نقد و بررسی
نقد The Gathering Storm | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در آستانهٔ توفان «The Gathering Storm» بیش از آنکه زندگینامهای جامع از وینستون چرچیل باشد، پرترهای از مردی است که در سالهای دوری از قدرت، هشدارهایش دربارهٔ آلمان نازی جدی گرفته نمیشود. فیلم با تمرکز بر زندگی خانوادگی و کشمکشهای سیاسی، تصویری از چرچیلِ پیش از دوران رهبری ملی میسازد: سیاستمداری سالخورده که اعتبارش فرسوده شده، وضع مالیاش سامان ندارد و در پارلمان با بیاعتنایی روبهروست.
این انتخاب، آشناییزداییِ مؤثری با چهرهٔ آشنای چرچیلِ پیروز و خطیبِ دوران جنگ ایجاد میکند. تماشاگر با قهرمانی مواجه نیست که از ابتدا بر صحنه مسلط باشد؛ با انسانی روبهروست که باید برای شنیدهشدن، بارها و بارها پافشاری کند. عنوان فیلم نیز همین حس را در خود دارد: توفانی که هنوز کاملاً فرارسیده، اما نشانههایش در همهجا پیداست.
تنش از انفجارهای بزرگ یا تعقیبوگریزهای پرهیاهو زاده نمیشود، بلکه از فاصلهٔ میان خطرِ رو به گسترش و آسودگیِ سیاستمدارانی شکل میگیرد که ترجیح میدهند آن را نادیده بگیرند. فیلم در این زمینه، اضطرابی آرام و پیوسته میسازد؛ اضطرابی که در محافل رسمی، گفتوگوهای خانوادگی و سکوتهای میان شخصیتها رسوب میکند.
چرچیل؛ مردی بیرون از افسانه یکی از امتیازهای اصلی اثر آن است که چرچیل را به مجسمهای بینقص بدل نمیکند. او جاهطلب، پرحرف، سرسخت و گاه خودمحور است؛ مردی که در زندگی خصوصی نیز همان انرژیِ تهاجمی و میل به سلطه را با خود به خانه میآورد. در عین حال، فیلم او را صرفاً به مجموعهای از عادتهای مشهور و نشانههای ظاهری فرو نمیکاهد.
« این انتخاب، آشناییزداییِ مؤثری با چهرهٔ آشنای چرچیلِ پیروز و خطیبِ دوران جنگ ایجاد میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پشت غرور و سماجتش، احساس تنهایی و رنجِ نادیده گرفتهشدن حضور دارد. سیاستمداری که بر خطری بزرگ انگشت میگذارد، اما همکارانش سخنش را اغراقآمیز میپندارند، ناچار است با شکست سیاسی و بیاعتباری شخصی همزمان کنار بیاید. بازی آلبرت فینی، مهمترین ابزار این تصویر انسانی است. او چرچیل را با تقلیدی سطحی از صدا و رفتار بازسازی نمیکند؛ در عوض، به تناقضهای شخصیت توجه دارد: اقتدار و脆ندگی، طنز و تندی، اعتمادبهنفس و هراس از بیاثرماندن.
حضور فینی، حتی در صحنههایی که رخداد سیاسی بزرگی در کار نیست، به شخصیت وزن میبخشد. چرچیلِ او گاه خسته و نامنظم است، اما ذهنش همچنان درگیر آیندهای است که دیگران حاضر نیستند دربارهاش بیندیشند. این فاصله میان وضعیت ظاهریِ مرد و شدتِ باورهایش، به نقش عمق میدهد. کلمنتاین و قلب عاطفی فیلم اگر سیاست، نیروی محرک بیرونی داستان باشد، رابطهٔ وینستون و کلمنتاین مرکز عاطفی آن است.
