نقد و بررسی
نقد کشتار با ارهبرقی در تگزاس (The Texas Chainsaw Massacre) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازسازیِ کابوس، نه بازآفرینیِ آن نسخهٔ ۲۰۰۳ «The Texas Chainsaw Massacre» بازسازی فیلم مشهور توبی هوپر است؛ فیلمی که میراثش نه فقط از هیولای مرکزی، بلکه از حس خام و بیپناهیِ جهانش نیرو میگرفت. مارکوس نیسپل بهجای بازآفرینی همان خشونتِ زمخت و کمپیرایه، به سراغ وحشتی صیقلیتر و آراستهتر به قواعد سینمای جریان اصلی میرود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه اثری است که میکوشد از یک سو احترام خود را به سرچشمه حفظ کند و از سوی دیگر برای تماشاگر معاصر، با ضرباهنگی تند و تصاویر تکاندهنده، تجربهای مستقل بسازد. همین دوگانگی، هم عامل جذابیت فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. داستان، چنانکه خلاصهٔ فیلم وعده میدهد، با سفر پنج دوست و برخورد ناخواستهشان با دختری آشفته آغاز میشود؛ برخوردی که آنان را به مسیر تعقیب و گریز و رویارویی با قاتلی مسلح به ارهبرقی و خانوادهاش میکشاند.
« همین دوگانگی، هم عامل جذابیت فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از همان ابتدا بر موقعیتِ «در جای نامناسب، در زمان نامناسب بودن» تکیه میکند؛ موقعیتی ساده و آشنا در سینمای اسلشر، اما هنوز کارآمد، بهشرط آنکه فضا بتواند آن را از تکرار محض نجات دهد. نیسپل در این زمینه موفقتر از روایت و شخصیتپردازی عمل میکند.> [blocked]
« نیسپل در این زمینه موفقتر از روایت و شخصیتپردازی عمل میکند.> [blocked] »



ثبت دیدگاه