نقد و بررسی
نقد با زیرنویس فارسی (The Magicians) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جادویی برای بزرگسالان «The Magicians» از ایدهای آشنا آغاز میکند: دانشگاهی پنهان که در آن جوانانِ مستعد جادو میآموزند و درمییابند جهان افسانهایِ محبوب کودکیشان واقعیت دارد. اما سریال خیلی زود از خیالِ امنِ مدرسهای فاصله میگیرد. اینجا جادو نه پناهگاهی برای گریز از زندگی، بلکه نیرویی خطرناک و بیثبات است؛ قدرتی که میتواند خواستهها را برآورده کند، اما بهای استفاده از آن را نیز بر دوش آدمها میگذارد.
حاصل، فانتزیای تیرهتر و تلختر از ماجراجوییهای معمولِ آکادمی جادو است؛ روایتی دربارهٔ بلوغ، سرخوردگی و این پرسش که آیا تواناییِ بیشتر، واقعاً به معنای اختیار بیشتر است. مرکز داستان، کوئنتین کولدواتر و گروهی از دانشجویان بریکبیلز هستند؛ جوانانی که همزمان با آموختن قواعد جادو، با آشفتگیهای شخصی و روابط پیچیدهٔ خود دستوپنجه نرم میکنند.
سریال در کنار مسیر کوئنتین، به جولیا نیز توجه میکند؛ دوستی که از راهی متفاوت و بیرون از ساختار دانشگاه در پی جادو میرود. این دو مسیر، از همان ابتدا امکان مقایسهای جذاب فراهم میکنند: دسترسی به قدرت از راه نهادها چه تفاوتی دارد با جستوجوی آن در حاشیه؟ بریکبیلز پاسخ همهچیز نیست و بیرون از دیوارهایش نیز قواعد، وسوسهها و خطرهای خاص خود را دارد.
جهانسازی و منطق جادو از مهمترین امتیازهای سریال، جهانی است که بهتدریج شکل میگیرد و از همان ابتدا همهٔ رازهایش را رو نمیکند. بریکبیلز فقط پسزمینهای برای کلاسهای درس نیست؛ فضایی است با آیینها، سنتها و مناسبات خاص خود، جایی که دانستنِ یک طلسم با فهم پیامدهای آن یکی نیست. جادو در این جهان بیش از آنکه جلوهای پرزرقوبرق از توانایی فردی باشد، مهارتی دشوار و پرجزئیات است که تمرکز، دانش و گاه همکاری چند نفر را میطلبد.
« اما سریال خیلی زود از خیالِ امنِ مدرسهای فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، به بخشهای آموزشی سریال نوعی کشش میبخشد، زیرا تماشاگر را با جهانی آشنا میکند که ظاهراً قانونمند است، اما همواره امکان دارد قانونهایش از کنترل خارج شوند. در سوی دیگر، جهانِ افسانهایای که شخصیتها از کودکی با آن خو گرفتهاند، بهتدریج از خیال شخصی به مسئلهای واقعی بدل میشود.
سریال از تقابل میان قصه و واقعیت بهره میگیرد، بیآنکه افسانه را صرفاً به پناهگاهی کودکانه تقلیل دهد. آنچه در کتابها یا آرزوهای کودکی دلپذیر به نظر میرسد، در برخورد با واقعیت میتواند بیرحم و تهدیدآمیز باشد. همین تضاد، لحن اثر را تعریف میکند: خیال در اینجا نیرویی رهاییبخش است، اما رهایی همیشه با آسودگی همراه نیست.
شخصیتهایی با نقصهای واقعی شخصیتهای «The Magicians» قرار نیست همواره دوستداشتنی باشند. کوئنتین با اندوه و نارضایتیای وارد داستان میشود که گاه او را منفعل یا دشوارفهم میکند. دیگران نیز اغلب با خودخواهی، رقابت و تصمیمهای نسنجیده پیش میروند. این ویژگی میتواند برای تماشاگرانی که به قهرمانان آرمانی عادت دارند آزاردهنده باشد، اما در بهترین لحظهها، از شخصیتها انسانهایی باورپذیر میسازد: افرادی که داشتن استعداد یا قدرت، آنان را از ضعفهای روزمره معاف نمیکند.
با این همه، پرداخت انگیزهها همیشه به یک اندازه موفق نیست. برخی تصمیمها پیش از آنکه از تجربه یا کشمکش درونی شخصیتها برخاسته باشند، در خدمت پیشبرد حادثه قرار میگیرند. گاهی سریال فرصت کافی نمیدهد تا پیامد عاطفی یک رخداد در شخصیتها تهنشین شود؛ در نتیجه، تغییرهای مهم ممکن است ناگهانی یا کمعمق جلوه کنند.
« سریال از تقابل میان قصه و واقعیت بهره میگیرد، بیآنکه افسانه را صرفاً به پناهگاهی کودکانه تقلیل دهد. »
شخصیتها و اجرا
این نوسان میان شخصیتپردازی دقیق و حرکت شتابزدهٔ روایت، یکی از محدودیتهای اصلی مجموعه است. گروه بازیگران و شیمی جمعی بازیگران در ایجاد پیوند میان شخصیتها نقش مهمی دارند. جیسون رالف به کوئنتین حالوهوایی درونگرا و آسیبپذیر میبخشد، درحالیکه استلا مِیو جولیا را با سرسختی و عطشی متمایز پیش میبرد.
هیل اپلمن، آرژون گوپتا، سامر بیشیل و اولیویا تیلور دادلی نیز به گروه رنگهای متفاوتی میدهند؛ تفاوتهایی که بهویژه در صحنههای جمعی به چشم میآید. رابطهها نه با صمیمیتی بیدردسر، بلکه از مسیر شوخی، تنش، رقابت و وابستگی متقابل شکل میگیرند. همین شیمی گروهی، وقتی داستان از یک بحران به بحرانی دیگر میجهد، به مجموعه انسجام میبخشد.
