نقد و بررسی
نقد Sex and the Single Girl | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و زمینهٔ روایی «Sex and the Single Girl» ساختهٔ Richard Quine، کمدیای رنگارنگ از میانهٔ دههٔ شصت است که میکوشد از موج توجه به کتاب پرفروش Helen Gurley Brown بهره بگیرد و آن را به یک هجویهٔ عاشقانه و مطبوعاتی بدل سازد. در مرکز روایت، Bob Weston، روزنامهنگاری برای نشریهای جنجالی، قرار دارد که برای نزدیکشدن به روانشناس و نویسندهٔ نامدار، Helen Brown، هویتی ساختگی اختیار میکند.
این تمهید، از همان آغاز، فیلم را در قلمرو فریبهای عاشقانه، سوءتفاهمهای زنجیرهای و نمایشهای پرسرعت قرار میدهد؛ قلمرویی که کمدیهای پیچیده و بازیگوش آن دوره در آن جان میگرفتند. بااینحال، فیلم نه اقتباسی مستقیم از اندیشههای کتاب است و نه کاوشی جدی دربارهٔ زندگی زنان مجرد. کتاب بیشتر سکوی پرتابی برای ماجرایی پرتحرک است تا موضوعی که فیلم بخواهد با دقت فکری آن را بررسی کند.
فاصلهٔ میان عنوان جسورانه و محتوای نسبتاً محتاطانهٔ اثر، از همان ابتدا بخشی از طنز و تناقض آن را میسازد. کمدی فریب و آشوب موتور اصلی فیلم بر هویتهای جعلی، نقشبازیکردن و سوءتفاهم بنا شده است. Bob میخواهد با نیرنگ به Helen دسترسی پیدا کند، اما دروغ کوچک او بهسرعت شبکهای از وانمودها میسازد که شخصیتهای دیگر را نیز گرفتار میکند.
این الگوی آشنا در بهترین لحظهها به کمدی موقعیتِ پرشتابی میانجامد: آدمها ناچارند در یک لحظه چند نقش را حفظ کنند، توضیحهای متناقض بسازند و از افشای حقیقت بگریزند. فیلم از شوخیهای بزرگ و گاه عامدانه بیمنطق پرهیز نمیکند. همین جسارت، موقعیتهایی بهیادماندنی پدید میآورد، بهویژه در صحنههایی که Jack Lemmon بهعنوان یک شوخی تکرارشونده در ذهن شخصیتها حاضر است و ظاهر و رفتار Tony Curtis بهانهٔ سوءتفاهم میشود.
« بااینحال، فیلم نه اقتباسی مستقیم از اندیشههای کتاب است و نه کاوشی جدی دربارهٔ زندگی زنان مجرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازیِ خودآگاه با شهرت بازیگران و تصویر سینماییشان، از شوخیهای ظریفتر اثر است؛ اما فیلم گاهی چنان به تکرار و اغراق تکیه میکند که شوخی پیش از آنکه فرصت تازهای پیدا کند، فرسوده میشود. بازیگران؛ نیروی محرک فیلم Natalie Wood در نقش Helen، حضوری زنده و دلنشین دارد. او شخصیت را نه صرفاً زنی زیبا و دستنیافتنی، بلکه فردی باهوش، مستقل و برخوردار از خویشتنداری نشان میدهد؛ زنی که میکوشد اقتدار حرفهای خود را حفظ کند، بیآنکه از بازیگوشی کمدی محروم بماند.
Wood بهخوبی از نگاه، مکث و تغییر لحن بهره میبرد و هرگاه فیلم از آشوب پیرامونی فاصله میگیرد و بر واکنشهای او متمرکز میشود، کیفیتی گرمتر و منسجمتر پیدا میکند. Tony Curtis نیز در نقش Bob، سبک آشنای خود را با چابکی به کار میگیرد: جذاب، خودخواه و پیوسته در حال بداههپردازی برای پوشاندن دروغهایش.
