نقد و بررسی
نقد Where Is Kyra? | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تنهایی در حاشیهی شهر «Where Is Kyra?» ساختهی Andrew Dosunmu، درامی تلخ و کمهیاهو دربارهی زنی است که پس از ازدستدادن شغل و تکیهگاه خانوادگیاش، آرامآرام در تنگنای مالی و عاطفی گرفتار میشود. فیلم از همان ابتدا بهجای آنکه بحران را با رویدادهای پرشتاب یا توضیحهای مفصل پیش ببرد، ما را در روزمرگی فرسایندهی Kyra شریک میکند: رفتوآمدهای بیثمر، خانهای تنگ و کمنور، جستوجوی کار و لحظههایی که ظاهراً هیچ اتفاقی در آنها نمیافتد، اما فشار زندگی را انباشته میکنند.
داستان در بروکلین میگذرد؛ شهری که معمولاً در سینما با جنبوجوش و امکانهای بیشمار شناخته میشود، اما اینجا تصویری سرد و بیاعتنا دارد. شهر پیرامون Kyra حرکت میکند، ولی راهی برای خروج او از بنبست نمیگشاید. بازی میشل فایفر هستهی اصلی فیلم، بازی Michelle Pfeiffer است. او شخصیتی را میسازد که رنجش را کمتر با گفتار و بیشتر با مکث، نگاه و تغییرهای ظریف چهره نشان میدهد.
Kyra قهرمانی پرجذبه یا حتی همیشه دوستداشتنی نیست؛ زنی است خسته، آسیبپذیر و گاه ناتوان از تشخیص مرز میان راه چاره و تصمیم خطرناک. همین نقصهاست که او را انسانی میکند. فایفر بهجای آنکه درماندگی را به نمایشی آشکار بدل سازد، آن را در حرکات کوچک روزانه مینشاند: در تردید پیش از پاسخدادن، در تلاش برای حفظ ظاهر هنگام مراجعه برای کار، و در فرسودگیای که حتی در سکوت هم از چهرهاش محو نمیشود.
قدرت این بازی در آن است که فیلم برای فهم وضعیت Kyra به توضیحهای روانشناختی متوسل نمیشود. تماشاگر باید از رفتار و حضور جسمانی او دریابد چه اندازه از زندگیاش به مراقبت از مادر و ماندن در همان آپارتمان محدود شده است. اجرای فایفر این خلأ را پُر میکند و حتی در بخشهایی که روایت کمحادثه میشود، مرکز توجه را زنده نگه میدارد.
« شهر پیرامون Kyra حرکت میکند، ولی راهی برای خروج او از بنبست نمیگشاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فقر بهمثابه فرسایش روزمره فیلم فقر را نه در قالب یک مسئلهی انتزاعی، بلکه بهصورت مجموعهای از انتخابهای کوچک و دشوار تصویر میکند. مسئله فقط کمبود پول نیست؛ بیثباتی کار، نداشتن پناه عاطفی، محدودشدن امکان انتخاب و احساس شرمی است که کمکخواستن میتواند با خود بیاورد. پس از مرگ مادر، شرایط Kyra دشوارتر میشود و هر روز بیش از پیش به حسابوکتاب برای دوامآوردن بدل میگردد.
فیلم در این مسیر، فقر را با لحظههایی ملموس به زندگی پیوند میدهد: خانهای سرد و کمرمق، اشیایی که دیگر در دسترس نیستند و نیازی مداوم به پیدا کردن راهی برای گذراندن روز بعد. اهمیت این نگاه در آن است که شخصیت را به یک نمونهی ساده یا قربانی بیاراده فرو نمیکاهد. Kyra همچنان تصمیم میگیرد، اشتباه میکند و گاه برای ادامهدادن دست به انتخابهایی میزند که پیامدهای نگرانکننده دارند.
