نقد و بررسی
نقد قهرمانان از نو زاده میشوند (Heroes Reborn) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی ناآرام «Heroes Reborn» مینیسریالی علمیتخیلی و ابرقهرمانی است که به جهان مجموعهٔ «Heroes» بازمیگردد؛ جهانی که در آن آدمهای عادی درمییابند تواناییهایی فراتر از حد معمول دارند. روایت یک سال پس از فاجعهای در اودسا آغاز میشود: دارندگان قدرتهای ویژه زیر فشار ترس عمومی و تعقیب شکارچیان ناچار به پنهانشدناند.
این موقعیت، زمینهای مناسب برای طرح پرسشهایی دربارهٔ هراس از تفاوت، سوءاستفاده از قدرت و مرز میان حفاظت و سرکوب فراهم میآورد. مجموعه در سیزده قسمت ساخته شده و خالق مجموعهٔ پیشین، Tim Kring، نیز در شکلگیری این بازگشت نقش داشته است. بااینحال، اثر بیش از آنکه صرفاً ادامهای نوستالژیک باشد، میکوشد دروازهای تازه به همان جهان بگشاید.
شخصیتهای جدید در کنار چهرههای آشنا قرار میگیرند و مخاطب را با شبکهای از رازها، انگیزهها و پیوندهای پنهان روبهرو میکنند. وعدهٔ اصلی مجموعه همین تلاقی است: آیا این نسل تازه میتواند از زیر سایهٔ گذشته بیرون بیاید و داستانی مستقل بسازد؟ معماهایی که موتور روایتاند در آغاز، قصه با مجموعهای از پرسشهای جذاب پیش میرود.
فاجعهٔ اودسا چه معنایی دارد؟ چه کسانی از آن سود بردهاند؟ و چرا افراد دارای تواناییهای خارقالعاده به هدف تعقیب و کنترل بدل شدهاند؟ سریال پاسخها را یکباره در اختیار تماشاگر نمیگذارد؛ اطلاعات را میان شخصیتها و خطهای داستانی تقسیم میکند و از همین راه میکوشد حس کشف تدریجی را زنده نگه دارد.
« مجموعه در سیزده قسمت ساخته شده و خالق مجموعهٔ پیشین، Tim Kring، نیز در شکلگیری این بازگشت نقش داشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شگرد در بهترین لحظات مؤثر است. یک شخصیت ممکن است بخشی از حقیقت را بداند، دیگری از پیامدهای آن بگریزد و سومی ناخواسته به حلقهای از ماجرا بدل شود که هنوز معنایش را درک نکرده است. چنین ساختاری با حالوهوای مجموعهٔ اصلی همخوانی دارد و کنجکاوی میآفریند. اما پنهانکردن اطلاعات همیشه به تعلیق منجر نمیشود.
گاهی رازها چنان دیر گشوده میشوند که کشش اولیه جای خود را به انتظار فرساینده میدهد؛ بهویژه وقتی تماشاگر احساس کند داستان به جای پیشبردن کشمکش، صرفاً پاسخ را عقب میاندازد. چندقهرمانی و مسئلهٔ پراکندگی «Heroes Reborn» بر مجموعهای از شخصیتها تکیه دارد و هرکدام را در موقعیتی متفاوت قرار میدهد.
برخی در حال فرارند، برخی در پی یافتن هویت یا جایگاه خود و برخی دیگر با گذشتهای دشوار دستوپنجه نرم میکنند. این تنوع، امکان ساخت جهانی گسترده را فراهم میکند: قدرتهای گوناگون فقط ابزار جلوههای ویژه نیستند، بلکه میتوانند شکلهای متفاوتی از تنهایی، مسئولیت و آسیبپذیری را بازتاب دهند.
مشکل آنجاست که گسترش جهان همیشه با انسجام دراماتیک همراه نمیشود. رفتوآمد میان خطوط داستانی گاه تند و ناهماهنگ است و در لحظاتی که یک ماجرا تازه در حال جانگرفتن است، روایت به نقطهای دیگر میپرد. حاصل، تجربهای ناهموار است: بعضی شخصیتها فرصت مییابند در ذهن مخاطب بنشینند، اما برخی دیگر پیش از آنکه انگیزه یا رابطهشان عمق پیدا کند، به مسیر بعدی داستان رانده میشوند.
