نقد و بررسی
نقد مورتال کامبت: نابودی (Mortal Kombat: Annihilation) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عنوانی بزرگتر از ظرف سینماییاش «Mortal Kombat: Annihilation» دنبالهای است که جاهطلبی خود را از همان آغاز آشکار میکند: جهان داستانی را گسترش میدهد، شمار مبارزان را بالا میبرد و نبرد زمین با قلمرو بیرونی را به بحرانی فراگیر بدل میسازد. فیلم با وعدهٔ رویاروییهای بیشتر و نمایش گستردهتر اسطورهشناسی مجموعه پیش میرود؛ اما در این مسیر، میان «بزرگتر کردن مقیاس» و «عمیقتر کردن تجربه» تفاوتی اساسی پدیدار میشود.
حاصل، اثری است پرتحرک و آکنده از نامها و رخدادها که کمتر مجال مییابد آنها را به درامی منسجم بدل کند. داستان در ادامهٔ مستقیم فیلم نخست شکل میگیرد و جنگسالار شرور، Shao Kahn، تهدیدی تازه برای زمین پدید میآورد. Liu Kang و همراهانش باید در مهلتی محدود در برابر این هجوم بایستند.
« حاصل، اثری است پرتحرک و آکنده از نامها و رخدادها که کمتر مجال مییابد آنها را به درامی منسجم بدل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چارچوب ساده، برای یک فیلم اکشن فانتزی میتوانست سکویی مناسب باشد؛ اما روایت بهجای آنکه تنش را آرامآرام بسازد، با شتاب از یک رویارویی به رویارویی دیگر میجهد. مطابق خلاصهٔ ارائهشده برای فیلم، جنگجویان تنها شش روز فرصت دارند؛ خود فیلم نیز بر فوریت و نزدیکشدن خطر تکیه میکند، ولی این ضربالاجل بیشتر ابزار پیشبرد صحنههاست تا نیرویی که اضطراب یا تصمیمهای دشوار شخصیتها را شکل دهد.
روایت زیر فشار انبوه شخصیتها یکی از مسائل محوری فیلم، تراکم شخصیتها و ایدههاست. مبارزان تازهوارد، دشمنان گوناگون و تواناییهای ویژهشان پیوسته به صحنه میآیند، اما بسیاری از آنها پیش از آنکه حضوری معنادار پیدا کنند، از مرکز توجه کنار میروند. فیلم میخواهد هم هواداران قدیمی را با چهرههای آشنا خشنود کند و هم دامنهٔ جهان مجموعه را وسعت دهد؛ در نتیجه، معرفی شخصیتها گاه به اعلام حضور محدود میماند، نه به ساختن رابطهای عاطفی یا دراماتیک با آنها.
« روایت زیر فشار انبوه شخصیتها یکی از مسائل محوری فیلم، تراکم شخصیتها و ایدههاست. »
شخصیتها و اجرا
این آشفتگی به مسیر اصلی داستان نیز سرایت میکند. پیوند میان رخدادها اغلب سست است و صحنهها بیش از آنکه از انتخابها و پیامدهای قهرمانان برآیند، شبیه ایستگاههایی برای نمایش مبارزه یا قدرت تازهاند. در فیلمی که قاعدتاً باید نبردی سرنوشتساز را روایت کند، هدف کلی روشن است، اما مسیر رسیدن به آن به اندازهٔ کافی روشن و پیوسته نیست.
این تفاوت سبب میشود تماشاگر بیش از آنکه درگیر پیشرفت بحران شود، در انتظار مبارزهٔ بعدی بماند. شخصیتپردازی و بار عاطفی محدود در مرکز ماجرا، Liu Kang و Kitana قرار دارند؛ قهرمانانی که ظرفیت پیوند عاطفی، وفاداری و تعارض درونی را با خود دارند. با این حال، فیلم برای پرورش این ظرفیتها زمان اندکی کنار میگذارد.
« این آشفتگی به مسیر اصلی داستان نیز سرایت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها بیشتر در مقام حاملان وظیفهٔ داستانی ظاهر میشوند: باید بجنگند، واکنش نشان دهند و به بخش بعدی روایت برسند. نتیجه آن است که پیروزیها و خطرها، هرچند از نظر مقیاس بزرگاند، همیشه وزن احساسی متناسبی پیدا نمیکنند. تغییر بازیگران در بخش بزرگی از نقشهای فیلم نخست نیز بر تداوم حس آشنایی اثر میگذارد.
Robin Shou و Talisa Soto از چهرههای بازگشتهاند، درحالیکه شماری از نقشهای دیگر با بازیگران تازهای عرضه میشوند. این جابهجایی بهخودیخود الزاماً ضعف نیست، اما فیلم فرصت
« نتیجه آن است که پیروزیها و خطرها، هرچند از نظر مقیاس بزرگاند، همیشه وزن احساسی متناسبی پیدا نمیکنند. »



ثبت دیدگاه