نقد و بررسی
نقد Ricky Gervais Live 4: Science | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ مرکزی و میدان جدال «Ricky Gervais Live 4: Science» از عنوانش بهتنهایی وعدهٔ اجرایی دربارهٔ علم میدهد، اما مقصود جرویس از علم بیش از آنکه شرح نظریهها یا مفاهیم علمی باشد، قرار دادن شیوهٔ علمیِ اندیشیدن در برابر روایتهای دینی و باورهای تثبیتشده است. او میخواهد جهان را، دستکم برای مدتی، پیش از آن تصور کند که انسان برای پدیدههای ناشناخته توضیحی الهی بسازد.
این ایده به او امکان میدهد میان پرسشگری، شکاکیت و شوخیهای بیپروا رفتوآمد کند؛ با این حال، اجرا در بهترین لحظاتش صرفاً به تمسخر باورها بسنده نمیکند، بلکه از دل روایتهای آشنا، تناقضها و حفرههایی را بیرون میکشد که معمولاً از چشم مخاطب پنهان میمانند. ساختار و ریتم اجرا اجرا در قالب تکنفره و در برابر تماشاگران سالن همراسمیت آپولو شکل میگیرد؛ بنابراین نیروی اصلی آن نه تدوین و تصویرپردازی، بلکه حضور صحنهای، لحن و زمانبندی کمدین است.
ساختار مجموعهای از روایتها و موضوعات بههمپیوسته است که بهتدریج حول شکاکیت جرویس و بدبینی او به توضیحهای سادهساز جمع میشوند. این پیوند مفهومی به اجرا انسجام میبخشد، اما آهنگ آن در همهجا یکسان نیست. برخی قطعهها با سرعت و تراکم شوخی پیش میروند؛ برخی دیگر برای تثبیت ایدهای واحد بیش از اندازه مکث میکنند.
« او میخواهد جهان را، دستکم برای مدتی، پیش از آن تصور کند که انسان برای پدیدههای ناشناخته توضیحی الهی بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین نوسان سبب میشود نیمهٔ نخست گاهی قدیمیتر یا کمتازگیتر به نظر برسد، حال آنکه در ادامه، انرژی و اعتمادبهنفس اجرا بهتر به جریان میافتد. کشتی نوح و نیروی روایت بخش مربوط به کشتی نوح از برجستهترین نمونههای روش جرویس است. او داستانی آشنا را نه با بازگویی مستقیم، بلکه با طرح پرسشهایی ظاهراً ساده و پیدرپی از نو میسازد: تصمیمها چگونه گرفته شدهاند؟
کدام جزئیات با منطق روزمره جور درمیآیند؟ چرا روایت در یک نقطه چنین پیش میرود و نه به شکل دیگری؟ شوخی از همین فاصله میان لحن جدیِ داستان و پرسشهای زمینی و گاه نابهنجار کمدین نیرو میگیرد. رنگینکمان نیز در این بخش به نشانهای تبدیل میشود که میتوان آن را هم درون جهان اسطورهای فهمید و هم با نگاه کنایهآمیز بیرونی بررسی کرد.
جذابیت این قسمت فقط در غافلگیریهای کلامی نیست؛ جرویس نشان میدهد چگونه یک روایت فرهنگی، وقتی با پرسشهای بیتعارف روبهرو شود، میتواند هم مضحک و هم افشاگرانه جلوه کند. لحن، جسارت و مرز طنز طنز جرویس در این اجرا بر برخورد میان موضوعات جدی و بیان بیپرده استوار است. او از زبانی صریح و گاه عمداً زننده استفاده میکند تا فاصلهٔ امن و مؤدبانهٔ مخاطب با موضوع را برهم بزند.
« کشتی نوح و نیروی روایت بخش مربوط به کشتی نوح از برجستهترین نمونههای روش جرویس است. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است: شوخیها بهجای آنکه صرفاً تأیید جمعی بگیرند، مخاطب را در موقعیت واکنش قرار میدهند. اما همین شیوه محدودیت خود را نیز دارد. گاهی احساس میشود بیپروایی بهتنهایی قرار است نشانهٔ جسارت یا عمق باشد، در حالی که شوخیِ مؤثرتر آن است که پس از شوک اولیه، نکتهای روشنتر و ماندگارتر باقی بگذارد.
اثر معمولاً از این دام میگریزد، اما نه در تمام قطعهها. اجرا و رابطه با تماشاگر جرویس مجریای است که به قدرت مکث، تأکید و چرخش ناگهانی در لحنش تکیه میکند. او اغلب ایدهای را با لحنی تقریباً معمولی طرح میکند و سپس با جزئیاتی پیشبینیناپذیر مسیرش را منحرف میسازد. این شیوه باعث میشود تماشاگر نه فقط منتظر punchline، بلکه همراه با او در ساختن مسیر شوخی باشد.
