نقد و بررسی
نقد شهر زامبی 2023 (Zombie Town) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای زنده در کالبدی آشنا «Zombie Town» از همان آغاز بر طرحی بنا میکند که در ژانر زامبی ظرفیت بازیگوشی دارد: تماشای حلقهفیلمی کمیاب، نفرینی دیرپا را بیدار میکند و شهری آرام را به قلمرو مردگان متحرک بدل میسازد. امی و مایک، دو نوجوانی که ناخواسته این فاجعه را به راه انداختهاند، باید از میان شهر آلوده بگذرند و فیلمسازی بدنام را پیدا کنند.
این چارچوب، هم امکان تعقیبوگریز و وحشت سبک را فراهم میآورد و هم به فیلم اجازه میدهد با خودِ سینما و نیروی جادویی تصویر شوخی کند. اثر اقتباسی از کتابی به همین نام نوشتهٔ آر. ال. استاین است و پیتر لپنیوتیس آن را کارگردانی کرده است. جذابیت نخستین فیلم در ترکیب همین عناصر ناهمگون نهفته است: نوجوانان، نفرین، فیلمی مرموز و زامبیهایی که قرار نیست کابوسی بیامان بسازند.
ایده بهقدر کافی تازه هست که مخاطب را به تماشای مسیر دعوت کند، اما فیلم در تبدیل آن به روایتی منسجم و متمایز موفقیت یکدستی ندارد. گاهی طرح بهجای آنکه موتور تخیل باشد، صرفاً وسیلهای برای رساندن شخصیتها از یک موقعیت به موقعیت بعدی به نظر میرسد. ماجرایی نوجوانانه با آستانهٔ ترس پایین فیلم از ابتدا روشن میکند که قرار نیست وحشت را به قلمرو خشونت یا اضطراب شدید ببرد.
زامبیها تهدیدی قابلفهم و سرگرمکنندهاند، نه موجوداتی که فضای اثر را به کابوسی تلخ بدل کنند. این انتخاب، بهویژه برای مخاطب نوجوان، مزیت محسوب میشود: فیلم میتواند از تعقیب و خطر استفاده کند، بیآنکه تماشاگر کمسن را با تصاویر افراطی یا هراس سنگین روبهرو سازد. با این همه، ترس ملایم تنها زمانی به تعلیق مؤثر بدل میشود که خطر دراماتیک نیز باورپذیر باشد.
« اثر اقتباسی از کتابی به همین نام نوشتهٔ آر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Zombie Town» گاه از آن فاصله میگیرد؛ زامبیها بیشتر اجزای یک بازی ماجراجویانهاند تا نیرویی واقعاً تهدیدکننده. بنابراین تجربهٔ فیلم بیش از آنکه بر وحشت تکیه داشته باشد، بر حالوهوای فانتزی و شوخیآمیز استوار است. تماشاگر بزرگسالِ آشنا با آثار زامبی احتمالاً از همان ابتدا درمییابد که با اثری سبکبال روبهروست، اما ممکن است آرزو کند فیلم از همین لحن ساده و نوجوانانه بهرهٔ خلاقانهتری بگیرد.
نوستالژی؛ امتیاز و تکیهگاه یکی از دلنشینترین ویژگیهای فیلم، حالوهوای نوستالژیک آن است. حضور سینماییِ حلقهفیلم و فیلمسازی مرموز، یادآور دورهای است که تماشای یک تصویر میتوانست دریچهای به سوی نیرویی ناشناخته باشد. ایدهٔ فیلمی که تماشاگرانش را به بخشی از نفرین بدل میکند، از همان جنس خیالپردازیهای ساده و خوشساختی است که میتواند در داستانهای نوجوانانه مؤثر واقع شود.
این کیفیت، «Zombie Town» را از بسیاری از آثار زامبیِ واقعگرا و عبوس جدا میکند. بااینحال، نوستالژی بهتنهایی جایگزین پرداخت نیست. فیلم گاهی چنان به حس آشنایی و سرگرمیِ سبک تکیه میکند که فرصت گسترش جهان خود را از دست میدهد. رابطهٔ میان جادوی سینما، نفرین و گذشتهٔ شهر میتوانست لایهمندتر شود؛ اما اثر معمولاً به اشارههایی بسنده میکند که بهاندازهٔ کافی بسط نمییابند.
در نتیجه، ایدهٔ مرکزی بیشتر جذابیت بالقوه دارد تا آنکه به مضمون پروردهای تبدیل شود. امی و مایک؛ قهرمانانی در مسیر عبور امی و مایک ستون اصلی ماجرا هستند، زیرا مخاطب باید بحران شهر را از نگاه آنها تجربه کند. حضور دو نوجوان در مرکز داستان، مسیر را برای تصمیمگیریهای فوری، ترسهای روزمره و لحظههای رفاقت فراهم میکند.
« بنابراین تجربهٔ فیلم بیش از آنکه بر وحشت تکیه داشته باشد، بر حالوهوای فانتزی و شوخیآمیز استوار است. »
شخصیتها و اجرا
نقشهای اصلی را مادی مونرو و مارلون کازادی بازی میکنند؛ در کنار آنها، هنری چرنی، دن اکروید و چوی چیس نیز در گروه بازیگران حضور دارند. با وجود این ظرفیت، شخصیتپردازی چندان عمیق نیست. امی و مایک بیش از آنکه در طول ماجرا دگرگونی چشمگیری پیدا کنند، قهرمانانیاند که باید از مانعها عبور کنند و راه نجات را بیابند.
