نقد و بررسی
نقد سکسیفای (Sexify) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه، فراتر از شوخیهای جنسی «Sexify» از نقطهای آغاز میکند که هم ظرفیت کمدی دارد و هم میتواند بحثی جدی را پیش بکشد: فاصله میان دانستن نظری و تجربهکردن، بهویژه وقتی موضوع، لذت جنسی زنان است. ناتالیا، دانشجوی بااستعداد علوم رایانه، میخواهد برای رقابت فناوری دانشگاه برنامهای بسازد؛ اما پروژهای که در ابتدا رنگوبوی یک ایدهٔ فناورانه و جاهطلبانه دارد، بهتدریج او و دوستانش را با پرسشهایی شخصیتر روبهرو میکند.
سریال از همین تقابل نیرو میگیرد: الگوریتمها میل دارند مسئله را به داده، دستهبندی و راهحل تبدیل کنند، حال آنکه صمیمیت و شناخت بدن بهآسانی در چنین قالبی جا نمیگیرند. این کشمکش، چارچوبی مناسب برای داستانی سرگرمکننده فراهم میکند و به اثر امکان میدهد دربارهٔ شرم، ناآگاهی و حق پرسیدن حرف بزند، بیآنکه از همان ابتدا لحن خود را کاملاً جدی کند.
سه شخصیت، سه نسبت با صمیمیت جذابیت اصلی سریال تنها در موضوع نامتعارف آن نیست؛ تفاوت جهانبینی سه شخصیت محوری است که ایده را به داستانی دربارهٔ دوستی و خودشناسی بدل میکند. ناتالیا به نظم، تحلیل و منطق تکیه دارد و کمتجربگیاش در قلمرو عاطفه و میل، بارها با اطمینان فنیاش در تضاد قرار میگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مونیکا با جسارت و راحتی بیشتری با سکس برخورد میکند، اما تجربهٔ ظاهری او به معنای آن نیست که پاسخ همهٔ پرسشهایش را میداند. پاولینا نیز از زمینهای متفاوت میآید و باورها و انتظاراتش از رابطه، او را در موقعیتی قرار میدهد که میان ارزشهای آموختهشده و خواستههای شخصیاش فاصله میافتد.
این تفاوتها بهخوبی امکان میدهند که سریال از یک بحث واحد، چند منظر بسازد. هیچیک از سه زن بهسادگی در نقش «نمایندهٔ پاسخ درست» قرار نمیگیرد؛ هرکدام چیزی برای آموختن دارد و همین، رابطهشان را از همراهی صرف در یک پروژه فراتر میبرد. دوستی آنها وقتی باورپذیر میشود که اختلاف، خجالت و سوءتفاهم نیز مجال حضور پیدا میکنند.
از این رو، پیوند میان سه شخصیت نه فقط منبعی برای لحظههای گرم، بلکه ستون عاطفی روایت است. کمدی جسورانه و مدیریت لحن «Sexify» از شوخیهای بیپرده و موقعیتهای مضحک برای شکستن تابوها بهره میگیرد. بخش مهمی از طنز آن از برخورد جدیت ناتالیا با موضوعی میآید که برایش ناشناخته است؛ او میکوشد مسئلهای پیچیده و انسانی را با روشهایی بیش از اندازه مرتب و فنی حل کند.
« این تفاوتها بهخوبی امکان میدهند که سریال از یک بحث واحد، چند منظر بسازد. »
شخصیتها و اجرا
چنین موقعیتهایی گاه واقعاً خندهآورند، زیرا خنده فقط برآمده از شوک یا رکگویی نیست، بلکه از تفاوت میان قصد شخصیتها و نتیجهٔ ناخواستهٔ کارشان شکل میگیرد. بااینحال، لحن سریال همیشه به یک اندازه متعادل نیست. گاهی شوخیها به موقعیتی میرسند که میتوانست زمینهای برای مکث، ظرافت یا پیچیدگی بیشتر باشد، اما اثر ترجیح میدهد آن را با شوخی دیگری پشت سر بگذارد.
در لحظههایی دیگر، عبور از کمدی به احساسات جدی چنان سریع است که تغییر لحن کاملاً طبیعی به نظر نمیرسد. همین نوسان باعث میشود برخی صحنهها هم سرگرمکننده و هم اثرگذار باشند، اما بعضی دیگر در حد ایدهای بامزه باقی بمانند و عمق لازم را پیدا نکنند. بازیها و شیمی میان بازیگران اجرای الکساندرا اسکرابا، ماریا سوبوشینسکا و ساندرا ژرِیمالسکا به سریال انرژی میدهد.
بازی اسکرابا در نقش ناتالیا بر تضاد میان هوش و سردرگمی او تکیه دارد: شخصیتش نه ناآگاه به معنای سادهلوحانه، بلکه کسی است که در برابر موضوعی تازه، ابزارهای همیشگیاش دیگر پاسخگو نیستند. سوبوشینسکا به پاولینا وقار و تردیدی میبخشد که مانع از تبدیلشدن او به یک تیپ کلیشهای میشود؛ در سوی دیگر، ژرِیمالسکا به مونیکا حضوری پرتحرک و شوخ میدهد، بیآنکه او را صرفاً به جسارتش فروبکاهد.
