نقد و بررسی
نقد سینما چیست؟ (What Is Cinema?) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرسش بهمثابهٔ روش مستند «What Is Cinema?» به کارگردانی چاک ورکمن، عنوانی را برمیگزیند که هم پرسشی بنیادین است و هم وعدهای دشوار: تعریف سینما، آنهم در هنری که از تصویر، صدا، حرکت، زمان و تجربهٔ تماشاگر ساخته میشود و پیوسته شکلهای تازهای مییابد. فیلم بیش از آنکه در پی یافتن پاسخی نهایی باشد، مجموعهای از پاسخهای جزئی و گاه ناسازگار را کنار هم مینشاند.
از این منظر، پرسش عنوان نه مسئلهای برای حلکردن، بلکه چارچوبی برای اندیشیدن است؛ چارچوبی که فیلم در آن میکوشد تفاوت نگاهها را به نمایش بگذارد. این انتخاب، در آغاز، امتیازی مهم به اثر میدهد. سینما به یک تعریف رسمی یا نظریهٔ واحد فروکاسته نمیشود؛ بلکه همچون قلمرویی گسترده ظاهر میشود که در آن هر فیلمساز، با انتخابهای زیباییشناختی و اخلاقی خود، امکان تازهای برای دیدن و شنیدن میآفریند.
بااینحال، همین گشودگی در ادامه به دشواری فیلم نیز بدل میشود: وقتی پرسش بسیار وسیع است و پاسخها فراوان، انسجام و عمق نیازمند طراحیای دقیقتر از صرف کنار هم گذاشتن دیدگاههاست. کثرت صداها و میراث سینما یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، گردآوردن گفتوگوهای تازه با فیلمسازانی چون مایک لی، دیوید لینچ و یوناس مکاس در کنار گفتوگوهای آرشیوی با چهرههایی چون آلفرد هیچکاک و رابرت برسون است.
این همنشینی صرفاً جنبهٔ یادبود ندارد؛ گذشته و حال را در گفتوگویی ضمنی قرار میدهد و نشان میدهد که مسئلهٔ سینما با تغییر نسلها از میان نمیرود، بلکه صورتهای تازهای پیدا میکند. هر نسل، با ابزارها و دغدغههای خاص خود، دوباره میپرسد تصویر چگونه میتواند چیزی بیش از بازنمایی سادهٔ جهان باشد.
« فیلم بیش از آنکه در پی یافتن پاسخی نهایی باشد، مجموعهای از پاسخهای جزئی و گاه ناسازگار را کنار هم مینشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تنوع شرکتکنندگان نیز امکان مقایسهای ثمربخش فراهم میکند. در این مجموعه، سینما میتواند به مشاهدهٔ دقیق زندگی روزمره نزدیک شود، به سوی تجربههای فرمی و تجریدی حرکت کند یا از راه روایت و بازیگری مخاطب را درگیر سازد. حضور هنرمندانی با رویکردهای متفاوت، از جمله فیلمسازان تجربی و هنرمندان حوزهٔ تصویر، یادآور این نکته است که سینما را نمیتوان تنها با الگوهای رایج داستانگویی سنجید.
در بهترین لحظات، فیلم بهجای اعلام یک تعریف، مخاطب را با امکانهای گوناگون روبهرو میکند و او را به مقایسه و داوری فرامیخواند. تصویر، نظریه و تجربهٔ تماشاگر فیلم در مقام مقالهای تصویری، از گفتار تنها استفاده نمیکند؛ قطعههایی از آثار سینمایی را در کنار سخنان فیلمسازان قرار میدهد تا ایدهها در تجربهٔ دیداری نیز آزموده شوند.
این پیوند، دستکم در سطحی، برای مخاطب آموزنده است: گفتهای دربارهٔ قاب، حرکت، بازی یا زمان هنگامی ملموستر میشود که بتوان آن را در خود تصویر جستوجو کرد. سینما در اینجا موضوع بحث است، اما همزمان ابزار بحث نیز باقی میماند؛ یعنی فیلم میکوشد دربارهٔ زبان تصویر با زبان تصویر سخن بگوید.
این راهبرد همچنین بر تفاوت میان واژه و تجربه تأکید میکند. گفتوگو میتواند اندیشهای را روشن کند، اما همیشه قادر نیست کیفیت یک نگاه، مکث یا حرکت را بهتمامی منتقل سازد. از همین رو، کنار هم نشاندن گفتار و نماها در برخی لحظهها معناهایی پدید میآورد که از هر یک بهتنهایی فراتر میروند.
« تنوع شرکتکنندگان نیز امکان مقایسهای ثمربخش فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این لحظات به مقصود خود نزدیک میشود: نشان میدهد آنچه سینما میگوید، گاه نه در جملهای دربارهٔ تصویر، بلکه در نحوهٔ خودِ تصویر نهفته است. تدوین؛ نیروی پیوند و سرچشمهٔ پراکندگی ساختار فیلم بر مونتاژ گفتوگوها و نمونههای سینمایی استوار است. تدوین میتواند میان دو دیدگاه فاصلهای معنادار بسازد یا با برخورد تصاویر، نوعی استدلال بصری پدید آورد.
در عین حال، این شیوه خطر آن را دارد که فیلم به رشتهای از نقلقولها و نماهای برجسته تبدیل شود؛ رشتهای که هر جزء آن بهتنهایی جذاب است، اما رابطهٔ میان اجزا بهاندازهٔ کافی روشن نیست. «What Is Cinema?» هر دو روی این امکان را تجربه میکند: لحظههایی از پیوند خلاقانه در کنار بخشهایی که گذار از یک موضوع به موضوع دیگر شتابزده به نظر میرسد.
