نقد و بررسی
نقد The Burning | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینه و جایگاه اثر «The Burning» ساختهٔ تونی میلام، محصول ۱۹۸۱، از آن فیلمهایی است که بیش از آنکه بخواهد قواعد اسلشر را دگرگون کند، میکوشد با تکیه بر مواد آشنای ژانر، تجربهای پرتنش و خونین بسازد. داستان از شوخی بیرحمانهای آغاز میشود که پیامدی هولناک دارد؛ سالها بعد، سرپرستی که قربانی آن حادثه شده، به محیط اردوگاه بازمیگردد و خشونت تازهای را رقم میزند.
فیلم از افسانهٔ کراپسی بهره میگیرد؛ چهرهای که قصهاش میتواند کنار آتش اردوگاه گفته شود، اما در اینجا از محدودهٔ افسانه بیرون میآید و به تهدیدی ملموس بدل میشود. اثر در دورهای ساخته شد که اسلشرهای آمریکایی مخاطبان فراوانی داشتند و فیلمهای اردوگاهیِ این شاخه از وحشت، بهسرعت به الگویی شناختهشده تبدیل میشدند.
«The Burning» نیز بسیاری از اجزای آن الگو را به کار میگیرد: گروهی نوجوان، فضای جداافتاده، تهدیدی که در حاشیهٔ دید پنهان میماند و خشونتی که آرامآرام به متن ماجرا راه پیدا میکند. ارزش فیلم نه در بیسابقهبودن این اجزا، بلکه در کیفیت اجرای لحظههای پرتنش و فضاسازی محیط آن است. اردوگاه بهمثابه فضای دلهره اردوگاه تابستانی در این فیلم صرفاً مکانی برای گردهمآمدن نوجوانان نیست؛ خود به یکی از عناصر اصلی تعلیق بدل میشود.
جنگل، آب، مسیرهای خلوت و ساختمانهای دورافتاده، منظرهای دوگانه میسازند: روزها میتوانند حامل آسودگی و بازی باشند، اما همین محیط با فرارسیدن تاریکی به فضایی نامطمئن تبدیل میشود. در چنین مکانی، فاصلهٔ میان جمع و تنهایی کوتاه است؛ یک قدم از گروه جداشدن کافی است تا شخصیت از امنیت نسبی اردوگاه بیرون بیفتد.
« ارزش فیلم نه در بیسابقهبودن این اجزا، بلکه در کیفیت اجرای لحظههای پرتنش و فضاسازی محیط آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از تضاد میان تابستانِ ظاهراً بیدغدغه و خشونت نهفته در پس آن بهره میبرد. گفتگوها و سرگرمیهای نوجوانان گاه به کمدی سبک نزدیک میشوند، اما این سبکی همواره زیر سایهٔ تهدیدی پنهان قرار دارد. همین نوسان، حالوهوایی میسازد که نه کاملاً واقعگراست و نه سراسر کابوسوار؛ اردوگاه همچنان مکانی برای تفریح به نظر میرسد، ولی دوربین و موسیقی مدام یادآوری میکنند که این آرامش شکننده است.
ساختار روایی و ریتم روایت با شتاب به سراغ خشونت نمیرود. فیلم بخشی از زمان خود را صرف معرفی جمع نوجوانان، روابط میان آنان و زندگی روزمرهٔ اردوگاه میکند. این انتخاب از یک سو به محیط جان میدهد و باعث میشود کشتارها در فضایی مشخص و قابلتصور رخ دهند؛ از سوی دیگر، برای تماشاگرانی که انتظار اسلشری پرحادثه دارند، میتواند کند و کمتحرک به نظر برسد.
بخشهایی از این مقدمه چنان امتداد مییابند که گویی فیلم میان درام نوجوانانه و وحشت اردوگاهی در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه تعادل کاملی میان این دو پیدا کند. طرح اصلی نیز پیچیدگی چندانی ندارد. انگیزهٔ انتقام روشن است و مسیر کلی داستان از همان ابتدا در چارچوبی آشنا حرکت میکند. بنابراین، تعلیق فیلم بیش از آنکه بر پرسشِ «چه اتفاقی خواهد افتاد؟» متکی باشد، به این بستگی دارد که حادثه چگونه و در کجا رخ میدهد.
