نقد و بررسی
نقد No Ordinary Family | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با زاویهای خانوادگی «No Ordinary Family» از فرضی ساده اما پربازده آغاز میکند: خانوادهای معمولی پس از سقوط هواپیمایشان در رود آمازون، بهتدریج درمییابند که هر یک تواناییای غیرعادی پیدا کردهاند. اما جذابیت مجموعه صرفاً در فهرست قدرتها یا کاربردهای نمایشی آنها نیست؛ پرسش محوری این است که اگر اعضای یک خانواده ناگهان با ظرفیتهایی فراتر از زندگی روزمره روبهرو شوند، رابطههایشان چگونه تغییر میکند؟
قدرت در اینجا هم ابزار پیشبرد ماجراست و هم استعارهای برای آشکارشدن ویژگیهایی که پیشتر در زندگی خانوادگی پنهان مانده بودند. مجموعه میکوشد میان چند قلمرو حرکت کند: درام خانوادگی، کمدی، داستان علمیتخیلی و ماجرای ابرقهرمانی. این ترکیب در بهترین لحظاتش به اثر هویتی مستقل میدهد؛ زیرا ابرقهرمانان آن نه غریبههایی در جهانهای دور، بلکه پدر، مادر و فرزندانی هستند که باید همچنان با اختلافهای روزمره، مدرسه، کار و مسئولیتهای خانوادگی کنار بیایند.
در عین حال، همین گستردگی گاهی باعث میشود سریال میان لحنهای مختلف در رفتوآمد باشد و نتواند همهٔ آنها را با یک وزن و انسجام پیش ببرد. خانواده؛ مرکز ثقل روایت عنوان مجموعه وعدهٔ نوعی تفاوت را میدهد، اما روایت هوشمندانهتر از آن است که تنها به شگفتی قدرتها بسنده کند. خانوادهٔ پاول پیش از حادثه نیز با فاصلهها و دلمشغولیهایی روبهروست؛ تغییرات خارقالعاده، این مسائل را از میان نمیبرد، بلکه آنها را به شکلی تازه و گاه پرتنش پیش چشم میآورد.
« مجموعه میکوشد میان چند قلمرو حرکت کند: درام خانوادگی، کمدی، داستان علمیتخیلی و ماجرای ابرقهرمانی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، تواناییهای ویژه بیشتر از آنکه جایگزین تعارضهای انسانی شوند، آنها را برجسته میکنند. اثر در پرداخت رابطههای خانوادگی، لحنی صمیمی و قابلدسترس دارد. اعضای خانواده همیشه تصمیمهای خردمندانه نمیگیرند و واکنشهایشان نیز گاه از ترس، خودخواهی یا هیجان لحظهای سرچشمه میگیرد؛ همین ناتمامی به آنها حالت انسانی میبخشد.
سریال بهخوبی میفهمد که زندگی مشترک، حتی در حضور نیروهای خارقالعاده، از گفتوگوهای دشوار، سوءتفاهم و تلاش برای حفظ اعتماد شکل میگیرد. هرگاه داستان بر همین پیوندها تمرکز میکند، از قالب یک ماجرای ابرقهرمانی معمولی فراتر میرود. شخصیتها و بازیها مایکل چیکلیس و جولی بنز در نقش پدر و مادر خانواده، دو قطب مکمل میسازند.
حضور چیکلیس به شخصیت پدر نوعی نیروی فیزیکی و جدیت میبخشد، اما بازی او فقط بر اقتدار تکیه ندارد؛ نگرانی و عاطفهٔ پدرانه نیز در رفتار شخصیت دیده میشود. بنز نیز در نقش مادری که باید میان مسئولیتهای حرفهای و خانوادگی تعادل برقرار کند، وجهی منظم و مصمم به مجموعه میآورد. هماهنگی این دو بازیگر کمک میکند رابطهٔ زوجی باورپذیر بماند، حتی وقتی شرایط داستان از واقعیت روزمره فاصله میگیرد.
« از این منظر، تواناییهای ویژه بیشتر از آنکه جایگزین تعارضهای انسانی شوند، آنها را برجسته میکنند. »
شخصیتها و اجرا
فرزندان خانواده نیز صرفاً وسیلهای برای افزودن شوخی یا ماجرای نوجوانانه نیستند؛ هر یک مسیر جداگانهای برای مواجهه با تغییرات تازه دارد. کِی پانابیکر و جیمی بنت در نمایش تفاوتهای نسلی و واکنشهای متفاوت نوجوانان به مسئولیت، کنجکاوی و قدرت نقش مؤثری دارند. بازیگران مکمل، از جمله رومانی مالکو و آوتمن ریزر، به جهان داستان رنگ و تحرک میبخشند.
گرمای میان بازیگران از امتیازهای اصلی مجموعه است: حتی وقتی فیلمنامه به موقعیتی آشنا یا قابلپیشبینی میرسد، روابط اجرایی گروه مانع از بیروحشدن صحنهها میشود. لحن، ریتم و سرگرمی یکی از انتخابهای مهم سریال، ملایم نگهداشتن لحن ابرقهرمانی است. اثر بهجای آنکه پیوسته بر خطرهای عظیم یا صحنههای اکشن پرشکوه تکیه کند، از طنز و موقعیتهای خانوادگی برای نزدیکشدن به مخاطب بهره میبرد.
