نقد و بررسی
نقد Innocent | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تبرئه، نه رهایی «Innocent» با لحظهای آغاز میشود که ظاهراً باید پایان کابوس باشد: دیوید کالینز پس از هفت سال زندان، از اتهام قتل همسرش تارا تبرئه میشود. اما آزادی حقوقی با بازگشت به زندگی یکی نیست. بیرون از زندان، نگاههای بدگمان، روابط گسسته و خاطرهٔ محکومیتی سنگین همچنان پابرجا هستند.
سریال از همان ابتدا میان دو پرسش فاصله میگذارد: آیا دیوید قاتل نیست، و آیا دیگران حاضرند او را بیگناه بدانند؟ همین فاصله، موتور اصلی درام را روشن میکند. «Innocent» در قالب چهار قسمت، داستانی جنایی را با روایتی خانوادگی و اجتماعی درمیآمیزد. کشف قاتل واقعی بخشی از کشش اثر است، اما محور عاطفی آن تلاش مردی است که باید پس از سالها غیبت، جایگاهش را در خانواده و جامعه دوباره پیدا کند.
سریال بهجای آنکه تبرئه را نقطهٔ پایان بگیرد، آن را آغاز مرحلهای تازه از مجازات میبیند: زندگی در سایهٔ اتهامی که دادگاه پس گرفته، اما حافظهٔ جمعی هنوز نگه داشته است. معمایی که از گذشته تغذیه میکند پروندهٔ قتل تارا با آزادشدن دیوید دوباره گشوده میشود. تحقیق تازه، از یک سو در پی یافتن حقیقت است و از سوی دیگر، ناگزیر به بازبینی خطاهای پروندهٔ پیشین میپردازد.
« اما آزادی حقوقی با بازگشت به زندگی یکی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، معما تنها به این محدود نمیشود که چه کسی مرتکب قتل شده؛ پرسشهایی دربارهٔ کیفیت تحقیقات، اعتبار شهادتها و مسئولیت کسانی نیز شکل میگیرد که در محکومیت نخستین دیوید نقش داشتهاند. این ساختار به سریال امکان میدهد مظنونان را نه همچون مهرههایی برای گمراهکردن مخاطب، بلکه بهعنوان آدمهایی با گذشتهها و مناسبات پیچیده معرفی کند.
هرچه تحقیقات جلوتر میرود، روابط شخصی اهمیت بیشتری پیدا میکنند و معلوم میشود یک پروندهٔ جنایی میتواند شبکهای از ترس، وفاداری، پنهانکاری و کینه را در خود جای دهد. روایت، اطلاعات را بهتدریج عرضه میکند و همین تأخیر سنجیده، کنجکاوی را حفظ میکند؛ مخاطب نه فقط دنبال پاسخ، که در پی فهمیدن منطق رفتار شخصیتهاست.
عدالت در دادگاه و افکار عمومی یکی از مضمونهای تأملبرانگیز اثر، فاصلهٔ میان حکم قضایی و داوری اجتماعی است. تبرئه به دیوید امکان میدهد از زندان بیرون بیاید، اما بهتنهایی اعتبار ازدسترفتهاش را بازنمیگرداند. نگاه اطرافیان به او، آمیخته به تردید و احتیاط است؛ گویی محکومیت پیشین، حتی پس از لغو، همچنان حقیقتی قطعی به شمار میآید.
« عدالت در دادگاه و افکار عمومی یکی از مضمونهای تأملبرانگیز اثر، فاصلهٔ میان حکم قضایی و داوری اجتماعی است. »
شخصیتها و اجرا
سریال در اینجا به مسئلهای فراتر از حل یک پرونده میرسد: جامعه با انسانی که زمانی مجرم شناخته شده، چگونه روبهرو میشود؟ این پرسش در مناسبات خانوادگی سنگینتر میشود. فرزندان دیوید در سالهایی که او زندانی بوده، زندگی دیگری ساختهاند و پیوندهایشان با او بهآسانی به حالت پیشین بازنمیگردد.
بازسازی رابطه، مسئلهای نیست که با یک عذرخواهی یا یک حکم رسمی حل شود؛ نیازمند زمان، اعتماد و تحمل آسیبهای انباشته است. از همین رو، لحظههای آرام و خانوادگی گاه از صحنههای بازجویی پرتنشتر به نظر میرسند: در آنها، پیامدهای واقعی پرونده آشکار میشود. دیوید کالینز؛ انسانی زیر فشار سوءظن لی اینگلبی نقش دیوید را با تکیه بر تناقضهای شخصیت پیش میبرد.
او نه قدیسی بیخطا تصویر میشود و نه چهرهای یکسره هراسانگیز. خشم، نومیدی و اشتیاق به بازپسگیری زندگی در رفتار او کنار هم حضور دارند؛ کیفیتی که شخصیت را باورپذیرتر از الگوی سادهٔ «بیگناهِ رنجدیده» میسازد. دیوید گاه سختگیر و تندخوست، اما در لحظههای عاطفی، شکنندگیاش از زیر لایهٔ دفاعی بیرون میزند.
