نقد و بررسی
نقد روبی گیلمن، کراکن نوجوان (Ruby Gillman, Teenage Kraken) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ بلوغ در کالبدی افسانهای «Ruby Gillman, Teenage Kraken» قصهٔ نوجوانی است که میخواهد در مدرسه دیده شود، با دوستانش همراه بماند و به تصویری معمولی از زندگی نوجوانانه نزدیک شود؛ اما راز خانوادگیاش او را از همان تصوری که از خود دارد دور میکند. روبی درمییابد که به خاندان سلطنتی کراکنها تعلق دارد و تواناییهایی در وجودش نهفته است که با زندگی آرام و محدودشدهاش سازگار نیست.
فیلم این کشف را بهانهای برای روایت آشنای بلوغ میکند: مواجهه با نیرویی تازه، تردید دربارهٔ هویت و یافتن راهی برای آشتیدادن خواستههای شخصی با مسئولیتهای خانوادگی. این استعاره، در کلیت خود، روشن و دلنشین است. تبدیلشدن روبی به موجودی عظیم دریایی، بازتابی تصویری از احساساتی است که نوجوان در برابر تغییرات جسمی و روانی تجربه میکند؛ احساساتی که گاه بزرگتر از آناند که بتوان مهارشان کرد یا برای دیگران توضیحشان داد.
بااینحال، فیلم عمدتاً به سطح این تمثیل بسنده میکند. ایدهای که میتوانست به تأملی ظریف دربارهٔ اضطراب، خودپذیری و ترس از متفاوتبودن بینجامد، اغلب به نشانهای ساده برای حرکت به سوی ماجراجویی بعدی تبدیل میشود. هویتیابی و میراث خانوادگی یکی از محورهای اصلی فیلم، کشمکش روبی میان استقلال و تعلق است.
او در آغاز میخواهد همچون دیگر همسالانش زندگی کند، اما پیوند خانوادگیاش با کراکنها بهتدریج افقی بزرگتر پیش رویش میگذارد. این دو خواسته لزوماً متضاد نیستند، ولی روایت گاهی چنان آنها را در برابر هم قرار میدهد که امکان گفتوگویی عمیقتر دربارهٔ سازش میان فردیت و میراث خانوادگی از دست میرود.
« این استعاره، در کلیت خود، روشن و دلنشین است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ روبی با مادرش، آگاتا، به همین دلیل از بخشهای مهمتر فیلم است. ممنوعیتها و پنهانکاریهای مادر از نگرانی و میل به محافظت سرچشمه میگیرند، اما برای روبی معنایی دیگر دارند: محدودیتهایی که او را از شناخت خود محروم میکنند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که محبت، اگر با سکوت و کنترل همراه شود، میتواند به فاصله بدل شود.
بااینهمه، تنش میان مادر و دختر بهاندازهای که ظرفیت موضوع اقتضا میکند، فرصت گسترش نمییابد؛ برخی لحظههای احساسی اثرگذارند، اما روایت زود از مکث و گفتوگوی لازم عبور میکند. حضور مادربزرگ روبی، ملکهای جنگجو و مقتدر، سویهٔ دیگری از میراث را پیش میکشد: گذشتهای پرشکوه که هم الهامبخش است و هم سنگین.
روبی با تصویری از آینده روبهرو میشود که پیشاپیش برای او ترسیم شده است. فیلم بهدرستی میپرسد آیا پذیرفتن ریشهها به معنای تسلیمشدن در برابر سرنوشت است؛ اما پاسخ خود را بیشتر در مسیر هیجانانگیز داستان میجوید تا در پیچیدگی روانشناختی شخصیت. دنیای زیر آب و زبان بصری جذابترین دستاورد فیلم، جهان دیداری آن است.
تضاد میان فضای روزمرهٔ شهر ساحلی و قلمرو پرجنبوجوش زیر آب، به روایت انرژی بصری میبخشد. رنگها در بخشهای دریایی آزادانهتر و خیالانگیزتر میشوند و موجودات و مناظر اقیانوسی، حس ورود به جهانی با قواعدی جداگانه را پدید میآورند. انیمیشن در نمایش دگرگونی روبی نیز از ظرفیت اندازه و حرکت بهره میگیرد: بدن عظیم او هم منبع قدرت است و هم منشأ دستپاچگی، و همین دوگانگی با تجربهٔ شخصیت پیوند میخورد.
« رابطهٔ روبی با مادرش، آگاتا، به همین دلیل از بخشهای مهمتر فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
طراحی شهر و مدرسه نیز کارکردی روایی دارد. محیط انسانیِ مرتب و آشنا، با فشارهای اجتماعی و قواعد نانوشتهاش، در برابر گستردگی و رازآمیزی جهان دریایی قرار میگیرد. این تقابل به فیلم اجازه میدهد میان کمدی دبیرستانی و خیالپردازی حماسی رفتوآمد کند. بااینحال، درخشش بصری همواره با غنای داستانی همراه نیست.
گاهی تصاویر از ایدهها جلو میزنند و جهان زیر آب بیش از آنکه به مکانی با تاریخ و فرهنگ مستقل بدل شود، پسزمینهای رنگارنگ برای تعقیبوگریز و رویارویی است. طنز، ریتم و سرگرمی فیلم با ریتمی تند پیش میرود و در بیشتر مدت، مجال درنگ طولانی نمیدهد. شوخیهای کلامی، موقعیتهای ناشی از تفاوت زندگی مدرسهای با زندگی یک کراکن و تغییر ناگهانی مقیاس شخصیت اصلی، حرکت داستان را سرزنده نگه میدارند.
