نقد و بررسی
نقد Welcome to Hartmanns | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و ایدهٔ مرکزی «Welcome to Hartmanns» کمدیدرامی آلمانی به نویسندگی و کارگردانی Simon Verhoeven است که مسئلهٔ پناهندگی را نه از مسیر یک روایت جنگی یا سیاسیِ مستقیم، بلکه از آستانهٔ خانهای مرفه در مونیخ دنبال میکند. آنجلیکا، برخلاف مخالفت همسرش ریچارد، دیالو، پناهندهای جوان از نیجریه، را به خانه میآورد.
ورود او زندگی خانوادگیای را بههم میریزد که پیش از این نیز زیر لایهٔ آسایش ظاهری، از اختلاف و بیقراری انباشته بوده است. فیلم از همین برخورد دو جهان، هم موقعیتهای طنزآمیز میسازد و هم پرسشی اجتماعی پیش میکشد: مهماننوازی و همدلی، وقتی از حرف به عمل میرسند، چه هزینه و چه مسئولیتی دارند؟
خانهای آرام که از پیش ناآرام است نقطهٔ قوتِ طرح فیلم آن است که آشفتگی را با ورود دیالو آغاز نمیکند؛ او بیشتر نیرویی است که ترکهای موجود را آشکار میسازد. خانوادهٔ هارتمان، با خانهٔ بزرگ و موقعیت اجتماعی تثبیتشدهاش، از بیرون تصویری مطمئن دارد، اما اعضایش هر یک درگیر مسئلهای شخصیاند.
« آنجلیکا، برخلاف مخالفت همسرش ریچارد، دیالو، پناهندهای جوان از نیجریه، را به خانه میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنجلیکا میخواهد کاری معنادار انجام دهد؛ ریچارد در برابر تغییر و آسیبپذیری مقاومت میکند؛ فرزندان نیز از بحرانهای خود رها نیستند. در نتیجه، پناهنده به خانه وارد نمیشود تا خانوادهای یکپارچه را نجات دهد، بلکه به فضایی پا میگذارد که از پیش به بازبینیِ ارزشها و روابطش نیاز داشته است.
این انتخاب، امکان میدهد فیلم از یک داستان سادهٔ «خانوادهٔ خوب به غریبه کمک میکند» فاصله بگیرد. بااینحال، فیلمنامه همیشه از ظرفیت همین ایده بهرهٔ کافی نمیبرد. گاه مسائل متعدد خانواده بیشتر بهانهای برای زنجیرهای از موقعیتهای کمدیاند تا اجزای یک بررسی عمیق از تنهایی، امتیاز طبقاتی و مسئولیت اخلاقی.
طنز اجتماعی میان گرمی و اغراق لحن فیلم بر ترکیب طنز خانوادگی و موضوعی جدی بنا شده است. شوخیها در بهترین لحظات از تفاوت میان نیتهای خیرخواهانه و رفتارهای روزمره برمیآیند: آدمهایی که میخواهند درست عمل کنند، اما در مواجهه با دیگری، ناآمادگی و پیشداوری خود را آشکار میکنند. این نگاه، به فیلم گرمایی میدهد و اجازه میدهد بحث ادغام اجتماعی به بیانی خشک و خطابهوار فروکاسته نشود.
« این انتخاب، امکان میدهد فیلم از یک داستان سادهٔ «خانوادهٔ خوب به غریبه کمک میکند» فاصله بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
اما همین طنز گاهی از ظرافت فاصله میگیرد. برخی شوخیها به اغراق بدنی یا رفتارهای پرهیاهو تکیه میکنند و بهجای آنکه تناقضی انسانی را روشن کنند، صرفاً برای گرفتن خنده در صحنه جاگذاری شدهاند. در چنین لحظاتی، مرز میان کمدی و لودگی کمرنگ میشود. فیلم میخواهد از موضوعی حساس با شوخطبعی حرف بزند، ولی هر شوخیای به خودی خود نگاه نقادانه نمیسازد؛ بعضی از آنها مسئله را سادهتر از آنچه هست جلوه میدهند.
شخصیتها و بازیها بازیگران در مجموع به فضای صمیمی و پرتحرک فیلم کمک میکنند. Senta Berger آنجلیکا را با ترکیبی از عاطفه و قاطعیت بازی میکند؛ او نه قدیسی بیخطاست و نه صرفاً زنی سادهدل، بلکه کسی است که تصمیمش را از دل باور اخلاقی خود میگیرد و ناچار میشود با پیامدهای آن روبهرو شود.
Heiner Lauterbach نیز ریچارد را شخصیتی سرسخت و گاه خودمحور میسازد، بیآنکه تماماً به کاریکاتوری از مرد محافظهکار تبدیلش کند. Eric Kabongo در نقش دیالو، حضور انسانی و آرامی به فیلم میبخشد. بااینحال، محدودیت اصلی در پرداخت همین شخصیت دیده میشود: داستان اغلب او را از خلال واکنش دیگران میسنجد و کمتر به جهان درونی، خاطرهها و خواستههای مستقلش مجال میدهد.
