نقد و بررسی
نقد نوکتوراما (Nocturama) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جوانی در آستانهٔ انفجار «Nocturama» ساختهٔ برتران بونلو، تریلری سیاسی است که از همان ابتدا بیش از آنکه در پی توضیحدادن باشد، به مشاهدهکردن دعوت میکند. گروهی از جوانان در پاریس، بیآنکه فیلم در آغاز انگیزههایشان را روشن کند، گامبهگام برای انجام حملههایی هماهنگ آماده میشوند.
دوربین همراه آنان از خیابانها، ایستگاهها و ساختمانهای شهر میگذرد و جزئیاتی کوچک را ثبت میکند: مسیرها، نگاهها، مکثها و حرکتهای ظاهراً عادی. همین خویشتنداری، بهجای آنکه تعلیق را با توضیحهای پرهیجان بسازد، آن را از دل رفتارهای روزمره بیرون میکشد. فیلم در ظاهر دربارهٔ خشونتی سیاسی است، اما علاقهٔ اصلیاش به لحظهٔ پیش از کنش و خلأیی است که پس از آن پدید میآید.
جوانان تصمیمی بزرگ گرفتهاند، ولی فیلم آنان را به قهرمانانی با انگیزههای روشن و سخنرانیهای پرشور بدل نمیکند. همین فاصله، تماشاگر را در موقعیتی ناآرام قرار میدهد: باید آنچه میبیند را تفسیر کند، بیآنکه پاسخ قطعی در اختیار داشته باشد. «Nocturama» بهجای آنکه حادثه را به روایتی ساده از علت و معلول تبدیل کند، پرسشی دشوارتر پیش میکشد: چه چیزی در یک جامعه، نارضایتی را به کنشی ویرانگر بدل میکند، و چرا گاه صدای اعتراض بهجای گفتوگو، به انفجار میرسد؟
تعلیقِ سکوت و عادت بخش آغازین فیلم، از مهمترین دستاوردهای آن است. ریتم آرام و کمگویی شخصیتها ممکن است در نگاه نخست نشانهٔ کندی به نظر برسد، اما این سکون، کارکردی دقیق دارد. شخصیتها در شهر حرکت میکنند و کارهایشان را با نظمی حسابشده پیش میبرند؛ دوربین نیز بیتأکید و تقریباً بیطرف، رفتوآمدشان را دنبال میکند.
« همین خویشتنداری، بهجای آنکه تعلیق را با توضیحهای پرهیجان بسازد، آن را از دل رفتارهای روزمره بیرون میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خبری از موسیقیِ پیوسته برای راهنمایی احساسات تماشاگر نیست و فیلم از اعلام خطرهای مستقیم پرهیز میکند. تنش از تضاد میان عادیبودن ظاهر امور و معنای پنهان آنها زاده میشود. این انتخاب فرمی، تماشاگر را به جایگاه ناظری هوشیار مینشاند. هر حرکت، هر توقف و هر نگاه ممکن است حامل اطلاعاتی باشد که هنوز درک نشده است.
تدوین نیز با جابهجاییهای حسابشده میان آدمها و موقعیتها، تصویری از هماهنگی میسازد، بیآنکه در همان لحظه همهٔ سازوکار آن را آشکار کند. «Nocturama» در این بخش بهجای شتابدادن به داستان، زمان را میگستراند تا انتظار به بخشی از تجربهٔ دیدن بدل شود. این روش برای مخاطبی که به روایت پرشتاب خو گرفته، میتواند طاقتفرسا باشد؛ اما برای فیلم، ابزاری است تا اضطراب را در دل سکوت بنشاند.
مرکز خرید؛ صحنهای برای تناقضها با ورود شخصیتها به مرکز خرید، فیلم وارد فضایی تازه میشود. شهر بیرون، با خیابانها و نشانههای سیاسیاش، جای خود را به جهانی بسته، پرنور و سرشار از کالا میدهد. این مکان، در ظاهر پناهگاهی موقت است؛ اما خیلی زود به صحنهای نمایشی بدل میشود که جوانان در آن میان ویترینها، فروشگاهها و اشیای مصرفی پراکندهاند.
تضاد میان هدفهای سیاسی آنان و آسودگی نسبیای که در این فضای تجاری تجربه میکنند، از مهمترین لایههای معنایی فیلم است. مرکز خرید فقط پسزمینهای چشمنواز نیست؛ انگار خودِ منطق مصرف را در برابر شخصیتها مجسم میکند. آنان از نظمی ناراضیاند که کالا و تصویر را به نیرویی مسلط بدل کرده، اما اکنون در فضایی محصور شدهاند که همهچیز برای تماشا، انتخاب و لذتبردن عرضه میشود.