فیلم از تماشاگر میخواهد شرایطی را ببیند که این انتخابها در آن شکل میگیرند، بیآنکه هر تصمیم را بهسادگی توجیه کند. از این رو، «Where Is Kyra?» به جای ارائهی داوری آسان، پرسشی اخلاقی طرح میکند: وقتی راههای معمول زندگی یکییکی بسته میشوند، مسئولیت فرد و فشار ساختارهای پیرامونی چگونه با هم تلاقی میکنند؟
سوگ و رابطههای ناتمام سوگ در فیلم حضوری آرام اما تعیینکننده دارد. رابطهی Kyra با مادرش نه با فلاشبکهای توضیحی گسترده، بلکه از خلال عادتهای مشترک و مراقبت روزانه شکل میگیرد؛ همان کارهایی که ممکن است در نگاه نخست بدیهی به نظر برسند، اما پس از فقدان معنای تازهای پیدا میکنند.
« پس از مرگ مادر، شرایط Kyra دشوارتر میشود و هر روز بیش از پیش به حسابوکتاب برای دوامآوردن بدل میگردد. »
شخصیتها و اجرا
سکوتهای فیلم در این بخشها صرفاً نبودِ گفتوگو نیست؛ فضایی است که در آن عادت، اندوه و ناتوانی از تصور آینده کنار هم قرار میگیرند. رابطهی Kyra با Doug نیز پاسخی ساده به تنهایی او نیست. حضور او لحظههایی از همراهی و تماس انسانی فراهم میکند، اما فیلم رابطه را به داستانی عاشقانه و نجاتبخش تبدیل نمیکند.
میان این دو، مهربانی و احتیاط در کنار نیاز و آسیبپذیری قرار دارند. Kiefer Sutherland در نقش Doug حضوری آرام و متناسب با فضای اثر دارد، هرچند شخصیت او به اندازهی Kyra مجال بسط پیدا نمیکند. همین نابرابری در پرداخت، از یک سو نگاه فیلم را متمرکز نگه میدارد و از سوی دیگر، ظرفیت رابطهی میان آن دو را محدود میکند.
تصویر؛ فاصلهای حسابشده زبان بصری فیلم، یکی از مهمترین ابزارهای انتقال انزواست. قابهای ثابت و نماهای طولانی، تماشاگر را وادار میکنند در انتظار بماند و زمان را نه بهعنوان فاصلهای میان دو رویداد، بلکه بهصورت بخشی از رنج Kyra تجربه کند. گاه دوربین شخصیت را از فاصله مینگرد یا او را در فضای خانه و محیط پیرامون کوچک نشان میدهد؛ انگار جهان پیرامونش بزرگتر از توان او برای تغییر آن است.
این انتخابها با وضعیت شخصیت پیوندی روشن دارند: Kyra در قاب حضور دارد، اما همیشه چنین به نظر میرسد که از زندگی خودش نیز فاصله گرفته است. نورپردازی کمجان و فضاهای تاریک هم در ساخت این حس سهم دارند. تاریکی در بهترین لحظهها به تصویر کیفیتی خفه و محصورکننده میدهد و باعث میشود خانه بیش از آنکه پناهگاه باشد، به محدودهای برای گیر افتادن بدل شود.
« رابطهی Kyra با Doug نیز پاسخی ساده به تنهایی او نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، شیوهی بصری فیلم گاهی از تأکید به افراط نزدیک میشود. قابهای دور و کمنوری که در آغاز به انزوای شخصیت معنا میدهند، ممکن است در ادامه فاصلهی عاطفی میان تماشاگر و او را بیش از اندازه کنند. ریتم و صدا؛ میان تأمل و یکنواختی کندی ریتم در «Where Is Kyra?» انتخابی آگاهانه است.
فیلم فرصت میدهد تا شکستهای کوچک و تکرارهای روزمره روی هم انباشته شوند؛ بنابراین، بحران ناگهان از راه نمیرسد، بلکه از دل روزهایی شکل میگیرد که هر یک بهتنهایی ساده و کماهمیت به نظر میرسند. این رویکرد با مضمون اثر هماهنگ است، اما همواره به نتیجهی دراماتیک نمیرسد. نماهای طولانی و سکون صحنهها گاهی آنقدر کش میآیند که بهجای افزایش فشار، توجه را فرسوده میکنند.
برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت روایی روشن و پیوسته دارند، این مکثها میتواند به کندیِ خستهکننده بدل شود. موسیقی و طراحی صدا نیز در لحظات بحرانی گاه به سمت ناهمواری و آشفتگی میروند. این صداها میتوانند اضطراب درونی را به گوش برسانند، اما در بخشهایی توضیحیتر از تصویر عمل میکنند و تنش را بهجای آنکه از دل موقعیت بیرون آورند، آشکارا به تماشاگر اعلام میکنند.
در نتیجه، میان سکوتهای سنجیدهی فیلم و لحظههایی که صدا بر احساس غالب میشود، نوسانی پدید میآید. این نوسان از یکدستی تجربه میکاهد، هرچند با آشفتگی روانی جهان Kyra نیز همخوانی دارد. بازیگران مکمل و تمرکز روایی ساختار فیلم عامدانه به شخصیت اصلی نزدیک میماند و بیشتر آدمهای پیرامون او را از خلال نیازها و تجربهی Kyra میشناسیم.
« با این همه، شیوهی بصری فیلم گاهی از تأکید به افراط نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
این تمرکز، حس تنهایی او را تقویت میکند: دیگران حضور دارند، اما بهندرت به راهحلهایی پایدار بدل میشوند. در عین حال، محدودماندن زاویهی دید سبب میشود برخی شخصیتهای مکمل، از جمله Doug، بیشتر نقش همراه یا بازتابی از وضعیت Kyra را داشته باشند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل و کامل. این محدودیت را میتوان بخشی از طراحی اثر دانست، نه صرفاً کاستی در بازیگری.
فیلم نمیخواهد جهان اجتماعی شخصیت را به شبکهای گسترده از روابط تبدیل کند؛ میخواهد نشان دهد که چگونه انزوا، حتی در میان آدمهای دیگر، میتواند ادامه یابد. بااینحال، پرداخت بیشتر به کسانی که Kyra با آنان برخورد میکند، میتوانست تصویر دقیقتری از محیط اجتماعی و فرصتهای محدود او بسازد، بیآنکه تمرکز اصلی از او گرفته شود.
جمعبندی «Where Is Kyra?» درامی تلخ و بیتعارف است که بیش از حادثه، به فرسایش تدریجی انسان زیر فشار فقر، سوگ و تنهایی میپردازد. بازی عمیق و مهارشدهی Michelle Pfeiffer، توجه به جزئیات روزمره و فضاسازی تصویری سنجیده، فیلم را به مطالعهای اثرگذار دربارهی زنی بدل میکنند که امکانهای زندگیاش پیوسته کوچکتر میشوند.
در سوی دیگر، ریتم بسیار کند، تاریکی بصری مداوم و استفادهی گاه اغراقآمیز از صدا میتوانند تجربه را یکنواخت یا دورکننده کنند. اثر بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را سرگرم کند، او را در وضعیت شخصیت نگه میدارد؛ گاهی با موفقیت و گاهی با اصراری بیش از اندازه. برای مخاطبی که با سینمای تأملی و شخصیتمحور همراه میشود، این فیلم تصویری دردناک و انسانی از بقا و انزوا عرضه میکند.
« این تمرکز، حس تنهایی او را تقویت میکند: دیگران حضور دارند، اما بهندرت به راهحلهایی پایدار بدل میشوند. »
جمعبندی
آنچه پس از تماشایش میماند، نه راهحلی ساده، بلکه پرسشی دربارهی معنای دوامآوردن است؛ پرسشی که فیلم با پرهیز از پاسخهای آسان، در ذهن تماشاگر باقی میگذارد.



ثبت دیدگاه