نقد و بررسی
نقد پول را بردار و فرار کن (Take the Money and Run) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر در کارنامهٔ وودی آلن «Take the Money and Run» ساختهٔ وودی آلن در سال ۱۹۶۹، از آن کمدیهایی است که بیش از آنکه بر قصهگویی کلاسیک تکیه کند، بر خودِ شیوهٔ روایت بنا میشود. فیلم، زندگی ویرجیل استارکول را همچون گزارشی دربارهٔ یک مجرم بدنام بازسازی میکند؛ مجرمی که استعدادش برای شکستخوردن، از تواناییاش در ارتکاب جرم بیشتر است.
این اثر را میتوان یکی از تجربههای آغازین آلن در مقام فیلمساز دانست: اثری خامتر و بازیگوشتر از فیلمهای متأخر او، اما سرشار از ایدههایی که مسیر کمدی سینماییاش را شکل میدهند. ویرجیل از همان ابتدا با تصویری که از یک خلافکار حرفهای انتظار داریم فاصله دارد. او میخواهد نامش را در جهان جرموجنایت ماندگار کند، اما دستپاچگی و ناتوانیاش هر نقشه را به موقعیتی مضحک بدل میسازد.
فیلم نه قهرمانی پرجاذبه از او میسازد و نه میکوشد سقوطش را به درامی تلخ تبدیل کند؛ بیشتر به تماشای برخورد رؤیای بزرگ او با واقعیتهای کوچک و لجوج مینشیند. خنده از همین فاصله زاده میشود. روایت مستندنما؛ بازی با حقیقت انتخاب قالب مستندنما، مهمترین تصمیم فرمی فیلم است. روایتگر، مصاحبهها و بازگوییهای شبهواقعی، زندگی ویرجیل را همچون پروندهای جدی و قابلبررسی عرضه میکنند؛ اما هرچه لحن گزارش رسمیتر میشود، فاصلهٔ آن با رفتار ناشیانهٔ شخصیت بیشتر به چشم میآید.
فیلم از تضاد میان ظاهر مستند و محتوای پوچنما نیرو میگیرد: گویی دوربین و راوی مصمماند زندگی فردی مهم را ثبت کنند، حال آنکه موضوع گزارش پیوسته در سادهترین امور ناکام میماند. این قالب فقط پوششی برای شوخیها نیست؛ خود به منبع طنز بدل میشود. مصاحبه با کسانی که ویرجیل را میشناسند، به تماشاگر وعدهٔ توضیح و زمینه میدهد، اما حاصل گاه تصویری عجیبتر و نامطمئنتر از شخصیت است.
« ویرجیل از همان ابتدا با تصویری که از یک خلافکار حرفهای انتظار داریم فاصله دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با زبان مستند، اعتبار گزارشهای رسمی و عادت ما به پذیرفتن روایتهای مرتب و منسجم را دست میاندازد. البته شیوهٔ مستندنما همیشه بهیکسان پیش نمیرود و گاهی صحنههای نمایشی از منطق ثبت مستند فاصله میگیرند؛ بااینحال، همین ناهماهنگی نیز بخشی از بازی آزادانهٔ فیلم با قراردادهای سینمایی است.
طنز شکست و سازوکار موقعیت کمدی فیلم از شکستهای پیاپی ویرجیل شکل میگیرد، اما تکرار این ناکامیها صرفاً ترفندی برای خنداندن نیست. هر بار که شخصیت میکوشد خود را در جایگاه یک مجرم جدی قرار دهد، جهان اطرافش نقشه را از ریخت میاندازد. او در پی کنترل موقعیت است، ولی همواره اسیر جزئیاتی میشود که از چشمش دور ماندهاند.
طنز برآمده از این فاصله، هم جسمانی است و هم ذهنی: بدن ویرجیل دستوپاچلفتی عمل میکند و ذهنش، با اعتمادبهنفسی نامتناسب، پیوسته برای کارهایش توجیه میتراشد. بخشهایی از شوخیها بر جزئیات سادهای استوارند که ناگهان معنایی خندهدار پیدا میکنند؛ گاهی یک ابزار، یک دستور یا یک موقعیت روزمره، درست در لحظهای نامناسب علیه او عمل میکند.