فیلم برای ایجاد صمیمیت میان آنها به شوخی و واکنشهای سریع متوسل میشود، اما دیالوگها همیشه طبیعی یا خوشریتم از کار درنمیآیند. این ضعف بهخصوص زمانی آشکار میشود که شوخیها قرار است اضطراب موقعیت را بشکنند؛ گاه نه خندهای میآفرینند و نه به شناخت بیشتر شخصیتها کمک میکنند. بازیها و حضور چهرههای آشنا نام دن اکروید و چوی چیس برای بخشی از تماشاگران یادآور کمدیهای محبوب و دورهای دیگر از سینماست.
حضور آنها به فیلم یک لایهٔ آشنایی میدهد و میتواند برای مخاطبی که با آثارشان خاطره دارد، خود بهتنهایی جاذبهای باشد. بااینحال، شهرت بازیگران نمیتواند ضعفهای کلی اجرا را پنهان کند. فیلم در بسیاری از لحظات به بازیهایی نیاز دارد که میان فانتزی و جدیت تعادل برقرار کنند، اما این تعادل همیشه شکل نمیگیرد.
برخی اجراها بیش از آنکه شخصیتها را باورپذیر کنند، به نظر میرسد در خدمت انتقال لحنِ سبک و گاه اغراقآمیز فیلم باشند. اگر تماشاگر با این جنس بازی همراه نشود، فاصلهای میان او و ماجرا ایجاد میشود. همین فاصله باعث میشود شخصیتها، با وجود قرارگرفتن در وضعیتی پرخطر، گاهی بیش از حد نمایشی به نظر برسند.
« با وجود این ظرفیت، شخصیتپردازی چندان عمیق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور بازیگران شناختهشده لحظههایی از جذابیت میآفریند، اما بهتنهایی فیلم را از ناپختگی اجرایی نجات نمیدهد. جلوهها و جهان بصری محدودیتهای فنی فیلم در جلوهها و طراحی کلی جهان آن محسوس است. شهرِ گرفتار زامبیها باید هم آشنا و روزمره بماند و هم بهتدریج کیفیتی نامعمول پیدا کند؛ اما اجرای بصری همیشه این دگرگونی را متقاعدکننده نمیسازد.
برخی صحنهها حس کمهزینهبودن دارند و جلوهها بهجای آنکه در خدمت فضای داستان باشند، توجه را به خامی تولید جلب میکنند. این مسئله برای فیلمی که بر جادوی یک حلقهفیلم تکیه دارد اهمیت ویژهای دارد، زیرا باورپذیریِ امر ناممکن تا حد زیادی به کیفیت ساخت جهان وابسته است. البته ظاهر ارزانقیمت الزاماً در هر فیلمی نقصی تعیینکننده نیست؛ گاه خامی آگاهانه میتواند به طنز یا حس فیلمهای درجهدو ادای احترام کند.
مشکل «Zombie Town» آن است که مرز میان انتخاب سبکی و محدودیت اجرایی همیشه روشن نیست. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای لذتبردن از حالوهوای عامدانهٔ ساده، بیشتر متوجه ناپختگی فنی شود. طنز، ریتم و فرصتهای ازدسترفته فیلم میخواهد هم ماجراجویی کند، هم بترساند و هم بخنداند؛ اما این سه لحن همیشه در یک مسیر قرار نمیگیرند.
شوخیها گاه در موقعیتی ظاهر میشوند که نیازمند تنش است، بیآنکه آن تنش را به شکلی خلاقانه تغییر دهند. در سوی دیگر، موقعیتهای ترسناک نیز معمولاً آنقدر زود به شوخی یا حرکت بعدی داستان واگذار میشوند که فرصت شکلگیری تعلیق واقعی را نمییابند. ریتم روایت، بهویژه در گذر میان رویاروییها و جستوجوی شخصیتها، بیشتر کارکردی دارد تا تأملبرانگیز.
« حضور بازیگران شناختهشده لحظههایی از جذابیت میآفریند، اما بهتنهایی فیلم را از ناپختگی اجرایی نجات نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهسرعت پیش میرود و برای سرگرم نگهداشتن مخاطب نوجوان تلاش میکند، اما این شتاب گاهی به بهای عمق و ظرافت تمام میشود. بااینحال، همین سبکی و بیادعایی میتواند برای تماشاگرانی که بهدنبال فیلمی کمتنش و سادهاند، خوشایند باشد؛ اثر از مخاطب نمیخواهد با پیچیدگیهای سنگین داستانی درگیر شود.
جمعبندی «Zombie Town» فیلمی است با هستهای جذاب: نفرینی که از دل تماشای فیلمی مرموز زاده میشود، دو نوجوان در مرکز بحرانی فراگیر و شهری که باید از میان زامبیهایش عبور کرد. حالوهوای نوستالژیک، وحشت ملایم و حضور چهرههایی چون دن اکروید و چوی چیس میتوانند برای گروهی از مخاطبان سرچشمهٔ لذت باشند.
در مقابل، دیالوگهای کماثر، شوخیهایی که اغلب به هدف نمیرسند، بازیهای ناپخته و جلوههای ارزاننما مانع میشوند ایدهٔ فیلم به تجربهای واقعاً ماندگار بدل شود. این اثر بیش از هر چیز برای نوجوانانی مناسب است که زامبیها را در قالب ماجراجوییِ کمخطر و فانتزی دوست دارند، یا برای تماشاگرانی که با نوستالژی و حضور بازیگران قدیمیتر همراه میشوند.
برای مخاطبی که از کمدی ترسناک انتظار طنزی دقیق، ساختاری صیقلی یا وحشتی جدی دارد، فیلم احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. «Zombie Town» ایدهای دوستداشتنی دارد، اما اجرای آن بهاندازهٔ ایدهاش سرزنده و منسجم نیست.
« Zombie Town» ایدهای دوستداشتنی دارد، اما اجرای آن بهاندازهٔ ایدهاش سرزنده و منسجم نیست. »



ثبت دیدگاه