« خبری از موسیقیِ پیوسته برای راهنمایی احساسات تماشاگر نیست و فیلم از اعلام خطرهای مستقیم پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
این تناقض، فیلم را از بیانیهای مستقیم دور میکند و به آن طنزی تلخ میبخشد. شخصیتها در میان اشیایی که قرار است آرامش و خواستههای آماده را عرضه کنند، بهجای رهایی، با بیمعنایی و اضطراب روبهرو میشوند. نمایندگیِ این جهان بهواسطهٔ مانکنها، نورهای مصنوعی و کالاهای بیصاحب، حالتی غریب و گاه کابوسوار پیدا میکند.
جوانانی که در فاصله میمانند فیلم از پرداخت روانشناختی متعارف فاصله میگیرد. جوانان را نه با پیشینهای مفصل میشناسیم و نه با گفتوگوهایی که باورهایشان را بهطور کامل شرح دهد. آنان بیشتر در رفتارهای پراکنده، رابطههای ناپایدار و واکنشهای کوتاه آشکار میشوند. این امتناع از توضیح، انتخابی آگاهانه به نظر میرسد: بونلو نمیخواهد کنش خشونتآمیز را با پروندهای روشن از علتها توضیح دهد، یا شخصیتها را به نمونههایی ساده از یک گروه اجتماعی فروبکاهد.
بااینحال، همین رویکرد محدودیتی جدی هم ایجاد میکند. چون شخصیتها فرصت کافی برای آشکارکردن لایههای درونی خود نمییابند، نزدیکی عاطفی با آنان دشوار میشود. ممکن است تماشاگر به سرنوشتشان حساس شود، اما این حساسیت لزوماً به شناختی عمیق از فردیت هرکدام نمیانجامد. برخی چهرهها بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، اجزای یک تصویر جمعی به نظر میرسند: گروهی جوان، سرخورده و گرفتار تصمیمی که پیامدهایش از توان فهم و کنترلشان فراتر میرود.
این فاصله گاه به سود ابهام فیلم است، اما در لحظاتی نیز بار دراماتیک آن را کاهش میدهد. تصویر و صدای اضطراب زبان بصری فیلم بر مشاهده و مهار تکیه دارد. قابها اغلب به شخصیتها اجازه میدهند در محیط گم شوند؛ معماری شهر و مرکز خرید به اندازهٔ انسانها اهمیت پیدا میکند. فضا نه صرفاً ظرف رویدادها، بلکه نیرویی است که رفتار و احساس شخصیتها را شکل میدهد.
« این تناقض، فیلم را از بیانیهای مستقیم دور میکند و به آن طنزی تلخ میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بخشهای ابتدایی، این نگاه با حرکتهای سنجیده و تدوینی که اطلاعات را اندکاندک کنار هم میگذارد، هماهنگ است. بعدتر، هنگامی که اضطراب افزایش مییابد، تدوین و موسیقی نقشی پررنگتر پیدا میکنند و ضرباهنگ ادراک تماشاگر را تغییر میدهند. موسیقی در اینجا صرفاً همراهیکنندهٔ تصویر نیست؛ گاهی همچون صدایی بیرونی بر فضای بستهٔ مرکز خرید سایه میاندازد و میان لذت ظاهری و هراس نهفته فاصله میسازد.
هرچه روایت جلوتر میرود، این فاصله کمتر آرامشبخش و بیشتر تهدیدآمیز میشود. فیلم در لحظات پایانی، از نیروی موسیقی و برشهای تدوینی برای فشردهکردن تعلیق بهره میگیرد؛ نتیجه میتواند واقعاً نفسگیر باشد، هرچند تماشاگرانی که از آغاز با ریتم کند فیلم کنار نیامدهاند، ممکن است این تغییر را دیرهنگام احساس کنند.
کندی، ابهام و خطرِ بیاعتنایی «Nocturama» به صبر مخاطب نیاز دارد و همیشه پاداش این صبر را به یک اندازه نمیدهد. سکون آغازین و گسترش زمان در مرکز خرید، در برخی لحظات به خلق فضایی مؤثر کمک میکند؛ در لحظات دیگر، حس تکرار و کشآمدن پدید میآورد. چون گفتوگوها محدودند و شخصیتها نیز چندان بسط نمییابند، بخشهایی از فیلم ممکن است بیش از آنکه تعلیق را افزایش دهند، فاصلهٔ مخاطب با ماجرا را بیشتر کنند.