فیلم ازدواج آنان را رابطهای آرمانی و بیتنش تصویر نمیکند. اختلاف، خستگی، نگرانیهای مالی و فشارهای ناشی از خلقوخوی چرچیل در زندگی مشترکشان جای دارد؛ با اینهمه، پیوند میان آن دو از دل همین دشواریها باورپذیر میشود. محبت در اینجا بیشتر از آنکه در جملههای عاشقانه خلاصه شود، در مراقبت، سرزنش، تحمل و بازگشت دوباره به گفتوگو نمایان است.
ونسا ردگریو در نقش کلمنتاین، حضوری محکم و در عین حال ظریف دارد. او نه صرفاً همسرِ پشتیبانِ مردی بزرگ است و نه نیرویی حاشیهای که فقط واکنش نشان دهد. کلمنتاین میتواند هم مشوق باشد و هم منتقد؛ هم نگرانِ وضعیت همسرش باشد و هم از رفتار او به ستوه آید. ردگریو با وقار و خویشتنداری، این دوگانگی را به رابطهای زنده بدل میکند.
« پشت غرور و سماجتش، احساس تنهایی و رنجِ نادیده گرفتهشدن حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
در کنار بازی فینی، او سبب میشود فیلم در روایت زندگی خصوصی چرچیل از دام ستایش یکسویه بگریزد. رابطهٔ این زوج نه پناهگاهی بیدردسر، بلکه عرصهای است که در آن وفاداری باید بارها از نو انتخاب شود. پیوند خانواده و سیاست فیلمنامه بهدرستی زندگی خانوادگی را از بحران سیاسی جدا نمیکند. نگرانیهای خانه، وضعیت مالی و نیاز چرچیل به همراهی کلمنتاین، در کنار بحثهای سیاسی و هشدارهای مربوط به قدرتگیری آلمان قرار میگیرند.
این درهمتنیدگی، سیاست را از سطح تصمیمهای رسمی پایین میآورد و نشان میدهد که تاریخ نیز بر بدن و روان آدمها اثر میگذارد. مخاطب فقط با استدلالهای سیاسی مواجه نیست؛ پیامدهای عاطفیِ انزوا و فرسودگی را نیز میبیند. شخصیتهای پیرامونی، بهویژه افرادی که در دولت یا دستگاه دیپلماسی حضور دارند، فضای عدمقطعیت را گسترش میدهند.
هرکس در برابر اطلاعات و خطرها موضعی متفاوت دارد و انتخابِ وفاداری، سکوت یا هشدار، هزینهای شخصی به همراه میآورد. با این حال، فیلم غالباً این شبکهٔ پیچیده را از منظر چرچیل سامان میدهد. چنین رویکردی برای ساختن یک پرترهٔ منسجم کارآمد است، اما گاهی سبب میشود منطق و فشارهای وارد بر دیگر سیاستمداران کمتر از آنچه شایسته است روشن شود.
کارگردانی و فضاسازی تاریخی کارگردانی ریچارد لانکرین بهجای تکیه بر جلوههای پرزرقوبرق، بر جزئیات و بافت روزمره تأکید میکند. خانه، دفتر و فضای پارلمان، محیطهایی صرفاً تزئینی نیستند؛ هرکدام بخشی از وضعیت روانی شخصیتها را بازتاب میدهند. فضای خانه میتواند صمیمی باشد، اما همزمان از نگرانیهای اقتصادی و آشفتگی شخصی خبر دهد.
« در کنار بازی فینی، او سبب میشود فیلم در روایت زندگی خصوصی چرچیل از دام ستایش یکسویه بگریزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، نهادهای سیاسی با تشریفات و نظم ظاهری خود، گاه احساس رکود و بیاعتنایی را تشدید میکنند. این فضاسازی، حالوهوای سالهای پیش از جنگ را بدون تبدیل هر صحنه به اعلام خطری آشکار منتقل میکند. تهدید در پسزمینه حاضر است و همین حضور نامرئی به گفتوگوها فشار میآورد. فیلم از این نظر، بهخوبی میان زندگی خصوصی و چشمانداز تاریخی رفتوآمد میکند.