هرگاه اثر بر فضا، انتظار و جزئیات اجرایی تکیه میکند، مؤثرتر است؛ هرگاه به پیشبرد خط داستانی بسنده میکند، آشنایی الگوها بیش از پیش آشکار میشود. خشونت و جلوههای عملی مهمترین پشتوانهٔ ماندگاری «The Burning» جلوههای عملی و گریمهای خونین آن است. تام ساوینی در طراحی صحنههای خشونتآمیز، از ابزارهای ساده و روزمره استفاده میکند و آنها را به منشأ تهدید بدل میسازد.
« فیلم از تضاد میان تابستانِ ظاهراً بیدغدغه و خشونت نهفته در پس آن بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل، خشونت فیلم صرفاً در شمار قربانیان یا مقدار خون خلاصه نمیشود؛ کیفیت طراحی و زمانبندیِ هر لحظه، به آن نیرویی ملموس میدهد. زخمها و آسیبها وزن جسمانی دارند و تماشاگر را با خشونتی مواجه میکنند که برخلاف بسیاری از جلوههای دیجیتال، حس ساختگی و بیوزن ندارد. با این همه، نمایش صریح خشونت برای هر مخاطبی جذاب نخواهد بود.
فیلم گاه از وحشت جسمانی با نوعی سرخوشی نمایشی بهره میگیرد و در این لحظهها، مرز میان دلهره و شوکطلبی باریک میشود. اگر تماشاگر با زبان اسلشرهای خشن ارتباط نگیرد، احتمالاً همین صحنهها را افراطی یا حتی ناخوشایند خواهد یافت. اما برای دوستداران جلوههای دستی، این بخشها از مهمترین دلایل تماشای فیلماند؛ سازندگان با ابزارهای عملی، لحظههایی میآفرینند که هنوز هم اثرگذارند.
صحنهٔ قایق و اوجگیری تعلیق در میان بخشهای فیلم، صحنهٔ قایق برجستهترین نمونه از توانایی آن در تبدیل یک موقعیت ساده به تجربهای پرتنش است. فضای محدود، حرکت روی آب و حضور چندین نوجوان در کنار یکدیگر، امکان گریز را کم میکند و آشفتگی را افزایش میدهد. فیلم در اینجا از خلوتی جنگل فاصله میگیرد و وحشت را در جمعی متراکم به جریان میاندازد؛ همین تغییر، صحنه را از بسیاری از تعقیبوگریزهای آشنای فیلم متمایز میکند.
اهمیت این بخش فقط در شدت خشونتش نیست. کارگردانی، تدوین و طراحی جلوهها در کنار هم حس بیثباتی میآفرینند: قایق پیوسته در حرکت است، افراد فرصت چندانی برای فهمیدن آنچه رخ میدهد ندارند و خطر از فاصلهای نزدیک سر برمیآورد. فیلم در این نقطه انرژی ازدسترفتهٔ بخشهای کندتر را تا اندازهای جبران میکند.
« با این همه، نمایش صریح خشونت برای هر مخاطبی جذاب نخواهد بود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنهٔ قایق نمونهای است از آنکه «The Burning» هرگاه از تکرار فرمول فاصله میگیرد و بر موقعیتی مشخص تمرکز میکند، میتواند واقعاً هیجانانگیز شود. شخصیتها و بازیها شخصیتها بیش از آنکه پیچیده و چندوجهی باشند، در چارچوب نقشهای آشنای نوجوانان در اسلشرها شکل گرفتهاند. برخی شوخطبعاند، برخی سرکش و برخی مسئولیتپذیرتر از دیگران؛ این تفاوتها به گروه تنوعی ابتدایی میدهد، اما فیلم فرصت چندانی برای پرداخت عمیق روانی آنان فراهم نمیکند.
تاد، که در مرکز رویارویی با تهدید قرار میگیرد، کارکرد قهرمانانهٔ روشنی دارد، ولی مسیر درونی او به اندازهای بسط نمییابد که به شخصیتی ماندگار و پیچیده بدل شود. بازیها نیز ناهموارند. بعضی اجراها به لحن سبک و نوجوانانهٔ بخشهای آغازین کمک میکنند، در حالی که برخی دیگر از همان ابتدا یادآور محدودیتهای تولیدهای ژانری آن دورهاند.