« اما همین طنز گاهی از ظرافت فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالو در مرکز رویدادهاست، اما مرکزِ نگاه و روایت همیشه او نیست. این فاصله مهم است؛ فیلمی دربارهٔ پذیرفتن دیگری، اگر آن دیگری را عمدتاً به محرکی برای رشد میزبانان تبدیل کند، ناخواسته همان عدمتوازن را در ساختار داستانش بازتولید میکند. ریتم و ساختار روایی ریتم سرزندهٔ فیلم از عناصر سرگرمکنندهٔ آن است.
جابهجایی میان اعضای خانواده، موقعیتهای خانگی و تنشهای اجتماعی مانع از ایستایی روایت میشود و تماشاگر را در فضای شلوغ خانهٔ هارتمان نگه میدارد. فیلم بهجای تمرکز طولانی بر یک بحران، چند رشتهٔ خانوادگی را پیش میبرد؛ این انتخاب با آشفتگی کلی اثر همخوان است و به آن حالوهوایی پرجنبوجوش میدهد.
در برابر، تعدد موقعیتها گاهی انسجام درام را سست میکند. برخی رخدادها بیش از آنکه از تحول شخصیتها برآیند، به نظر میرسد برای رساندن فیلم به موقعیت بعدی طراحی شدهاند. تنشها نیز همیشه فرصت نمییابند به پیامدهای عاطفیِ ماندگار برسند؛ گاهی صحنهای جدی شکل میگیرد و پیش از آنکه وزنش کامل شود، شوخی یا اتفاق تازهای مسیر را عوض میکند.
« دیالو در مرکز رویدادهاست، اما مرکزِ نگاه و روایت همیشه او نیست. »
قوتها و کاستیها
این شتاب، انرژی فیلم را حفظ میکند، اما از عمق و مکث لازم برای موضوعی به این اهمیت میکاهد. طبقه، پناهندگی و نگاه فیلم یکی از مهمترین ظرفیتهای فیلم، قرار دادن خانوادهای مرفه در برابر تجربهٔ پناهندگی است. هارتمانها امنیت، فضای زندگی و امکان اثرگذاری دارند؛ دیالو با نظامی اداری و جامعهای روبهروست که پذیرش او را تضمین نمیکند.
این تفاوت میتوانست به تحلیل دقیقتری از امتیاز اجتماعی، نابرابری و محدودیت همدلی بینجامد. فیلم این شکاف را میبیند، اما گاه آن را به تقابلی نسبتاً ساده میان خانوادهٔ گرفتار در مشکلات روزمره و پناهندهٔ نیازمند حمایت تقلیل میدهد. از سوی دیگر، پیام اجتماعی اثر صریح است: ترس از بیگانه، نژادپرستی و سوءظن میتوانند در زندگی روزمره و نهادهای رسمی حضور داشته باشند.
صراحت، برای فیلمی عامهپسند مزیت دارد، زیرا موضعش را پنهان نمیکند؛ اما وقتی شخصیتها بیش از اندازه به نمایندگان یک موضع بدل میشوند، پیچیدگی انسانی کم میشود. فیلم گاهی بهجای آنکه بگذارد رفتارها و تضادها خودشان معنا بسازند، معنای مورد نظر را آشکارا توضیح میدهد. نتیجه، اثری است که نیت اخلاقیاش روشنتر از ظرافت دراماتیک آن است.
« این شتاب، انرژی فیلم را حفظ میکند، اما از عمق و مکث لازم برای موضوعی به این اهمیت میکاهد. »
جمعبندی
جمعبندی «Welcome to Hartmanns» اثری خوشریتم و صمیمی است که موضوع پناهندگی را وارد فضای خانواده میکند و از دل برخوردهای روزمره به بحث همدلی، ترس و پذیرش میرسد. بازیهای طبیعی، انرژی روایی و لحظاتی از طنز گرم، تماشای آن را دلنشین میکنند. در مقابل، شوخیهای زمخت، پیامپردازی مستقیم و پرداخت کمعمقِ فاصلهٔ طبقاتی مانع میشوند که فیلم به اندازهٔ موضوعش پیچیده و تأثیرگذار باشد.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهٔ پاسخی تازه به مسئلهٔ پناهندگی باشد، در طرح پرسشی ساده و دشوار نهفته است: وقتی رنج دیگری وارد محدودهٔ امن زندگی ما میشود، آیا حاضر میشویم از همدلیِ لفظی فراتر برویم؟ فیلم این پرسش را با نیت روشن و لحنی گرم پیش میبرد، هرچند پاسخگوییاش گاه بیش از حد آسان و خوشباورانه به نظر میرسد.
« بازیهای طبیعی، انرژی روایی و لحظاتی از طنز گرم، تماشای آن را دلنشین میکنند. »
ثبت دیدگاه