« چنین ساختاری با حالوهوای مجموعهٔ اصلی همخوانی دارد و کنجکاوی میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
برای سریالی که بخش مهمی از جذابیتش به پیوند میان آدمها وابسته است، این شتاب هزینهساز است. شخصیتهای تازه و چهرههای آشنا چهرههای قدیمی، بهویژه حضور Noah Bennet با بازی Jack Coleman، پیوندی عاطفی با گذشته برقرار میکنند. بازگشت چنین شخصیتی صرفاً یادآوری خاطره نیست؛ حضور او میتواند نشان دهد سالها تجربه چگونه نگاه فرد را به قدرت، خطر و مسئولیت تغییر داده است.
در سوی دیگر، شخصیتهای تازه باید بار معرفی جهانی را بر دوش بکشند که پیشاپیش تاریخچه و هواداران خود را دارد. این مأموریت آسان نیست، زیرا هر شخصیت هم باید مستقل و باورپذیر باشد و هم جایگاهش را در شبکهٔ گستردهٔ مجموعه پیدا کند. بازیگران، بهخصوص در نقشهایی که میان ظاهر و انگیزهٔ درونی فاصله وجود دارد، به شخصیتها جان میبخشند.
Zachary Levi در مقام Luke Collins تصویری چندلایه از مردی عرضه میکند که گذشته و انتخابهایش بر مسیر کنونی او سایه انداختهاند. Robbie Kay نیز در نقش Tommy Clark با معمای هویت و ظرفیتهای ناشناخته پیوند میخورد. این اجراها از یکدستی کامل برخوردار نیستند، اما در لحظههای موفق، به قصه بُعد انسانی میدهند؛ بُعدی که گاهی زیر ازدحام حوادث کمرنگ میشود.
از بازیگران اصلی دیگر میتوان به Kiki Sukezane و Ryan Guzman اشاره کرد. قدرتهای خارقالعاده و جهان بصری یکی از دلنشینترین ویژگیهای مجموعه، تنوع تواناییها و ظرفیت تصویری آنهاست. نیروهای متفاوت میتوانند موقعیتهایی پرتحرک و غیرمنتظره بسازند و جهان داستان را از الگوی معمول قهرمانی که تنها با زور بازو پیروز میشود دور کنند.
« برای سریالی که بخش مهمی از جذابیتش به پیوند میان آدمها وابسته است، این شتاب هزینهساز است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در اینجا گاهی شیوهٔ بهکارگیری قدرت، به اندازهٔ خود قدرت اهمیت دارد: تواناییای که در ظاهر راهحل به نظر میرسد، ممکن است حامل خطری تازه یا باری اخلاقی باشد. بااینهمه، حضور قدرتهای تازه زمانی بیشترین تأثیر را دارد که با شخصیتپردازی همراه شود. اگر توانایی فقط بهانهای برای طراحی صحنهٔ اکشن باشد، شگفتی آن زود فروکش میکند.
«Heroes Reborn» در برخی موارد از این مرز عبور میکند و ایدههای جذاب را پیش از آنکه پیامدهایشان در زندگی شخصیتها روشن شود، به رخداد بعدی میسپارد. صحنههای پرتحرک میتوانند هیجان بیافرینند، اما جای رابطهٔ سنجیده میان انتخاب، قدرت و نتیجه را نمیگیرند. مضمون ترس، تعقیب و کنترل پسزمینهٔ تعقیب دارندگان قدرت، به سریال امکان میدهد از قالب ابرقهرمانی فراتر برود.
