نقد و بررسی
نقد دختری در سوپ من است (There's a Girl in My Soup) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ اغواگری که به دام خودش میافتد «There's a Girl in My Soup» ساختهٔ Roy Boulting، کمدی رمانتیکی است که از تقابل دو شخصیت ناهمگون نیرو میگیرد: رابرت دنورز، مجری مشهور تلویزیونی و مردی خودشیفته که زنان را همچون فتحهایی گذرا میبیند، و ماریون، دختر آمریکایی نوزدهسالهای که از بازیهای اغواگرانهٔ او تأثیر نمیپذیرد.
آشنایی این دو، بهجای آنکه صرفاً آغاز ماجرایی عاشقانه باشد، فرصتی فراهم میکند تا مردی که خود را استاد مناسبات عاطفی میپندارد، ناگهان در موقعیتی ناآشنا قرار گیرد. همین جابهجاییِ قدرت، موتور اصلی شوخیها و لحظههای بامزهٔ فیلم است. بااینحال، فیلم در تبدیل این ایده به روایتی پُرمایه چندان کامیاب نیست.
طرح مرکزی ظرفیت یک کمدی هجوآمیز دربارهٔ خودفریبی و مناسبات زن و مرد را دارد، اما مسیر داستان اغلب به موقعیتهای پراکنده و گفتوگوهای طولانی بسنده میکند. حاصل، اثری است که در بخشهایی دلنشین و سرگرمکننده میشود، اما بهندرت به عمق عاطفی یا طنز تندتری میرسد که پیشفرض آن نوید میدهد.
« همین جابهجاییِ قدرت، موتور اصلی شوخیها و لحظههای بامزهٔ فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیتر سلرز؛ نمایشگری در محدودهٔ نقش پیتر سلرز در نقش رابرت حضوری پرانرژی و تماشایی دارد. او با اعتمادبهنفس نمایشی، لبخند مطمئن و شیوهٔ سخنگفتنِ مردی که انتظار دارد همیشه برنده باشد، شخصیت را از همان ابتدا قابل تشخیص میکند. جذابیت بازی او در آن است که رابرت را صرفاً مردی فریبکار یا ناخوشایند نشان نمیدهد؛ غرور و خودپسندی او گاه چنان کودکانه و مضحک جلوه میکند که تماشاگر میتواند همزمان از او برنجد و به رفتارش بخندد.
بااینهمه، نقش به سلرز مجال چندانی برای دگرگونیهای اجرایی چشمگیر نمیدهد. بازی او بیشتر بر تیپِ مرد خوشگذران و خودشیفته تکیه دارد و کمتر به لایههای پیچیدهتر شخصیت نفوذ میکند. هرگاه رابرت از تسلط همیشگیاش بر موقعیت فاصله میگیرد، فیلم فرصت دارد شکنندگی و سردرگمی او را آشکار کند؛ اما این تحول همیشه با ظرافت و پیوستگی کافی شکل نمیگیرد.
بازی سلرز همچنان از امتیازهای مهم فیلم است، ولی تواناییهای او در چارچوب مادهای نسبتاً محدود محصور میماند. گلدی هان؛ سرزندگی در برابر خودنمایی گلدی هان در نقش ماریون منبع مهمی از طراوت فیلم است. بازی او بر سرزندگی، صراحت و نوعی بیاعتنایی دلنشین به قواعد رسمیِ معاشقه استوار است.
« پیتر سلرز؛ نمایشگری در محدودهٔ نقش پیتر سلرز در نقش رابرت حضوری پرانرژی و تماشایی دارد. »
شخصیتها و اجرا
ماریون با آنکه در مرکز توجه رابرت قرار میگیرد، بهآسانی در قالب «زنِ فریبخورده» جا نمیگیرد؛ او میتواند پاسخ بدهد، مقاومت کند و فاصلهٔ میان حرفهای پرطمطراق رابرت و رفتار واقعیاش را به رخ بکشد. همین ویژگی، صحنههای مشترک آن دو را اغلب زندهتر از بخشهای دیگر میکند. هانی در نقشآفرینیاش از شیرینی و شوخطبعی بهره میبرد، اما شخصیت ماریون گاهی بیشتر به مجموعهای از واکنشهای جذاب محدود میشود تا شخصیتی با مسیر تحول روشن.
فیلم از استقلال و بیپروایی او بهعنوان سرچشمهٔ طنز استفاده میکند، بیآنکه همواره به انگیزهها و کشمکشهای درونیاش مجال کافی بدهد. بااینحال، حضور او تعادل خوشایندی در برابر خودنمایی رابرت میسازد و بخش قابل توجهی از جذابیت کمدی فیلم از همین تضاد میآید. رابطهای که میان شوخی و احساس معلق میماند رابطهٔ رابرت و ماریون با واژگونی یک الگوی آشنا آغاز میشود: مردی که معمولاً زنان را بهآسانی تحت تأثیر قرار میدهد، این بار در برابر کسی قرار میگیرد که از شیوههای معمول او استقبال نمیکند.
در آغاز، همین نابرابریِ انتظارها بستر مناسبی برای کمدی فراهم میآورد. رابرت میکوشد نقش همیشگیاش را بازی کند و ماریون با صراحت، نمایش او را از اعتبار میاندازد. فیلم در این لحظهها، بهویژه هنگامی که گفتوگوها از کلیشههای عاشقانه فاصله میگیرند، ریتمی سرزنده پیدا میکند. اما با پیشرفتن داستان، پیوند عاطفی میان این دو همیشه بهاندازهٔ کافی باورپذیر ساخته نمیشود.
