نقد و بررسی
نقد Late Night | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «Late Night» فیلمی کمدیـدرام به کارگردانی Nisha Ganatra و نویسندگی Mindy Kaling است که دنیای تلویزیون آخرشب را به بستری برای بررسی قدرت، شهرت، جنسیت و تنوع در محیط کار تبدیل میکند. محور داستان Katherine Newbury، مجری باسابقه و نامداری است که برنامهاش با افت مخاطب روبهرو شده و جایگاهش در شبکه دیگر به استحکام گذشته نیست.
ورود Molly Patel، نویسندهای تازهکار و نخستین زن در گروه نویسندگان برنامه، نظم بستهٔ این محیط را بر هم میزند؛ حضوری که ابتدا بیشتر به تصمیمی نمایشی برای پاسخگویی به انتقادها شباهت دارد تا ضرورتی هنری. اما برخورد این دو زن، کمکم پرسشی جدیتر پیش میکشد: چه کسی حق دارد در کمدی سخن بگوید، و تجربههای چه کسانی مواد خام شوخیهای تلویزیونی میشوند؟
«Late Night» در عین پرداختن به این پرسشها، قصد ندارد به اثری تلخ یا سنگین بدل شود؛ لحنش سبک و تماشایی است، هرچند این انتخاب گاهی از عمق بحثهایش میکاهد. تقابل دو زن، نه فقط دو نسل بخش مهمی از جذابیت فیلم از تقابل شخصیتهای اصلی میآید. Katherine به نظمی خو گرفته که در آن کنترل، فاصله و بیاعتنایی ظاهری به اطرافیان، بخشی از تصویر حرفهای اوست.
« تقابل دو زن، نه فقط دو نسل بخش مهمی از جذابیت فیلم از تقابل شخصیتهای اصلی میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Molly، در نقطهٔ مقابل، با انرژی و اشتیاق وارد فضایی میشود که هم از نظر فرهنگی و هم از نظر شغلی برایش ناآشناست. بااینحال، فیلم تقابل آنها را به اختلاف سن و منش فرو نمیکاهد. مسئله، تفاوت در تجربه و دسترسی به قدرت نیز هست: یکی سالها در مرکز توجه بوده و دیگری باید ابتدا ثابت کند اصلاً سزاوار حضور در اتاق است.
Emma Thompson در نقش Katherine حضوری مسلط و حسابشده دارد. بازی او میتواند سردی و تیزی شخصیت را بیآنکه آن را به خشونتی تکبعدی تبدیل کند، به بخشی از کاریزمایش بدل سازد. Mindy Kaling نیز Molly را با سرزندگی و آسیبپذیری همزمان بازی میکند؛ او نه نابغهای بینقص است و نه صدایی که از همان ابتدا همه را متقاعد کند.
شیمی میان این دو، فیلم را از یک درسنامهٔ ساده دربارهٔ برابری دور میکند و به رابطهای انسانیتر نزدیک میسازد. جهان کمدی و مسئلهٔ خودِ خنده فیلم در محیطی میگذرد که شوخی نه فقط سرگرمی، بلکه حرفه، ابزار نفوذ و گاه معیار سنجش ارزش آدمهاست. نویسندگان برنامه باید هر روز مصالح تازهای برای خنداندن مخاطب پیدا کنند، اما فضای گروهی که در آن کار میکنند چندان تازه و متنوع نیست.
« بااینحال، فیلم تقابل آنها را به اختلاف سن و منش فرو نمیکاهد. »
شخصیتها و اجرا
از اینجا طنزی دوگانه شکل میگیرد: فیلم هم دربارهٔ تولید کمدی است و هم دربارهٔ محدودیتهای کسانی که اجازه دارند آن را تولید کنند. ایدهٔ مرکزی بالقوه تیز و پربار است، ولی نتیجهٔ هر شوخی برای همه یکسان نیست. بخشی از شوخیها بر مشاهدههای فرهنگی و اجتماعی تکیه دارند؛ بخشی دیگر بیشتر به گفتوگوهای توضیحی یا موقعیتهای آشنا متکیاند.
بنابراین ممکن است بینندهای از طعنههای فیلم لذت ببرد و دیگری حس کند شوخیها به اندازهٔ کافی غافلگیرکننده نیستند. این تفاوت در واکنش، با موضوع خود فیلم نیز پیوند دارد: طنز در خلأ ساخته نمیشود، بلکه از تجربهها و حساسیتهای متفاوت تأثیر میگیرد. بااینهمه، «Late Night» همیشه نمیتواند این ایده را در سطح اجرا به اندازهٔ کافی خلاقانه کند؛ گاهی فیلم دربارهٔ اهمیت خنده بیشتر حرف میزند تا آنکه واقعاً خندهای ماندگار بیافریند.
تنوع و واقعیت محیط کار مهمترین دغدغهٔ اجتماعی اثر، تنوع در محیط کاری است؛ اما فیلم بهدرستی نشان میدهد که حضور یک فرد تازه بهتنهایی ساختار را دگرگون نمیکند. Molly باید میان همکارانی کار کند که بسیاری از آنها پیشاپیش دربارهاش قضاوت کردهاند. او همزمان با توقع اثبات شایستگی، با این پرسش روبهروست که آیا از ابتدا بهعنوان نویسنده پذیرفته شده یا تنها برای بهبود ظاهر مجموعه استخدام شده است.