این شتاب برای مخاطب کمسنتر و تماشاگرانی که در پی ماجرایی سبک و پرتحرکاند، امتیازی مهم است؛ فیلم بهندرت خستهکننده میشود و پیوسته حادثه یا موقعیتی تازه پیش میکشد. اما همین سرعت گاه به زیان اثر تمام میشود. برخی اتفاقات مهم پیش از آنکه پیامد عاطفیشان در شخصیتها جا بیفتد، جای خود را به رخدادی تازه میدهند.
در نتیجه، رابطهها و تصمیمها بیشتر به ابزار پیشبرد قصه شبیه میشوند تا تجربههایی که واقعاً بر روبی اثر گذاشتهاند. طنز نیز یکدست نیست: شوخیهای مبتنی بر موقعیت و تضاد میان ظاهر کوچک و قدرت عظیم روبی معمولاً بهتر از شوخیهایی عمل میکنند که صرفاً به فضای آشنای نوجوانانه تکیه دارند.
« طراحی شهر و مدرسه نیز کارکردی روایی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و صداپیشگی روبی، با ترکیبی از مهربانی، خجالت و میل به پذیرفتهشدن، قهرمانی قابلهمدلی است. او نه از ابتدا آمادهٔ قهرمانی است و نه در همهٔ موقعیتها پاسخ درست را میداند؛ همین دستوپاچلفتیبودن به شخصیتش گرما میدهد. بااینحال، دگرگونی درونی او گاهی بیش از حد آسان و سریع به نظر میرسد.
فیلم از او میخواهد میان ترس و مسئولیت انتخاب کند، اما فرصت کافی برای نشاندادن فرسایش و تردیدهای این انتخاب فراهم نمیکند. شخصیتهای پیرامونی نیز هرکدام رنگی به جهان فیلم میافزایند، ولی برخی از آنان بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، نقشهای آشنای قصههای نوجوانانه را بر عهده دارند: دوست حمایتگر، علاقهٔ عاطفی مدرسهای، مادر نگران و راهنمای مقتدر.
صداپیشگی گروه بازیگران به شخصیتها شور و تمایز میبخشد و بهویژه در لحظات خانوادگی، به ایجاد صمیمیت کمک میکند. بااینحال، کیفیت اجراها نمیتواند کمبود پرداخت در بعضی از نقشهای فرعی را کاملاً جبران کند. کلیشهها و پیشبینیپذیری ساختار کلی داستان از الگوی شناختهشدهٔ قصههای بلوغ و ماجراجویی پیروی میکند: قهرمان راز خود را کشف میکند، با راهنماییهایی تازه روبهرو میشود و میان خواستهٔ شخصی و مسئولیتی بزرگتر قرار میگیرد.
این آشنایی به فیلم وضوح میدهد، اما تعلیق را هم کاهش میدهد. نشانهها و مسیر روایت بهگونهای چیده شدهاند که تماشاگر بسیاری از جهتگیریهای بعدی را زود حدس میزند؛ بنابراین کشش فیلم بیشتر از جنس انتظار برای اجرای رویدادهاست تا شگفتیِ آنچه رخ میدهد. تقابل کراکنها و پریان دریایی نیز ظرفیت جذابی برای وارونهکردن برداشتهای مرسوم از هیولا و موجود زیبا دارد.
« شخصیتها و صداپیشگی روبی، با ترکیبی از مهربانی، خجالت و میل به پذیرفتهشدن، قهرمانی قابلهمدلی است. »
قوتها و کاستیها
اثر با این جابهجایی، یادآوری میکند که ظاهر موجودات همیشه حقیقت اخلاقی آنها را بازگو نمیکند. بااینحال، این ایده بهاندازهٔ کافی پیچیده نمیشود و گاه به تقسیمبندی سادهٔ نیروهای خیر و شر نزدیک میماند. فیلم در طرح پرسشهای جالب موفقتر از پروراندن پاسخهای چندلایه است؛ همین فاصله میان ایدهٔ نو و اجرای آشنا، مهمترین محدودیت آن به شمار میرود.
جمعبندی «Ruby Gillman, Teenage Kraken» انیمیشنی پرتحرک و خوشرنگ است که قصهٔ بلوغ را با افسانهای دریایی درمیآمیزد. تصویرپردازی جهان زیر آب، قهرمان دوستداشتنی و پیام روشن دربارهٔ پذیرفتن تفاوتها، آن را به سرگرمی مناسبی برای مخاطبان جوان و خانوادهها بدل میکند. رابطهٔ روبی با مادرش نیز لحظههایی عاطفی میآفریند و به داستان گرمایی فراتر از ماجراجویی صرف میدهد.
در سوی دیگر، روایت از پیشبینیپذیری، شخصیتهای فرعی کمپرداخت و شتابی رنج میبرد که اجازه نمیدهد ایدههایش تا ژرفای ممکن پیش بروند. فیلم به مفاهیمی چون هویت، بلوغ و میراث خانوادگی نزدیک میشود، اما غالباً آنها را در قالبی ساده و آشنا نگه میدارد. حاصل، اثری دلنشین و دیدنی است که بیش از آنکه با عمق رواییاش در خاطر بماند، با انرژی بصری و پیام مهربانانهاش اثر میگذارد.
« اثر با این جابهجایی، یادآوری میکند که ظاهر موجودات همیشه حقیقت اخلاقی آنها را بازگو نمیکند. »
ثبت دیدگاه