با این حال، پرشهای زمانی و گذر سریع از بعضی رخدادها، گاهی پیوستگی روایت را کاهش میدهد. برخی تغییرات بهجای آنکه بهتدریج شکل بگیرند، چنان سریع رخ میدهند که تماشاگر ممکن است فاصلهٔ میان دو مقطع را بیشتر حس کند تا مسیر طیشده میان آنها. کاستیهای تاریخی و سیاسی محدودیت مهم فیلم در گزینش تاریخی آن آشکار میشود.
روایت بخشی از سالهای مهم میان هشدارهای چرچیل و نزدیکشدن جنگ را کنار میگذارد و از بحران مونیخ و دولت نویل چمبرلین تصویری کامل به دست نمیدهد. این حذف، تنها فقدانی در تقویم رویدادها نیست؛ بخشی از زمینهای را که برای سنجیدن هشدارهای چرچیل و واکنش دیگران لازم است، کمرنگ میکند. در نتیجه، مخاطب ممکن است فاصلهٔ میان پیشبینی خطر و تصمیمهای سیاسی را کمتر پیچیده از واقعیت ببیند.
افزون بر این، فیلم گاه کشمکشهای سیاسی را به تقابل میان چرچیلِ هشداردهنده و دیگرانی که نمیخواهند خطر را ببینند نزدیک میکند. این صورتبندی از نظر دراماتیک روشن و مؤثر است، اما به بهای سادهسازی اختلافها تمام میشود. تصمیمگیری سیاسی فقط حاصل شجاعت یا ترس فردی نیست؛ ملاحظات راهبردی، فشارهای داخلی و ارزیابیهای متفاوت از توان کشور نیز در آن دخیلاند.
« در مقابل، نهادهای سیاسی با تشریفات و نظم ظاهری خود، گاه احساس رکود و بیاعتنایی را تشدید میکنند. »
قوتها و کاستیها
اثر این عوامل را بهطور کامل نمیکاود و بنابراین، برخی مخالفان چرچیل بیش از آنکه شخصیتهایی با منطق مستقل باشند، به مانعی برای قهرمان بدل میشوند. با وجود این، فیلم را نباید صرفاً بهسبب ناتمامماندن روایت تاریخی ناکام دانست. دامنهٔ اثر محدود است، اما در همان محدوده میکوشد تضاد میان اقناع سیاسی و وفاداری شخصی را بررسی کند.
مشکل هنگامی پدید میآید که این تمرکز باریک، بهجای انتخابی آگاهانه، با جامعیت تاریخی اشتباه گرفته شود. جمعبندی «The Gathering Storm» اثری تاریخی است که نیروی اصلیاش را از دو بازی مرکزی و از پیوند هوشمندانهٔ زندگی زناشویی با سیاست میگیرد. آلبرت فینی چرچیل را انسانی پیچیده، پرشور و آسیبپذیر میسازد و ونسا ردگریو در نقش کلمنتاین، تعادل عاطفی و اخلاقیِ روایت را فراهم میآورد.
کارگردانی سنجیده و فضاسازی کنترلشده نیز احساس نزدیکشدن خطری بزرگ را بدون اغراقهای نمایشی منتقل میکنند. در برابر این قوتها، حذف بخشی از زمینهٔ تاریخی، سادهسازی منازعات سیاسی و شتاب در گذر میان دورهها قرار دارد. فیلم، تاریخِ سالهای پیش از جنگ را بهطور کامل بازسازی نمیکند؛ بیشتر میکوشد لحظهای از زندگی مردی را ثبت کند که در خانه و عرصهٔ عمومی، با بیاعتنایی و فشار دستوپنجه نرم میکند.
حاصل، روایتی صمیمی و تأثیرگذار است که بیش از آنکه پاسخ نهایی دربارهٔ سیاست آن دوره بدهد، بر تنهاییِ هشداردهنده و استواریِ پیوندی عاشقانه مکث میکند.
« با وجود این، فیلم را نباید صرفاً بهسبب ناتمامماندن روایت تاریخی ناکام دانست. »
ثبت دیدگاه