نقد و بررسی
نقد While the Women Are Sleeping | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تماشاگر در آستانهٔ راز «While the Women Are Sleeping» فیلمی است دربارهٔ نگاهکردن؛ اما نه آن نگاه بیطرفانهای که از دور، صرفاً شاهد ماجراست. در این اثر، تماشا بهتدریج به کنجکاوی، کنجکاوی به مداخله و مداخله به نوعی گرفتاری روانی بدل میشود. Kenji، نویسندهای که در تعطیلات تابستانی با همسرش Aya به هتلی ساحلی آمده، در آغاز بیش از هر چیز با بنبست خلاقانهٔ خود دستوپنجه نرم میکند.
با دیدن زوجی نامتعارف در میان مهمانان، ذهن داستانپردازش از خواب بیدار میشود؛ اما آنچه برای او مواد خام یک رمان به نظر میرسد، کمکم مرز میان مشاهده و تجربه را مخدوش میکند. Wayne Wang فیلم را بر پایهٔ داستانی از Javier Marías ساخته و آن را در بستری ژاپنی قرار داده است. این پیوند میان نویسندهای اسپانیایی، کارگردانی با تجربهٔ سینمای آمریکا و هنگکنگ، و گروه بازیگران ژاپنی، به فیلم حالوهوایی چندلایه میبخشد؛ بااینحال، حاصل نه اثری پرشتاب و حادثهمحور، بلکه درامی روانشناختی و آهستهسوز است که بیش از پاسخدادن، پرسش میسازد.
روایت و کشش تدریجی فیلم از الگویی ساده آغاز میکند: تعطیلاتی آرام، زوجی که هر یک به کار خود مشغولاند، و مردی که با دیدن غریبههایی مرموز کنجکاو میشود. این سادگی بهتدریج جای خود را به شبکهای از نظارهگری، حدسزدن و دنبالکردن میدهد. Kenji نمیخواهد صرفاً از کنار اتفاقی عجیب بگذرد؛ او میکوشد بفهمد دیگران چه چیزی را از او پنهان میکنند، و شاید هم در همان حال، از خلأ و بیقراری زندگی خودش بگریزد.
« در این اثر، تماشا بهتدریج به کنجکاوی، کنجکاوی به مداخله و مداخله به نوعی گرفتاری روانی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این روایت برای تماشاگرانی که به تعلیق پرحادثه و پاسخهای روشن خو گرفتهاند، ممکن است کمرمق جلوه کند. فیلم بهجای آنکه هر صحنه را پلهای آشکار به سوی گرهگشایی قرار دهد، بارها به مکث، نگاه و گفتوگو بازمیگردد. همین کندی، در بهترین لحظهها، به ساختن حس اضطراب کمک میکند: اطلاعات کم است، انگیزهها قطعی نیستند و هر رفتار میتواند معنایی بیش از ظاهرش داشته باشد.
اما همین روش، گاهی ضرباهنگ را نیز از حرکت بازمیدارد و احساس میشود فیلم در گردش پیرامون راز خود بیش از اندازه درنگ میکند. وسواس، تماشا و قدرت نگاه یکی از مضمونهای مرکزی فیلم، اخلاقِ تماشا است. Kenji در مقام نویسنده، به مشاهدهٔ آدمها و تبدیل رفتارشان به روایت خو دارد؛ اما فیلم این عادت حرفهای را بیخطر نمیانگارد.
نگاه او به زوج غریبه از مرز کنجکاوی معمول عبور میکند و پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: چه زمانی دیدن دیگری به تصرف ذهنی او بدل میشود؟ آیا نویسنده با مشاهدهکردن، صرفاً واقعیت را ثبت میکند، یا با خیال خود آن را بازآفرینی و دستکاری میکند؟ فیلم این پرسش را به رابطهٔ میان قدرت و آسیبپذیری نیز پیوند میزند.
« این روایت برای تماشاگرانی که به تعلیق پرحادثه و پاسخهای روشن خو گرفتهاند، ممکن است کمرمق جلوه کند. »
شخصیتها و اجرا
آنچه دربارهٔ زوج مرموز میدانیم، از دریچهٔ نگاه Kenji و روایتهای درون فیلم به ما میرسد؛ بنابراین تماشاگر هم از جایگاه ناظر بیرون نمیماند. ما نیز ناچاریم اطلاعات را کنار هم بگذاریم و دربارهٔ آدمهایی داوری کنیم که بهتمامی در دسترسمان نیستند. این انتخاب، ابهام را به بخشی از تجربهٔ تماشا تبدیل میکند، هرچند در بعضی لحظهها ممکن است به سردرگمی بینجامد.
شخصیتها و بازیها Hidetoshi Nishijima نقش Kenji را با ترکیبی از خویشتنداری و آشفتگی پیش میبرد. شخصیت او از آن دست قهرمانانی نیست که همهچیز را به زبان بیاورند؛ بخش مهمی از وضعیتش در مکثها، نگاههای ممتد و تصمیمهایی دیده میشود که ظاهراً کوچکاند اما از بیقراری درونی او خبر میدهند.
این بازی به فیلم کمک میکند تا وسواس شخصیت را نه فقط در گفتار، بلکه در کیفیت حضورش در فضا نشان دهد. در برابر او، Takeshi Kitano حضوری آرام، سنگین و دشوارخوان دارد. او برای برانگیختن تهدید، به نمایش پرتحرک یا تأکیدهای آشکار نیاز ندارد؛ سکوت و نگاهش کافی است تا تماشاگر دربارهٔ آنچه پشت چهرهٔ ظاهراً مطمئنش میگذرد، تردید کند.