فیلم در عوض، بیش از هر چیز بر کنش و واکنش تکیه دارد: فرار، پنهانشدن، فریاد و تلاش برای فهمیدن خطر. حضور بازیگرانی چون هالی هانتر، جیسن الکساندر و فیشر استیونز برای علاقهمندان به مسیر حرفهای آنان نکتهای جالب است، اما خود فیلم برای پرداخت شخصیتهای فرعی به آنان مجال زیادی نمیدهد.
موسیقی و زبان بصری موسیقی ریک ویکمن نقش مهمی در حفظ حالوهوای تهدیدآمیز اثر دارد. نغمهها گاه پیش از آنکه خطر آشکار شود، فضای صحنه را سنگین میکنند و به تماشاگر میفهمانند که آرامش موجود دوام چندانی ندارد. موسیقی در بعضی لحظهها آشکارا بر احساسات مخاطب جهت میدهد، اما در فیلمی که ساختارش بر انتظار و هشدار استوار است، این تأکید چندان نامتناسب به نظر نمیرسد.
« فیلم در عوض، بیش از هر چیز بر کنش و واکنش تکیه دارد: فرار، پنهانشدن، فریاد و تلاش برای فهمیدن خطر. »
قوتها و کاستیها
از نظر بصری، جنگلها و محوطهٔ اردوگاه به فیلم هویتی روشن میبخشند. محیط طبیعی هم زیباست و هم تهدیدآمیز؛ درختان و سایهها پناهگاه میشوند، اما امکان پنهانشدن مهاجم را نیز فراهم میکنند. فیلم همیشه از میزانسن یا حرکت دوربین خلاقانهای بهره نمیبرد، ولی در لحظههایی که چهرهٔ کراپسی یا ابزار او در قاب ظاهر میشود، از فاصله، سایه و انتظار بهخوبی استفاده میکند.
این زبان بصری ساده است، اما با جهان قصه تناسب دارد. محدودیتها و ارزش امروزین نقطهضعف اصلی فیلم، وابستگیاش به قراردادهای شناختهشدهٔ ژانر است. داستان مسیر نسبتاً قابلحدسی دارد و بسیاری از موقعیتها برای تماشاگر آشنا به اسلشر، تازگی چندانی ندارند. از سوی دیگر، شخصیتپردازی کمعمق و ریتم کند در بخشهایی از فیلم مانع شکلگیری پیوند عاطفی نیرومند با نوجوانان میشود.
پیامد این کاستی آن است که برخی لحظهها، با وجود خشونت چشمگیرشان، پس از پایان تماشا چندان در ذهن نمیمانند. بااینحال، فیلم را نمیتوان صرفاً تقلیدی بیجان از آثار همدورهاش دانست. فضاسازی اردوگاه، طراحی عملی خشونت و چند صحنهٔ پرانرژی به آن شخصیت میبخشند. «The Burning» برای تماشاگرانی که از اسلشرهای کلاسیک انتظار نوآوری روایی دارند، احتمالاً اثری معمولی خواهد بود؛ اما کسانی که به ساختوپرداخت جلوههای عملی، افسانههای اردوگاهی و خشونتِ مستقیم سینمای وحشت دههٔ هشتاد علاقه دارند، در آن عناصر قابلتوجهی خواهند یافت.
جمعبندی «The Burning» فیلمی است که قوتهایش روشن و محدودیتهایش نیز آشکارند. روایت ساده، شخصیتهای کمعمق و ریتم نابرابر، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای کاملاً ماندگار و یکدست تبدیل شود. در مقابل، فضای اردوگاه تابستانی، موسیقی دلهرهآور، گریمهای تام ساوینی و صحنهٔ پرتنش قایق، به آن انرژی و هویتی فراتر از یک اسلشر کاملاً فراموششدنی میدهند.
« از نظر بصری، جنگلها و محوطهٔ اردوگاه به فیلم هویتی روشن میبخشند. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه بهسبب داستانی پیچیده یا شخصیتهایی فراموشنشدنی ارزش داشته باشد، بهخاطر لحظههای اجراییاش دیده میشود: لحظههایی که محیط آشنا را تهدیدآمیز میکنند و خشونت را با جلوههایی ملموس به پرده میآورند. حاصل، اثری نهچندان تازه اما سرگرمکننده و گاه واقعاً هراسآور است؛ فیلمی که محدودیتهای فرمول اسلشر را حفظ میکند، اما در بهترین لحظههایش از همان فرمول بهرهای مؤثر میگیرد.
ثبت دیدگاه