نقد و بررسی
نقد هفتادونهمین دوره جوایز سالانه تونی (The 79th Annual Tony Awards)
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبی در ستایش تئاتر زنده «هفتادونهمین دوره جوایز تونی» بیش از آنکه صرفاً مراسمی برای اعلام برگزیدگان باشد، ویترینی سهساعته از تواناییهای گوناگون تئاتر برادوی است: بازیگری، آواز، رقص، طراحی و آن نیروی جمعی که اجرای زنده را از هر شکل دیگری از سرگرمی متمایز میکند. مراسم در تالار رادیو سیتی نیویورک برگزار شد و P!nk اجرای آن را بر عهده داشت؛ حضوری که از همان آغاز، حالوهوایی پرتحرک و نمایشی به برنامه داد.
افتتاحیهای که با پرواز آویخته از سقف آغاز شد و به شمارهای پرشور و گروهی رسید، بهروشنی نشان میداد که برگزارکنندگان قصد دارند تونی را نه فقط یک آیین تقدیر، بلکه خودِ یک نمایش تمامعیار جلوه دهند. این انتخاب، با ماهیت مراسم تناسب داشت. تونی در بهترین لحظههایش میکوشد مرز میان صحنه و سالن را کمرنگ کند و مخاطب تلویزیونی را در هیجان جمعی تماشاگران شریک سازد.
نتیجه، شبی است که در آن حتی بخشهای تشریفاتی نیز فرصتی برای اجرا به شمار میآیند؛ هرچند همین میل به نمایشپردازی گاه میتواند از تمرکز بر خودِ آثار بکاهد. اجرای P!nk و ساختن ریتم مراسم P!nk برای هدایت چنین برنامهای انتخابی مؤثر است، زیرا توانایی دارد انرژی ستارهایِ موسیقی عامهپسند را با شکوه صحنهای پیوند بزند.
ورود هوایی او، سپس اجرای پرهیاهوی «Lady Marmalade» با همراهی Megan Thee Stallion و گروه بزرگی از هنرمندان، افتتاحیه را به لحظهای دیداری و پرتحرک بدل کرد. این شماره نه فقط نمایش توان اجرایی میزبان، بلکه اعلام موضعی درباره لحن شب بود: مراسم میخواهد گسترده، سرزنده و آشکارا سرگرمکننده باشد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، نقطه قوت میزبان تنها در انرژی بدنی یا آواز خلاصه نمیشود. حضور گرم او به مراسم امکان میدهد میان بخشهای رقابتی و اجراهای بزرگ، پیوندی نسبتاً طبیعی برقرار کند. بازگشت او به صحنه برای اجرای قطعهای از «شیکاگو» نیز نشان داد که برنامه میکوشد میان ستاره معاصر و میراث دیرپای برادوی رفتوآمد کند.
در مجموع، P!nk بیشتر بهمثابه نیروی محرک شب عمل میکند تا مجریای که صرفاً نامها را معرفی کند؛ تفاوتی که به مراسم شخصیت میبخشد. تنوعی که برادوی را به نمایش میگذارد یکی از ارزشمندترین جنبههای تونی، گردآوردن آثاری است که از نظر سبک، لحن و زبان اجرایی تفاوت دارند. در این دوره، از موزیکالهای پرزرقوبرق تا بازآفرینیهای آثار کلاسیک و نمایشهای درام، مجموعهای متنوع از تجربههای صحنهای پیش روی مخاطب قرار گرفت.
«راگتایم» با اجرایی نیرومند از گروه خود، «پسران گمشده» با جلوههای آتشین، و «گربهها: رقص جلیکِل» با بازخوانی پرجنبوجوش و متأثر از فرهنگ بالروم، هرکدام گوشهای متفاوت از تواناییهای تئاتر موزیکال را به رخ کشیدند. این تنوع، صرفاً در تفاوت لباسها و آهنگها نیست؛ در شیوههای متفاوتِ روایت و ارتباط با تماشاگر نیز دیده میشود.
«گربهها: رقص جلیکِل» با تکیه بر حرکت و طراحی اجرایی، فضای آشنای اثری شناختهشده را از منظری تازه مینگرد؛ در حالی که «راگتایم» بر قدرت موسیقی و گروهخوانی تکیه دارد. چنین بخشهایی به بیننده امکان میدهند در زمانی کوتاه، با دامنهای از بیانهای تئاتری روبهرو شود. البته فشردگی اجراها گاهی فرصت مکث و درک کامل هر برداشت را محدود میکند؛ بیننده طعم چند جهان را میچشد، اما الزاماً در هیچیک اقامت طولانی ندارد.
« بااینحال، نقطه قوت میزبان تنها در انرژی بدنی یا آواز خلاصه نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
لحظههای برجسته و میراث صحنه مراسم هنگامی بیشترین اثر را میگذارد که از مسابقه جوایز فاصله میگیرد و خودِ تاریخ تئاتر را به یاد میآورد. ادای احترام به «شیکاگو» و بازگشت بازیگران «کتاب مورمون» برای بزرگداشت پانزدهمین سالگرد آن، به برنامه بُعدی فراتر از فصل جاری میبخشد. این یادآوریها نشان میدهند که برادوی تنها مجموعهای از افتتاحیهها و رقابتهای سالانه نیست؛ حافظهای زنده دارد که اجراهای ماندگار، گروههای هنری و نسلهای مختلف تماشاگران آن را شکل دادهاند.