« ایدهٔ مرکزی بالقوه تیز و پربار است، ولی نتیجهٔ هر شوخی برای همه یکسان نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این وضعیت، فاصلهٔ میان «حضور داشتن» و «جدی گرفته شدن» را برجسته میکند. با وجود این، پرداخت فیلم همیشه از سطح طرح مسئله فراتر نمیرود. گاهی گفتوگوها نتیجه را زودتر از تجربهٔ شخصیتها اعلام میکنند و فیلم بهجای آنکه پیامش را از دل جزئیات کار روزانه بیرون بکشد، آن را آشکارا بیان میکند.
به همین دلیل، مضمون تنوع در لحظاتی اثرگذار و در لحظاتی دیگر کمی شعاری به نظر میرسد. بعضی نقدها نیز به همین فاصله اشاره کردهاند: فیلم ایدههای قابلتوجهی دربارهٔ محیط کار دارد، اما در برخی بزنگاهها برای اثبات آنها به توضیح مستقیم یا راهحلهای آشنا پناه میبرد. ریتم، روایت و خطر آشنایی روایت «Late Night» بهخوبی میداند چه مسیری را میخواهد طی کند: ورود فردی تازه، مقاومت محیط، آزمونهای حرفهای و تغییر تدریجی روابط.
همین وضوح، تماشای فیلم را آسان میکند، اما در عین حال از غافلگیری آن میکاهد. بعضی موقعیتها زودتر از موعد قابلپیشبینی میشوند و فیلم در بخشهایی چنان به الگوی آشنای کمدی محیط کار نزدیک میشود که تماشاگر میتواند حدس بزند تنش بعدی چگونه شکل خواهد گرفت. ریتم نیز یکنواخت نیست. صحنههایی که بر تنش میان Katherine و Molly یا بر مناسبات قدرت در گروه تمرکز دارند، معمولاً جاندارترند؛ در مقابل، بخشهایی که قرار است موفقیت یا تحول را در چند حرکت سریع نشان دهند، گاه شتابزده و کماثر به نظر میرسند.
« این وضعیت، فاصلهٔ میان «حضور داشتن» و «جدی گرفته شدن» را برجسته میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم برای نمایش پشتصحنهٔ تلویزیون مصالح جذابی در اختیار دارد، اما همیشه از آنها بهصورت یک جهان زنده و پیچیده بهره نمیگیرد. گاهی گروه نویسندگان بیشتر همچون مجموعهای از تیپهای آشنا دیده میشوند تا آدمهایی با منطق و کشمکشهای مستقل. این محدودیت بهویژه برای اثری که محل کار را مرکز درام خود قرار داده، محسوس است.
لحن دلپذیر و بار احساسی با وجود لغزشهای روایی، فیلم از لحنی خوشایند برخوردار است. حالوهوای کلی آن نه تلخی گزنده دارد و نه ادعای کالبدشکافی بیرحمانهٔ صنعت سرگرمی؛ بیشتر میکوشد تماشاگر را با آدمهایش همراه کند و میان شوخی و احساس تعادل برقرار سازد. این رویکرد برای بخشی از مخاطبان مزیت اصلی فیلم است: اثری جمعوجور و سبک که پس از تماشایش حس ناخوشایندی بر جا نمیگذارد، اما در چند لحظه نیز عاطفه را برمیانگیزد.
این احساسگرایی همیشه از دل موقعیتها بهطور طبیعی رشد نمیکند و گاه میتوان مسیر عاطفی فیلم را پیشبینی کرد. بااینحال، حضور بازیگران اصلی کمک میکند لحظههای صمیمیتر باورپذیر بمانند. Thompson در لحظههای آرامتر به شخصیتش اندوه و تنهایی میبخشد؛ Kaling نیز انرژی Molly را از شور سادهدلانه فراتر میبرد و به او میل واقعی برای پذیرفتهشدن و اثرگذاری میدهد.
« گاهی گروه نویسندگان بیشتر همچون مجموعهای از تیپهای آشنا دیده میشوند تا آدمهایی با منطق و کشمکشهای مستقل. »
جمعبندی
فیلم در بهترین لحظاتش نه با سخنرانی دربارهٔ تغییر، بلکه با مکثها و واکنشهای این دو بازیگر اثر میگذارد. جمعبندی «Late Night» اثری بینقص یا نوآورانه در ساختار کمدی نیست، اما ایدهٔ روشنی دارد و از دو بازیگر اصلی خود بهرهٔ فراوان میبرد. فیلم با نگاهی سرگرمکننده به محیطی میپردازد که در آن شوخی، قدرت و فرصت شغلی به هم گره خوردهاند؛ همچنین به تفاوت میان استخدام نمادین و مشارکت واقعی توجه نشان میدهد.
ضعف اصلیاش این است که گاهی بهجای اعتماد به موقعیتها و شخصیتها، مضمون را با صراحتی بیش از اندازه توضیح میدهد و در روایت نیز به مسیرهایی آشنا و قابلپیشبینی بازمیگردد. برای تماشاگرانی که کمدیهای تلختر و ساختارشکن میخواهند، شوخیهای فیلم شاید کمجان یا بیش از حد بیخطر جلوه کند.
اما اگر معیار، بازیهای دلنشین، رابطهای جذاب میان دو شخصیت متفاوت و تماشایی خوشلحن با رگههایی از دغدغهٔ اجتماعی باشد، «Late Night» تجربهای دوستداشتنی فراهم میکند. این فیلم بیش از آنکه کمدیای پیوسته خندهآور باشد، اثری گرم و خوشقلب است که گاه میخنداند، گاه به فکر فرو میبرد و در لحظاتی نیز احساسات تماشاگر را بیدار میکند.
« فیلم در بهترین لحظاتش نه با سخنرانی دربارهٔ تغییر، بلکه با مکثها و واکنشهای این دو بازیگر اثر میگذارد. »



ثبت دیدگاه