پراکندگی، بهویژه هنگامی محسوس است که سخنی تأملبرانگیز طرح میشود اما فیلم پیش از آنکه پیامدهایش را دنبال کند، به صدایی تازه یا نمونهای دیگر میپرد. در نتیجه، برخی ایدهها بیشتر همچون جرقهای کوتاه عمل میکنند تا گامی در یک بحث پیوسته. این شیوه برای بینندهای که از تماشای قطعههای متنوع و کشف نامها و آثار تازه لذت میبرد، میتواند سرزنده باشد؛ اما مخاطبی که انتظار دارد فیلم استدلالی منظم دربارهٔ تاریخ، نظریه یا آیندهٔ سینما ارائه کند، احتمالاً با خلأهایی روبهرو خواهد شد.
نظریه در آستانهٔ عمق عنوان فیلم انتظار بحثی نظری و ژرف را برمیانگیزد، اما اثر بیشتر به گردآوری دیدگاهها و تداعیها گرایش دارد تا صورتبندی دقیق مفاهیم. پرسشهایی چون نسبت تصویر با واقعیت، جایگاه تدوین، نقش مخاطب یا تفاوت سینمای روایی و تجربی ظرفیت آن را دارند که به بحثهایی منسجم و چندمرحلهای تبدیل شوند؛ بااینحال، فیلم معمولاً به گشودن این مسیر بسنده میکند و کمتر در آن پیش میرود.
« تدوین؛ نیروی پیوند و سرچشمهٔ پراکندگی ساختار فیلم بر مونتاژ گفتوگوها و نمونههای سینمایی استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نظریه در اینجا بیشتر نقش دعوتنامه دارد تا ستون فقرات ساختار. این محدودیت، لزوماً ارزش فیلم را از میان نمیبرد؛ بلکه روشن میکند که با چه نوع اثری روبهرو هستیم. «What Is Cinema?» را بهتر است نه رسالهای جامع دربارهٔ نظریهٔ سینما، بلکه مجموعهای الهامبخش از برخوردها و مشاهدهها دانست.
فیلم ممکن است برای مخاطب تازهوارد دریچهای به جهان فیلمسازان و زبانهای متفاوت بگشاید، اما برای کسی که در جستوجوی شرح موشکافانهٔ نظریههاست، جای مطالعه و تحلیل مستقل را پر نمیکند. گسترهٔ انتخاب و محدودیت نگاه حضور فیلمسازان و هنرمندان متعدد، به اثر حس فراگیری میدهد، اما فراوانی چهرهها بهخودیخود تنوع کامل دیدگاهها را تضمین نمیکند.
هر مجموعهای از این دست ناگزیر انتخاب میکند و همین انتخابها تصویری خاص از سینما میسازند: چه کسی در مرکز قرار میگیرد، کدام سنتها به چشم میآیند و کدام تجربهها کمرنگ میمانند. بنابراین فیلم، با وجود ادعای گستردگی، بیش از آنکه نقشهای کامل از سینمای جهان عرضه کند، مجموعهای برگزیده از صداها و تصاویر را پیش مینهد.
این نکته اهمیت دارد، زیرا خود پرسش «سینما چیست؟» بهشدت وابسته به آن است که چه کسانی فرصت پاسخگویی پیدا میکنند و چه نمونههایی برای توضیح پاسخها انتخاب میشوند. گاهی پیوند یک سخن با تصویر، معنایی روشن و قانعکننده میسازد؛ گاهی نیز نقلقول چنان در مونتاژ قرار میگیرد که کارکرد استدلالیاش مبهم میماند.
« نظریه در اینجا بیشتر نقش دعوتنامه دارد تا ستون فقرات ساختار. »
قوتها و کاستیها
فیلم از این جهت بیش از آنکه به جمعبندی نهایی برسد، مخاطب را با مجموعهای از پیشنهادها روبهرو میکند؛ پیشنهادی که میتواند الهامبخش باشد، اما همواره راهنمای کافی برای ارزیابی هر ادعا فراهم نمیکند. جمعبندی «What Is Cinema?» اثری صمیمانه و سرشار از کنجکاوی دربارهٔ هنری است که همزمان تجربهای حسی و موضوعی برای اندیشهورزی است.
نقطهٔ قوت آن در گردآوری صداهای گوناگون و کنار هم نشاندن گفتوگوها با نمونههای تصویری نهفته است؛ ترکیبی که گاه پیوندی زنده میان نظریه و تماشا برقرار میکند و یادآور میشود سینما چیزی بیش از داستانگویی یا ثبت واقعیت است. فیلم، در بهترین لحظات، به مخاطب نمیگوید چه بیندیشد، بلکه نگاه او را به شیوههای متفاوت دیدن حساستر میکند.
در مقابل، پراکندگی ساختار، عمق محدود بررسی نظری و نبود جمعبندی استوار مانع میشود که پرسش عنوان به بحثی کاملاً پیوسته و نظاممند بدل شود. اثر بیشتر مجموعهای از درها را میگشاید تا آنکه از یکی از آنها تا پایان عبور کند. بااینهمه، همین گشودگی میتواند ارزش تجربهٔ آن باشد: فیلم پاسخ قطعی نمیدهد، اما مخاطب را به تماشای دوباره، مقایسهٔ دیدگاهها و اندیشیدن دربارهٔ چیزی فرامیخواند که گاه در واژهها نمیگنجد و تنها در خودِ سینما آشکار میشود.
« فیلم، در بهترین لحظات، به مخاطب نمیگوید چه بیندیشد، بلکه نگاه او را به شیوههای متفاوت دیدن حساستر میکند. »



ثبت دیدگاه