ترس جمعی در این جهان تنها احساسی شخصی نیست؛ به نیرویی سیاسی بدل میشود که میتواند نظارت، سرکوب و بهرهبرداری از انسانها را توجیه کند. از این منظر، داستان دربارهٔ آدمهایی است که بهسبب تفاوتشان از جامعه رانده میشوند، اما همزمان ناچارند با پرسشی دشوار روبهرو شوند: آیا قدرت ویژه بهخودیخود مسئولیت ویژهای میآورد؟
این مضمون وقتی در رفتار و انتخاب شخصیتها نمایان میشود، ظرفیت اخلاقی مجموعه را بالا میبرد. تعقیبکنندگان نیز میتوانند بیش از مانعی ساده باشند؛ ترس و فقدان، گاه در انگیزههای آنان نقشی تعیینکننده دارد. بااینحال، طرح مضمون بهتنهایی برای ژرفا کافی نیست. هرگاه روایت شتاب میکند یا رازها جای گفتوگوی واقعی را میگیرند، لایهٔ اجتماعی داستان بیشتر به زمینهای برای حادثه بدل میشود تا موضوعی که بهطور کامل کاویده شده باشد.
« بااینهمه، حضور قدرتهای تازه زمانی بیشترین تأثیر را دارد که با شخصیتپردازی همراه شود. »
قوتها و کاستیها
ریتم، کشش و فرصتهای ازدسترفته ساختار چندخطی، هم سرچشمهٔ جذابیت است و هم مهمترین نقطهٔ آسیبپذیری اثر. در لحظههایی که مسیرهای شخصیتها به هم نزدیک میشوند، تماشاگر احساس میکند قطعات پراکنده در حال شکلدادن تصویری بزرگترند. اما انتقال ناگهانی میان داستانها، معرفی فشردهٔ آدمها و قدرتهای تازه و گاه پیشبینیپذیربودن بعضی مسیرها، از شدت این اثر میکاهد.
نتیجه نه شکست کامل روایت است و نه موفقیتی بیچونوچرا؛ بلکه مجموعهای از لحظههای گیراست که انسجام کلی همیشه از آنها پشتیبانی نمیکند. ریتم سریال بیش از هر چیز به صبر مخاطب وابسته است. برای علاقهمندان به معماهای پیدرپی و جهانهای ابرقهرمانی، پیگیری نشانهها میتواند لذتبخش باشد.
اما تماشاگرانی که خواهان پرداخت آرامتر شخصیتها و تمرکز روایی روشنترند، ممکن است در میان ازدحام اطلاعات و جابهجاییهای پیدرپی احساس سردرگمی کنند. بعضی گرهها ظرفیت آن را دارند که با ظرافت بیشتری باز شوند؛ برخی دیگر نیز زودتر از آنچه باید، مسیر قابلحدس خود را آشکار میکنند. جمعبندی «Heroes Reborn» بازگشتی آمیخته به بلندپروازی و ناتمامی است.
مجموعه با ایدهٔ تعقیب افراد دارای تواناییهای ویژه، شبکهای از رازها و حضور شخصیتهای آشنا، زمینهای فراهم میکند که هم برای طرفداران جهان «Heroes» جذاب است و هم برای مخاطب تازه امکان ورود دارد. بازیهای قابلتوجه، تنوع قدرتها و کنجکاویبرانگیزبودن پیوندهای میان شخصیتها، از امتیازهای اصلی آن به شمار میروند.
« ریتم، کشش و فرصتهای ازدسترفته ساختار چندخطی، هم سرچشمهٔ جذابیت است و هم مهمترین نقطهٔ آسیبپذیری اثر. »
جمعبندی
در مقابل، پراکندگی خطوط داستانی، شتاب در معرفی قهرمانان تازه و کشآمدن برخی معماها، مانع میشود همهٔ ظرفیتهای این جهان به یک روایت منسجم تبدیل شوند. اثر در بهترین لحظات یادآور این است که قهرمانی نه صرفاً در داشتن قدرت، بلکه در مواجهه با ترس، انتخاب و پیامدهای عمل معنا مییابد. در مجموع، این بازگشت برای تماشاگر مشتاق داستانهای ابرقهرمانی و معمایی تجربهای سرگرمکننده و گاه تأملبرانگیز است، هرچند پرداخت نابرابرش فاصلهای میان ایدههای پرکشش و تحقق کامل آنها باقی میگذارد.



ثبت دیدگاه