واکنش سالن نیز در بافت اجرا نقش دارد: خندهها تأکید میکنند کدام تصویر یا عبارت اثر گذاشته و مکثها به جرویس فرصت میدهند ضربهٔ بعدی را دقیقتر فرود آورد. در عین حال، تکیهٔ زیاد بر بداههنماییِ کنترلشده و شخصیت صحنهایِ مطمئن او میتواند برای کسانی که با سبک کمدیاش آشنایند، حس تکرار ایجاد کند؛ گویی گاه پیش از پایان جمله میتوان جهت کلی شوخی را حدس زد.
« اثر معمولاً از این دام میگریزد، اما نه در تمام قطعهها. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقاط قوت و لغزشها بهترین لحظات «علم» جایی شکل میگیرند که شوخی، تصویرسازی و استدلال به هم میرسند. بخش کشتی نوح و رنگینکمان نمونهای روشن از این هماهنگی است: خنده از دلِ تناقض بیرون میآید و پس از آن، پرسشی دربارهٔ اعتبار روایت و شیوهٔ پذیرش آن باقی میماند. ترکیب طنز تلخ با روایتپردازی زنده نیز به مجموعه هویتی متمایز میدهد.
در سوی دیگر، تکرار برخی الگوهای شوخی از تازگی میکاهد. بخشی از شوخی دربارهٔ افراد چاق بیش از ظرفیت ایدهاش امتداد مییابد و بهجای آنکه با تغییر زاویه یا تصاعدی تازه پیش برود، روی همان نقطه میچرخد. چنین لحظاتی ریتم را کند میکنند و نشان میدهند که جرویس، با وجود مهارتش در ساختن موقعیتهای طنزآمیز، همیشه به یک اندازه در ویرایش و فشردهسازی موادش موفق نیست.
نیمهٔ نخست و نیمهٔ دوم تفاوت میان دو نیمه از مهمترین تجربههای تماشای اجراست. بخش نخست، با وجود طرح ایدههای قابلتوجه، گاهی به لحاظ لحن و صورتبندی شوخیها کهنهتر به نظر میرسد. برخی تکهها بیش از آنکه کشفی تازه باشند، صورتهای آشنای طنز ضدتقدس و شوکآفرینیاند؛ از این رو ممکن است برای مخاطبی که از پیش با جرویس و شگردهایش آشناست، اثر کمتری داشته باشند.
« نقاط قوت و لغزشها بهترین لحظات «علم» جایی شکل میگیرند که شوخی، تصویرسازی و استدلال به هم میرسند. »
قوتها و کاستیها
در نیمهٔ دوم، اجرا جان تازهای میگیرد: ریتم چابکتر میشود، انرژی صحنه بالا میرود و لحظههای خندهدار با فاصلهٔ کمتری از پی هم میآیند. این بخش بهتنهایی میتواند رضایتبخش باشد، هرچند تفاوت کیفی دو نیمه مانع از آن است که مجموعه در سراسر مسیر به یک اندازه یکپارچه بماند. نسبت اثر با زمانهٔ خود این اجرا در سال ۲۰۱۰ ضبط شده و بخشی از شوخیهایش به حساسیتهای فرهنگی و شیوهٔ بحثکردن آن دوره وابسته است.
همین زمینه میتواند توضیح دهد چرا بعضی تکهها امروز بیش از گذشته بوی آشنایی یا فرسودگی میدهند. با این همه، پرسش محوری اثر ــ اینکه چرا انسانها روایتهایی را میپذیرند و چگونه میتوان آنها را به پرسش گرفت ــ محدود به دورهٔ ضبط نیست. جرویس در مقام کمدین، نه پژوهشگر علم و نه مناظرهگری بیطرف ظاهر میشود؛ صدای او آگاهانه شخصی، جدلی و نمایشی است.
بنابراین ارزش اجرا را بهتر است در کیفیت تبدیل ایده به کمدی سنجید، نه در این انتظار که پاسخگویی جامع به پرسشهای دین و علم ارائه کند. جمعبندی «Ricky Gervais Live 4: Science» اجرایی ناهموار، اما بهیادماندنی است: مجموعهای که در بهترین لحظاتش از شوخی برای برهمزدن عادتهای فکری استفاده میکند و در لحظات کمرمقتر، به تکرار یا طولانیکردن یک ایده بسنده میکند.
« همین زمینه میتواند توضیح دهد چرا بعضی تکهها امروز بیش از گذشته بوی آشنایی یا فرسودگی میدهند. »
جمعبندی
بخش کشتی نوح و رنگینکمان، نمونهٔ درخشانی از توانایی جرویس در آمیختن خنده با نقد است؛ در مقابل، شوخیهای کشدار و بعضی تکههای کمتازگی از انسجام کلی میکاهند. نیمهٔ دوم پرانرژیتر و سرگرمکنندهتر است، اما ضعف نسبی آغاز را کاملاً جبران نمیکند. حاصل، اجرایی است که برای علاقهمندان طنز تلخ و بیپرده جذاب خواهد بود، بهویژه اگر انتظارشان نه یک بحث دانشگاهی، بلکه کمدیای جدلی باشد که خنده را با ناراحتی و پرسش همراه میکند.
« نیمهٔ دوم پرانرژیتر و سرگرمکنندهتر است، اما ضعف نسبی آغاز را کاملاً جبران نمیکند. »
ثبت دیدگاه