تقابل او با Wood از معدود محورهایی است که میتواند به فیلم وحدت عاطفی بدهد. در کنار آنها، Henry Fonda و Lauren Bacall با جدیتی آمیخته به طنز، زوجی گرفتار در کشمکشهای زناشویی را به تصویر میکشند. حضور این دو بازیگر وزنی بیش از آنچه فیلمنامه برایشان فراهم میکند به فیلم میبخشد؛ بااینحال، خط داستانیشان گاه همچون شاخهای فرعی و کمپرورشیافته در کنار ماجرای اصلی قرار میگیرد.
Mel Ferrer و دیگر بازیگران مکمل نیز به فضای پرجمعیت اثر نیرو میدهند، هرچند همه به یک اندازه فرصت درخشیدن نمییابند. زن مستقل در قاب کمدی قدیمی یکی از جالبترین تنشهای فیلم در تصویری است که از استقلال زنانه عرضه میکند. Helen روانشناس و نویسندهای موفق است که نام و کارش در مرکز توجه قرار گرفته؛ او صرفاً موضوع نگاه مردان نیست و در گفتوگوها و موقعیتها از هوش و ارادهٔ خود بهره میبرد.
« بازیگران؛ نیروی محرک فیلم Natalie Wood در نقش Helen، حضوری زنده و دلنشین دارد. »
شخصیتها و اجرا
اما فیلم در همان حال، او را در چارچوب کمدی عاشقانهای قرار میدهد که میل زن به استقلال را بارها با انتظارهای سنتی دربارهٔ ازدواج و نقش خانگی میآمیزد. این دوگانگی، اثر را از یک سو به سندی سرگرمکننده از نگرشهای زمانه بدل میکند و از سوی دیگر محدودیت نگاهش را آشکار میسازد. فیلم میتواند از کلیشههای مردانه و زنانه شوخی بسازد، اما همیشه از آنها عبور نمیکند؛ گاه همان قالبهایی را که به ظاهر دست میاندازد، دوباره تأیید میکند.
در نتیجه، Helen شخصیتی جذاب و مستقل باقی میماند، ولی جهان داستانی اطرافش کمتر حاضر است پیامدهای واقعی استقلال او را جدی بگیرد. برای تماشاگر امروز، این فاصله میان ظرفیت شخصیت و محافظهکاری روایت، هم بخشی از جذابیت تاریخی فیلم است و هم نقطهٔ آسیبپذیر آن. ریتم، اجرا و آشفتگی روایت «Sex and the Single Girl» از انرژی اجرایی بالایی برخوردار است.
رفتوآمد شخصیتها، تغییر موقعیتها و انباشتهشدن سوءتفاهمها، فیلم را در حرکت نگه میدارد و به آن حالوهوایی نزدیک به کمدیهای شلوغ صحنهای میدهد. حتی وقتی شوخیها به نتیجه نمیرسند، بازیگران با جدیت و حرارت آنها را اجرا میکنند و همین تعهد، اغلب مانع از آن میشود که اثر کاملاً از نفس بیفتد.
اما این جنبوجوش با انسجام روایی یکی نیست. فیلم چندین مسیر عاطفی و کمدی را همزمان دنبال میکند، بیآنکه همیشه روشن باشد کدامیک باید ستون اصلی داستان باشد. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر برای افزودن یک موقعیت تازه وارد میشوند تا برای پیشبردن تحول روایی. گاهی نیز ریتم تند، جای پرداخت را میگیرد: داستان از یک سوءتفاهم به سوءتفاهم بعدی میجهد و فرصت چندانی برای تأمل دربارهٔ رابطهها یا انگیزههای شخصیتها باقی نمیگذارد.
« ریتم، اجرا و آشفتگی روایت «Sex and the Single Girl» از انرژی اجرایی بالایی برخوردار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، اثری است که میتواند سرگرمکننده بماند، اما کمتر به کمدیای منسجم و دقیق تبدیل میشود. شوخی، لباس و لحن بصری رنگآمیزی، پوششها و طراحی صحنه، در ساختن جذابیت ظاهری فیلم نقشی مهم دارند. ظاهر شیک و آراستهٔ شخصیتها با فضای مطبوعاتی و شهری داستان پیوند میخورد و به فیلم کیفیتی براق و نمایشی میدهد.