بعضی شوخیهای کلامی نیز با بازی با زبان و جدیت تصنعی شخصیت، فضای اثر را زنده نگه میدارند. بااینحال، فیلم از تکرار الگوی «نقشهای تازه و شکست تازه» کاملاً مصون نیست. برخی موقعیتها پس از آنکه سازوکارشان آشکار شد، نیروی غافلگیرکنندهٔ کمتری دارند و بهجای گسترش طنز، صرفاً همان نکتهٔ پیشین را بازمیگویند.
« فیلم با زبان مستند، اعتبار گزارشهای رسمی و عادت ما به پذیرفتن روایتهای مرتب و منسجم را دست میاندازد. »
شخصیتها و اجرا
ویرجیل استارکول؛ شخصیت یا دستگاه کمدی؟ وودی آلن در نقش ویرجیل، مجموعهای از ویژگیهای آشنای کمدی خود را به کار میگیرد: ظاهر نامطمئن، اضطراب، مکثهای عصبی و جدیتی که با واقعیت موقعیت تناسب ندارد. نکتهٔ مهم آن است که ویرجیل شکستهایش را با نوعی وقار مضحک تحمل میکند. او نه آنقدر زیرک است که بتواند از گرفتاریها راهی بسازد و نه آنقدر خودآگاه که از تصویر خندهدارش دست بکشد.
گویی همواره نقش خلافکاری را بازی میکند که آرزو دارد باشد، بیآنکه توان اجرای آن نقش را داشته باشد. این بازی، شخصیت را بهیادماندنی میکند و به بسیاری از صحنهها ضرباهنگ میدهد. آلن میان درماندگی و خودبزرگبینی تعادلی کمیک برقرار میسازد؛ تماشاگر میخندد، اما در همان حال میبیند که ویرجیل تا چه اندازه از درک محدودیتهای خودش ناتوان است.
بااینهمه، فیلم چندان در پی کاوش عمیق در انگیزهها یا دگرگونی درونی او نیست. ویرجیل بیشتر محور اتصال شوخیهاست تا شخصیتی که در طول روایت دچار تحول پیچیده شود. زندگیاش از ماجراهایی تشکیل شده که او را در موقعیتهای تازه قرار میدهند، اما این تجربهها کمتر به تغییر اساسی در منش او میانجامند.
ریتم اپیزودیک و انسجام روایی ساختار فیلم بهجای حرکت پیوسته به سوی یک گرهٔ داستانی بزرگ، مجموعهای از خاطرهها، گزارشها و ماجراهای کوتاه را کنار هم مینشاند. این شیوه با قالب مستندنما تناسب دارد؛ زندگی ویرجیل همچون پروندهای از حوادث پراکنده عرضه میشود، نه روایتی که هر بخش ناگزیر مقدمهٔ بخش بعد باشد.
« نکتهٔ مهم آن است که ویرجیل شکستهایش را با نوعی وقار مضحک تحمل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، آزادی چشمگیری برای خلق موقعیتهای مستقل است و فیلم میتواند با سرعت از کودکی شخصیت به گرفتاریهای بعدی او برسد. اما همین آزادی، بهایی هم دارد. پیوند میان اپیزودها گاهی سست به نظر میرسد و بعضی صحنهها بیش از آنکه به پیشبرد داستان کمک کنند، فرصتی برای اجرای یک شوخی یا ایدهٔ منفرد فراهم میآورند.
تماشاگر ممکن است در بخشهایی حس کند فیلم درجا میزند یا بهجای ساختن مسیری روایی، مشغول افزودن قطعاتی کمیک به مجموعهای پراکنده است. بااینحال، این گسست را نباید صرفاً نقصی تصادفی دانست؛ بخشی از روح اثر در همین بیقاعدگی و بیقراری نهفته است، هرچند همهٔ قطعات به یک اندازه جذاب از کار درنمیآیند.