« ما نیز ناچاریم اطلاعات را کنار هم بگذاریم و دربارهٔ آدمهایی داوری کنیم که بهتمامی در دسترسمان نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Sayuri Oyamada نیز در نقش Aya، حضوری متین دارد که فاصلهٔ عاطفی میان او و Kenji را بدون توضیحگویی مستقیم محسوس میسازد. مجموعهٔ بازیها باورپذیر است و هر یک از بازیگران، بهجای آنکه راز شخصیت را یکباره آشکار کنند، بر ابهام و ناآرامی آن میافزایند. فضا، تصویر و صدا هتل ساحلی در این فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای تعطیلات نیست.
منظرهٔ آرام دریا، نور تابستان و فضای مرتب اقامتگاه، تضادی مؤثر با اضطراب و سوءظن شخصیتها میسازند. مکانهایی که در ابتدا آشنا و بیخطر به نظر میرسند، زیر تأثیر نگاه Kenji کیفیتی مراقبتی و حتی تهدیدآمیز پیدا میکنند. فیلم از همین تقابل بهره میبرد: آرامش بیرونی تضمینی برای آرامش درونی نیست.
تصویربرداری Atsuhiro Nabeshima با تأکید بر فاصله، قاببندی و فضای خالی، حس انزوای شخصیتها را تقویت میکند. در بسیاری از لحظهها، اهمیت نه فقط با آن چیزی است که در قاب دیده میشود، بلکه با چیزی که ممکن است بیرون از قاب قرار داشته باشد. این شیوه با مضمون نظارهگری همخوان است و به فیلم کمک میکند تا بدون تکیهٔ دائمی بر ترس ناگهانی یا حادثهٔ پرسروصدا، حسی خزنده از ناامنی بسازد.
« فضا، تصویر و صدا هتل ساحلی در این فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای تعطیلات نیست. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، برخی تکرارهای تصویری و رفتوآمدهای Kenji، از جمله دویدنهای مکرر او، همیشه معنای دراماتیک روشنی پیدا نمیکنند و گاهی بیشتر بر آشفتگی ظاهری میافزایند تا بر پیشرفت روایت. حرکت میان واقعیت و خیال از امتیازهای فیلم آن است که جهان داستان را تنها از زاویهٔ بیرونی نمیبیند؛ ذهن Kenji نیز در شکلگیری تجربهٔ ما نقش دارد.
نویسندهای که برای نوشتن به مادهٔ داستانی نیاز دارد، ممکن است مشاهدههایش را به روایت تبدیل کند، اما مرز میان آنچه دیده و آنچه ساخته، بهآسانی مشخص نمیشود. فیلم از این وضعیت برای ایجاد تعلیق استفاده میکند و تماشاگر را وادار میسازد که به اعتبار نگاه شخصیت اصلی بیندیشد، بیآنکه همیشه معیاری قطعی برای داوری در اختیارش بگذارد.
این انتخاب به مضمون اثر عمق میدهد، ولی هزینهای هم دارد. هرچه فیلم بیشتر به ابهام تکیه میکند، خطر آن افزایش مییابد که برخی تحولات نه چندپهلو، بلکه کمتوضیح به نظر برسند. گذار Kenji از مشاهدهگر ماجرا به کسی که خود در معرض نگاه و سوءظن قرار میگیرد، از نظر مفهومی جذاب است؛ زیرا جایگاه امن ناظر را متزلزل میکند.
« این انتخاب به مضمون اثر عمق میدهد، ولی هزینهای هم دارد. »
جمعبندی
بااینحال، این جابهجایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناگهانی یا گیجکننده باشد، بهخصوص زمانی که فیلم سرنخهای روایی را بیش از آنکه مرتب کند، روی هم انباشته میسازد. جمعبندی «While the Women Are Sleeping» اثری مبتنی بر فضا، نگاه و بیاعتمادی است؛ فیلمی که از تعطیلاتی ظاهراً عادی، میدان مطالعهٔ وسواس و خیال میسازد.
بازیهای دقیق، حضور نافذ Takeshi Kitano و فضای سنگین و ناآرام، تماشاگر را به جهان اثر نزدیک میکنند. در مقابل، ضرباهنگ کند، برخی رفتارهای کمتوجیه و ابهامی که گاهی از مرز رازآلودگی به سردرگمی میرسد، از انسجام تجربه میکاهند. ارزش فیلم بیش از آنکه در حلکردن معما باشد، در پرسشهایی است که دربارهٔ نویسندگی و تماشا پیش میکشد: آیا میتوان دیگری را دید، بیآنکه او را به مادهٔ خیال خود تبدیل کرد؟
و وقتی نگاه ناظر رنگ وسواس میگیرد، چه کسی واقعاً بر ماجرا مسلط است؟ فیلم پاسخهای آسانی عرضه نمیکند؛ در عوض، تماشاگر را در همان فضای نامطمئنی رها میکند که ذهن Kenji در آن گرفتار شده است.
« بازیهای دقیق، حضور نافذ Takeshi Kitano و فضای سنگین و ناآرام، تماشاگر را به جهان اثر نزدیک میکنند. »



ثبت دیدگاه