« این پرسش در مناسبات خانوادگی سنگینتر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیهای مکمل نیز به بافت انسانی قصه نیرو میدهند. دنیل رایان در نقش فیل، برادر وفادار دیوید، رابطهای را مجسم میکند که حمایت در آن با فرسودگی و نگرانی همراه است. هرمione نوریس در نقش آلیس و آدریان راولینز در نقش راب، تنشهای خانوادگی را از سطح مخالفت ساده فراتر میبرند. هیچیک صرفاً برای پیشبرد معما در داستان حضور ندارند؛ هرکدام با انتخابها و ملاحظات خود، بر سرنوشت دیوید و کودکان اثر میگذارند.
این پرداخت چندجانبه، بهویژه در صحنههای احساسی، از نقاط قوت مجموعه است. تعلیق، ریتم و کشوقوس «Innocent» تعلیق را بیش از آنکه بر حادثههای پیاپی بنا کند، از شکاف میان گفتهها و واقعیت میسازد. بازجوییها، خاطرههای ناسازگار و سکوتهای طولانی، مخاطب را وادار میکنند به انگیزهها بدگمان باشد.
در بهترین لحظهها، سریال با اطلاعات اندک فضایی پرتنش میسازد و اجازه میدهد یک نگاه یا مکث، بهاندازهٔ یک افشاگری معنا داشته باشد. ریتم کلی نیز برای یک درام چهارقسمتی مناسب است: روایت مجال کافی برای پرداخت شخصیتها دارد، بیآنکه مسیر معمایی را کاملاً رها کند. با اینحال، همین مکثها گاهی به کندی میانجامند.
« بازیهای مکمل نیز به بافت انسانی قصه نیرو میدهند. »
قوتها و کاستیها
برخی بخشها در تکرار سوءظنها یا بازگشت به تعارضهایی که پیشتر روشن شدهاند، بیش از اندازه درنگ میکنند. نتیجه آن است که حرکت پرونده در مقاطعی کمشتاب میشود و کشش داستان به جای آنکه پیوسته افزایش یابد، افتوخیز پیدا میکند. این کندی برای مخاطبی که بیش از هر چیز خواهان حل سریع معماست، ممکن است خستهکننده باشد؛ در مقابل، تماشاگر علاقهمند به درام شخصیتمحور احتمالاً آن را فرصتی برای دیدن پیامدهای پرونده بر زندگی روزمره خواهد دانست.
فضاسازی و شیوهٔ روایت فضای سریال سرد و واقعگراست، اما از نمایشهای پرزرقوبرق جنایی فاصله میگیرد. خانهها، ادارهٔ پلیس و محیطهای عمومی، همگی بخشی از جهان بستهای را میسازند که در آن شایعه و بدگمانی بهآسانی گسترش مییابد. مهمتر از مکانها، حس دائمیِ زیر نظر بودن است: دیوید هرجا میرود، با گذشتهای روبهرو میشود که دیگران به او نسبت دادهاند.
این فشار اجتماعی، حتی در صحنههایی که خبری از تحقیق رسمی نیست، تعلیق را زنده نگه میدارد. روایت همچنین میان نگاه پلیس و تجربهٔ شخصی دیوید رفتوآمد میکند. این جابهجایی زاویهٔ دید، مانع از آن میشود که داستان به جستوجویی صرفاً کارآگاهی تقلیل یابد. بااینحال، جذابیت اصلی نه در پیچیدگی فنی تحقیقات، بلکه در اثر آن بر انسانهاست.
« برخی بخشها در تکرار سوءظنها یا بازگشت به تعارضهایی که پیشتر روشن شدهاند، بیش از اندازه درنگ میکنند. »
جمعبندی
هر سرنخ، تنها یک قطعه از معما نیست؛ میتواند رابطهای را متزلزل کند، خاطرهای را زنده سازد یا اعتماد شکنندهای را از میان ببرد. جمعبندی «Innocent» درام جناییای است که معمای قتل را بهانهای برای کاوش در بیعدالتی، سوءظن عمومی و دشواری بازسازی زندگی پس از زندان میکند. بازیهای باورپذیر، بهخصوص در لحظههای عاطفی، و توجه به روابط خانوادگی، به داستان عمق میبخشند؛ روایت معمایی نیز کنجکاوی را تا بخشهای پایانی حفظ میکند، بیآنکه لازم باشد پایان یا گره اصلی آشکار شود.
در برابر این امتیازها، ریتم در بخشهایی کند میشود و برخی کشمکشها بیش از حد امتداد مییابند. قدرت اثر بیش از آنکه در غافلگیریهای پیاپی باشد، در پرسشی است که پس از آزادی دیوید باقی میماند: وقتی حکم دادگاه تغییر میکند، آیا زندگی نیز فرصت تغییر پیدا میکند؟ پاسخ سریال، ساده و فوری نیست.
همین امتناع از رهایی آسان، «Innocent» را به اثری قابلتوجه برای علاقهمندان به معماهای جناییِ شخصیتمحور بدل میکند.
« در برابر این امتیازها، ریتم در بخشهایی کند میشود و برخی کشمکشها بیش از حد امتداد مییابند. »
ثبت دیدگاه