نقد و بررسی
نقد یک به یک (One on One) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و طرح کلی «One on One» ساختهٔ کیم کیدوک، فیلمی کرهای از سال ۲۰۱۴ است که از یک قتل هولناک آغاز میشود: در نهم مه، دانشآموزی دبیرستانی به قتل میرسد و هفت نفر در شمار مظنونان قرار میگیرند. در سوی دیگر، گروهی هفتنفره با نام «سایه» به سراغ آنان میروند؛ حرکتی که از همان ابتدا پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: آیا اجرای عدالت به دست کسانی که خود قانون را کنار گذاشتهاند، میتواند به رهایی بینجامد؟
فیلم در قالب تریلری جنایی و سیاسی، تعقیب مظنونان را با روایتی دربارهٔ قدرت، مسئولیت و انتقام درمیآمیزد. این ایده ظرفیت آن را دارد که همزمان تماشاگر را درگیر معمایی پرکشش و بحثی اخلاقی کند. عنوان فیلم نیز با تأکید بر رویاروییهای فردبهفرد، به الگویی اشاره دارد که در آن هر مواجهه میتواند به بازجویی، اعتراف یا مقاومت بدل شود.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه یک معمای جنایی منسجم باشد، صحنهای برای آزمودن یک موضع سیاسی و اخلاقی است؛ انتخابی که گاه به اثر نیرویی تند و بیقرار میدهد و گاه به محدودیتش تبدیل میشود. تعلیق و سازوکار روایت نقطهٔ قوت نخست فیلم، طرح تعقیب و بازخواست مظنونان است. تماشاگر همراه با گروه «سایه» وارد موقعیتهایی میشود که در آنها حقیقت نه یکباره، بلکه از خلال ترس، انکار و فشار آشکار میشود.
« فیلم در قالب تریلری جنایی و سیاسی، تعقیب مظنونان را با روایتی دربارهٔ قدرت، مسئولیت و انتقام درمیآمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این الگوی مرحلهبهمرحله، انتظار میآفریند: هر مظنون چه میداند؟ سهم او در ماجرا چیست؟ و واکنش او تا چه اندازه از پشیمانی یا حفظ خویشتن سرچشمه میگیرد؟ بدینترتیب، روایت در آغاز نیروی محرکهٔ روشنی دارد و پرسشهایش بهسادگی کنار گذاشته نمیشوند. اما تکرار همین الگو بهتدریج از کشش آن میکاهد.
رویاروییها، با وجود تفاوت اشخاص و موقعیتها، گاه ساختاری مشابه پیدا میکنند؛ فیلم دوباره به تهدید، خشونت و اعترافگیری بازمیگردد، بیآنکه هر بار به اندازهٔ کافی لایهای تازه به فهم تماشاگر بیفزاید. روایت در نتیجه پراکنده میشود و ضرباهنگ آن، بهجای آنکه پیوسته بر تنش بیفزاید، میان لحظههای تند و بخشهای کماثر نوسان میکند.
این آشفتگی، بهویژه در نیمهٔ دوم، انسجام کلی اثر را تضعیف میکند. خشونت؛ ابزار درام یا سد راه آن؟ خشونت در این فیلم صرفاً وسیلهای برای غافلگیرکردن مخاطب نیست؛ قرار است چهرهٔ عریان قدرت و منطق انتقام را پیش چشم بگذارد. شکنجه و آزار، موقعیتی میسازند که در آن قربانی و مجرم، بازجو و بازداشتهشده، بهسادگی در دو سوی یک مرز ثابت نمیمانند.
« این الگوی مرحلهبهمرحله، انتظار میآفریند: هر مظنون چه میداند؟ »
شخصیتها و اجرا
فیلم از تماشاگر میخواهد نسبت خود را با این چرخه بسنجد: اگر هدف، مجازات خطاکاران باشد، چه چیزی مانع میشود که مجازاتکنندگان نیز همان خشونتی را بازتولید کنند که محکومش میکنند؟ بااینهمه، تأکید مکرر بر صحنههای آزار، گاه به زیان همین پرسش تمام میشود. وقتی خشونت پیدرپی عرضه میشود، امکان دارد تماشاگر بهجای تأمل دربارهٔ معنای آن، تنها با فرسودگی و انزجار مواجه شود.
مسئله آن نیست که فیلم باید از نمایش خشونت بپرهیزد؛ مسئله، تناسب میان شدت تصویر و دستاورد روایی آن است. در بخشهایی، خشونت دیگر معنای تازهای نمیسازد و به تکراری خستهکننده بدل میشود؛ گویی اثر به جای اعتماد به پیامد اخلاقی یک صحنه، ناچار است همان تأکید را بار دیگر و بار دیگر تکرار کند.
شخصیتها و بازیها گروه «سایه» از حیث دراماتیک جذاب است، زیرا اعضایش نه قهرمانانی بیابهاماند و نه صرفاً عاملانی بیمنطق. آنها در پی اجرای نوعی عدالتاند، اما ابزارشان خود به مسئله تبدیل میشود. رهبر گروه، با بازی Ma Dong-seok، مهمترین مرکز ثقل عاطفی فیلم است. حضور او خشونت و اقتدار را با لحظههایی از همدلی و مکث همراه میکند؛ همین دوگانگی سبب میشود شخصیتش از یک مجری صرفِ انتقام فراتر رود و گاه پرسشی دربارهٔ انگیزه و تردید را نیز در خود حمل کند.
