نقد و بررسی
نقد توماهاوک استخوانی (Bone Tomahawk) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به غربی بیرحم «Bone Tomahawk» فیلمی است که از همان ابتدا وعدهٔ وسترنی آشنا نمیدهد؛ غربِ آن نه عرصهٔ قهرمانیهای باشکوه، بلکه پهنهای دورافتاده، خاموش و بیپناه است. فیلم به نویسندگی و کارگردانی S. Craig Zahler، قصهٔ یک گروه کوچک را دنبال میکند که برای نجات چند شهروند ربودهشده راهی سفری خطرناک میشوند.
این نقطهٔ آغاز، ظاهراً ساده و کلاسیک است، اما اثر بهتدریج آن را به مواجههای با وحشت جسمانی، درماندگی و شکنندگی نظم اجتماعی بدل میکند. آمیزش وسترن و وحشت جذابیت اصلی فیلم در کنار هم نشاندن دو گونهای است که هر یک قواعد و انتظارهای خاص خود را دارند. از وسترن، شهر مرزی، کلانتر، تفنگبهدستها و سفر در سرزمینی بیقانون را میگیرد؛ از وحشت، تهدیدی ناشناخته و خشونتی را که هر لحظه میتواند از سطح اشاره و اضطراب به تجربهای عریان بدل شود.
این ترکیب صرفاً برای غافلگیری نیست: پهنهٔ غربی فیلم از ابتدا واجد تهدید است، و سفر قهرمانان از محدودهٔ شهر به بیرون، بهتدریج مرز میان تمدن و وحشیگری را نامطمئن میکند. فیلم در این مسیر، بهجای آنکه پیوسته بر حادثه تکیه کند، با سکوت، فاصله و مکث کار میکند. خطر همیشه حاضر نیست، اما همین غیبتِ موقت آن را پررنگتر میسازد.
« Craig Zahler، قصهٔ یک گروه کوچک را دنبال میکند که برای نجات چند شهروند ربودهشده راهی سفری خطرناک میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر نه فقط منتظر درگیری بعدی، بلکه نگران فرسودگی و اختلافهایی است که در میان گروه شکل میگیرد. حاصل، وسترنی است که هیجانش از تعقیبوگریز مداوم نمیآید؛ از حسِ قرار گرفتن در راهی طولانی و بیرحم سرچشمه میگیرد. جهان بصری و حسِ اقلیم تصویرپردازی فیلم بهجای زیباسازی غرب، بر خشکی و خلأ آن تکیه دارد.
راهها، دشتها و سکونتگاههای پراکنده، حسِ جهانی را میسازند که در آن کمک و پناهگاهی در دسترس نیست. قابها اغلب اجازه میدهند آدمها در دل منظره کوچک و آسیبپذیر به نظر برسند؛ گویی محیط نه پسزمینه، بلکه نیرویی خاموش است که توان و تصمیم آنها را میآزماید. این انتخاب بصری با طراحی صدا و موسیقی نیز همجهت است.
فیلم بهجای پر کردن همهٔ لحظهها با موسیقی، از سکوت و صدای محیط بهره میگیرد تا سفر، سنگینی جسمانی پیدا کند. تماشاگر زمانِ راه رفتن، مکث کردن و خستگی را حس میکند. این شیوه در بخشهایی به کندی میانجامد، اما همان کندی به فضای اثر هویت میدهد: مسیر نجات قرار نیست ماجرایی سبک و پرشتاب باشد، بلکه تجربهای فرساینده است که هر قدم را دشوارتر از قدم پیشین میکند.
« تماشاگر نه فقط منتظر درگیری بعدی، بلکه نگران فرسودگی و اختلافهایی است که در میان گروه شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و بازیها گروه نجات، مجموعهای از قهرمانان بینقص نیست. کلانتر هانت با صلابت و خویشتنداری، مرکز ثقل اخلاقی گروه به نظر میرسد، اما اقتدار او از جنس افسانهپردازی نیست؛ مسئولیتی روزمره و سنگین است. Kurt Russell نقش او را با کمترین اغراق پیش میبرد و کاری میکند که سکوتها و تصمیمهای کوتاهش بهاندازهٔ سخنرانیهای قهرمانانه معنا داشته باشند.
در برابر او، آرتور اودوایر قرار دارد؛ مردی که ضعف جسمانیاش، عزم و وفاداریاش را پیچیدهتر میکند. Patrick Wilson این دوگانگی را بیآنکه به احساساتیگری آشکار متوسل شود، به بازی درمیآورد. شخصیت برودر نیز با اعتمادبهنفس و غروری که گاه رنگ خودنمایی میگیرد، تعادل گروه را بر هم میزند و به آن اصطکاک میبخشد.