این رویکرد باعث میشود تماشای مجموعه آسان و دلپذیر باشد؛ تنوع میان لحظات عاطفی، شوخیها و رخدادهای پرتحرک، اغلب از یکنواختی جلوگیری میکند. بااینحال، ریتم همیشه به یک اندازه چابک نیست. برخی بخشها بیش از آنکه تنش داستانی را افزایش دهند، به تکرار وضعیتهای آشنا یا پیشبرد آرام خطهای فرعی میپردازند.
« بازیگران مکمل، از جمله رومانی مالکو و آوتمن ریزر، به جهان داستان رنگ و تحرک میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، مخاطبی که انتظار روایتی فشرده و پرحادثه دارد، ممکن است گاهی احساس کند داستان درجا میزند. مجموعه در لحظات آرام، برای پرداخت رابطهها فرصت پیدا میکند؛ اما این مکثها همیشه به عمق بیشتر منجر نمیشوند و گاه انرژی روایت را کاهش میدهند. قدرتها و ظرفیتهای ژانری تواناییهای متفاوت اعضای خانواده، از نظر دراماتیک امکان خوبی برای ساختن موقعیتهای گوناگون فراهم میکند.
هر قدرت میتواند هم راهحلی برای یک بحران باشد و هم مسئلهای تازه بیافریند: توانایی ویژه لزوماً زندگی را آسانتر نمیکند و ممکن است فرد را در برابر انتخابهای دشوارتر قرار دهد. این نکته بهویژه در بستر خانواده اهمیت دارد، زیرا پیامدهای یک تصمیم معمولاً به یک شخصیت محدود نمیماند و بر دیگران نیز اثر میگذارد.
با وجود این ظرفیت، جهان ابرقهرمانی مجموعه نسبت به بسیاری از آثار همژانر کمهیجانتر و محدودتر باقی میماند. معماها و تهدیدها معمولاً به اندازهای نیستند که پیوسته حس خطر یا شگفتی ایجاد کنند. گاهی ایدههایی که در آغاز تازه به نظر میرسند، در ادامه به مسیرهای آشنا و قابلحدس میرسند.
« از همین رو، مخاطبی که انتظار روایتی فشرده و پرحادثه دارد، ممکن است گاهی احساس کند داستان درجا میزند. »
قوتها و کاستیها
این کاستی به معنای بیفایدهبودن عناصر ژانری نیست؛ بلکه نشان میدهد اولویت اثر بیشتر بر سرگرمی خانوادگی و شخصیتپردازی سبک است تا گسترش پیچیدهٔ اسطورهای ابرقهرمانان. ساختار روایی و محدودیتها «No Ordinary Family» در قالب یک مجموعهٔ تلویزیونی اپیزودیک، میان ماجراهای هر قسمت و خطهای داستانی گستردهتر تعادل برقرار میکند.
این ساختار برای بینندهای که خواهان سرگرمی قابلپیگیری و نه روایتی سنگین است، مناسب به نظر میرسد. در عوض، گاهی انسجام کلی داستان زیر سایهٔ نیاز به حلوفصل ماجرای همان قسمت قرار میگیرد. شخصیتها و روابطشان فرصت رشد دارند، اما بعضی خطهای فرعی به اندازهای که طرح اولیه نوید میدهد، بسط پیدا نمیکنند.
این مجموعه یک فصل و بیست قسمت دارد و پخش آن پس از همان فصل متوقف شد. بنابراین، بهتر است آن را اثری با گسترهٔ روایی محدود دانست، نه مجموعهای که فرصت یافته باشد تمام ظرفیت جهان داستانیاش را در چندین فصل بپروراند. این نکته از جنس ارزیابی تجربهٔ تماشا است: سریال میتواند در لحظههایش سرگرمکننده و دلنشین باشد، اما مسیر رواییاش به اندازهٔ یک اثر بلندمدت مجال تثبیت و تکامل پیدا نمیکند.
« این ساختار برای بینندهای که خواهان سرگرمی قابلپیگیری و نه روایتی سنگین است، مناسب به نظر میرسد. »
جمعبندی
جمعبندی «No Ordinary Family» بیش از آنکه بخواهد تصویری تیره، پیچیده و پرمخاطره از جهان ابرقهرمانان بسازد، داستانی گرم دربارهٔ خانوادهای است که ناگهان با نسخهای ناآشنا از خود روبهرو میشود. جذابیت اصلی آن در ترکیب درام خانوادگی با ماجراهای فراطبیعی، بازیهای صمیمی و لحنی است که طنز و احساس را در کنار اکشن سبک قرار میدهد.
در مقابل، افتوخیز ریتم، تنش محدود و تکیه بر بعضی الگوهای آشنا مانع از آن میشود که مجموعه به اثری ژانری کاملاً متمایز تبدیل شود. با این همه، سریال برای تماشاگرانی که از ابرقهرمانان نه فقط نبرد و جلوههای ویژه، بلکه رابطههای انسانی و موقعیتهای خانوادگی میخواهند، تجربهای خوشایند فراهم میکند.
ارزش آن در جاهطلبی عظیم یا پیچیدگی بیوقفه نیست؛ در این است که قدرتهای خارقالعاده را بهانهای برای پرداختن به مسئولیت، اعتماد و نزدیکی میان اعضای خانواده میکند.
ثبت دیدگاه