شخصیتها ممکن است با یکدیگر موافق نباشند یا حتی رفتارهایی آزاردهنده داشته باشند، اما حضورشان کنار هم نیرویی نمایشی میسازد که بهسادگی قابل جایگزینی نیست. گاه بهترین لحظهها نه در خودِ جادو، بلکه در واکنشهای متناقض این جوانان به شرایط نامعمولی رخ میدهد که در آن گرفتار شدهاند. لحن، طنز و تاریکی «The Magicians» میان فانتزی تاریک، درام جوانان و طنزی گزنده رفتوآمد میکند.
طنز سریال معمولاً از فاصلهٔ میان موقعیتهای هولناک و واکنشهای زمینی شخصیتها پدید میآید؛ آنان نه قهرمانانی باشکوه، بلکه آدمهایی هستند که با ترس، غرور و گاهی بیملاحظگی به دلِ ماجرا میزنند. این لحن، اثر را از فانتزیهای جدی و یکدست متمایز میکند و اجازه میدهد حتی در دل بحران، لحظههایی سبکتر شکل بگیرد.
« این نوسان میان شخصیتپردازی دقیق و حرکت شتابزدهٔ روایت، یکی از محدودیتهای اصلی مجموعه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این تغییر لحن همیشه نرم و حسابشده نیست. بعضی صحنهها برای تأکید بر تاریکی یا جسارت اثر بهسرعت از حد میگذرند و بعضی شوخیها در مجاورت موقعیتهای حساس، از شدت عاطفی آنها میکاهند. به همین دلیل، سریال در لحظههایی چشمگیر و نامتعارف است و در لحظههایی دیگر، انگار هنوز میان چند هویت روایی مردد مانده است.
ریتم و ساختار روایت ساختار سریال بر رازها، خطرهای پیدرپی و تغییرهای مداوم تکیه دارد. این شیوه، کشش روایی ایجاد میکند و مانع از آن میشود که بریکبیلز صرفاً به مکانی برای درس و تمرین بدل شود. هرچه دامنهٔ جهان جادویی گسترش مییابد، داستان نیز از محیط دانشگاه فراتر میرود و شخصیتها را با پیامدهایی بزرگتر روبهرو میکند.
این گسترش، به مجموعه حس ماجراجویی میدهد و از تکرار یک الگوی ثابت جلوگیری میکند. بااینحال، شتابِ روایت گاهی به زیان آن تمام میشود. برخی اتفاقها پشت سر هم میآیند، بیآنکه فرصت کافی برای واکنش شخصیتها یا درک وزنِ تصمیمهایشان فراهم شود. در چنین لحظههایی، رخدادهای مهم بهجای آنکه به تجربهای عمیق بدل شوند، مانند ایستگاههایی در مسیر داستان میگذرند.
ریتم نامتوازن، بهخصوص وقتی با تغییرهای ناگهانی در لحن همراه میشود، میتواند حس ناپیوستگی ایجاد کند؛ هرچند انرژی و بیپروایی روایت همچنان از جذابیتهای آن است. جلوههای بصری و فضاسازی فضاسازی اثر بر ترکیب محیطهای آشنا و عناصر نامعمول استوار است. دانشگاه با راهروها و کلاسهایش چهرهای نهادی دارد، اما همان فضای روزمره میتواند ناگهان به قلمرویی رازآمیز بدل شود.
« اما این تغییر لحن همیشه نرم و حسابشده نیست. »
قوتها و کاستیها
طراحی جهان، جزئیات داستانی و حالوهوای فانتزیِ تیره به مجموعه هویتی مشخص میدهند؛ هویتی که نه کاملاً واقعگراست و نه به شکوه بصریِ افسانههای پرهزینه تکیه دارد. در برخی صحنههای جادویی، کیفیت جلوههای ویژه به این فضاسازی کمک میکند، اما در برخی دیگر آشکارا از سطح ایده عقب میماند.
وقتی تصویری که قرار است شگفتی یا هراس بیافریند، از نظر اجرا محدود به نظر برسد، فاصلهای میان تخیل داستان و آنچه روی پرده دیده میشود پدید میآید. این ضعف، گاهی از اثرگذاری لحظهها میکاهد؛ بااینحال، جهانسازی و جزئیات روایی معمولاً بیش از جلوههای پرزرقوبرق بارِ خیالپردازی را به دوش میکشند.
جمعبندی «The Magicians» فانتزیای است که از تصور رمانتیکِ جادو فاصله میگیرد و آن را در کنار بحرانهای شخصی، ناکامیها و روابط دشوار قرار میدهد. جهان رازآلود، ایدههای خلاقانه، بازیهای گیرا و شیمی خوب میان گروه بازیگران، تماشای آن را برای علاقهمندان به فانتزیهای تیره و شخصیتمحور جذاب میکند.
در مقابل، ریتم ناهماهنگ، پرداخت گاه سطحی انگیزهها و کیفیت نابرابر جلوههای بصری، مانع از آن میشوند که تمام ظرفیتهایش یکدست شکوفا شود. ارزش اصلی سریال در این است که جادو را نه راهحلی ساده برای رنجهای انسانی، بلکه نیرویی میبیند که میتواند همان رنجها را پیچیدهتر کند. این نگاه، همراه با شخصیتهایی ناآرام و جهانی که پیوسته از حد انتظار فراتر میرود، به «The Magicians» چهرهای مستقل میدهد؛ اثری نامنظم اما پرانرژی که در بهترین لحظههایش، خیال را همزمان فریبنده و نگرانکننده جلوه میدهد.



ثبت دیدگاه