Matthew Fox از این نقش تصویری میسازد که هم جذاب است و هم ناآرامکننده. بااینحال، شاید دلنشینترین نیروی انسانی فیلم در چیکوری نهفته باشد؛ معاون سالخوردهای که Richard Jenkins با طنز خشک و گرمای آرام اجرا میکند. شوخیها و حاشیهرویهای او صرفاً برای سبک کردن فضا نیستند. آنها به آدمهای داستان فرصت میدهند در دل هراس، همچنان شبیه انسانهای عادی باقی بمانند.
« شخصیتها و بازیها گروه نجات، مجموعهای از قهرمانان بینقص نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه چهار نفره به همین دلیل باورپذیر میشود: اعضایش نه نسخههای متفاوتی از یک قهرمان، بلکه آدمهایی با خلقوخوها و محدودیتهای ناسازگارند. گفتوگو، طنز و ریتم یکی از امتیازهای فیلم، گفتوگوهایی است که از لحن امروزی و جملههای بیشازحد پرطمطراق فاصله میگیرند. شخصیتها در خلال حرفهای ساده و گاه نامرتبط، جهانبینی خود را آشکار میکنند.
طنز نیز اغلب خشک و ناگهانی است؛ خندهای کوتاه که فضای خطر را از میان نمیبرد، بلکه آن را انسانیتر و گاه تلختر میکند. همین کیفیت در بسیاری از صحنههای سفر، مانع میشود که داستان به مجموعهای از توقفهای یکنواخت بدل شود. در عین حال، ریتم فیلم برای همه تماشاگران یکسان اثر نمیکند.
نیمهٔ سفر عمداً مجال میدهد شخصیتها با یکدیگر حرف بزنند و فاصلهٔ زمانی و مکانی را احساس کنیم. این فرصت به شخصیتپردازی کمک میکند، اما گاهی پیشروی داستان را کند میسازد. برخی از ایدههایی که در آغاز مطرح میشوند نیز میتوانستند سهم پررنگتری در گسترش جهان داستان داشته باشند. فیلم بیش از آنکه بخواهد همهٔ جنبههای خود را بسط دهد، بر مسیر نجات و رابطهٔ میان همراهان متمرکز میماند؛ انتخابی که به انسجام کمک میکند، اما حسِ استفادهنشدن از ظرفیت بعضی ایدهها را هم بر جا میگذارد.
« شخصیتها در خلال حرفهای ساده و گاه نامرتبط، جهانبینی خود را آشکار میکنند. »
قوتها و کاستیها
خشونت بهمثابه آزمون تماشاگر خشونت در «Bone Tomahawk» تزئینی یا گذرا نیست. فیلم آن را با شدتی جسمانی و گاه چندشآور نمایش میدهد؛ شدتی که میتواند برای گروهی از تماشاگران تجربهای طاقتفرسا باشد. این انتخاب، میان خشونت و سرگرمی مرزی ناآرام پدید میآورد: اثر از یکسو مخاطب را به دل داستان میکشاند و از سوی دیگر با تصاویرش او را پس میزند و وادار میکند دربارهٔ حد تحمل خود بیندیشد.
بااینهمه، این خشونت همیشه به یک اندازه در خدمت معنا نیست. در لحظههای مؤثر، خطر را از مفهوم انتزاعی به واقعیتی هولناک بدل میکند و نشان میدهد در چنین جهانی، بدن انسان تا چه اندازه آسیبپذیر است. اما شدتِ نمایش در بعضی بخشها ممکن است بر ظرافتهای دیگر فیلم سایه بیندازد و توجه را از شخصیتها و پرسشهای اخلاقی به شوک تصویری معطوف کند.
اثر در همین نقطه هم نیروی خود را نشان میدهد و هم محدودیتش را: جسارتش انکارناپذیر است، اما این جسارت همیشه برای هر مخاطبی به تجربهای پربار تبدیل نمیشود. جمعبندی «Bone Tomahawk» وسترنی نامتعارف و هولناک است که بیش از آنکه بر پیچیدگی روایی تکیه کند، از فضا، بازیهای سنجیده و همراهی دشوار چند شخصیت نیرو میگیرد.
« خشونت بهمثابه آزمون تماشاگر خشونت در «Bone Tomahawk» تزئینی یا گذرا نیست. »
جمعبندی
فیلم در ساختن غربی خشن و بیپناه موفق است و گروه نجاتش را با گفتوگوهای خوشساخت و بازیهای باورپذیر به کانون توجه بدل میکند. کندی بخشهایی از مسیر و بهرهبرداری ناکامل از برخی ایدهها، از انسجام تجربه میکاهد؛ خشونت بسیار شدید نیز آن را به انتخابی نامناسب برای همه تبدیل میکند.
بااینحال، برای تماشاگرانی که وسترنی کندسوز، تلخ و آمیخته به وحشت میجویند، فیلم اثری ماندگار و ناآرامکننده است؛ سفری که بیش از پیروزی بر دشمن، آزمونی برای شجاعت، وفاداری و تابآوری انسانهاست.
ثبت دیدگاه