« بااینحال، لحن سریال همیشه به یک اندازه متعادل نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هماهنگی میان این سه بازیگر از نقاط قوت روشن مجموعه است. آنها میتوانند در یک صحنه با هم کلکل کنند و در صحنهای دیگر، بدون نیاز به توضیحهای طولانی، حس حمایت یا دلخوری را منتقل سازند. این شیمی است که موقعیتهای گاه نامحتمل را قابلقبول میکند و تماشاگر را به پیگیری رابطهٔ شخصیتها علاقهمند نگه میدارد.
هرجا فیلمنامه از آنها میخواهد به تفاوتهایشان واکنش نشان دهند، سریال زندهتر میشود؛ هرجا رابطهها صرفاً برای پیشبردن طرح کنار هم چیده میشوند، باورپذیریاش کاهش مییابد. روایت، ریتم و انسجام ساختار رقابت دانشگاهی و تلاش برای ساخت برنامه، مسیر روشنی برای داستان فراهم میکند. تماشاگر میداند شخصیتها هدفی بیرونی دارند و هر گام در پروژه میتواند آنها را به موفقیت نزدیک یا از آن دور کند.
همزمان، مسیر درونیشان نیز در جریان است: مواجهه با برداشتهای قبلی، مرزهای شخصی و نیاز به گفتوگو. این دو خط در بهترین لحظهها یکدیگر را تقویت میکنند؛ پیشرفت پروژه، شخصیتها را به تصمیمها و تجربههایی میراند که شناختشان از خود و دوستانشان را تغییر میدهد. اما پیوند این دو خط همیشه محکم نیست.
« هماهنگی میان این سه بازیگر از نقاط قوت روشن مجموعه است. »
قوتها و کاستیها
گاهی داستان میان پیشبردن پروژه، روابط عاشقانه و خانوادگی و کمدیهای موقعیتی رفتوآمد میکند، بیآنکه همهٔ این اجزا به یک اندازه در خدمت یک مسیر واحد باشند. نتیجه میتواند برای بعضی مخاطبان نامنسجم یا کند به نظر برسد؛ صحنههایی وجود دارد که کشش دراماتیک کافی ندارند و در میانهٔ راه احساس میشود سریال هنوز تصمیم نگرفته کدام مسئله را در مرکز قرار دهد.
این ضعف، بهویژه وقتی ایدهٔ اصلی ظرفیت بیشتری برای کاوش دارد، محسوس است. نگاه اجتماعی و محدودیتهای آن موضوع لذت جنسی زنان بهخودیخود بار اجتماعی دارد؛ زیرا گفتوگو دربارهٔ آن اغلب با شرم، سکوت یا تصورات قالبی همراه است. «Sexify» در برابر این سکوت موضعی صریح میگیرد و تجربهٔ زنان را شایستهٔ توجه و پرسش میداند.
ارزش این انتخاب در آن است که لذت را صرفاً مسئلهای خصوصی یا موضوعی برای شوخی نمیبیند، بلکه آن را به شناخت بدن، ارتباط و امکان بیان خواستهها پیوند میزند. تأکید بر اینکه زنان میتوانند دربارهٔ تجربهٔ خود حرف بزنند، بخش مهمی از نیروی پیشرو اثر است. در عین حال، سریال گاهی مفاهیم پیچیده را بیش از اندازه ساده میکند.
« این ضعف، بهویژه وقتی ایدهٔ اصلی ظرفیت بیشتری برای کاوش دارد، محسوس است. »
جمعبندی
بعضی موقعیتها به جای آنکه پیامدهای واقعیِ باورهای اجتماعی یا دشواریهای ارتباط را با حوصله دنبال کنند، زود به راهحل یا شوخی میرسند. از همین رو، نگاه جسورانهٔ اثر همیشه به تحلیل عمیق بدل نمیشود. بهترین لحظههایش آنهایی هستند که به شخصیتها فرصت میدهند دربارهٔ تناقضهای خود مکث کنند؛ لحظههایی که نشان میدهند شناخت میل، فرایندی یکباره یا قابلحل با یک ابزار فناورانه نیست.
جمعبندی «Sexify» سریالی است که ایدهای متفاوت را با طنزی بیپروا و تمرکز بر دوستی سه زن پیش میبرد. بازیهای پرانرژی و شیمی میان بازیگران، همراه با لحظههای گرم و گاه غافلگیرکننده، آن را به اثری خوشتماشا تبدیل میکند. در مقابل، ریتم نابرابر، پراکندگی روایی و سادهسازی برخی موضوعها مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیت ایدهاش بهطور کامل شکوفا شود.
بااینهمه، نقصهایش از جسارت و جذابیت مرکزی آن نمیکاهند: سریال بیش از آنکه دربارهٔ ساخت یک برنامه باشد، دربارهٔ آدمهایی است که میکوشند زبان مشترکی برای حرفزدن از بدن، خواستهها و دوستی پیدا کنند. «Sexify» نه اثری بینقص، بلکه کمدیدرامی صمیمی و متفاوت است که در بهترین لحظههایش هم میخنداند و هم به فکر وامیدارد.
« از همین رو، نگاه جسورانهٔ اثر همیشه به تحلیل عمیق بدل نمیشود. »



ثبت دیدگاه