« همین ویژگی، صحنههای مشترک آن دو را اغلب زندهتر از بخشهای دیگر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تغییر احساس رابرت از میل به تصاحب به دلبستگی، به ایدهٔ اصلی فیلم معنا میدهد، ولی گذار میان این دو حالت گاه شتابزده یا کمپشتوانه به نظر میرسد. از سوی دیگر، ماریون همچنان با گذشتهٔ عاطفیاش و علاقهاش به جیمی درگیر است، اما این کشمکش بهندرت به تعارضی عمیق بدل میشود. بنابراین رابطهٔ مرکزی فیلم لحظههای دوستداشتنی دارد، ولی پیوستگی لازم را برای آنکه تماماً تأثیرگذار شود به دست نمیآورد.
طنزی آرام و وابسته به زمانه کمدی فیلم بیش از آنکه بر ضرباهنگ سریع یا شوخیهای پیاپی استوار باشد، آرامآرام شکل میگیرد. بخش مهمی از خندهها از برخورد خلقوخوها، پاسخهای بیپردهٔ ماریون و دستوپاچلفتیشدن رابرت در موقعیتهایی میآید که دیگر نمیتواند بر صحنه مسلط باشد. این شیوه برای تماشاگرانی که از طنز مبتنی بر مکث، گفتوگو و شرمندگیِ اجتماعی لذت میبرند، دلپذیر است؛ اما انتظار کمدیِ پرشتاب و خندهبرانگیز ممکن است برآورده نشود.
فیلم همچنین نشانههای روشنی از دوران خود دارد: فضای جوانپسند و حالوهوای هیپیِ اواخر دههٔ شصت و آغاز دههٔ هفتاد، در کنار تصویری از شهرت تلویزیونی و روابط آزادتر، بخش مهمی از بافت اثر را میسازند. این ویژگیها به فیلم هویت تاریخی میدهند، اما برخی شوخیها و نگاههایش امروز کهنه یا ناراحتکننده به نظر میرسند.
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تماشای فیلم هم تجربهٔ یک کمدی عاشقانه است و هم مواجهه با نگرشهایی که به زمانهٔ ساخت آن تعلق دارند. ریتم و ساختار؛ جایی که فیلم کش میآید یکی از ضعفهای آشکار اثر، ریتم ناپایدار آن است. فیلم گاهی به صحنههایی میرسد که از نظر شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان اهمیت محدودی دارند، اما بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند.
بخشهایی از سفر به فرانسه، با آنکه فضای بصری تازهای به روایت میدهند و امکان نزدیکی دو شخصیت را فراهم میسازند، همیشه از نظر دراماتیک بهاندازهٔ کافی فشرده نیستند. نتیجه آن است که فیلم میان لحظههای واقعاً بامزه و گذرگاههایی کمرمق در نوسان میماند. این مسئله با اقتباس اثر از نمایشنامهٔ Terence Frisby نیز پیوند دارد.
فیلم به گفتوگو و موقعیتهای محدود متکی است و گاهی بیش از آنکه از امکانات سینما برای گسترش روایت بهره بگیرد، حس صحنهای را حفظ میکند. البته همین تمرکز بر بازی بازیگران در لحظاتی به سود اثر است؛ اما وقتی گفتوگوها کشش لازم را ندارند، کمبود حرکت و تحول محسوستر میشود. داستانی با چنین ایدهٔ سادهای به ایجاز و دقت در ضرباهنگ نیاز دارد، و فیلم در این زمینه همیشه موفق نیست.
« در نتیجه، تماشای فیلم هم تجربهٔ یک کمدی عاشقانه است و هم مواجهه با نگرشهایی که به زمانهٔ ساخت آن تعلق دارند. »
جمعبندی
جمعبندی «There's a Girl in My Soup» کمدیای نامتوازن اما برخوردار از لحظههای سرگرمکننده است. پیتر سلرز با حضوری پرتحرک، تصویری قابلتوجه از مردی خودشیفته و گرفتارِ بازی خودش میسازد و گلدی هان با سرزندگی و شیرینیاش به فیلم نیرویی تازه میبخشد. گفتوگوها و برخوردهای این دو در بهترین لحظهها طنزی سبک و دلنشین پدید میآورند؛ بااینحال، داستان از کمبود عمق، ریتم کند و رابطهای که گاه بهخوبی پرورانده نمیشود آسیب میبیند.
فیلم بیش از آنکه اثری ماندگار در ژانر کمدی عاشقانه باشد، کپسولی از حالوهوای فرهنگی زمانهٔ خود است؛ اثری که برای تماشای بازی دو ستاره و مشاهدهٔ طنز اجتماعیِ آرامش ارزش دارد، اما نمیتواند تمام ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش را به کار گیرد. نتیجه، تجربهای است که لحظههایی دلپذیر دارد، ولی احتمالاً برای بسیاری از تماشاگران با حسی از فرصتهای ازدسترفته همراه خواهد بود.
« جمعبندی «There's a Girl in My Soup» کمدیای نامتوازن اما برخوردار از لحظههای سرگرمکننده است. »



ثبت دیدگاه