این زیبایی بصری با لحن اغراقشدهٔ کمدی تناسب دارد: همهچیز اندکی بزرگتر، پررنگتر و نمایشیتر از زندگی روزمره جلوه میکند. در سوی دیگر، شوخیهای کلامی و موقعیتی گاهی به تکرار میافتند. آنچه در آغاز از غافلگیری و بیپروایی نیرو میگیرد، ممکن است پس از چند بار بازگشت به همان الگو، به لودگی نزدیک شود.
فیلم بهندرت میان شوخی و مکث تعادل برقرار میکند؛ اغلب ترجیح میدهد پیش از آنکه موقعیت بهدرستی تهنشین شود، شوخی بعدی را پیش بکشد. همین ویژگی هم بخشی از سرزندگی اثر است و هم دلیل نابرابری آن. تعقیبوگریز و اوجِ پرکشش در بخش پایانی، فیلم از کمدیِ سوءتفاهم به نمایش حرکتی بزرگتر و پرهیاهوتر روی میآورد.
تعقیبوگریز نهایی، از نظر مقیاس و شتاب، یادآور گرایش کمدیهای آن دوره به اوجهای جسمانی و اغراقآمیز است؛ جایی که خودروها و حرکتهای نمایشی جای گفتوگوهای سریع را میگیرند. این تغییر لحن میتواند برای تماشاگرانی که از آشوب استقبال میکنند سرگرمکننده باشد، اما طولانیشدن آن به زیان اثر تمام میشود.
« نتیجه، اثری است که میتواند سرگرمکننده بماند، اما کمتر به کمدیای منسجم و دقیق تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
تعقیبوگریز بهجای آنکه با ایجاز به اوج برسد، مدتی بیش از نیاز ادامه مییابد و حس تکرار را تقویت میکند. از این رو، پایانبندی از حیث انرژی با روحیهٔ فیلم سازگار است، اما از نظر ضرباهنگ به اندازهٔ بهترین لحظههای کلامی و بازیگریاش کنترلشده نیست. این بخش نمونهٔ روشنی از مسئلهٔ کلی فیلم است: شور و تحرک فراوان، اما گاه بدون مهار کافی.
جمعبندی «Sex and the Single Girl» کمدیای نامتوازن اما پرجنبوجوش است؛ فیلمی که بیش از آنکه با ظرافت فیلمنامه یا نقد اجتماعی دقیق بهیاد بماند، از جذابیت بازیگران، شوخیهای خلوضع و فضای رنگارنگش نیرو میگیرد. Natalie Wood و Tony Curtis مرکز ثقل اثرند و هرگاه فیلم بر شیمی و بازی آنها تکیه میکند، لحظههایی واقعاً خوشنمک میآفریند.
بازیگران مکمل نیز، حتی در نقشهایی که پرداخت کافی ندارند، به سرزندگی جمعی فیلم کمک میکنند. در مقابل، روایت پراکنده، شوخیهای تکراری و اوج پایانیِ کشدار مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای یکپارچه و ماندگار بدل شود. نگاه فیلم به زن مستقل نیز همزمان کنجکاو و محدود است: Helen را باهوش و توانمند میبیند، اما او را در چارچوبی آشنا و محافظهکارانه محصور میکند.
بااینهمه، فیلم از آن دست آثار قدیمی است که آشفتگیاش بخشی از لذت تماشاست؛ کمدیای که شاید همیشه دقیق نباشد، اما به مدد بازیهای پرانرژی و لحظههای ابلهانهاش، غالباً تماشاگر را همراه خود نگه میدارد.
« تعقیبوگریز بهجای آنکه با ایجاز به اوج برسد، مدتی بیش از نیاز ادامه مییابد و حس تکرار را تقویت میکند. »



ثبت دیدگاه