بازیگران مکمل و جهان پیرامون قهرمان جانِت مارگولین در نقش لوئیز، حضور عاطفی آرامتری در کنار آشفتگی ویرجیل دارد. رابطهٔ این دو به فیلم فرصتی میدهد تا از فضای جرم و فرار فاصله بگیرد و سویهای روزمرهتر از زندگی شخصیت را نشان دهد، بیآنکه اثر به ملودرام تبدیل شود. بااینحال، فیلم بیشتر به شوخیهای مربوط به ویرجیل وفادار میماند و کمتر به رابطهٔ آنها عمق مستقل میبخشد.
در نتیجه، شخصیتهای پیرامونی عمدتاً در مقام شاهد، همراه یا قطعهای از ماشین طنز عمل میکنند. این انتخاب با تمرکز اثر بر یک شخصیت محوری سازگار است، اما جهان فیلم را تا حدی کمعمق نگه میدارد. آدمهای اطراف ویرجیل غالباً برای روشنکردن وجهی از بیکفایتی او وارد میشوند و کمتر زندگی یا خواستهای مستقل پیدا میکنند.
« بااینحال، فیلم بیشتر به شوخیهای مربوط به ویرجیل وفادار میماند و کمتر به رابطهٔ آنها عمق مستقل میبخشد. »
قوتها و کاستیها
از این منظر، فیلم بیش از آنکه مجموعهای از شخصیتهای چندلایه بسازد، یک صحنهٔ بزرگ برای نمایش ناهماهنگی ویرجیل با دنیاست. میراث سبکی و محدودیتهای اثر ارزش تاریخی و سبکی فیلم را باید در کنار محدودیتهایش دید. «Take the Money and Run» تجربهای است در ترجمهٔ شوخی وودی آلن به زبان سینما: جایی میان تکگویی، طنز موقعیت، هجو گزارشهای مستند و کمدی جسمانی.
برخی لحظهها نشان میدهند که فیلمساز هنوز در حال آزمودن راههایی است تا شوخی نه فقط در دیالوگ، بلکه در قاب، تدوین و تضاد میان تصویر و گفتار شکل بگیرد. همین جستوجو به اثر انرژی میدهد، اما گاه ناپیوستگی و خامی آن را نیز آشکار میکند. فیلم درخشان و بینقص نیست؛ بعضی شوخیها بیش از اندازه به یک ترفند وابستهاند و روایت اپیزودیک مانع شکلگیری کشش داستانی نیرومند میشود.
اما در عوض، جسارت بازی با قالبها و لحن خشک و جدی روایت، به آن هویتی مشخص میبخشد. این اثر را میتوان نه فقط داستان یک سارق ناکام، بلکه تمرینی در یافتن صدای سینمایی خاص دانست؛ صدایی که از کنار هم نشاندن هوشمندی کلامی، اضطراب شخصیت و آشوب موقعیتها ساخته میشود. جمعبندی «Take the Money and Run» کمدیای استوار بر تناقضی ساده و ثمربخش: مردی که میخواهد خلافکاری بزرگ باشد، اما حتی در ناکامی نیز به شکلی مضحک ناشیانه عمل میکند.
قالب مستندنما، بازی کنترلشده وودی آلن و شوخیهای غیرمنتظره، لحظههای سرزنده و ماندگاری میآفرینند؛ در سوی دیگر، تکرار بعضی موقعیتها، انسجام محدود روایت و کمعمقی تحول شخصیت، از نیروی کلی فیلم میکاهند. حاصل، اثری نامتوازن اما خلاق است که جذابیتش بیش از آنکه در قصهای محکم باشد، در شیوهٔ نگاهکردنش به شکست، خودنمایی و فاصلهٔ میان آرزو و توانایی ریشه دارد.
« میراث سبکی و محدودیتهای اثر ارزش تاریخی و سبکی فیلم را باید در کنار محدودیتهایش دید. »
ثبت دیدگاه