این کندی، بهویژه برای کسانی که منتظر پیشرفت روشن داستان یا توضیحی صریح دربارهٔ انگیزهها هستند، میتواند به دلزدگی بینجامد. ابهام فیلم نیز دو لبه دارد. از یک سو، اجازه نمیدهد خشونت به روایتی ساده و آسودهکننده تبدیل شود؛ از سوی دیگر، گاهی چنان از توضیح فاصله میگیرد که تماشاگر برای پیوند عاطفی یا فکری با شخصیتها دستاویز اندکی مییابد.
« در بخشهای ابتدایی، این نگاه با حرکتهای سنجیده و تدوینی که اطلاعات را اندکاندک کنار هم میگذارد، هماهنگ است. »
قوتها و کاستیها
فیلم به پرسشهای مهمی دربارهٔ اعتراض، مصرفگرایی و امکان شنیدهشدن صداهای جوان پاسخ نهایی نمیدهد؛ اما این گشودگی همیشه به عمق بیشتر نمیانجامد و گاه میتواند شبیه ناتمامماندن به نظر برسد. پایانِ مناقشهبرانگیز بدون ورود به جزئیات روایی، باید گفت پایان فیلم از آن بخشهایی است که بیشترین احتمال را دارد دریافت مخاطبان را دوپاره کند.
پس از آنهمه تأکید بر فضای معلق، شخصیتهای کمپرداخت و انتظار طولانی، فرجام اثر میکوشد اضطراب انباشتهشده را به نقطهای قاطع برساند. این قاطعیت از نظر حسی میتواند مؤثر باشد، اما از نظر دراماتیک برای برخی تماشاگران ناگهانی یا کماقناع جلوه میکند. بهویژه اگر مخاطب انتظار داشته باشد ابهامهای پیشین در پایان به معنایی روشنتر برسند، احتمال دارد احساس کند فیلم بهجای جمعکردن پرسشهایش، راهی کوتاه و سختگیرانه برگزیده است.
بااینهمه، همین پایان را میتوان امتداد نگاه سرد و بیپناه فیلم نیز دانست. «Nocturama» وعده نمیدهد که شخصیتها به شناختی تازه از خود برسند، یا جامعه ناگهان به گفتوگویی روشن وارد شود. فرجام اثر، بیش از آنکه گرهگشایی کلاسیک باشد، بر برخورد میان تصمیمهای فردی و نیرویی بزرگتر تأکید میکند.
موفقیت این انتخاب به میزان همراهی تماشاگر با زبان فیلم بستگی دارد: برای بعضیها ضربهای بهیادماندنی است و برای بعضی دیگر، پایانی که از نظر عاطفی و ساختاری به اندازهٔ کافی آماده نشده است. جمعبندی «Nocturama» فیلمی نامتعارف و بحثبرانگیز است که بهجای شرح مستقیم انگیزههای خشونت، به فضای پیش و پس از آن چشم میدوزد.
« بااینهمه، همین پایان را میتوان امتداد نگاه سرد و بیپناه فیلم نیز دانست. »
جمعبندی
نقطهٔ قوت اصلیاش در ساختن تعلیق از سکوت، حرکتهای روزمره و معماری فضاست؛ مرکز خرید شبانه نیز تصویری ماندگار از برخورد میان شورش و مصرفگرایی میآفریند. موسیقی و تدوین، بهویژه در بخشهای پایانی، اضطراب را به تجربهای جسمانی نزدیک میکنند. در برابر این دستاوردها، ریتم کشدار، شخصیتپردازی محدود و پایانی که ممکن است بیش از اندازه ناگهانی یا کماقناع به نظر برسد، موانعی واقعیاند.
فیلم برای مخاطبی که خواهان همذاتپنداری آسان، توضیح سیاسی روشن یا روایتی پرشتاب است، انتخابی دشوار خواهد بود. اما اگر بتوان با ابهام و فاصلهٔ آن همراه شد، اثر تجربهای تلخ و غریب عرضه میکند: پرترهای از جوانانی که میخواهند جهان را مختل کنند، اما در جهانی از پیش آکنده از تصویر، کالا و بیاعتنایی، برای یافتن معنای کنش خود نیز درماندهاند.
« موسیقی و تدوین، بهویژه در بخشهای پایانی، اضطراب را به تجربهای جسمانی نزدیک میکنند. »
ثبت دیدگاه