اجرای راشل زگلر در بزرگداشت پنجاهمین سالگرد «خط کر» نیز از همین جنس بود: لحظهای که تاریخ نمایش را از راه بدن و صدا دوباره حاضر میکرد. بخش یادبود درگذشتگان نیز با اجرای احساسی Leslie Odom Jr. همراه شد. چنین لحظههایی در مراسمی پرزرقوبرق اهمیت ویژه دارند، زیرا یادآور میشوند که هنر صحنه نه فقط صنعت سرگرمی، بلکه اجتماع انسانیِ هنرمندان و همکارانی است که بخشی از تاریخ مشترک را ساختهاند.
این تغییر لحن، از جشن به تأمل، به برنامه عمق میدهد و مانع میشود تمام شب در سطح هیجان و تشویق باقی بماند. جوایز، اعتبار و محدودیتهای رقابت تونی نقشی مهم در جلب توجه عمومی به آثار نمایشی دارد و جایزه میتواند بر گفتوگوی فرهنگی پیرامون یک تولید بیفزاید. در این دوره، «اشمیگادون!» جایزه بهترین موزیکال را دریافت کرد، در حالی که «مرگ فروشنده» با شش جایزه از پرافتخارترین آثار شب بود.
«راگتایم» نیز در بخشهای مهمی از جمله احیای موزیکال و بازیگری درخشید. این نتایج، دامنهای از انتخابها را برجسته میکند و نشان میدهد که شب به یک اثر واحد محدود نمانده است، هرچند تمرکز جوایز بر چند عنوان مشخص همچنان بر تصویر کلی مراسم سایه میاندازد. اما این اعتبار، درون چارچوبی محدود شکل میگیرد.
« بخش یادبود درگذشتگان نیز با اجرای احساسی Leslie Odom Jr. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رقابت تونی اساساً به تولیدات برادوی اختصاص دارد؛ بنابراین نمایشهای آفبرادوی، تورهای تئاتری و بخش بزرگی از فعالیتهای نمایشی بیرون از این مدار، در میدان اصلی دیده نمیشوند. این محدودیت از ارزش جوایز نمیکاهد، اما باید در ارزیابی معنای آنها به یاد بماند: تونی نماینده تمام تئاتر آمریکا نیست، بلکه تصویری برجسته از بخشی پرنفوذ و شناختهشده از آن ارائه میدهد.
همچنین، تمرکز خبری بر برندگان بزرگ میتواند توجه را از آثاری که دستاوردهای هنری دارند اما سهم کمتری از جوایز میبرند، منحرف کند. پخش تلویزیونی؛ میان ریتم و تشریفات سه ساعت زمان برای برنامهای شامل اجراهای زنده، سخنرانیها، معرفی نامزدها و اهدای جوایز، هم فرصت است و هم دشواری. از یک سو، پخش طولانی اجازه میدهد بخشهایی از آثار مختلف دیده شوند و فضای گستردهتری برای یادبودها و لحظههای ویژه فراهم آید.
از سوی دیگر، تکرار قالبهای تشریفاتی و توالی طولانی اهدای جوایز میتواند ریتم برنامه را فرسوده کند. وقتی مراسم میان اجراهای پرانرژی و بخشهای رسمی رفتوآمد میکند، تفاوت کیفیت و کشش هر بخش آشکارتر میشود. قرار دادن جوایز طراحی در برنامهای مقدماتی پخششده از Pluto TV، راهی برای گشودن فضای بیشتر در برنامه اصلی بوده است.
بااینحال، این تصمیم پرسشی را نیز برمیانگیزد: آیا جنبههای فنی و بصری تئاتر نباید در مرکز همان پخش اصلی قرار گیرند؟ طراحی صحنه، نور، لباس و صدا نه حاشیهای بر اجرا، بلکه بخشی از زبان آن هستند. کوتاهکردن مراسم اصلی ممکن است به حفظ ریتم کمک کند، اما انتقال بخشی از جوایز به برنامهای جداگانه، خطر کمنمایی همان هنرهایی را دارد که جادوی صحنه را میسازند.
« از سوی دیگر، تکرار قالبهای تشریفاتی و توالی طولانی اهدای جوایز میتواند ریتم برنامه را فرسوده کند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «هفتادونهمین دوره جوایز تونی» در مجموع مراسمی پرتحرک و دیدنی است که ارزش خود را بیش از هر چیز از اجراهای زنده و تنوع آثار میگیرد. P!nk با حضوری پرانرژی به برنامه جان میدهد و لحظههایی چون بزرگداشت تولیدات ماندگار، اجرای گروهی «راگتایم» و بازخوانی جسورانه «گربهها: رقص جلیکِل» تصویری زنده از برادوی میسازند.
در سوی دیگر، طولانیبودن برنامه و محدودیتهای ساختاری جوایز مانع از آن میشود که مراسم تصویری کامل از گستره تئاتر ارائه کند. با وجود این کاستیها، شب تونی موفق میشود مخاطب را با نیرویی آشنا کند که تئاتر را زنده نگه میدارد: حضور همزمان بازیگر و تماشاگر، موسیقیای که در همان لحظه اجرا میشود، و گروهی از هنرمندان که برای ساختن یک تجربه مشترک گرد هم آمدهاند.
این مراسم شاید نتواند همه صداهای صحنه را بازتاب دهد، اما در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که برادوی فقط مکانی برای رقابت بر سر جایزه نیست؛ صحنهای است که هر سال شکل تازهای از خیال، مهارت و اجتماع را به تماشاگر عرضه میکند.
ثبت دیدگاه