قدرت و میل شخصی را از نو تعریف کند، آنقدر گیراست که اثر را به تجربهای قابلتأمل بدل سازد؛ تجربهای که بیش از آنکه با کمال ساختاری به یاد بماند، با حضور سرکش و ناآرام ملکهاش در ذهن میماند.
« همین فشردگی باعث میشود مسیر کلی داستان برای بسیاری از مخاطبان زود قابلحدس شود. »
ثبت دیدگاه