« بااینهمه، تأکید مکرر بر صحنههای آزار، گاه به زیان همین پرسش تمام میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، مظنونان و چهرههای مرتبط با پرونده بیش از آنکه همواره شخصیتهایی کامل و مستقل باشند، به اجزای یک بحث بزرگتر شباهت دارند. فیلم میخواهد از خلال آنان دربارهٔ مسئولیت فردی و ساختارهای قدرت سخن بگوید، اما این هدف گاه مجال چندانی برای پرداخت روانشناختی باقی نمیگذارد. نتیجه آن است که بعضی شخصیتها بیشتر حامل موضعاند تا انسانهایی با تاریخچه، تناقض و صدای منحصربهفرد.
وقتی چنین اتفاقی میافتد، تقابل اخلاقی فیلم روشن میماند، اما پیوند عاطفی مخاطب با افراد تضعیف میشود. سیاست و اخلاق؛ صراحتی دوپهلو کیم کیدوک در «One on One» آشکارا به موضوعاتی چون قدرت، سرکوب، خشونت سازمانیافته و امکان مقاومت میپردازد. فیلم از تماشاگر نمیخواهد تنها به این فکر کند که چه کسی مرتکب جرم شده است؛ بلکه میپرسد چه نیروهایی زمینهٔ پنهانماندن حقیقت یا بیاثرشدن عدالت را فراهم میکنند.
ایدهٔ «سایهها» نیز از همین زاویه خواندنی است: گروهی که خود را در حاشیه میبیند و برای آشکارکردن حقیقت، به کنشی خشن دست میزند. این صراحت، به اثر انرژی سیاسی میبخشد، اما گاهی به شعار نزدیک میشود. مضمونها بهجای آنکه از دل کنش و سکوت شخصیتها بهتدریج شکل بگیرند، مستقیم و آشکار بیان میشوند.
« نتیجه آن است که بعضی شخصیتها بیشتر حامل موضعاند تا انسانهایی با تاریخچه، تناقض و صدای منحصربهفرد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، فیلم بخشی از ابهام ثمربخش خود را از دست میدهد؛ مخاطب کمتر فرصت مییابد میان انگیزهها و داوریهای متعارض حرکت کند، زیرا اثر زودتر از او نتیجهگیری میکند. تناقض اصلی فیلم، یعنی محکومکردن خشونت از راه نمایش خشونتی دیگر، بالقوه نیرومند است؛ اما برای آنکه به تأملی ماندگار بدل شود، به ظرافت بیشتری در پیوند ایده و شخصیت نیاز دارد.
فرم، لحن و انسجام فیلم با لحنی تیره و خشن پیش میرود و فضای آن به مخاطب وعدهٔ آسودگی نمیدهد. این انتخاب با جهان داستان سازگار است، اما انسجام لحن بهتنهایی انسجام روایت را تضمین نمیکند. تغییرهای پیاپی در موقعیتها و بازگشت به الگوی بازجویی، گاهی حس مجموعهای از برخوردهای جداگانه را پدید میآورد، نه حرکتی کاملاً پیوسته به سوی کشف یا دگرگونی.
فیلم میکوشد در عین پیشبرد قصه، استدلالی سیاسی نیز بسازد؛ این دو مسیر همیشه در یک جهت حرکت نمیکنند. پایانبندی را نیز بهتر است در چارچوب همین دشواری دید، بیآنکه جزئیاتی از آن فاش شود. فیلم در بستن مسیرهای روایی و تثبیت اثر عاطفی خود، به اندازهٔ آغاز قدرتمندش کامیاب نیست. ایدههای فراوانی مطرح شدهاند، اما همهٔ آنها به جمعبندیای همسنگ با پرسشهای اولیه نمیرسند.
« فرم، لحن و انسجام فیلم با لحنی تیره و خشن پیش میرود و فضای آن به مخاطب وعدهٔ آسودگی نمیدهد. »
جمعبندی
همین فاصله میان بلندپروازی مفهومی و دستاورد روایی، احساسی از ناتمامی بر جای میگذارد؛ نه ناتمامیای که لزوماً برانگیزاننده باشد، بلکه گاه حاصل پراکندگی و انباشت مضمونهاست. جمعبندی «One on One» اثری ناآرام و چالشبرانگیز است که تعقیب مظنونان را دستاویزی برای طرح پرسشهایی جدی دربارهٔ عدالت، انتقام و مسئولیت میکند.
طرح اولیه جذاب است و بازی Ma Dong-seok به رهبر گروه، خشونت و همدلی را در کنار هم مینشاند. در مقابل، تکرار آزار و شکنجه، صراحت گاه شعاری پیامها، پرداخت ناکافی برخی شخصیتها و پراکندگی روایت، از قدرت نهایی فیلم میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در حلوفصل بینقص داستان باشد، در تنشی است که میان هدف اخلاقی و ابزار خشن آن ایجاد میکند.
این تنش پرسشی واقعی پیش میگذارد، اما پاسخ سینمایی اثر همیشه به همان اندازه دقیق و اثرگذار نیست. حاصل، فیلمی قابل بحث و بهیادماندنی از حیث ایدههایش است که در اجرا گاه از شدت اصرار خود آسیب میبیند.
« طرح اولیه جذاب است و بازی Ma Dong-seok به رهبر گروه، خشونت و همدلی را در کنار هم مینشاند. »
ثبت دیدگاه